استراتژی مدیریت دانش

دانلود پایان نامه

کلیات مربوط به انتقال دانش نشان می دهد که انتقال موثر دانش از طریق سیستم های رسمی (برای دانش صریح) و شبکه های اجتماعی (برای دانش ضمنی ) تحقق یابد و چون انتقال به نوعی یک رفتار انسانی است می تواند تحت تاثیر محیط سازمانی قرار گیرد.
در عصر حاضر تغییرات عظیمی مثل رقابت شدید ،گسترش سریع فن آوری ، شدت تنوع طلبی مشتریان ، رشد اینترنت و عوامل دیگر (بینت و کوبریل 1999، ص 115) رخ داده اند که سازمانها را به سمت اداره موثر و فعال خرد جمعی شان سوق دهد (نیف ، 1999) بسیاری از سازمانها در حال دگرگون کردن خودشان درجهت تبدیل شدن به موسسات دانش مدار یعنی سازمانهایی که مدیریت دانش در آنها عامل حیاتی به شمار می آید ، می باشند.
استقبال رشته های گوناگون به ظهور مدیریت دانش کمک کرد (کلی ، 2000) ، منشاء مدیریت را از نظریه دانش مداری می داند که به نوبت بر یکسری از جریانهای پژوهشی همچون منابع محور (آپریل 2002) یادگیری سازمانی (هوبر ،1991) و صلاحیت کلیدی (لیپ ویت و همکاران ،1990) بنا نهاده شده است. از طرف دیگر گراور و داونپورت (2001) منشاء مدیریت دانش را فنآوری اطلاعات می دانند. واژه مدیریت دانش شاید برای اولین بار در سال 1994 بوجود آمد و در سال 1996 مشهور شد. دهه آخر قرن بیستم شاهد انفجاری در مباحث مربوط به دانش ، کار و دانش ، مدیریت دانش ، سازمانها و شرکت های دانش محور ،رشد اقتصادی دانش محور و اقتصاد دانش بود.
دورنمای تاریخی از مدیریت دانش امروزی به این مطلب اشاره دارد که مدیریت دانش یک خواسته قدیمی بوده است. دانش شامل دانستن و دلایل دانستن، دلیل دانستن به دلیل فلاسفه غربی به صورت مدون شاید هزار سال قبل ایجاد شده باشد.همچنین فلاسفه شرقی مشارکت یکسانی در تدوین دانش داشته اند.اگر چه بیشتر آنها به دریافت هدایت های روحانی و زندگی مذهبی معتقد بوده اند.
مدیریت دانش هم ایدئولوژی و هم یک فرایند است. به عنوان یک ایدئولوژی ، مدیریت دانش هنری است که از طریق کارکنان محیط سازمانی داخلی و خارجی را درک می کنند. ایدولوژی مدیریت دانش بر این عقیده است که سرمایه انسانی ابزاری است برای بدست آوردن و اکتساب ذهنی است. مدیریت دانش بعنوان یک فرایند روشی است که یک سازمان ثبت ، ذخیره و استفاده از دانش را به عنوان مجموعه ای جهت خلق دانش در نظر می گیرد خواه این ارزش مالی یا غیر مالی باشد. موسساتی که کارایی سازمان را دنبال می کنند برای خدمت بهتر به بخش های خود مدیریت دانش را مورد استفاده قرار خواهند داد افرادی که می خواهند از تهدید ها ، فرصتها ، نقاط قوت و نقاط ضعف با توجه به سرمایه فکری خودشان استفاده کنند ، مدیریت دانش را به کار خواهد گرفت (متکالف ، 2006) ، علاوه بر این الازمی وزئیری (2003) عوامل کلیدی موفقیت در مدیریت دانش سازمانی را از دیدگاه اندیشمندان این رشته مورد بررسی قرار داده اند که بنظر می رسد بسیار وسیع تر از دیدگاه متکالف باشد . جدول 1-2 را نگاه کنید.
ردیف صاحب نظر عوامل کلیدی موفقیت
1 ویک 1996 فرایند های مدیریت دانش، ایجاد سازماندهی، انتقال ، تبدیل ، نگهداری ، بکارگیری دانش.
2 داونپورت 1998 زیر ساختهای سازمانی، ساختار دانش ، حاکمیت فرهنگ ، جو دوستانه در سازمان ، اهداف روشن و زبان مشترک ، وجود کانالهای چندگانه برای انتقال دانش ، حمایت مدیریت عالی ، رفع موانع انگیزه.
3 داونپورت و پروساک 1998 تکنولوژی ، ایجاد و انتقال دانش ، مخازن الکتریکی دانش، آموزش ، فرهنگ وجود سازمانی.
4 مری 1998 در دسترس بودن دانش ، درست و بهنگام بودن دانش.
5 ترسلر 1998 تعهد مدیریت ، ایجاد انگیزه برای توزیع دانش ، فرهنگ و تکنولژی ، آموزش و یادگیری.
6 فیزان 1999 فرهنگ مناسب، توزیع اطلاعات و دانش ،خلق دانش.
7 لیبوتیز 1999 استراتژی مدیریت دانش ، حمایت مدیریت عالی ، فرهنگ حمایت از مدیریت دانش ، تشویق کارکنان به توزیع دانش، مخازن دانش ، تکنولژی.
8 باناسکو 1999 گروه های دانش ، نظارت بر محتوای دانش ، حمایت های ساختاری و تکنولوژی بهسازی فرایندهای ایجاد و توزیع دانش.
9 باسی 2000 یادگیری، توزیع ، اجرا و به کارگیری.
جدول 1-2 عوامل کلیدی موفقیت در مدیریت سازمانی از نگاه صاحبنظران(نادی،1386 ،ص117)
دانش فهمیده می شود و فرد دانش را از طریق تجربه،استدلال، بصیرت ، یادگیری،خواندن و شنیدن به دست می آورد .هنگامی که افراد، دانش خود را با دیگران تسهیم میکنند ،دانش آنان گسترش می یابد و هنگامی که دانش فرد با دانش دیگران ترکیب میشود ،دانشی جدید ایجاد می شود( وید،2002) .
با توجه به رویکردهای مختلف می توان اذعان داشت که مدیریت دانش همچون یک نظام یا تیم عمل کند. عبدالله سلامت ، سایبوردین و الیاس (2005) نظام مدیریت دانش را واژه ای می دانند که به منظور توصیف خلق گنجینه های دانش ، افزایش دسترسی و اداره کردنش ، همچنین ارتباط از طریق مشارکت ، غنی سازی محیط دانش و همچنین اداره دانش به عنوان یک دارایی برای سازمان ، بکار گرفته شده است. ماهیت و چیستی مدیریت دانش در اصل به دانش و خلق آن باز می گردد. دانش عبارتست از اطلاعاتی که از پردازش داده ها بدست می آید همچنین شامل تجربه ها ، ارزش ها بینش ها و اطلاعات در زمینه ای است که در ارزشیابی و یکی کردن تجربیات جدید و خلق دانش نو به اعضای سازمان کمک می کند. دانش توسط دانشکاران ساخته و بوسیله آنهایی که در مشاغل و وظایف خاص در گیرند، بکار گرفته می شود. کارمندان از دانش خود در تصمیم گیری ها و همچنین در بسیاری از امور تخصصی استفاده می کنند. داونپورت و پروساک (1998) دانش را بعنوان مخلوطی سیالی از تجربیات و ادغام تجربیات و اطلاعات جدید فراهم می کند این دو بحث می کنند که دانش ساخته می شود و در اذهان کارکنان بکار گرفته می شود. دانش در سازمانها ، در اسناد و خزائن ،در روال عادی کار، در فرایند ها ، اعمال و هنجار ها جای گرفته است. دیدگاه دیگری که توسط علوی ولیدنر (1998) ارائه شده، کمی متفاوت است. آنها دانش را به عنوان عقیده شخصی موجهی می دانند که ظرفیت کارکنان را افزایش می دهند.
بر اساس متون انتقال دانش بطور کلی دو نوع دانش وجود دارد دانش ضمنی و دانش آشکار ( نوناکو و یوچی ،1990) ، دانش فنی یاضمنی در حیطه ذهنی ادراکی (شناختی) و یادگیری تجربی می باشد و به مقدار زیادی شخصی بوده و شکل دادن آن دشوار است در حالی که دانش آشکار به دانش فنی ، واقعی تر و منطقی تر اطلاق می شود(مانند داده ها ،سیاستها، روشها و نرم افزار ها،اسناد و …) دانش آشکار دانشی است که بدون نیاز به روابط بین فردی به شکل قابل توزیع به دیگران مستند شده است و یا با یک فرایند با استراتژی منتقل شده است. همچنین دانش آشکار، دانش استراتژیک و دانش نفوذ کننده نیز نامیده می شود (علوی 2001) برای اولین بار پولانی (1956) بین این دو دانش تفاوت قایل شد.
دانش آشکار در یک وسیله مکانیکی یا فن آورانه همچون اسناد و یا پایگاه داده ها ذخیره می شود. این دانش اگر بین گروهی که با یکدیگر کار می کنند با استفاده از فن آوری های یادگیری جمعی در هر زمان ، مکان و شرایطی (همانگونه که در نمودار 1-2 نشان داده شده است) تقسیم شود مفید تر است.
دانش ضمنی انباشته ای از تجربیات ، ذهنیات،دانسته ها، بینش ها، تیز هوشی، تخصص، متون، مجموعه مهارت ها ، روشها و یادگیری است که سازمان داراست و مانند فرهنگ سازمانی تجربیات گذشته و حال افراد سازمان ، فرایند ها و ارزشها را در بر می گیرد . دانش ضمنی بطور نمونه، تخصص ها و مهارتهای سطح بالا را شامل می شود که بدون ساختار منتشر شده و شکل محسوسی دارد ، بنابراین این طبقه بندی و مستند سازی آن مشکل است.

نمودار 1-2 فن آوری کامپیوتری گروهی ،(علوی 2000 ، 121)
دانش ضمنی به دلیل مشکلات مربوط به جدا کردن آن از منبع اصلی اش، دانش چسبنده نامیده شده است. لئوناردو و اسپیر (1998) عقیده دارند که بیشتر دانش در محدوده بین دانش ضمنی و دانش آشکار واقع می شود. بعضی از عناصر آن (اجزای آشکار) واقعی و منطقی است. و مابقی (اجزای ضمنی) ذهنی و تجربی بوده را به بصورت اینجا و اکنون به وجود آمده است. بنابراین آنهامی گویند که ضمنی بودن دانش به این معنی است که نمی تواند طبقه بندی شود. امروزه نوسانات آموزش عالی ، احتیاج به جمع آوری هر دو نوع آنان(ضمنی و آشکار) را در سیستم های اطلاعاتی رسمی مورد توجه قرار دادند. انتقال دانش ضمنی معمولا از طریق معاشرت ها، کارورزی، شاگردی، مکالمات،روش های دیگر اجتماعی، تعامل بین فردی یا حتی از طریق شبیه سازی انجام می شود(نادی، 1386 ، ص 123).