تحقیق (پایان نامه) : اهم انواع و صور ازدواج (زوجیت)

مفهوم خانواده مستلزم مفهوم ازدواج است که مقصود شیوه‌های گوناگون گزینش همسر می‌باشد که بر طبق جهان بینی افراد در هر برهه از تاریخ و در مناطق جغرافیایی مختلف متفاوت می‌باشد. [1]مطالعات زیادی در مورد شیوه­‌های همسر گزینی و الگو‌های حاکم بر آن انجام شده است، این مطالعات از اهمیت زیادی برخوردار است چرا که می­تواند میزان پای­بندی[2] افراد به قید و بند‌های قومی، مذهبی و اجتماعی-اقتصادی را نشان دهد.

1) ازدواج ربایشی[3]: آنجا که محیط اجتماعی، بر تنازع تاکید دارد، از نخستین سال‌‌های زندگی فرزندان جامعه را به کشمکش و تلاش در راه پیروزی وا می‌دارد و بالاخره خوی قبیله گرایی را در شرایط زندگی شهری نیز تعمیم می‌بخشد.

در نظام‌های قبیله‌ای یا شبه قبیله‌ای که همه ارکان حیات از نخستین سال‌‌های زندگی متکی بر تمرین جنگاوری و مخصوصا توفیق در نبرد است، ازدواج نیز صورتی ویژه می‌یابد؛ در این شرایط مرد با ربودن همسرش هم برتری خود را در برابر وی به اثبات می‌رساند، هم پیروزی بر رقبا را تضمین می‌نماید. عرف اغلب جامعه‌ها این گونه ازدواج را نامطلوب تلقی نموده، زناشویی‌های صورت یافته بدین طریق همواره در عرض چنین سرزنش‌هایی هستند. و در اغلب نقاط جهان نامطلوب و حتی ممنوع است و صرفا به صورت مواردی چند و نه نوعی ثابت به چشم می‌خورد. در برخی از جوامع اولیه آن هم نه به عنوان نهادی پسندیده، رایج و پایا ملاحظه گردیده است. در جوامع غیر ابتدایی نیز دیده شده است و آن زمانی که فردی قصد فرار از قوانین موجود جامعه را داشته باشد. در برخی از موارد ربایش نه واقعی بلکه به‌عنوان شیوه‌ای نمایشی صورت یافته است.[4]

2) ازدواج از طریق خرید همسر[5]: این وضع که با کالا شدن یا کالا پنداری زن در تاریخ همراه است، به صور گوناگون، آشکار و با تمهید شرایط مشخص و گاه دارای صوری پوشیده، نهان یا تلویحی، در تاریخ تحقق یافته است. ولی در هرحال نتیجه استثمار زن را در تاریخ به همراه داشته است. در نظام برده‌داری، خریداری برده به‌عنوان همسر پدیده‌ای رایج بوده است. تکوین زناشویی بر پایه برابری زوجین[6] نوید افول این رسم را باید در خود داشته باشد.

3) ازدواج مبادله ای[7]: برخی بر مفهوم انسان اقتصادی تاکید دارند که مفهومی‌ فرضی است و براساس آن انسان فی‌نفسه موجودی اقتصادی است. در هر عمل به محاسبه اقتصادی دست می‌زند، سود انگیزه عمل انسانی است و محاسبه سود یا زیان هر اقدام عامل تعیین جهت رفتاری انسانی است.

ازدواج مبادله‌ای انواع و صور بسیاری می‌یابد، اما در تمامی ‌موارد، جریان متقابل و در طرف امتیازات، کالا‌های حیاتی و انسان‌ها را مشخص می‌دارد. در مواردی چند دو جریان متقابل (رفت و بازگشت) بطور همزمان صورت نمی‌گیرد. این تبادل گاه بر مبنای مبادله خواهران، گاه بر مبنای مبادله یک برادر و یک خواهر از یک خانواده با خانواده دیگر صورت می‌گرفته است. از دیدگاه کارکردی، ازدواج مبادله‌ای پاسخی بود به نیاز تبادل بین انسان‌ها و با ورود به نظام زوجیت متبادل، شبکه روابط اجتماعی بسط یافته، از آن وفاق یا اجماع [8] و یا به تعبیر دیگر، همگرایی[9] رواج یافت و با آن تداوم و بقای جامعه تضمین گردید.

4) ازدواج تنظیم شده[10]: در اینگونه ازدواج فرمایشی، گزینش همسر از طریق عاملین زوجیت[11] که والدین یا بزرگتر‌ها هستند و معمولا بدون حضور و نظارت طرفین صورت می‌پذیرد. این ازدواج نمونه بارز ازدواج اجباری[12] و تخلف از آن در برخی جوامع ناممکن یا با مشکلات و مسائل و برخورد‌های شدید روبروست. (هن، 2009)

از دیدگاه رابطه فرد و جامعه این نوع ازدواج را نمی‌توان فردگرایانه[13] دانست زیرا توسط افراد ذی‌نفع صورت نگرفته و هدف غایی در آن ضرورتا سعادت طرفین ازدواج نمی‌باشد. بلکه غایت اولی در آن، تامین اهداف اجتماعی است. و هیچ نوع توجهی به جهات ذهنی، اخلاقی و سنخیت زوجین از دیدگاه بینش و طرز فکر آنان مبذول نمی‌شود و آن‌چه در اسلام «کفو» یا زوجین دارای وفاق، تشابه و سنخیت نامیده می‌شود. مطمع نظر نیست.

ازدواج تنظیم شده مظهر تام قرار گرفتن نهاد ازدواج در خدمت اهداف اجتماعی است. اینگونه ازدواج مظهر سلطه گروه بر فرد است در آن جمع گرایی اصل فایق است و خود دستخوش مصالح جمع است از این روست که در این ازدواج بلوغ جسمانی شرط زوجیت نیست. همچنین این ازدواج در یک معنا نفی و یا سرکوب کامل بعد عاطفی در ازدواج است. و چون طرفین مجال گفت و گو نداشته‌اند، بسیار طبیعی است که از نظر سلیقه و علایق فردی هیچ نوع تطابق نداشته باشند.

5) ازدواج ازمایشی[14]: در دو معنای متفاوت بکار می‌رود:

الف: آن ازدواجی که شرط قطعی آن تولد فرزند است؛ این نوع زوجیت مشروط در جوامع ابتدایی دیده نشده است و اصطلاحی است مربوط به جامعه کارگر طلب[15] که مورد نظر نبوده و رسمی‌کهن متعلق به تعداد کمی‌از جوامع ابتدایی که، با بسط تکنولوژی رو به افول گذاشت.

ب: در معنای دیگر، ازدواج آزمایشی در جامعه صنعتی مطرح می‌شود و منظور از آن ازدواجی است غیر قطعی و غیر قصد زوجیت و صرفا به منظور ارائه فرصت لازم به طرفین زناشویی جهت اخذ تصمیم قطعی پس از شناخت متقابل. این نوع ازدواج به نوعی ازدواج مشروط یا تاخیری است و محققانی نظیر مارگریت مید بر این عقیده‌اند که ازدواج و بطورکلی گزینش همسر را در آینده تابع آن سازند.

فلسفه تکوین این اندیشه از طرفی مقدس شمردن میثاق زوجیت و به تبع آن سعی انسان‌ها در رعایت همه اصول به منظور اجتناب از گسیختن این پیمان مقدس است و از طرف دیگر توجه این اصل که شناخت طرف مقابل با چند دیدار میسر نیست. در جریان نخستین دیدار‌ها که به منظور شناخت مقابل صورت می‌گیرد هر یک از زوجین به نوعی دستخوش هیجان شده به تبع آن تصنع رفتار‌ها را در حدی وسیع خواهند داشت.

پس به زعم این اندیشمندان با بستن قراردادی موقت، زندگی مشترک بنا شده، هریک از زوجین دیگری را بطور دقیق و در تمامی‌ ابعاد و در زمان طولانی و دلخواه خواهد شناخت و بعد از آن تصمیم قطعی و نهایی خود را اتخاذ خواهد نمود. علی‌رغم فلسفه فریبنده و سخت مردم پسند چنین اندیشمندانی، اینگونه ازدواج مشکلات بزرگ برای فرد و جامعه به بار می‌آورد که اهم آن‌ها عبارتند از:

1) مساله فرزندان، تولد یک یا چند فرزند در زمان دوام این ازدواج به خوبی محتمل است. چنان‌چه بعد از مدتی یکی از طرفین یا هر دو تصمیم به قطع قرار آزمایشی گرفتند، فرزند یا فرزندان به بار آمده وضع نامشخصی خواهند داشت.

2) سال‌‌های حساس، برای هر فرد، مخصوصا زن، سال‌‌های خاصی موعد گزینش همسر به شمار می‌اید. چنان‌چه با یک یا چند ازدواج ازمایشی، این سال‌‌ها سپری شوند، به همان نسبت نیز شانس زوجیت از دست می‌رود و چه بسا شخص دچار تجرد قطعی گردد.

3) سوءنظر: چنان‌چه افرادی بخواهند از این رسم در راه ارضای هوس‌‌های خود سود جویند، با ظاهری فریبا و جامعه پسند، می‌توانند چندین بار ازدواج آزمایشی نمایند و به دلیل «عدم تفاهم» قرار را بگسلند.

به نظر می‌رسد ازدواج آزمایشی به رغم فلسفه مردم پسند آن قابل پیاده شدن در واقعیت نباشد آن‌چه می‌تواند به انجام رسد آموزش انسان‌ها از چند دیدگاه است:

الف) هرگز انسانی وجود ندارد که فاقد جهات یا ابعاد منفی باشد؛ بنابراین بهتر است به دور از هر توهم یا آرمان گرایی در باب شخصیت ناب و بی هیچ عیب، هر فرد قبل از بنای زندگی مشترک جهات مثبت طرف مقابل را تبلور بخشد.

ب) از آرمان سازی ازدواج جلوگیری شود و افراد بیاموزند که در هر حال ازدواج نیز به‌عنوان یک پدیده اجتماعی جهات مثبت و مسائل را با هم داراست. بنابراین با عقد زوجیت و استفاده از جهات مثبت و مزایای آن، قدرت تحمل مسائل و مشکلات در افراد بالا می‌رود.

ج) افراد با اگاهی یافتن باید به وضوح دریابند که با کدام شخصیت بهتر می‌توانند بیامیزند و کدام بعد فرد مقابل را هرگز نمی‌توانند تحمل کنند.

د) ساعات و روز‌های آشنایی، زمانی برای اندیشیدن باشد هریک از طرفین با اعتقاد و التزام به اهمیت سترگ قراردادی که در راه دارند، به دور از هر تصنع، به دقت دیگری را زیر نظر گرفته، خود سعی کنند بطور طبیعی عمل نمایند.

6) ازدواج خصوصی[16]: در این نوع ازدواج نه‌تنها رعایت موازین شرعی ضروری نیست بلکه طرفین ملزم به رعایت مقررات عرفی نیز نیستند. این نوع ازدواج که در آن فردیت و فردگرایی به اوج خود می‌رسد و به نوعی گسست پدیده زوجیت از جامعه را می‌رساند، با ازدواج عرفی نزدیک است و درست در مقابل ازدواج تنظیم شده قرار می‌گیرد. چنین ازدواجی به دلیل فردگرایی افراطی[17] و آشکار امکان تداوم ندارد. ازدواجی که صرفا با رضایت طرفین تحقق پذیرفته، مشروعیت خود را از طریق گذر از موازین قانونی و شرعی کسب ننموده است.

غیر شرعی ساختن ازدواج، یا جداسازی و حذف ابعاد شرعی آن و در حد دیگر حذف موازین عرفی جز به سستی پیمان زوجیت و درنهایت بسط آن‌چه امروزه چند همسری ناهمزمان اطلاق می‌شود نخواهد انجامید. [18]

بجز انواع صور ازدواج، نظریات متعددی نیز در این باب وجود داردکه برای رعایت اختصار به برخی نظرات مهم‌تر و موجود پرداخته میشود.

2-13-1. نظریه دموکراتیک

در نظریه دموکراتیک تشکیل خانواده توسط هر شخصی که از لحاظ بیولوژیکی بالغ باشد، مجاز می‌باشد.

هر چند این نظریه به مساله استفاده از هوشیاری و اگاهی لازم در تشکیل خانواده با نگاهی نا محدود نظر می‌افکند؛ لیکن مهمترین اشکال این نظریه آن است که، بررسی صفات اخلاقی هر یک ازطرفین و تامل کامل در تمایلات و گرایش‌‌های هر دو فرد مطرح نمی‌گردد و این مساله باعث سست شدن بنا و در انتها فروپاشی سیستم خانواده خواهد شد. (شریف قرشی، 1389)

2-13-2. نظریه عشق رمانتیک

از جمله تئوری‌‌ها و نظریات مرتبط با ازدواج و تشکیل ساختار، نظریه رمانتیک است. در این نظریه، برگزیدن و انتخاب هریک از طرفین، صرفا براساس دوست داشتن‌‌های رمانتیکی است برخی این روش را پایه‌گذاری مستحکمی‌ دانسته‌اند که باید نظام خانواده بر این اساس بنا شود و معتقدند که انتخاب رومانتیک با گزینشی کاملا ازادانه صورت می‌گیرد بر پایه عشق استوار می‌گردد. این ایده که عشق رمانتیک بهترین پایه برای آغاز زندگی خانوادگی و ازدواج تلقی می­شود، ایده فرهنگی است که اخیرا رخ داده و مرتبط با ظهور فردگرایی و آغاز صنعتی شدن و کاپیتالیسم است.

لارنس استون[19] (1800-1500) در اثر کلاسیک خود تحت عنوان خانواده، روابط جنسی و ازدواج در انگلستان تاریخ ساختار خانواده و روابط درونی آن را به سه مرحله یا نوع متمایز از خانواده و ازدواج تقسیم‌بندی می‌نماید:

1) خانواده دودمانی باز[20] (در انگلستان قرن شانزدهم تسلط داشته است)؛ در این دوره خانواده و ازدواج بر مفهوم عشق مبتنی نبود بلکه مبتنی بر الزامات و تعهدات ادراک شده نسبت به دیگر خویشاوندان و اجتماع بود. ازدواج چندان به معنای اتحاد میان همسران نبود بلکه اتحاد بین خانواده­‌ها قلمداد می­شد.

2) خانواده هسته‌ای پدر سالار محدود[21] (قرن شانزدهم تا هیجدهم)؛ در این زمانه خانواده و ازدواج مورد توجه ماهیت پدرسالارانه دولت بوده و توسط آن تقویت می­شد. مردان یا سرپرست خانوار از موضعی قدرتمند بر زنان و کودکان سلطه روا می‌داشتند.

3) خانواده هسته‌ای بسته و دوست‌دار خانواده (بنیان زندگی خانوادگی معاصر)؛ مبتنی بر چیزی است که استون آن را فردگرایی عاطفی می­نامند. یعنی این باور که ازدواج باید مبتنی بر آزادی و انتخاب شخصی باشد و با مفاهیم عشق رمانتیک هدایت شود. (استون، 1977)

بنابراین این دیدگاه که عشق رمانتیک به عنوان بنیان ازدواج و خانواده باشد، یک پدیده اجتماعی نسبتا جدیدی است، توسط فیلیپ اریه [22] مطرح شده است. (اریه، 1981) اریه معتقد است که قبل از ظهور صنعتی شدن، تحت نظام کاپیتالیستی، ازدواج اغلب موضوعی اقتصادی بود؛ ازدواج مبتنی بر تبادل دارایی بود چنان که انتونی گیدنز[23] (1989) اشاره می­کند با ظهور مفاهیم فردگرایی عاطفی و ایجاد عشق رمانتیک، خانواده دنیای خصوصی تعریف شد؛ دنیایی که خدمات احساسی و جنسی برای اعضایش فراهم می‌اورد.

روابط میان فرهنگی و تاریخی میان ظهور کاپیتالیسم و مفاهیم عشق رمانتیک نیز مورد توجه ادوارد شورتر[24] (1975) بوده است. (شورتر، 1975) از نظر وی آزادی رمانتیک و عاشقانه با افزایش تحرک جغرافیایی و شهرنشینی همراه بوده که تحت نظام کاپیتالیستی رخ داده است. وقتی که افراد به طرف محیط­‌های شهری حرکت کردند آن‌ها تا حدودی از کنترل خویشاوندان گسترده­شان ر‌هایی یافتند. این وضعیت ایده انتخاب و آزادی را در نزد آنان تقویت کرد. آزادی برای انتخاب شرکای جنسی و عشقی که مبتنی بر عشق می­باشد.

انتونی گیدنز در این مورد نظر دیگری دارد و معتقد است عشق رمانتیک در دنیای امروز به عشق سیال [25] تبدیل شده[26] و منتهی می‌گردد و افراد در هر زمانی که زندگی مشترک با همسر را مطابق میل خود ندانند به آن خاتمه می­دهند و ممکن است ازدواجی دیگر را تجربه کنند. (گیدنز، 1989) زیرا روابط بین افراد با توافق و رضایت طرفین شکل می­گیرد و هیچ باور یا فرهنگ خاصی قدرت لازم برای تاثیرگذاری بر آن را ندارد. رابطه‌ای که می­توان آن‌را رابطه ناب[27] نامید از تمامی‌قید و بند‌های سنتی و الزامات بیرونی ر‌ها شده و تنها براساس خواسته­‌ها و امیال افراد شکل می­گیرد.

اساس رابطه ناب رضایت­مندی شخصی و اعتماد متقابل است و این ویژگی­‌ها را باید درون احساسی از خودآگاهی جستجو کرد، احساسی که فرد را وادار می­کند مطابق برداشت شخصی­اش عمل کرده و به امیال[28] درونی‌‌اش پاسخ دهد. کیفیت رابطه ناب را طرفین تعیین می­کنند و هیچ ضابطه و قانون از پیش نوشت‌های در مورد آن وجود ندارد در رابطه ناب احساسات و عواطف مشترک وجود دارد و همه چیز حول و حوش این اشتراکات ذهنی و برداشت­‌های مفهومی‌شکل می­گیرد.

در حالی که گیدنز و برخی از اندیشمندان (ویکز، 2001) دگرگونی در رابطه صمیمی‌ بین افراد و به ویژه روابط بین زوج‌‌ها را به گونه‌ای مثبت می­نگرند و معتقدند این تحول باعث تعادل و توازن بیشتری در روابط می‌شود، گروهی دیگر با پذیرش این تحول از وقوع آن اظهار تاسف می‌کنند، آن‌ها معتقدند این تحول که ناشی از فردگرایی و لذت­جویی و در عین حال توجه بیش از حد افراد به امیال و خواسته­‌های فردیشان است نه‌تنها بنیان خانواده را تهدید می­کند بلکه حتی رابطه بین افراد در جامعه را نیز تحت تاثیر قرار می­دهد. (سنیت، 2004) با تبدیل زود هنگام ازدواج از حالت عرفی به یک دوستی و همدمی، ازدواج، به ازدواج فردی مبدل شده و  هدف افراد بیشتر رفاه و کمال فردی است. (استرانگ، 2008)

انجلا مک رابی[29] (1982) بعنوان یک جامعه‌شناس فمنیست  بر این نظر است که ایدئولوژی عشق، که بخشی از ایدئولوژی وسیع­تر خانواده و ازدواج است، از سوی رسانه­‌های جمعی پدر سالارانه حمایت می­شود. دختران جوان با مطالعه مجلاتی پرورش می­یابند که در بر دارنده ایدئولوژی زن جوان هستند و این باور در آنان تقویت می­شود که عشق، ماجرای عاشقانه و ازدواج با یک مرد واقعی از اهداف اولیه زندگی تمام زنان است. (رابی، 1983)

یک بررسی از آن حکایت دارد که زنده نگاه داشتن احساسات رمانتیک از نظر 78 درصد از زنان امریکایی برای یک ازدواج خوب، با اهمیت تلقی می‌شود، درحالی که 29 درصد از زنان ژاپنی چنین بینشی دارند (مایر، 2000). هم‌چنان‌که یک جوان غربی که از منظر عشق رمانتیک به ازدواج می‌نگرد، انتظار‌های بسیار بالایی دارد و از داشتن یک زندگی یکنواخت و خسته کننده، هر چند توام با اسایش، ناخشنود است. درحالی که در بسیاری از جوامع به جوانان اموخته می‌شود که در بهترین حالت از همسر خود توقع احترام داشته باشند و نمی‌توانند از او انتظار خوشبختی داشته باشند. (گود، 1964)

مهمترین اشکالی که بر این نظریه وارد است آن‌که شناختی که براساس رفتار و خصوصیات اخلاقی واقعی که لازمه استحکام بنیان و ادامه تحکیم بنای خانواده شود وجود نداشته، تحقیقات لازم انجام نگرفته، و تنها عامل موجود امیال و گرایش‌‌های عاشقانه خواهد بود. چنین روابطی که پایه و بنیاد محکم نداشته باشد بسیار زود از بین خواهد رفت. چنین مفهومی‌ به خودی خود مفهوم گسست را در بر دارد، زیرا با توجه به ناپایداری و گذرا بودن احساسات عاشقانه، افراد به همان سرعتی که درگیر روابط عاشقانه می‌شوند، محتمل است از این روابط خارج شوند. هر دو فرد با افول احساسات و عشق اولیه نه‌تنها دلیلی بر ادامه رابطه نمی‌بینند، بلکه دلیل موجهی برای خروج از آن در اختیار دارند. براساس همین ملاحظات است که بعضی محققان بالا بودن میزان گسست خانواده را نه یک پدیده کوتاه مدت، بلکه کفاره مفهوم تشکیل ناصحیح دانسته‌اند.

امروزه عدم اطمینان[30] و نگرانی[31] در روابط فردی و جمعی دیده می­شود اما به اعتقاد برخی از کارشناسان حوزه مطالعات خانواده، با توجه به تحول روی داده، افراد به خوبی درک کرده‌اند که تکیه زدن به عشق سیال، اضطراب و تشویش بیشتری در آنان ایجاد می­کند و همراه با لذت­‌هایی که از چنین روابطی می­برند احساس ترس و نگرانی آنان نیز فزونی می­یابد.  اکنون درصد بیشتری از ازدواج‌‌های جوامع صنعتی پیشرفته را ازدواج‌‌هایی تشکیل می‌دهند که با عشق شروع می‌شوند ولی هنوز عواملی وجود دارند که سبب می‌شوند دوام و بقای ازدواج‌‌های عشقی نسبت به گونه‌‌های دیگر ازدواج کمتر باشد؛ برخی جامعه‌شناسان علت را در این دانسته‌اند که احتمالا سرنوشت ازدواج‌‌های جدید به آغاز عشقی آن‌ها چندان وابسته نیست. (باقی نصر ابادی، 1387)

[1] انواع ذکر شده هرگز تمامی‌انواع و صور ازدواج در جهان و کل تاریخ نیست، زیرا قرار دادن ازدواج در متن جامعه و نشان هر جامعه خاص از طرف دیگر موجب می‌گردد که حتی در درون هر جامعه با توجه به سبک زندگی افراد، شیوه‌ها و صور خاصی در زوجیت پدید آید.

[2] Cohesion

[3] Marriage by capture

[4] این رسم در بعضی از جوامع نظیر اسپارت چنان رواج داشت که از نظر ریشه‌شناسی مفهوم ازدواج به معنای ربودن بود.

[5] Marriage by purchase

[6] Pair Marriage

[7] Marriage by exchange

[8] consensus

[9] convergence

[10] arranged marriage

[11] matrimonial agents

[12] forced marriage

[13] individualistic

[14] trial marriage

[15] labor intensive

[16] clandestine marriage

[17] rugged individualism

[18]در این نوع چند همسری، هیچ فردی (نه زن و نه مرد) حق ندارد در یک آن بیش از یک همسر داشته باشد اما به جهت بسط میزان طلاق هرکس در پایان سال‌های زوجیت ملاحظه می‌کند که با چند همسر ازدواج کرده و با هر یک مدتی حیات گذرانیده است.

[19] Lawrence Stone

[20] open lineage

[21] patriarchal

[22] Philippe Aries

[23] Giddens. A

[24] Edward shorter

[25] liquid love

[26] عشق سیال نام کتابی است از Bauman (2003)

[27] Pure Relation

[28] Self- Awareness

[29] Angela McRobbie

[30] Uncertainty

[31] Anxiety

متن کامل در سایت زیر :

پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی برآموزه‌های قرآن