امام حسین علیه السلام

دانلود پایان نامه

فصل پنجم
علمای خوزستان در عصر آل بویه

با جستجو در منابع تاریخی در مییابیم که از آغاز ورود اسلام به خوزستان، اعتقاد به تشیع و اهل بیت علیه السلام و پیروی از آنها در این سرزمین رواج داشته است و همواره بزرگانی از شیعیان در عرصههای فرهنگی و سیاسی فعالیت کرده و در گسترش تشیع در خوزستان و ایران و حتی در نقاط دیگر جهان اسلام نقش ارزنده ای داشتهاند. عوامل مختلفی باعث شد که مذهب تشیع به تدریج به اکثریت رسید که از جمله میتوان به نفرت ایرانیان به ویژه مردم خوزستان نسبت به تبعیض نژادی خلفا به ویژه در زمان بنی امیه، گرایش روحی و عاطفی ایرانیان نسبت به ائمه اطهار علیه السلام، ورود امام رضا علیه السلام به ایران، فعالیت فرهنگی علما و پشتیبانی حکومتهای شیعی از مذهب تشیع و فعالیت بازرگانان شیعی اشاره کرد. از قرائن مختلف چنین بر میآید که اولین نقطه ی تشیع در ایران، خوزستان و اولین مسلمان ایرانی شیعه، سلمان فارسی است که یک خوزستانی بود و تشیع همزمان با حکومت امام علی علیه السلام بعد از جنگ صفین وارد خوزستان شد. در این جنگ، خوزستانی ها به امیر المومنین علیه السلام از لحاظ اطلاعاتی، تدارکاتی و نظامی کمک کردند و این مسأله بیانگر این است که زمینه تشیع از مدتها پیش در خوزستان وجود داشته است.
5-1. سابقه تشیّع در خوزستان
اهواز، همواره یکی از مراکز اصلی شیعه امامی در ایران بوده و بر اساس شواهد موجود پیشینه تشیع آن به قرن اول هجری باز میگردد. در زمان خلافت امام علی علیه السلام که کوفه مرکز خلافت و تشیع گردید، تشیع در خوزستان و دیگر نقاط ایران رو به افزایش بوده است. نزدیکی خوزستان به کوفه نسبت به دیگرسرزمینهای اسلامی و ارتباط داشتن محدثان و بزرگان خوزستان با ائمه علیه السلام به گسترش روزافزون تشیع در این استان منجر شده است. شاید یکی از دلایل گرایش فارسی زبانان خوزستان و دیگر نقاط ایران به تشیع، وجود سلمان فارسی در مدائن باشد. آنان ساده زیستی و عدالت او را که برگرفته از سیره پیامبر و امام علی علیه السلام بود، در حکومت مدائن می دیدند و میدانستند که او از شیعیان و محبّان واقعی امیرالمؤمنین علی علیه السلام است. او اهل رامهرمز بود. ایرانیان حکومت سلمان را با نظام طبقاتی شاهنشاهی و حکومت عمر و عثمان که عرب را بر عجم برتر میدانستند، مقایسه میکردند. طبیعی است که به سیره امام علی علیه السلام و سلمان گرایش داشته اند. حمایت ایرانیان از انقلاب حسینی مؤیدی بر این مطلب است.
در دوره بنی امیه فشار بر شیعیان و موالی( مسلمانان غیر عرب) افزایش یافته و بنی امیه بصره و خوزستان را مرکز مهمی برای خود در مقابل کوفه قرار دادند. در این مناطق شیعیان آزادی بیشتری یافتند و امام باقر و امام صادق علیه السلام در نهادینه کردن مذهب تشیع و فقه شیعه تلاشهای گستردهای انجام داده و شاگردان بسیاری تربیت کردهاند. برخی از این شاگردان از خوزستان برخاستهاند وکارهای مهم فرهنگی و سیاسی را به دست گرفته و در استحکام و گسترش مذهب شیعه نقشی چشمگیر داشتهاند. آزادی به وجود آمده در دوره بنی عباس از یک طرف و ورود عقاید و فرهنگهای مختلف به جهان اسلام از طرف دیگر سبب شکلگیری فرقه ها و مذاهب مختلف کلامی فقهی گردید. به وجود آمدن فرقهها در کنار امامان معصوم علیه السلام و راهنمایی و هدایت ایشان، به انسجام و پویایی مذهب شیعه منجر شده است. در این ایام شاهد ارتباط معنوی محدثان خوزستان یا نامه نگاری آنها با ائمه هستیم و آنها در مسایل مختلف فقهی و کلامی و تربیتی از ایشان کمک می گرفتند. یکى از اصحاب امام صادق علیه السلام به نام «عبداللَّه بن سلیمان نوفلى» که از سوى منصور به حکومت اهواز منصوب شده بود، طى نامه‏اى موضوع مسؤولیت خود را به استحضار امام علیه السلام رسانید و از آن حضرت براى موفقیت خود، و نیز کارهایى که باید انجام دهد، رهنمود خواست. امام علیه السلام در پاسخ، نامه ای برای وى نوشت. در زمینهی گسترش تشیع در ایران، یکى از نکات غیر قابل انکار، آمدن امام رضا علیه السلام به ایران است. توجه به حفظ آثار بر جاى مانده از مسیر امام در شهرها و مناطقى که به نحوى محل استقرار امام بوده، نشان از علاقه ویژه شیعى در میان مردم است. مسجد امام رضا علیه السلام در اهواز یکى از قدیمى‏ترین نقاطى است که در ایران به نام امام رضا علیه السلام وجود دارد. به جز ابو دلف، یاقوت هم از پل شوشتر در اهواز و مسجدى که به نام امام رضا علیه السلام روبروى آن بوده یاد کرده است.
دو نقطه منسوب به امام رضا علیه السلام در شهر شوشتر قرار دارد. همچنین در شهر ارّجان که در قدیم شهر آبادى بوده و اکنون در یک فرسخى آن بهبهان با قدمت سیصدساله وجود دارد، محلى با نام قدمگاه یا مسجد امام رضا علیه السلام است که گفته شده حضرت در حرکت خود به خراسان در اینجا نماز خوانده‏اند. ملاحظه منابع و شواهد تاریخى در زندگى امام‏ جواد علیه السلام نیز گویاى آن است که آن حضرت در اهواز، نمایندگانى داشته که پاسخگوى مسائل دینى شیعیان بوده، خواسته‏ها و وجوه شرعى آنان را به امام مى‏رساندند. ایشان از طریق وکلا و نمایندگان خویش با شیعیان در سرتاسر سرزمین‏هاى اسلامى مرتبط بود.
شیعیانى از اهواز به حضور امام جواد علیه السلام مى‏رسیدند، براى آن حضرت خمس ارسال مى‏کردند و یا وکلایى از جانب آن حضرت در این مناطق فعالیت داشته‏اند. همه این امور دلیل حضور شیعیان در این مناطق مى‏باشد. در این دوره بیشتر مردم خوزستان مذهب شیعه داشته اند. گر چه شیعیان خاص بیشتر در اهواز ساکن بودهاند. در قرون اولیه، مردم خوزستان علاوه بر تشیّع، پیرو مذهب کلامی معتزله بوده اند و معتزله در برخی عقاید با شیعه مشترک بوده و در برخی مسایل جانب شیعه بودهاند. مقدسی در احسن التقاسیم نصف اهواز را شیعه و بقیه آن را به ترتیب فراوانی حنبلی، حنفی و مالکی میداند. گرچه گزارش وى مربوط به قرن چهارم است، ولى طبیعى است که این نسبت مى‏تواند حدود حضور تشیع در این منطقه در قرن دوم و سوم را نیز مشخص کند. شهرهای رامهرمز، دورق، عسکر مکرم، جندی‌شاپور و شوش بیشتر حنبلی مذهب بوده اند. گر چه در رامهرمز انواع فرقه ها و مذاهب وجود داشته است. در رامهرمز ابو علی ابن سوار کاتب، کتابخانهای بزرگ دایر کرده که در آن کارمندانی به مطالعه کنندگان، نویسندگان و نسخه برداران خدمت میکردند. در آنجا همیشه استادی در علم کلام به روش معتزلی درس میگفت و دارای مواجب و مقرری بوده است.
در عسکر مکرم اعتزال رواج بیشتری داشته است و اکثراً اهل علم کلام بوده اند. مردم شوشتر و برخی از مردم جندی‌شاپور پیرو ابو حنیفه و شافعی بودند. در قرن چهارم در اوایل حکومت آل بویه تعدادی از شیعیان دیلمی به هویزه آمده و بر آن مسلط شدند که این خود نشان دهنده مذهب تشیع در آن شهر در قرن چهارم است. در خوزستان به جز عسکر مکرم، تصوف نیز دیده میشد. نکته قابل توجه این است که پیروان مذهب اهل سنت در خوزستان نسبت به اهل بیت علیه السلام کینه نداشته و گاهی در لابلای سخنان آنها محبت به اهل بیت علیه السلام دیده میشود. اینکه برخی در این دوره بیشتر مردم خوزستان را شیعه دانسته اند، شاید به خاطر همین علاقه و محبت باشد. در این دوره برخی محدثان در منصبهای حکومتی بوده اند و در پیشرفت اسلام و تشیع نقش ویژه ای داشتند. همانگونه که اشاره شد، عبدالله نجاشی حاکم اهواز از طرف منصور عباسی بود و از شاگردان و ارادتمندان امام صادق علیه السلام و مجری احکام تشیع در این دیار بوده است.
خاندان تنوخی در خوزستان و دیگر نقاط اسلامی منصب قضاوت داشتند و خدمات فراوانی به تشیع نمودند. حسن بن مفضل بن سهلان رامهرمزی و حسن بن احمد مهلبی از وزیران قدرتمند آل بویه از مردم خوزستان بوده اند و همواره از شیعه و محدثان آن حمایت کرده و زمینه رشد تشیع را فراهم میکردند. ابن سهلان رامهرمزی دور حرم امام علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام دیوار کشید که ابو اسحاق ارّجانی متولی آن بوده است و نیز گویند که سید مرتضی علم الهدی کتاب الانتصار خود را در مسایل فقهی به شیوه ابن سهلان نوشته است. از اواخر قرن سوم یک شیعه سوسنگردی که به نقل شیخ طوسی وی به حمدونی نیز شهرت داشته و از آل حمدان بوده، درباره اهواز، نقلی از علی بن محمد بن حسن دارد که گوید همراه جماعتی از اصحاب اهوازی برای دیدن امام حسن عسکری علیه السلام عازم شدند. محمد بن جبرئیل اهوازى نیز کتابى در حدیث داشته است. از اواخر قرن سوم محدثان خوزستان برای دریافت احادیث صحیح تلاش فراوانی انجام دادند و برای دسترسی به شیوخ و اساتید معتبر سفرهای زیادی انجام دادند. عبدان اهوازی از رجال بوده و برای دیدن یکی از شیوخ بصره ۱۸ بار به آنجا سفر کرده است. او صد هزار حدیث حفظ داشته است و علمای اهل سنت از روایاتش استفاده زیادی کرده اند.
حسن بن سعید مطوعی و حسن بن علی مفری برای دریافت حدیث و قرائات معروف سفرهای زیادی نموده اند. مطوعی از راویان قرائت اعمش یکی از چهارده قرائت معروف قرآن است. ابن خلّاد رامهرمزی با نوشتن کتاب « المحدث الفاصل»، علم درایه و مصطلح الحدث را بنیان گذاری نمود. او تک نوشته های پیشین در روش شناسی علوم حدیث را در این کتاب جمعآوری و منظم کرده است. دایر کردن مجالس و مدارس تدریس قرآن و حدیث و ادبیات نیز در این دوره به چشم می خورد. ابو احمد عسکری در شوشتر و عسکر مکرم مدرسه ی حدیثی ادبی بر پا کرد و شاگردان زیادی از سراسر جهان اسلام از محضر او بهره مند میشدند.
ابو علی مقری اهوازی در دمشق مدرسه قرآن و حدیث دایر کرد. وی استاد برجسته قرائت بود و مردم از نقاط مختلف برای دریافت قرائات معروف به سوی او می شتافتند. از ویژگی های این دوره، ظهور محدثانی بزرگ با گرایش ادبی بوده است. این محدثان از طریق قرآن و حدیث به ادبیات گرایش پیدا کردند و آثار اولیه آنها در خدمت به قرآن و حدیث بوده و بعدها آثار ادبی مستقلی را به وجود آورده اند. ابن خلّاد در کتاب امثال الحدیث مثلهای حدیثی پیامبر صل علیه و آله وسلم را جمع آوری کرده و به شرح واژه های مشکل آن پرداخته است.
ابو احمد عسکری تصحیفات المحدثین را نوشته و در آن غلط ها و اشتباهات محدثان را در اسناد و متون حدیثی برطرف می کند. ابوهلال در کتاب «الصناعتین النظم و النثر» صنایع بدیعی قرآن و حدیث و اشعار را بیان میکند. او در صنایع بدیعی سرآمد و مبدع بوده است و تعداد صنایع بدیعی را به ۶۰ مورد رسانده است. کتاب الاوائل او که در آن اولین حوادث اتفاق افتاده را بیان میکند، کتابی جدید و ارزشمند در ادبیات عرب بوده است. ابو احمد و ابو هلال در حوزه ادبیات خدمت بزرگی به زبان عربی و جهان اسلام نمودند و کتب آن دو تا به امروز مرجع علمای لغت و ادب بوده است. کتاب العروض قاضی تنوخی بهترین کتاب در علم عروض بوده است.
خاندان مهزیار اهوازى نیز از بزرگان و افتخارات تاریخ شیعه‏اند. آنها یکى پس از دیگرى وکالت منطقه اهواز و حوالى آن را به عهده داشتند. ابراهیم بن مهزیار، برادر على بن مهزیار، دیگر وکیل برجسته منطقه اهواز بود. این احتمال وجود دارد که وى پس از درگذشت برادرش، به جاى وى منصوب شده باشد؛ چنان‏که احتمال وکالت وى همزمان با برادرش در اهواز نیز مى‏رود. با توجه به نقل کلینى، صدوق، کشّى، مفید، شیخ طوسى، راوندى و اربلى، مى‏توان چنین نتیجه گرفت که وى مدتى از عصر غیبت را نیز به وکالت مشغول بوده و در دوره سفارت سفیر دوم رحلت نموده است. با رحلت وى، فرزندش محمد، به جاى پدرش به وکالت اهواز منصوب گشت. در اواخر عصر سفیر دوم، «محمد بن نفیس» وکالت اهواز را عهده‏دار بود. وى پس از روى کار آمدن سفیر سوم، طى اولین بخش‏نامه‏اى که از جانب سفیر صادر شد در سمت ‏خود ابقا گردید. احتمال دارد سفیر سوم همین رویه را نسبت به وکلاى سایر مناطق نیز اعمال نموده باشد.
خاندان تنوخی که با قاضی تنوخی بزرگ شروع می شوند از فقها و محدثان بزرگ بوده اند که در خوزستان و عراق و شام مقام قضاوت داشته و خدمات فراوانی به اسلام به خصوص مذهب تشیع نموده اند. آنان در اشعار خود، اهل بیت را در مقابل خلفای عباسی مدح می نمودند که بیان حادثه غدیر در شعر قاضی تنوخی بزرگ از اینگونه اشعار است.
حسین بن سعید بن حمّاد بن سعید بن مهران اهوازى با برادرش حسن بن سعید از کوفه به اهواز منتقل شد، سپس به قم آمد و در آن جا از دنیا رفت. تلاشهاى او در زمینه‏هاى گوناگون فقهى و اجتماعى انکارناپذیر است. ثقه جلیل القدر، از راویان حضرت رضا و حضرت جواد و هادى علیهم السّلام است. کتب رجال و حدیث شیعه، از حسین بن سعید به عنوان یکی از مفاخر رجال حدیث و شاگردان موثق و مورد احترام سه تن از ائمه اطهار علیه السلام نام میبرند. او همه جا به نیکی و عظمت و عدالت و وثاقت و تألیفات نیکو شناخته شده است. برادر او، حسن بن سعید اهوازى نیز از بزرگان اصحاب امام جواد علیه السلام و از معتمدان شیعه بود. از داناترین افراد اهل زمان خود به فقه، آثار، مناقب و دیگر علوم شیعى بود. او واسطه در هدایت و آشنایى اسحاق بن ابراهیم حُضینى، على بن ریّان، عبداللّه بن محمد حضینى، و على بن مهزیار با امام رضا علیه السلام بود. در کتب روایى شیعه احادیث فراوان از او و برادرش نقل شده است. حسن بن سعید و برادرش از اصحاب امام جواد علیه السلام بودند و سى جلد کتاب در موضوعات مختلف نوشته‏اند.
على بن مهزیار یکى دیگر از اصحاب امام جواد علیه السلام و شخصیتى است پر ارج و شناخته شده در میان شیعیان؛ برخی از مورخین معتقدند وى در اصل از هندیجان بود و پس از آن که به اهواز آمد، به اهوازى شهرت یافت. بنا به نقل نجاشى، وى در اصل اهل «دورق» بوده است که شهرى است در خوزستان و به آن «دورق الفرس» نیز اطلاق مى‏شده و نزد امام جواد علیه السلام مقام و منزلت والایى داشت، از وکلا و یاران خاص آن حضرت بود و در مکتب تربیتى‏اش به حد بالایى از رشد و کمال رسید. على بن مهزیار روایات بسیارى را از سه امام بزرگوار نقل کرده بسیار عبادت مى‏کرد و سجده‏هاى طولانى داشت. او و برادرانش از شیعیان بلندمرتبه و دانشمند بودند که در تاریخ تشیع نقش مهمى داشتند. على از راویان ثقه و صحیح‏الاعتقاد بوده و حدود ۳۳ کتاب در ابواب فقه و تفسیر و عقاید از او به‏جا مانده است. با توجه به دورى منطقه وکالت وى (اهواز و نواحى اطرافش) از محل استقرار امام جواد علیه السلام غالبا ارتباط وى با آن حضرت به صورت مکاتبه بود. این نامه‏ها، حاکى از محبت فراوان امام علیه السلام به وى و منزلت والاى او در پیشگاه ائمه علیه السلام است. آرامگاه او در اهواز قرار دارد و زیارتگاه مسلمین است.
یعقوب بن اسحاق سکیت اهوازى از مردم قریه دورق بود (۱۸۶ تا ۲۴۴ ه. ق) از بزرگان لغت، و نویسنده کتاب اصلاح المنطق است. یعقوب دوستدار اهل بیت بود و مذهب شیعه داشت. از نزدیکان امام جواد و امام هادى علیه السلام و مورد وثوق اهل بیت علیه السلام بود. سرانجام به دست متوکل به شهادت رسید.
عبدالله بن محمد بن حصین حصینى از اهواز و از اصحاب امام رضا علیه السلام که کتاب حدیث هم داشته است. ابوالحصین بن حصین نیز از راویان مورد اعتماد شیعه بود. شیخ طوسی او را در شمار اصحاب امام هادى علیه السلام آورده است. وی در اهواز سکونت داشته و شیخ کلینی به سند خود از علی بن مهزیار از او حدیث روایت نموده است. در رجال شیخ طوسی در باب اصحاب امام جواد علیه السلام ابوالحسن بن الحصین حضینی نیز آمده که بعضی از صاحب نظران هر دو عنوان را مربوط به یک شخص می دانند.
5-2. علمای خوزستان در قرن چهارم ه.ق