آثار اجتماعی

دانلود پایان نامه

تعقیب‌ کیفری‌ مربوط‌ به‌ هر سه‌ دسته‌ مأمورین‌ مذکور در ماده‌ 176 یعنی‌ قضات‌، ضابطین‌ دادگستری‌ و سایر مأمورین‌ موظف‌ به‌ تعقیب‌، رسیدگی‌ و اجرای‌ حکم‌ می‌باشد.
تعقیب‌ انتظامی‌ برای‌ قضاتی‌ که‌ با فعل‌ یا ترک‌ فعل‌ موجب‌ شمول‌ مرور زمان‌ برجرم‌ یا مجازاتی‌ شده‌اند وضع‌ شده‌ است‌ و در دادسرا و دادگاه‌ انتظامی‌ قضات‌ رسیدگی‌می‌شودو تعقیب‌ اداری‌ نسبت‌ به‌ مأمورینی‌ است‌ که‌ وظائف‌ ناشی‌ از مسئولیت‌های‌ اداری‌خود را تعقیب‌، رسیدگی‌ و اجرای‌ حکم‌ کیفری‌ را بدرستی‌ انجام‌ نداده‌ و موجب‌ مرور زمان‌شده‌اند.
3-3- نقد مرور زمان‌ کیفری‌
علیرغم‌ این‌ حقیقت‌ که‌ مرور زمان‌ کیفری‌ با استثنائات‌ و شرایط‌ متفاوت‌ در بسیاری‌از نظام‌های‌ حقوقی‌ و کشورهای‌ جهانی‌ پذیرفته‌ شده‌ و احکام‌ متنوعی‌ در قوانین‌ این‌کشورها در بیان‌ انواع‌ و چگونگی‌ تأیید این‌ تأسیس‌ حقوقی‌ بر جرائم‌ و مجازات‌ها، وضع‌ وتصویب‌ شده‌ است‌، در خصوص‌ میزان‌ مقبولیت‌ آن‌ در بین‌ اندیشمندان‌ و صاحبنظران‌اتفاق نظر وجود ندارد و بطور جدی‌ مورد دفاع‌ و ایراد است‌. عده‌ای‌ آنرا برای‌ تأمین‌ پاره‌ای‌از اهداف‌ حقوقی‌ و اجتماعی‌ ضروری‌ می‌شمارند و حذف‌ آنرا از حقوق کشورها موجب‌بروز بی‌نظمی‌ در دادرسی‌ و روابط‌ اجتماعی‌ می‌دانند و عده‌ای‌ نیز با طرح‌ بحث‌های‌ غالباًفلسفی‌ و تئوریک‌ محض‌ و ترتیب‌ و تنظیم‌ معادلات‌ منطقی‌، نتیجه‌ می‌گیرند که‌ مرور زمان‌کیفری‌ با اصول‌ و اهدافی‌ که‌ حقوق جزا در پی‌ آنست‌ سازگار نیست‌ و ورود مقررات‌مربوطه‌ را در حقوق و قوانین‌ جزایی‌ کشورها نمی‌پسندند. بنظر ما مقررات‌ مرور زمان‌ رامقتضیات‌ زمان‌، حجم‌ دعاوی‌ و مراجعات‌ و محدودیت‌های‌ دولتی‌ و قضایی‌ در قبول‌شکایت‌ و تظلمات‌ بطور مطلق‌، بر قانونگذاری‌ کشورها تحمیل‌ کرده‌ است‌ و فواید و منافع‌آنرا مجریان‌ قانون‌ و صاحب‌ منصبان‌ قضاء بخوبی‌ درک‌ می‌کنند و توالی‌ مخرب‌ نفی‌مرور زمان‌ را نیز می‌شناسند اگرچه‌ فرمولهای‌ فلسفی‌ و منطقی‌ آنرا تأیید نکنند.
3-3-1-موافقین‌ مرور زمان‌ کیفری‌
بعضی‌ از دلایلی‌ که‌ در تأیید مرور زمان‌ کیفری‌ ابراز شده‌اند مربوط‌ به‌ مرور زمان‌جرم‌ و برخی‌ نیز مربوط‌ به‌ مرور زمان‌ مجازات‌ و پاره‌ای‌ از دلایل‌ در تقویت‌ هر دو قسم ‌مرور زمان‌ جرم‌ و مجازات‌ قابل‌ طرح‌ و استناد است‌ که‌ به‌ ترتیب‌ در ذیل‌ به‌ این‌ دلایل‌می‌پردازیم‌.
3-3-1-1- نظریه‌ فراموشی‌ و نسیان‌ جامعه‌
بنابراین‌ نظر، گذشت‌ زمان‌ خاطرات‌ انسان‌ها را نسبت‌ به‌ حوادث‌ گذشته‌ و از جمله‌نسبت‌ به‌ جرایمی‌ که‌ در گذشته‌ دور اتفاق افتاده‌، ضعیف‌ و تاریک‌ می‌سازد و چه‌ بساجرایمی‌ که‌ پس‌ از گذشت‌ زمان‌ طولانی‌، فراموش‌ می‌شوند و التهاب‌ و بی‌نظمی‌ ناشی‌ ازجرم‌ که‌ در اجتماع‌ پدید آمده‌ با مرور زمان‌ التیام‌ یافته‌ و تألمات‌ و تأثرات‌ اجتماعی‌ به دست نسیان‌ سپرده‌ می‌شوند در چنین‌ فرضی‌ تعقیب‌ متهم‌ و اجرای‌ مجازات‌ نسبت‌ به‌ مجرم‌، خاطره‌ حزن‌انگیز و فراموش‌ شده‌ جرم‌ را دوباره‌ احیاء می‌کند و نظمی‌ را که‌ بر اثر گذشت‌زمان‌ به‌ جامعه‌ برگشته‌، مخدوش‌ می‌سازد و این‌ مخالف‌ اهداف‌ مجازات‌ بوده‌ و بامقتضیات‌ مصالح‌ اجتماعی‌ تعارض‌ و تقابل‌ دارد و لذا برای‌ پرهیز از آنچه‌ که‌ ذکر شده‌ بایداز تعقیب‌ متهم‌ و اجرای‌ مجازات‌، در جرایمی‌ که‌ مدت‌های‌ طولانی‌ از وقوع‌ آن‌ها می‌گذردخودداری‌ و آن‌ها را مشمول‌ مرور زمان‌ قرار داد. (آخوندی‌، 1391:‌ 253)
این‌ نظریه‌ براساس‌ اهداف‌ مجازات‌ در مکتب‌ فایده‌ اجتماعی‌ ابراز شده‌ است‌ در این‌مکتب‌ ضمن‌ مخالفت‌ سخت‌ با بروز انتقام‌ اجتماعی‌ در قالب‌ مجازات‌، بر ضرورت‌ ارزیابی‌فایده‌ اجتماعی‌ مجازات‌ تأکید شده‌ است‌ و همچنین‌ براسا س این‌ نظر که‌ جرم‌ نظم‌اجتماعی‌ را مختل‌ می‌سازد و مجازات‌ ابزار اعاده‌ کننده‌ این‌ نظم‌ است‌، در فرض‌ بالا، گذشت‌ زمان‌ برای‌ اعاده‌ نظم‌ اجتماعی‌ که‌ در اثر جرم‌ مخدوش‌ شده‌، جانشین‌ مجازات‌ قرارمی‌گیرد و همان‌ اثر مجازات‌ را در این‌ خصوص‌ دارد و در نتیجه‌ برای‌ تعقیب‌ جرم‌ و اجرای‌مجازاتی‌ که‌، آثار اجتماعی‌ آن‌ با مرور زمان‌ حاصل‌ شده‌ و نظم‌ اجتماعی‌ اعاده‌ گردیده‌، فایده‌ای‌ نخواهد بود و بهتر است‌ از آن‌ صرف‌ نظر شود. (نوربها، 1389: 104)
3-3-1-2- نظریه‌ اصلاح‌ مجرم‌ در نتیجه‌ مرور زمان‌
می‌گویند اگر یکی‌ از اهداف‌ اصلی‌ مجازات‌، تنبیه‌ و اصلاح‌ رفتار مجرم‌ است‌، مجرمی‌ که‌ زمانی‌ طولانی‌ در حال‌ ترس‌ و اضطراب‌ ناشی‌ از تعقیب‌ و محکومیت‌ یا اجرای‌مجازات‌ است‌ رنج‌ و عذابی‌ را متحمل‌ می‌شود که‌ همانند مجازات‌ او را از جرم‌ ارتکابی‌ نادم ‌و پشیمان‌ می‌سازد و موجب‌ تنبیه‌ و اصلاح‌ رفتار او می‌گردد و تحمّل‌ چنین‌ خوف‌ ونگرانی‌ موجب‌ می‌شود که‌ او در طول‌ این‌ مدت‌ به‌ اصلاح‌ رفتار خود بپردازد و خویش‌ رااصلاح‌ نماید تعقیب‌ یا اعمال‌ مجازات‌ نسبت‌ به‌ چنین‌ فردی‌ اگر با هدف‌ اصلاح‌ او باشد درفرض‌ مذکور اقدامی‌ بیهوده‌ و بی‌نتیجه‌ است‌ و مانند فرضی‌ است‌ که‌ بر مجرمی‌ دوبارمجازات‌، اعمال‌ شود و اگر در این‌ مدت‌ فرد مرتکب‌ جرم‌ دیگری‌ نشود، این‌ استدلال‌ قوی‌ترخواهد بود چون‌ عدم‌ تکرار جرم‌ خود قرینه‌ است‌ بر اینکه‌ مرتکب‌ از عمل‌ مجرمانه‌ خودپشیمان‌ شده‌ و پندار و کردار خویش‌ را اصلاح‌ کرده‌ است‌. (مدنی‌،1385:‌ 497)
3-3-1-3- رعایت‌ مصالح‌ اجتماعی‌
باتوجه‌ به‌ اصل‌ پذیرفته‌ شده‌ لزوم‌ رعایت‌ سرعت‌ در تعقیب‌ و مجازات‌، عدم‌ توفیق‌دستگاه‌ قضایی‌ و اجرایی‌ مؤید قصور یا ناتوانی‌ آن‌ها از انجام‌ وظیفه‌ قانونی‌ است‌ و هرگاه‌آثار سوء این‌ ضعف‌ قوای‌ عمومی‌ را متوجه‌ متهم‌ یا محکوم‌ علیه‌ سازیم‌ و او را در حال‌انزوا و بلاتکلیفی‌ نگهداریم‌ و از فعالیت‌های‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ او جلوگیری‌ کنیم‌ بطورغیرمستقیم‌ جامعه‌ را از منافع‌ حضور چنین‌ فردی‌ در فعالیت‌های‌ اجتماعی‌ محروم‌ می‌کنیم‌و این‌ برای‌ جامعه‌ نیز مضر است‌ و لذا رعایت‌ مصالح‌ اجتماعی‌ اقتضاء می‌کند که‌ با قبول‌مرور زمان‌، چنین‌ فردی‌ با پیوستن‌ به‌ چرخه‌ عادی‌ زندگی‌ اجتماعی‌ به‌ امور متعارف‌ وتلاشهای اجتماعی‌ بپردازد و دیگران‌ را از توانایی‌ و تلاش‌ خود بهره‌مند سازد. (صانعی‌،1391: 314)
3-3-1-4- جنبه‌ بازدارندگی‌ مجازات‌ و مرور زمان‌
یکی‌ از مهم‌ترین‌ اهداف‌ مجازات‌ که‌ با تعقیب‌ بزهکاران‌ و به‌ مجازات‌ رساندن‌ آنهاحاصل‌ می‌شود پیشگیری‌ از ارتکاب‌ جرم‌ از سوی‌ دیگران‌ و جنبه‌ ارعاب‌ عمومی‌ آن‌ است‌یعنی‌ افرادی‌ که‌ بالقوه‌ مستعد ارتکاب‌ بزه‌ هستند و به‌ درجات‌ مختلف‌، تمایل‌ به‌ ارتکاب‌جرم‌ دارند پس‌ از اقدامات‌ مراجع‌ قضایی‌ و اجرایی‌ در تعقیب‌ و به‌ کیفر رساندن‌ بزهکاران‌، از تصمیم‌ خود منصرف‌ می‌شوند و فکر ارتکاب‌ بزه‌ را به‌ فراموشی‌ می‌سپارند اما باگذشت‌ زمان‌ طولانی‌، تعقیب‌ و مجازات‌ فاقد جنبه‌ بازدارندگی‌ عمومی‌ است‌ و تأثیر قابل‌ملاحظه‌ای‌ بر افراد مستعد برای‌ ارتکاب‌ جرم‌ نخواهد داشت‌ زیرا این‌ افراد نسبت‌ به‌حوادث‌ گذشته‌های‌ دور بیگانه‌اند و حتی‌ بدلیل‌ مخالفتی‌ که‌ تعقیب‌ و مجازات‌ نسبت‌ به‌جرایم‌ گذشته‌ دور، با اصول‌ سرعت‌ و قاطعیت‌ مجازات‌ دارد و ضعفی‌ که‌ با اجرای‌ اینگونه‌مجازاتها، قوای‌ قضایی‌ و اجرایی‌ به‌ آن‌ اعتراف‌ می‌کنند، میل‌ مستعدان‌ بالقوه‌ ارتکاب‌ جرم‌، برای‌ ارتکاب‌ بزه‌ افزایش‌ می‌یابد و لذا تعقیب‌ و اجرای‌ مجازات‌ در چنین‌ مواردی‌ باید بامرور زمان‌ ساقط‌ شود.
3-3-1-5- عدم‌ امکان‌ جمع‌آوری‌ دلایل‌ و آثار جرم‌
با گذشت‌ سالهای‌ طولانی‌ از تاریخ‌ وقوع‌ جرم‌ تحصیل‌ دلیل‌ علیه‌ متهم‌ به‌ علت‌ فوت‌، مهاجرت‌ یا فراموشی‌ و غیرقابل‌ اعتماد بودن‌ اظهارات‌ شهود یا از بین‌ رفتن‌ آثار و علایم‌جرم‌، دارای‌ مشکلات‌ فراوان‌ است‌ و رسیدگی‌ قضایی‌ را اغلب‌ در معرض‌ اشتباهات‌ واحکام‌ غیرعادلانه‌ قرار می‌دهد و پایان‌ نیافتن‌ تعقیب‌ مجرم‌ و صدور حکم‌ در یک‌ مدت‌طولانی‌ قرینه‌ و مؤید عدم‌ امکان‌ جمع‌آوری‌ دلایل‌ و آثار جرم‌ است‌ و همین‌ امور جریان‌مرور زمان‌ را نسبت‌ به‌ تعقیب‌ توجیه‌ می‌کند. (صانعی، 1391: 314)
3-3-1-6- عدالت‌ کیفری‌ و مرور زمان‌
با وقوع‌ جرم‌ دستگاه‌ قضایی‌ بعنوان‌ نماینده‌ جامعه‌ نسبت‌ به‌ تعقیب‌ و مجازات‌مرتکبین‌ آن‌ حقی‌ پیدا می‌کند که‌ این‌ حق‌ بطور ضمنی‌ مقید به‌ سرعت‌ نیز هست‌، یعنی‌دستگاه‌ قضایی‌ نمایندگی‌ دارد که‌ با سرعت‌ قابل‌ قبولی‌ نسبت‌ به‌ تعقیب‌ و مجازات‌مجرمین‌ اقدام‌ نماید و در صورتی‌ که‌ در یک‌ زمان‌ طولانی‌ این‌ حق‌ را اعمال‌ نکند آنرا ازدست‌ می‌دهد و بی‌مبالاتی‌ یا عدم‌ کارآیی‌ دستگاه‌ عدالت‌ کیفری‌، مرور زمان‌ در تعقیب‌ ومجازات‌ را توجیه‌ می‌کند و از طرف‌ مقابل‌ برای‌ متهم‌ یا محکوم‌ علیه‌، باتوجه‌ به‌ عدم‌ تعقیب‌و مجازات‌ به‌ موقع‌، این‌ حق‌ ایجاد می‌شود که‌ دیگر مورد پیگرد قرار نگیرد. و در این‌ فرض‌مرور زمان‌ نوعی‌ ضمانت‌ اجرا در مقابل‌ سهل‌انگاری‌ مقامات‌ مسئول‌، تعقیب‌ کیفری‌ است‌. (لارگیه‌،1338:‌ 108)
3-3-1-7- تغییر شخصیت‌ مجرم‌
طرفداران‌ این‌ نظر معتقدند که‌ مرور زمان‌ ویژگی‌های‌ شخصیتی‌ افراد را تغییرمی‌دهد کسی‌ که‌ در نوجوانی‌ مرتکب‌ جرمی‌ شده‌، در میانسالی‌ یا پیری‌، فردی‌ می‌شود باهویت‌ و باورها و خلاصه‌ شخصیت‌ جدید، که‌ غالباً با تشکیل‌ خانواده‌ و اشتغال‌، اهداف‌متفاوت‌ از گذشته‌ دور را دنبال‌ می‌کند و دیگر آن‌ نوجوان‌ سی‌ سال‌ قبل‌ نیست‌ و لذا تعقیب‌و مجازات‌ چنین‌ فردی‌ شبیه‌ آنست‌ که‌ یک‌ نفر مرتکب‌ جرم‌ شود و ما دیگری‌ را تعقیب‌ ومجازات‌ کنیم‌ و علاوه‌ بر این‌ تعقیب‌ و کیفر چنین‌ فردی‌ تخریب‌ پایگاه‌ جدید اجتماعی‌ وخانوادگی‌ او و اضرار به‌ اشخاص‌ ثالثی‌ خواهد بود که‌ در صورت‌ اقدام‌ به‌ موقع‌ مراجع‌تعقیب‌ و مجازات‌، چه‌ بسا از ایجاد علقه‌ و روابط‌ اجتماعی‌ و عاطفی‌، با چنین‌ فردی‌خودداری‌ می‌کردند و از این‌ جهت‌ نیز مرور زمان‌ تعقیب‌ و مجازات‌ قابل‌ توجیه‌ است‌. به هرحال‌ از جهت‌ اینکه‌ گذشت‌ زمان‌طولانی‌ موجب‌ تغییرات‌ عمده‌ در باورها و خصائص‌ روحی‌ و اخلاقی‌ افراد می‌شود وموقعیت‌ افراد را در محیط‌ خانوادگی‌ و اجتماعی‌ متحوّل‌ می‌سازد، این‌ نظریه‌ قابل‌ دفاع است‌ اما اینکه‌ چنین‌ تحولاتی‌ در شخصیت‌ و روابط‌ اجتماعی‌ فرد بزهکار، استحقاق او رابرای‌ تعقیب‌ یا مجازات‌ زائل‌ سازد جای‌ بحث‌ و ایراد دارد. (رنه‌، 1384: 629)