اصول پایه بازی درمانی کودک محور

راجرز در توصیف دیدگاه کودک محور و رفتارهای او، می نویسد: «هر کودک در دنیایی از تجربه زندگی می کند که پیوسته در حال تغییر بوده و کودک در مرکز آن قرار دارد. کودک به عنوان یک کل سازمان یافته نسبت به این میدان بصورتی که درک و تجربه می شود عکس العمل نشان می دهد و این میدان برای کودک در حکم واقعیت است. به موازات رشد کودک در تعامل با محیط، بخشی از کل دنیای خصوصی او (میدان ادراکی) تدریجا به صورت «من» سازمان یافته و مفاهیم حول محورهای خود، محیط و رابطه خود و محیط برا یاو شکل می گیرند. کودک به تلاش برای شکوفایی، حفظ، حمایت و اعتلای خود تجربه کننده گرایش داشته و رفتار او هدف گرا و در جهت برآورد نیازهایش می باشد. نیازهای موجود در این میدان به همان صورتی که تجربه می شوند، درک شده و بنابراین قابل اتکاترین دیدگاه برای درک رفتار کودک، چهارچوب معیارهای درونی کودک می باشد. رفتار کودک در صورتیکه با مفهوم خودپنداره کودک سازگاری داشته باشد. پذیرفته شده است و آزادی یا سازگاری روانی زمانی بوجود می آید که خودپنداره با تمام تجارب کودک همخوانی داشته باشد. در صورتیکه این سازگاری وجود نداشته باشد، کودک دچار ناسازگاری یا تنش می شود. تجربیاتی که با خود انگاره کودک هماهنگی و تطابق ندارند باعث عدم انعطاف پذیری کودک در دفاع از خودپنداره اش شده و کودک با ایجاد تغییراتی در خودپنداره اش زمینه را برای درک بیشتر دیگران و برقراری روابط میان فردی بهتر مهیا می کند. تمایلی ذاتی در کودکان برای سازگاری، سلامت روانی و خودشکوفایی وجود دارد. در واقع غریزه کودک او را به سمت تعادل روانی پیش می برد.» اکسلاین نیز این فرایند را اینگونه توصیف می کند: «رفتار فرد در نتیجه وجود یک سائق درونی شکل می گیرد و هنگامی که فرد برای رسیدن به خودشکوفایی دچار مشکل می شود، مجموعه ای از مقاومت ها، اصطکاکات و تنشها برای او پیش می آید. تمرکز بازی درمانی بر شخص درونی کودک است نه روشهای زندگی کودک. در این رویکرد کودک در مرکز توجه قرار گرفته و به عنوان یک مشکل به او نگاه نمی شود چرا که هنگمی که تمرکز درمانگر بر مشکل قرار گیرد، شخص کودک احتمالا گم شده و در این فرایند این پیام به کودک داده می شود که مشکلش بسیار مهم می باشد.»

نوشته ها و اصول آکسلاین در مورد بازی درمانی منبع بسیار ارزشمندی برای پی بردن به اصول بازی درمانی کودک محور می باشند. اصول هشتگنه او که شامل وظایف درمانگر می باشند شامل موارد زیر می گردد:

1- درمانگر باید به توسعه رابطه ای گرم و دوستانه با کودک پرداخته و تفاهم و ارتباط مناسبی با او برقرار کند.

2- درمانگر می بایست بدون قید و شرط کودک را بپذیرد.

3- درمانگر می بایست طوری رفتار کند که کودک برای ابزار احساسات کامل خود احساس آزادی و راحتی نماید.

4- درمانگر می بایست در شناخت احساساتی که کودک بیان می کند دقیق بوده و آنها را به شیوه ای مناسب برای کودک تفسیر کند تا کودک نسبت به رفتار خود آگاهی پیدا کند.

5- درمانگر می بایست برای توانایی کودک در حل مشکلش احترام قائل شده و مسئولیت اصلی در این زمینه را به خود او واگذار کند.

6- درمانگر می بایست ضمن دادن توضیحات به کودک محدودیتیهایی را که برای نزدیک سازی جریان بازی درمانی به درمان لازم است، اعمال کند.

7- درمانگر نمی بایست در صدد تغییر رفتار با صحبتهای کودک باشد.

8- درمانگر نمی بایست در صدد تسریع فرآیند درمان باشد چرا که درمان فرآیند ای تدریجی است.

4-10-7 . نتایج درمانی بازی درمانی

ثابت شده است که استفاده از روشهای غیر دارویی برای کم کردن درد در کودکان بیمار موثر می باشد از طرفی دیدگاه پیاژه نسبت به بازی بیان می کند که بازی به کودک توانایی آن را می دهد که رویدادهای ناخوشایند زندگیش را به واقعیتی قابل تحمل تبدیل کند. Clatworthy در سال 1981 از تئوری پیاژه در مورد بازی استفاده کرده و آن را وسیله ای موثر برای کاهش استرس از طریق تخلیه احساسی کودک بستر یو برطرف شدن ترس او نسبت به فرآیندهای درمانی می داند. بازی باعث می شود تا کودک احساس تسلط بیشتری برخود و محیط اطراف و نیز افزایش حس امنیت محیطی در او می باشد. استفاده از حربه ایجاد حواس پرتی که بازی یکی از روشهای آن می باشد، توجه بیماران را از تمرکز به درد و فرآیندهای ترس آور درمان منحرف کرده و هرچه میزان مشارکت حواس مختلف کودک در این فرآیند بیشتر باشد نتایج موثرتری بدست می آید. داشتن سرگرمی یکی از مهمترین استراتژیهای تطابق شناخته شده و در همین راستا Mc Grath در سال 1994 رابطه بین فعالیت اعصاب مرتبط با درد و سرگرمیها را توضیح داده و اینطور نتیجه گیری می کند که سرگرمی باعث کاهش میزان فعالیت عصبی بر اثر محرک دردناک می گردد. به عنوان مثال Manne و همکارانش در سال 1990 روشی سرگرم کننده برای کودکان دارای تومور حین فرآیند تزریق طراحی کردند که کاهش موثری در میزان اضطر اب کودکان و والدین ایجاد می کرده است.

از آنجا که کودک قدرت بیان کافی برای بروز احساسات و اضطرابهایش را ندارد، مقیاسی دقیق برای اندازه گیری این آیتمها ساخته شده است که میزان اضطراب کودکان سنین دبستان را اندازه گیری می کند. این ابزار که «نقاشی کودکان از بیمارستان» نام دارد با بررسی 139 کودک بستری به تایید رسیده و موثر بودن شیوه های درمانی مبتنی بر بازی و نقاشی را در کم کردن اضطراب کودکان به اثبات رسانده است. همچنین تحقیقی دیگر نشان می دهد که بازی با عروسکهای خیمه شب بازی، سطح اضطراب کودکان پیش دبستانی را کاهش می دهد. این تحقیق بر روی 100 کودک در دو گروه انجم شده و نتایج حاکی از آن بوده است که فشار خون و نبض در گروهی از بیماران که تحت بازی درمانی بوده اند، نوسانات کمتری را نسبت به گروه دیگر نشان می دهد. همچنین پرسشنامه های پر شده توسط مادران این بیماران نیز رفتارهای ناسازگار کمتری را در گروه بازی درمانی نسبت به گروه دیگر نشان می دهد. علاوه بر این نتایج آیتمهای کفایت شخصی، حمایت و مهارتهای تطابقی خانواده و آموزشهای بهداشتی نیز توسط بازی درمانی بهبود می یابند.(قربانی،1390)

 

دانلود پایان نامه  مرکز درمانی و حمایت از کودکان سرطانی بارویکرد معماری سبز