تحلیل جامعه شناختی

دانلود پایان نامه

مقاله ای که به بررسی آثار احسان نراقی درباره آموزش و تغییرات اجتماعی در ایران پرداخته است. بررسی افرادی است که اولین آموزش دیدگان علم مدرن در ایران بوده که اغلب با بدفهمی در مبانی علمی، ترجمان خوبی برای علم مدرن به داخل ایران نبوده اند. به علاوه به کار گیری این افراد در مشاغل دولتی غیر مرتبط امکان تحقیق و تفحص و باروری علمی را به ایشان نمی داد. از نظر دکتر نراقی انطباق ناصحیح آموزش جدید در ایران، آموزش مدرن را با مشکلاتی ساختاری مواجه ساخته بود.
مدخلی بر جامعه شناسی علم و معرفت در ایران
سید یعقوب موسوی در این مقاله الگوهای معرفتی و علمی توسعه را برخاسته از جامعه می داند و معتقد است آسیب شناسی تاریخی تاخر در پویش علمی مستلزم شناخت و تحلیل کلیه عواملی اجتماعی است که در قالب های مختلف سیاسی و فرهنگی مانع از رسیدن جامعه ایران به مرحله قابل قبول معرفتی شده است.
لوازم ساختاری توسعه علمی در ایران
مقاله مقصود فراستخواه و جعفر توفیقی پیرامون علل عدم توسعه علمی در کشور است که طی آن توسعه علمى بر اساس نگرش سیستمى، با فرایندهاى بسیارى، رابطه متقابل و نظام مند دارد. از جمله این فرایندها ، فرهنگ علم گرایی است که در آن مردمان به ارزش انسانى خود آگاهى می یابند، به قابلیتهاى درونى خویش باز مى گردند، زندگى خود را در پرتو خردورزى اداره مى کنند، حیات مادى را جدى میگیرند ، به روشهاى دقیق و جزء نگرِ تجربی مراجعه می کنند، به استقبال شک و بازاندیشى و انتقاد مى روند و حقوق و آزادیها را به رسمیت مى شناسند.
دیگر فرایند پشتیبان توسعه علمى، ساختارهاى مدیریت و برنامه ریزى است که باید بر الگوی تصمیم گیرى علمى، با عقلانیتِ بازِ انتقادی، تعاملهاى افقی و مشارکت عموم ذی نفعان و نمایندگان نظام علمى مبتنى شود.
محیط حقوقیِ مبتنى بر آزادى فکر، عقیده، بیان، قلم و ارتباطات، آزادى علمى، استقلال آکادمیک و توسعه نهادهاى نظام علمى، لازمه پشتیبانی از توسعه علمى است.
نهادینه شدن علم، نگهداری و استقرار مغزها
مقاله محمد امین قانعی راد که به استناد به آرا پارسونز و نظریات ساختی کارکردی وی مشکلات ساختاری علم در ایران را بررسی می کند، قانعی راد عقیده دارد، ارتباط علم با موقعیت‌ اجتماعی به عنوان محیط پیرامونی خود باعث ایجاد همزمانی‌ بین علم و محیط می‌شود و توانایی نظام علم برای هماهنگی‌ خود با جامعه را افزایش می‌دهد.عناصر گوناگون نظام علمی، در حالت تعادل، برای افزایش در جه ارتباط و ارتقاء کارآیی نظام‌ با تعیین اهداف متناسب با محیط در جستجوی همنوایی و هم‌زمانی بین نظام و محیط برمی‌آیند. نظام علمی، در عین حال‌ برای کسب اهداف خود تسهیلات و منابع لازم را از جامعه‌ دریافت می‌کند. نظام علمی در صورت تعادل، یک مجموعهء یکپارچه را تشکیل می‌دهد که در دو سطح فردی و سازمانی از انسجام و ارتباط برخوردار است و بدین ترتیب افراد را در حوزهء جاذبهء همبستگی درونی خود حفظ و نگهداری می‌کند. این مقاله الزامات کارکردی علم در ایران را مقتضیاتی‌ برآورده نشده می‌یابد.
ایران آینده از نگاه سه اندیشمند ایران امروز
کتابی به تدوین شهرداد میرزایی است که در آن گفتگویی با سه تن از محققان توسعه در ایران انجام داده است. موسی غنی نژاد، رضا منصوری و حسن عشایری، موضوع این گفتگو ارزیابی مشکلات پیش روی ایران برای رسیدن به توسعه است. بحث در باب شناخت موانع موجود و بررسی تاریخی و تغییر شکل موانع کمک کرده است تا ذهنیت تاریخی دقیق تری از مساله توسعه در ایران شود و در مهمترین وجه توسعه، توسعه علمی مد نظر قرار گرفته است که به عقیده این صاحبنظران با وجود کمترین ارتباط با ساختار سیاسی، بیشترین آسیب را از عدم ثبات و شفافیت سیاسی دیده است. برداشت بی واسطه علم از اروپا توسط وارد کنندگان اولیه آن بدون در نظر گرفتن پویایی لازم برای توسعه علم مدرن باعث عدم درک درست علمی در کشور شده است.
بررسى وضعیت موجود علم و فناورى در ایران وجایگاه آن در برنامه هاى توسعه
مقاله غلامرضا ذاکر صالحی آسیب شناسی وضعیت علم و فناوری در ایران را در سه بخش بیان می کند، اول ساختار کلان سیاست گذاری که باعث عدم هماهنگی ساختاری در نهاد علمی است، دوم عدم کیفیت محتوی آموزشی و سومین بخش مسائل و چالش های نظام علم و فناوری در ارتباط با دیگر نظام هاست.
مطالعه جامعه شناختی مناسبات علم و جامعه (بررسی موردی حوزه های علوم پایه و فنی دانشگاه اصفهان)
پایان نامه دکتری رشته جامعه شناسی گذایش توسعه رضا همتی در دانشگاه اصفهان است که به مطالعه درجه همجوشی علم و جامعه در ایران پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در دو حوزه علوم پایه و فنی بخش عمده ای از تولیدات علمی نتوانسته است به طور مطلوبی راهگشای معضلات و مسائل اقتصادی، صنعتی و کشاورزی باشد. ذی نفعان حساسیت چندانی نسبت به نیازهای محیطی نداشته و نتوانسته اند فعالیت های علمی و پژوهشی خود را با زمینه های اجتماعی و اقتصادی موجود پیوند زنند. بیشتر آنها با اتخاذ رویکردهای جهان وطنی علم را برای علم تولید کرده اند. و دغدغه چندانی برای دلالت های اجتماعی تولیدات علمی خود ندارند. بخشی از این ضعف از عدم وجود تقاضای واقعی برای علم و خدمات علمی ناشی می شود. تقاضای نظام اقتصادی از ذی نفعان دانشگاهی انجام پژوهش های علمی بکر و نوآورانه نیست بلکه رفع و رجوع مشکلات آنی روزمره آنهاست. از سوی دیگر تلاش منسجمی از سوی ذی نفعان دانشگاهی در راستای معرفی علوم کاربرد و اهمیت آن و هم چنین اقناع سایر ذی نفعان و کسب مشروعیت صورت نگرفته و اندک اقدامات نیز موفقیت چندانی در پی نداشته است. این وضع مانع از اعتماد سیاست گذاران به نهاد های علمی، ذی نفعان دانشگاهی و سرمایه گذاری کافی و توجه مناسب به آن شده است. از سوی دیگر تقاضای اجتماعی برای علم نیز بیشتر برای کسب پرستیژ اجتماعی، کسب شغل و نهایتا برای علم است به همین دلیل و همچنین به دلیل ضعف مکانیزم های جامعه پذیری آکادمیک و نقش کمرنگ نظام علمی در هویت بخشی به دانشجویان، افزایش دسترسی به علم را نمی توان ضرورتا به مثابه رسوخ علم در جامعه و تبدیل آن به فرهنگ و سبک زندگی قلمداد کرد. با توجه به این توضیحات می توان اذعان نمود که در جامعه ما نظام علمی نتوانسته در حد مطلوبی به جامعه و سایر نظام های اجتماعی آن جهت بدهد. و با نشان دادن توانش در حل مسائل و پاسخگویی به تقاضاها برای خود شان علمی درخوری کسب کند. جامعه نیز به دلیل ضعف بسترمندی علم و فرهنگ علمی نتوانسته تقاضاهای واقعی از نهاد علم داشته و به آن در مسیر برآورده کردن نیازهایش سمت و سو بدهد.
روش پژوهش
این پژوهش مطالعه ای کیفی به روش اسنادی و کتابخانه ای است که به منظور تحلیل جامعه شناختی چالش های معرفتی – اجتماعی توسعه علم مدرن در ایران معاصر تدوین گردیده است. استفاده از این روش مستلزم به کارگیری روش های تحلیلی نیز هست. دسته بندی اطلاعات تاریخی جمع آوری شده و تحلیل پیام های درونی متون و اسناد مکمل روش اصلی این نوع پژوهش محسوب می شود. این روش از مشکلات بزرگی که در تحقیقات آزمایشی ومصاحبه پیش می آید مبری است بعضی از این مشکلات از این قرارند: فرآیند سنجش در تحقیقات آزمایشی می تواند بر نتایج تحقیق اثر گذارد، پاسخگویان در شرایط آزمایشی، از طبیعت، جریان طبیعی رفتار واندیشه فاصله می گیرند در بسیاری ازموارد سنجش خود موجبات دگرگونی در اندیشه ورفتار را فراهم می سازد و موجب حساسیت پاسخگو در موضوع تحقیق می شود، در حالی که در روش اسنادی هیچ یک از این مسائل ومشکلات وجود ندارد. اصولا رویکرد های کیفی بر اساس دیدگاه کل نگر به پدیده های هستی بنا نهاده شده و پژوهشگران کیفی علاقمند به پاسخگویی به چراها هستند در حالیکه در تحقیقات کمی پژوهشگر به دنبال کشف رابطه علت و معلولی، آزمون فرضیه، پیش بینی و کنترل می باشد. تحقیق کیفی در واقع شیوه منظم بررسی به منظور فهم پدیده ها و وقایع عوالم انسانی است.
از آنجا که تحلیل اطلاعات و داده های کیفی عموما پس از گردآوری کامل اسناد و مطالعه آن صورت می گیرد بدین صورت که با سازمان دهی اطلاعات و تجزیه آن به واحد های دارای ساختار، جستجوی الگو و صورت بندی آن، مقوله سازی، بازنگری و فهم درونی نتیجه مطلوب حاصل می شود، دسته بندی اطلاعات خام به صورت محتوایی و آنالیز داده ها و جمع آوری آن به صورت موازی اساسی ترین نکته روش شناختی این تحقیق محسوب می شود. دسته بندی موضوعات مربوط به علم مدرن در مقولات معرفتی و اجتماعی به عنوان مبانی معرفتی و اجتماعی، از سویی و همین طبقه بندی پیرامون چالش های مواجهه و توسعه این علم در ایران و تحلیل جامعه شناسانه آن در چهارچوبی تئوریک، روش مورد استفاده و مد نظر این پژوهش بوده است.
فصل دوم
رویکردهای نظری
مبانی اجتماعی – معرفتی علم مدرن و توسعه آن
مقدمه