اسکندر مقدونی

دانلود پایان نامه

3-3-3-4 ترجمه کتیبه
می گوید شاه اردشیر شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشورها ، شاه این سرزمین پسر شاه داریوش،داریوش پسرهیشتاسب هخامنشی : این کاخ را داریوش جد بزرگ من بنا کرد، بعدها در زمان اردشیر پدربزرگ من ، این کاخ به آتش بسوخت ، به یاری اهورامزدا و آناهیتا و میترا، من امر کردم که این کاخ را بار دیگر بسازند تا اهورمزدا و آناهیتا ومیترا ، مرا از جمیع بلیات حفظ کنند و مرا و آنچه را که من کرده ام که ایشان بدین خشم نگیرند و آن را منهدم نسازند.
آپادانا و بناهای مجاور آن سخت از حریق آسیب دید و سوخت زیرا قسمت مهمی از آنها که با چوب سدر ساخته شده بود طعمه خوبی برای آتش بود در حالیکه دیوارهای گلی کاخ مجاور آن را از دستبرد آتش حفظ می کرد.
داریوش شاه گوید: اهورمزدا ، بزرگترین خدایان ، خدایی که مرا آفریده است این سلطنت را به من ارزانی داشت و به من و به انسان های خوب این قلمرو اسب های اصیل بخشید. وقتی که پدرم هیشتاسب و پدربزرگم ارشاما زنده بودند اهورمزدا مرا شاه کرد روی این زمین وسیع ، اهورمزدا بهترین اسب و صالح ترین انسان ها نصیبم ساخت مرا شاه زمین نمود از آن زمان پی خدمت کمر بستم . اهورمزدا نیرومندترین حامی توانایی من است . آنچه که او به من امر می کند بدست من انجام و اجرا می شود هرچه من انجام دادم به فضل اهورمزدا است.
قصر شوش را من ساختم تزیینات آن از جاهایی دور آمده خاک را کندند تا آنکه به د‍ژ رسیدم پس از آنکه خاک را کندند و ریگ به قدر کفایت بود محل را به اندازه چهل ارش و بیست ارش از ریگ پر کردند ، و بر این ریگ ها قصر ساختم.
پر کردن محل از ریگ و ساختن آجر کار مردم اکد بود چوب سدر که استفاده شده آن را از محلی آورده اند که کوه نامیده می شود مردمان ایبرناری این چوب را از مملکت بابل ، کرسا ویون تا شوش آنها را آوردند چوب بلوطی که استعمال شده، از کشور گنداره آمده. طلای مصرف شده را مردم سارد و باختر آورده اند سنگ لاجورد وسنگ مار که در قصر بکار رفته از سغد آمده سنگ آهن را از خوارزم آورده اند، نقره ای که کار شده از کشور مصرآمده است عاج هایی را به بکار برده اند از حبشه و هند و آراخوزی آمده است ستون مرمری را از شهر آفردیزیاس کشور اژه توسط یونانیان و مردم سارد آورده اند نام صنعتگران کشورهایی که در بنای این قصر کارکرده اند مادها مبادرت به مصریان کارهای بابلی ها و یونانیان عملیات آجرکاری وتزیینات روکاری کاخ را به اتمام رساندند. داریوش شاه گوید : هرچه در شوش کرده ام علیه دشمنان من بود اهورمزدا مرا و خاندان و ملت و کشورم را حفظ کند.بنابراین آپادانا توسط اردشیر دوم تعمیر یا دوباره ساخته شده است.
حریقی که بدست اسکندر درسال 323 ق.م در تالار بزرگ کاخ تخت جمشید که از جهتی شبیه تالار بارگاه کاخ شوش است ایجاد شد نتوانست ستون های این تالار بزرگ را واژگون سازد بنابراین می توان گفت که اردشیر دوم نیز به دلیل ساختن مجدد آپادانه فقط دستور داده است ستون های که از بنای جدش داریوش کبیر از حریق آپادانه باقی مانده بود بار دیگر برجا و استوار گردد و بنا را تعمیر کنند.
در قسمت مرکزی کاخ یک لوح از خاک رس پخته بدست آمد که بر آن به دستور داریوش شرح حال ساختن کاخ ومصالحی که برای ساختن آن به کار رفته است و حتی این مصالح از خاک و چوب وسنگ از کجا حمل شده است نیز آمده است .
کتیبه های بدست آمده شامل مضامینی در ستایش اهورمزدا،اصل ونسبت داریوش، شرح بنیان قصر و نام ملت های مختلف امپراطوری ایران ا ست که داریوش بزرگ را در انجام این امر بزرگ یاری داده اند پایان کتیبه نیز به ستایش از اهورمزدا و نتیجه ختم می شود.
3-3-3-5 ترجمه کتیبه
خدای بزرگ اهورمزدا است که آسمان و زمین را آفرید، انسان را آفرید و به او عقل داد، داریوش را شاه نمود شاه شاهان، متمایز از آنان من داریوش هستم ، شاه شاهان ، شاه این زمین ، پسر ویشتاسب هخامنشی غیر از این سند اساسی در پایه ستونی کتیبه ای از خشایارشا پیدا شده که آن هم به سه زبان پارسی ، بابلی و عیلامی و به خط میخی است در این سند نیز خشایارشا ساختمان این قصر را از داریوش دانسته است.به فضل اهورمزدا داریوش شاه پدر من این جایگاه را ساخت
به این ترتیب درنقطه اصلی خرابه های شوش یعنی در شمال شرقی در مزک و در منتهی الیه غربی بناها مدارکی بدست آمد که ثابت کرد این کاخ برای کدام یک از پادشاهان بنا شده بود و از طرف دیگردر تاریخ بنای کاخ تردیدی باقی نمانده است یعنی می توان معلوم کرد که در حدود سال 500 ق. م پس از فتح بابل و اشغال سرزمین تراس در یونان ساختمان آن شروع شده است و از آن پس پادشاهان هخامنشی برای محل دائمی خود شوش را برای فصل زمستان انتخاب کردند و بدینگونه این شهر پس از آنکه مدت ها پایتخت مقتدر عیلام بود پایتخت امپراطوری عظیم هخامنشی شد.
کاخ شوش پس از آتش سوزی مدتی برای سکونت مورد استفاده واقع نشد ولی پایتختی به اهمیت شوش نمی توانست ازاقامت شاه در آن محروم باشد و عملا در ربع آخر قرن پنج پیش از میلاد یک کاخ بسیار کوچک در گوشه جنوبی شهر بنا شد که دیولافوآ آن را د‍ژ نامیده وتصور کرده است که محل اقامت شاهزاده ای بوده است ولی چند کتیبه و نشانه های دیگر حاکی از این است که در این«دژ» اردشیر اول و داریوش دوم تالار ستون دار کوچکی بنا نمودند که جای آپادانا را گرفت و یک تالار پذیرایی یا میهمان سرا نیز در کنار اطاق های مسکونی پادشاه قرار داشت تمام قطعات سنگ هایی که نقش برجسته دارند و در شوش پیدا شده اند مربوط به این کاخ کوچک است.
3-3-3-6 باغ های کاخ شوش
در ساختمان های کاخ ملحقات آن یعنی قسمت هایی که اختصاص به خدمتگذار داشته است در قسمت شرقی کاخ قرار داشته و یک محوطه بزرگ آنها را از کاخ مجزا می ساخته است.
راجع به باغ های این کاخ که به بهشت های شوش مشهور شدند باید آنها را در قسمت شمالی اتلالی شوش جستجوکرد.
این باغ ها مستقیما با اقامتگاه شاهنشاه مربوط بوده است و رفت و آمد میان اقامتگاه شاه و باغ ها بسیار آسان بوده است . آنچه که راجع به این باغ ها گفته اند که بهشت های منطقه بودند اغراق نیست. زیرا در این منطقه سوزان وجود چنین باغ ها با درختان انبوه و پرسایه بسیار نادر بوده است و فقط پادشاهان بوده اند که چنین باغ هایی داشته و برای نگهداری آن مبالغ گزاف صرف می کردند و صدها مامور نگهداری و آبیاری آن ها را به عهده داشته اند. به همین دلیل لازم بوده است که این باغ ها در مجاورت یک رودخانه یا نهر مصنوعی آب باشند.
روی نقشه عمومی اتلال شوش این باغها باید در فضایی که در شمال نقشه دیده می شود قرار گرفته باشند که هم مجاور کاخ باشند و هم به رودخانه ی شهر که باقی مانده نهر مصنوعی عیلام است که از پای پل بسوی شوش کشیده شده بود باشد.
سطح عمومی این فضا 4 تا 5 متر پایین تر از کف بنای کاخ است خصوصیات این مجموعه ی عظیم بی شباهت به کاخ های بزرگ کلدانی و آشوری نیست.این کاخ و بناهای آن از قرن نهم قبل از میلاد تا قرن چهارم قبل از میلاد یعنی در عرض 500 سال تقریبا به همین شکل و ترتیب باقی مانده بود.
3-3-3-7 تفاوت شوش و تخت جمشید
شوش وقصور هخامنشی آن با داشتن تفاوت های از پرسپولیس به هنگام فتح اسکندر مقدونی در سال 331 قبل از میلاد ویران نگردید اسکندر در شوش اقدام به برگزاری جشن ازدواج خود با استاتیرا دختر آخرین پادشاه هخامنشی و نیز ازدواج گروهی نمود و بدین طریق اتحاد و وحدت دو ملت را با امپراطوری نوین جهانی به نمایش گذارد ولی بعد از مرگ اسکندر قصرها و ابنیه مورد استفاده قرار نگرفته و به نابودی گرائیدند و در مقابل شهر هلنی – شرقی ، دارای مراکز اداری متعدد در قسمتی از تپه باستانی توسعه یافت که اختصاصات پولیس یونانی را ازجمله تئاتر ورزشگاه و غیره که بر روی سکه ها وقطعات مکتوب یونانی به آنها اشاره شده است به دنبال داشت شهر سپس به عنوان سلوکیه نامیده شد و شوش تا دوران پارتی همچنان به شکوفایی خود ادامه داد و ا گرچه بعداز آن دوره براساس مدارک باستان شناسی دوران افول شهر شروع شد ، ولی سهم مهمی را در سنت تاریخی به عهده داشت لیکن تاسیس شهرهای جدید و تاسیس مجدد شهرهای موجود به نظر می رسد منتهی به نقاط مبهمی در گزارش های تاریخی شده باشد.
مشخص نیست اسامی و عناوین ساسانی ایران شهر شاپور همچنین ایران شهر شاپور آیا به شهر قدیمی شوش یا شهر جدید التاسیس ایوان کرخه تعلق داشته است یاخیر؟ به نظر می رسد که تاسیس شهر اخیر به جهانی با تخریب شوش قدیم توسط شاپور دوم ارتباط پیدا می کند.
گفته می شود که به دستور شاپور به بهانه تنبیه مردم به خاطر شوش آنها شوش زیر پای فیل ها به نابودی کشانیده شد.
به هر حال شوش مجددا در دوران ساسانی سر از نابودی به در آورد و بعد از فتح اعراب به اوج بزرگی و ثروت رسید و به خاطر داشتن ابریشم پارچه اطلسی ، منسوجات با ارزش ، صنعت نیشکر واحتمالاً تداوم صنایع موجود در خوزستان ، در اوایل دوران پادشاه ساسانی ، شوش به درجه اعلای اشتهار رسید. همچنین مقبره دانیال نبی که در حال حاضر نیز وجود دارد در روزگار باستان نیز دارای اهمیت فراوان بوده است. در میان آثار و بقایای مربوط به شوش دوران اسلامی ، یک حمام در قسمت ویرانه های آپادانا یک کارخانه تهیه شکر در ویرانه های کاخ اردشیر ، یک مدرسه ویک کوره سفالگری در بخش مربوط به شهر صنعتگران و بالاخره منازل مسکونی در قسمت های مختلف را می توان نام برد که همچون بسیاری از شهرهای دیگر ایران ، شکوه و عظمت شوش نیز مقارن قرن سیزدهم میلادی به پایان رسید.
3-4 دین در زمان هخامنشیان و تداوم آن در زمان اردشیر دوم هخامنشی
3-4-1 علل‌ تجدید حیات‌ مهرپرستی‌ در زمان‌ هخامنشیان‌