پایان نامه ارشد – تعاریف عملکرد نوآوری

تعاریف عملکرد نوآوری

عملکرد نوآوری یک شرکت را قادر به دستیابی دانش جدید، محصول جدید و تولید جدید می کند. نتایج نشان داد که شدت و تنوع تحقیق و توسعه فعالیت های بین المللی به عنوان تعیین کننده ی عملکرد نوآوری است(Hsu et al, 2014, 7). عملکرد نوآوری بوسیله ی متغییرهای سهم فروش محصول جدید، محصولات جدید شرکت در بازارهایی داخلی و خارجی و فروش کلی ارزیابی می شود(Kafouros et al, 2014). آلگرو همکاران[1] نوآوری را توسط ارزیابی ارتباط بین فرایندهای توسعه و تحقیق، عملکرد نوآوری و رشد سازمانی بیان کردند. و نوآوری و عملکرد نوآورانه مربوط به ظرفیت شرکت و قابلیت های ایجاد دانش و کسب و انتشار آن است. که منجر به معرفی فرایندهای جدید، محصولات و ایده ها در سازمان می شود و در نهایت معرفی کننده ی عملکرد نوآورانه ی مثبت سازمانی است(Noori, 2014, 2). عملکرد نوآوری  به عنوان راس نهایی فعالیت های نوآوری  محسوب می شود و منجر به بهبود عملکرد تولید شامل عملکرد کیفیت و محصول می شود(Zeng et al, 2014, 3).

توانایی در کسب و کار و تجارت های شبکه ایی و روابط درون سازمانی و دستیابی به نوآوری ها برای ارتقاء و فرصت های کسب و کار به منزله ی یک نیروی محرکه در رشد و عملکرد نوآوری محسوب می شود. و مطالعات و پژوهش های متعددی تاثیرات ارتباطات درون سازمانی بر عملکرد نوآوری را نشان داده است. اسینگرینچ و همکاران[2]  نشان دادند که روابط درون سازمانی منجر به تقویت تحقیق و توسعه و ارتباط عملکرد نوآوری  سازمان می شود(Ren et al, 2014, 1). پژوهشگران دریافتند که اکثر تحقیقات در زمینه ی نوآوری، بر نوآوری محصول در شرکت های تولیدی تاکید دارند. از دیدگاه سازمانی، موفقیت واقعی نوآوری در بازار اتفاق می افتد. ایجاد معیارهای بازاریابی نوآورانه برای کمک به شرکت ها در انتقال عقاید و محصولات خوب به سمت فروش و درآمد و عایدی مناسب، لازم و ضروری است. تغییر قوانین و مقررات مربوط به نوآوری استراتژیک، عامل کلیدی موفقیت بسیاری از مدیران بازار بوده است. به علاوه، شرکت ها باید تلاش کنند تا فرهنگ مناسب، ساختار، محرک ها، سیستم ها و فرآیندهای مناسبی را که منجر به تسهیل نوآوری می شوند پدید آورند. گفتنی است که نوآوری الزاما منجر به فروش بیشتر شرکت نمی شود(غفاری آشتیانی و پیرمحمدی، 1387، 32).

ساختار سازمانی همچنین دارای تاثیر مثبتی بر عملکرد سازمانی است. و ساختار سازمانی سیاست ها و خط و مشی ها و چارچوب های است که یک سازمان در ارتباطات و عملکرد و وظایف خود از آن پیروی می کند. با این تعاریف واضح است که ساختار یک سازمان تاثیر مثبت و غیر مستقیم معناداری بر عملکرد نوآوری و پیشرفت یا عدم پیشرفت آن دارد(Vang Helgesen, 2009, 10). مدیریت عملکرد نوآوری در استراتژی کسب و کار  منجر به افزایش نتایج کسب و کار شرکت می شود. در وضعیت اقتصادی، نوآوری و عملکرد نوآوری یک اولویت استراتژیک بالا برای شرکت ها محسوب می شود و بسیاری آن را به عنوان عوامل رشد قوی اقتصادی مورد توجه قرار داده اند. و از این جهت بررسی عملکرد نوآوری برای شرکت ها مهم است. افزون بر این شرکت ها باید بدنبال پایداری در عملکرد نوآوری باشند(Noori, 2014, 2). نوآوری و انجام کارها و اقدامات جدید براساس ایده های نو از اموری است که شاید هیچ کس در اصل آن تردیدی نداشته باشد. در زیر تعاریفی از نوآوری بیان شده است(اسکندری و همکاران، 1390، 10):

  • نوآوری به عنوان یک عامل تعیین کننده برای رقابتی بودن ملتها؛
  • یکی از عوامل اصلی زیربنایی رقابت پذیری بین المللی کشورها و بهره وری آنها؛
  • محور رشد خروجی و بهره وری؛
  • محرک کلیدی رشد بهره وری نیروی کار و منبع اصلی شکوفایی اجتماعی؛
  • به عنوان یک عامل کلیدی پویایی های صنعت، هم از لحاظ ترکیب و هم سازماندهی؛
  • یک جزء حیاتی برای تقویت بهره وری و عاملی تعیین کننده برای موفقیت اقتصادی.

نگاه به نوآوری فقط به عنوان محصول یا فرآیند، بدون تشخیص رابطه درونی بین آنها از مثال های «تفکر جزئی نگر» است. نوآوری های محصول عمدتاً با نقش آفرینی واحدهای تحقیق و توسعه و جلوتر از سایر بخش های سازمان شکل گرفته و بسیار پیش آمده است، به طوریکه بدنه اصلی سازمان از این نرخ بالا عقب می ماند و در بسیاری از موارد فرایند و ظرفیت تولید اجازه دنباله روی از نرخ بالای نوآوری محصول را نمی دهد(اسکندری و همکاران، 1390، 10).

هر اندازه یک سازمان بزرگتر باشد، کارایی و اثر بخشی آن هم بیشتر است ولی با توجه به سن شرکت، شرکت های جوانتر نوآورتر هستند. اما پژوهشگران گزارش کردند که شرکت های تولیدی کوچک و متوسطی که به ثبت رسیده اند تمایل بیشتری به افزایش آگاهی درباره نوآوری دارند. شرکت های تولیدی کوچک و متوسطی که دارای سرمایه گذاری های خارجی بوده اند، عملکرد بهتری در رابطه با فروش دارند. رقابت، در یک محیط بین المللی باعث می شود که شرکت برای داشتن خلاقیت و نوآوری بیشتری به چالش بیفتد، زیرا امروزه نوآوری کلید اصلی برای ماندن در صحنه رقابت است. جهانی شدن برای بعضی از شرکت های تولیدی کوچک و متوسط که فاقد نیروی انسانی کافی، منابع مالی، مهارت در زبان و چشم انداز بین المللی هستند، یک امر هولناک و دلهره آور است. هم ویژگی های مبتنی بر استراتژی و هم عوامل مرتبط با رقابت، تأثیر مستقیم بر نوآوری سازمانی دارند(غفاری آشتیانی و پیرمحمدی، 1387، 32).

تعریف بسیاری برای عملکرد نوآوری وجود دارد. و می توان آن را از راه های بسیاری مورد ارزیابی قرار داد. نوآوری و عملکرد نوآوری از عواملی مانند، استراتژی، ساختار و فرهنگ یک سازمان تاثیر می پذیرد.  همیلتون[3] بیان کرد که همه ی سازمان دارای یک منحنی عملکرد نوآوری ذاتی هستند که به راحتی می تواند مورد مقایسه در زمینه های ارزش خالص هر پروژه و سرمایه گذری های مرتبط با آن اندازه گیری شود. از اینرو این منحنی پیش بینی کننده ی درآمد آینده، سود و رشد نوآوری، و یا به عبارتی دیگر عملکرد نوآوری سازمانی است. و استراتژی های نوآوری نیز عوامل قابل مشاهده ایی هستند که تحت تاثیر عملکرد نوآوری قرار دارند. و این استراتژی در عملکرد نوآوری در یک سازمان به عنوان نوآوری متناسب با تولید و محصول و عوامل مرتبط به بازار می شود(Vang Helgesen, 2009, 5-7).

آلجری و همکارانش[4]عملکرد نوآوری محصول را به عنوان یک ساختاری با ابعاد متمایز و متفاوت مجسم کرده اند که عبارتند از(Tohidi & Jabbari, 2012, 521):

  • اثربخشی و کارایی نوآوری: این بخش میزان نوآوری را منعکس می کند و همچنین نشان دهنده ی تلاش جهت دستیابی به موفقیت می باشد.؛
  • عملکرد نوآوری: عملکرد نوآوری محصول عامل مهمی است که جهت اندازه گیری عملکرد محصولات مورد استفاده قرار می گیرد. عملکرد محصول باید از طریق زمان و هزینه تمایزگذاری شده پذیرفته شود.

در جهان پویای کسب و کار امروز شرکت ها به شدت به دنبال کسب مزیت رقابتی هستند، تا بتوانند بدین وسیله بر رقبای خود پیشی بگیرند .بدون تردید، توسعه محصول جدید مقدمه ای برای ورود به این مرحله است. با توجه به کوتاه شدن چرخه عمر محصول، فشار زیادی به منظور کاهش هزینه و زمان توسعه محصول وجود دارد. سریع تر شدن زمان ارائه به بازار برای محصولات جدید می تواند به حجم بالاتری از فروش منجر شود. بنابراین، این امر بسیار مهم است که فرآیندهای توسعه محصول ساده گردند تا پروژه های توسعه سرعت یابد(رمضانیان و همکاران، 1391، 186). سرعت در بازار در واقع زمان سپری شده بین ایده ی معرفی محصول جدید و راه اندازی در بازار است، که بر عملکرد نوآوری محصول تاثیر می گذارد. ساختارهای تولید به این صورت است که زمان توسعه را کاهش می دهند و به شرکت ها کمک می کنند تا از نظر عملکرد نوآوری، محصولات یا تولیدات شان ارتقا یابد(Bouncken et al, 2015, 2).

ساختار فرایندهای ضعیف به تکرارهای بیهوده منجر می گردد که ممکن است سبب تاخیر در ارائه محصول به بازار و از دست دادن فرصت های فروش گردد. اگرچه محصولات جدید فرصت های جدیدی برای شرکت ها ایجاد می کنند، ولی نباید ریسک قابل توجه ای که این محصولات دارند نادیده گرفته شود .اگرچه محصولات جدید و نوآورانه عامل تعیین کننده ای در کسب مزیت رقابتی برای شرکت ها محسوب می شود، اما وضعیت های جدید و پیچیده ای برای تیم توسعه محصول به وجود می آورد که با خود ابهامات زیادی به همراه دارند(رمضانیان و همکاران، 1391، 186). مارینوآ[5] عملکرد شرکت ها را بر اساس دانش بازار و این انتشار دانش تاثیر توانایی بهره برداری فرصت های بازار بطور ویژه نشان می دهد، که منجر به عملکرد نوآوری می شود. از طرف دیگر قابلیت های بازار نشان دهنده ی توانایی جذب ارزش ها و نوآوری، و بطور تاثیر گذارتر موجب نوآوری بیشتر شرکت می شود و مزیت رقابتی می شود(Ren et al, 2014, 3).

توسعه ی محصول جدید موجب پیشرفت های فناوری، محصولات، فرایندها و خدمات می شود که این به نوبه خود مشارکت قطعی مشتریان و اجزای دیگر سازمان های تجاری را در بر دارد. نوآوری یک محصول راه حلی جدید و خلاقانه برای شرایط و تمایلات فعلی می باشد و نیازهای پنهان و آشکار و خواسته های مشتریان و سهامداران را برآورده می کند. نوآوری برای حفظ پیشرفت اکثریت سازمان ها ضروری است. اگر نیروی حیاتی یک سازمان تجاری، جریان نقدی باشد، نوآوری راهکاری برای تجدید قوای سازمان می باشد تا با موفقیت بیشتری در بازار تقاضا رقابت کنند. توسعه محصولات جدید روی بهبود موقعیت راهبردی و توانایی ارائه محصول سازمان از طریق هدایت وخلاقیت تمرکز دارد(قاسمی نژاد و شاه میری، 1392، 2).

محصولاتی که برای عموم تازگی دارند و بر اساس فناوری های نوآورانه باشند، مشخصه ها و مزایایی را ارائه می دهند که در بازارهای کنونی و از طریق محصولات جاری موجود نیستند. محصولات جدید تغییرات جهشی را به فناوری ها و به روش تحویل محصولات به بازارها اعمال می نمایند. آنها فناوری نوآورانه را برای پاسخگویی به نیازهای مشتریان با تغییرات جهشی مربوط به بازار، به کار می گیرند. توسعه یک محصول نوآورانه نیازمند توجه به جنبه ها و عناصر اصلی و کلیدی فرایند تولید است. هدف اساسی توسعه محصول جدید ایجاد ارزش برای سازمان، مشتریان، صاحبان سهام و تمام بخش های درگیر می باشد. مشتریان موجود و بالقوه به دنبال نتایج مثبت و با ارزش می باشند. دستیابی به نیازهای مشتری و ارائه مزایای استثنایی، اساس ایجاد ارزش و توسعه محصول جدید می باشد. در زمینه ایجاد ارزش، فرایند توسعه محصول جدید باید جنبه های مثبت را ارتقا داده و از جنبه های منفی بکاهد و همچنین مزایا را افزایش داده و متقابلاً معایب، سختی کارکردن و هزینه های مرتبط با هر محصول را کاهش دهد(قاسمی نژاد و شاه میری، 1392، 5). تنوع و پذیرش در شرکت به افزایش عملکرد نوآوری و رشد و ترقی شرکت کمک می کند. افزون بر این شرکت ها می توانند مزایای را در جهت بهبود عملکرد و نوآوری بدست آورند. که مزیت اول شامل، متمایز سازی شایستگی و صلاحیت شرکت، در بخش تولید و تنوع محصول شده و مزیت دیگر آن به اشتراک گذاری منابع و توانایی تحقیق و توسعه است(Chen, 2012, 119).

توسعه ی محصول جدید فرآیندی است که در آن محصول یا خدمتی جدید به بازار عرضه می شود. موفقیت این فرآیند را می توان با تعریف شاخص هایی که نشان دهنده ی میزان این موفقیت یا عدم موفقیت است، اندازه گیری کرد(مانیان و همکاران، 1390،136). کاربرد و موفقیت پروژه یا محصول جدید ممکن است به عنوان ابعاد عملکرد نوآوری در نظرگرفته شوند. در واقع می توان گفت عملکرد نوآوری به معنای پاداش بازار برای کمک به محصولات نو و جدید جهت فروش و سودهایی می باشد که سازمان به آن دست می یابد(Wu, 2013, 1995). پژوهش های قبلی نشان می دهند که اندازه گیری های عملکرد نوآوری شامل معرفی محصولات جدید، خطوط تولید جدید، و اصلاحات و تعدیل ها می باشند و مشتقات آنها می توانند به عنوان بهترین فعالیت های یک شرکت محسوب شوند. از طرفی، استراتژی نوآوری تحقیق و توسعه به طور مثبتی بر عملکرد نوآوری یک شرکت تاثیر می گذارند(Wu, 2013, 1995).

 

[1] – Alegre et al

[2] – Eisingerich et al

[3] – Hamilton

[4] – Alegre

[5] – Marinova