دانلود پایان نامه ارشد – تعریف داوری و نقش آن در رفع اختلافات خانوادگی-بررسی نوآوری های قانون جدید حمایت خانواده

داور در لغت به معنی انصاف دهنده، قاضی، حکَمِ اختصاصی و کسی است که میان مردم حکم وفصل دعوی کند.( معین، ، 1385 ، ص 578) همچنین به کسی گفته می شود که سمت قضایی در دستگاه دولتی ندارد، ولی در مرافعات بالقوه یا بالفعل، رسیدگی قضایی کرده، فصل خصومت می کند و رأی می دهد.( جعفری لنگرودی1388 ، ص 1880)

در اصطلاح حقوقی، داوری عبارت است از «فصل خصومت توسط یک یا چند نفر، نه به طریق فصل خصومت توسط قضات دادگاه های رسمی»( همان، ص 1881)

در تعریف دیگر آمده است «فصل اختلاف بین طرفین در خارج از دادگاه، به وسیله شخص یا  اشخاصی که طرفین یا ثالث آن ها را در این جهت انتخاب نموده باشند»( شمس، ، 1385 ، ص 515)

با توجه به تعاریف فوق می توان نتیجه گرفت که داوری بر اساس توافق طرفین یا ثالث و خارج از مراجع رسمی است. در نتیجه بدون تشریفات بوده، با هزینه اندک و بر مبنای اعتماد و اطمینان طرفین به داور یا داوران شکل می گیرد.

البته داوری در دعاوی مدنی و تجاری، تابع قواعد و تشریفات خاصی از جمله مقررات داوری در قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 خواهد بود. اما داوری در دعاوی خانوادگی، شیوه خاصی از داوری است که به طور عمده بر مبنای اعتماد اصحاب دعوی به داوران استوار است.( جعفری، ، شماره،1386،ص95)

مسئله حکمیت و داوری که بعضی از مفسران از آن به  « محکمه صلح خانوادگی » تعبیر کرده اند، یک تدبیر حکیمانه است؛ نهادی است که به زیبایی روابط زوجین را تقویت نموده و زمینه های ناسازگاری را از بین می برد یا کاهش می دهد.

با فرمت ورد : پایان نامه ارشد رشته حقوق خصوصی درباره:بررسی نوآوری های قانون جدید حمایت خانواده

 مقاله بررسی نوآوری ها و چالش های ماهوی قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ (با فرمت PDF)

این محکمه صلح خانوادگی، بر محاکم دادگستری از جهاتی ترجیح دارد:

نخست این که، محیط خانواده کانون احساسات و عواطف است و روش های حل اختلاف نیز تا حد ممکن باید متناسب با آن باشد. این در حالی است که در محاکم قضایی عواطف و احساسات به کار نمی آید و دخالت احساسات در جریان دادرسی، مانع حل و فصل عادلانه دعاوی می شود.( هدایت نیا ،1384،ص97)

دوم این که در محاکم قضایی، معمولا قضات نسبت به ادامه رابطه زناشویی بی تفاوت هستند و تعلق خاطری به ادامه آن و سرنوشت فرزندان ندارند و لذا تلاش چندانی جهت برقراری صلح و سازش نمی کنند. در حالی که در محکمه صلح خانوادگی چون داوران از اعضای فامیل هستند، تعلق خاطر بیشتری نسبت به طرفین داشته و لذا تمام تلاش خود را برای صلح و سازش به کار می گیرند.( جلالی، ،1386 ، ص 66)

سوم این که طرح دعاوی در محاکم قضایی و رسیدگی به آن دارای تشریفات ویژه ای است. محدود بودن اختیارات قضات، تراکم کار و اطاله دادرسی، هزینه های جانبی و … مشکلات متعددی را ایجاد می کند. علاوه بر این، پس از صرف وقت فراوان، نتیجه دادرسی ممکن است صدور گواهی عدم امکان سازش باشد. اما در محاکم صلح خانوادگی هیچ یک از این مشکلات وجود ندارد و نتیجه نیز غالبا صلح و سازش است؛ به ویژه اگر داوران افراد با تجربه، با تدبیر، مورد اعتماد و دارای نفوذ کلام و منطق باشند.( هدایت نیا، 1387 ، ص 239)

چهارم این که طرح مشکلات خانوادگی در محکمه صلح خانوادگی مسلما همراه با حل و فصل برخی از آنان می گردد که نتیجه بلاواسطه این امر کاهش تعداد دعاوی خانوادگی در محاکم قضایی می شود.