خاندان نوبخت

دانلود پایان نامه

بیگمان اهواز و به طور کلی خوزستان از نخستین مراکز پیریزی فرهنگ و تمدن جهان به شمار میروند. از این منطقه در طول تاریخ شخصیت های افتخار آفرین زیادی ظهور کردهاند که بر تارک تاریخ میدرخشند. در اینجا چند تن از علمای شیعه خوزستان در قرن چهارم ه.ق معرفی میشوند.
5-2-1. حسین بن روح نوبختی ‏(قرن چهارم)
خاندان نوبخت یکى از مشهورترین خاندان‏هاى دانشمند ایرانى است. نخستین فرد این خاندان، نوبخت ستاره شناس از مردم اهواز بود که در تأسیس شهر بغداد نیز شرکت داشت. این خاندان طى دو قرن از بزرگترین دانشمندان و مترجمان در شاخه نجوم، فلسفه، کلام و فقه و حدیث بودند. یکى از برترین دانشمندان فلسفه و کلام شیعه‏ از این خاندان، حسن بن موسى نوبختى است. از دیگر بزرگان این خاندان، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى، سومین سفیر امام زمان عجل الله تعالی و فرجه الشریف است. نوبختى از فقیهان و محدّثان نام‏آور است و به‏دلیل موقعیت خاندانش، داراى اعتبار و شهرت و اقتدار بسیار بود.
وى همچنین از امام عسکرى علیه السلام و امام زمان عجل الله تعالی و فرجه الشریف روایاتى نقل کرده است. او باب امام عسکرى علیه السلام بود و چندین سال با سفیر دوم همکارى داشت و مدت بیست سال مقام سفارت را تا سال ۳۲۶ ه. ق عهده‏دار بود. نوبختى به سبب نفوذ و وزارت خاندان ابن‏فرات شیعى، در نزد مقتدر عباسى مورد احترام بود. ولى در سال ۳۱۲ ه. ق وزیر جدید وى، حامد بن عباس وى را به زندان افکند، اما با عزل مقتدر در سال ۳۱۷ ه. ق از حبس آزاد شد. بدین ترتیب نفوذ و اقتدار نوبختى فزونى یافت.
در ایّام او یکى از وکلاى وى به نام محمّد بن على شلمغانى معروف به ابن أبى‏العزاقر ادعاى سفارت کرد. وى با داشتن مقامى بلند نزد حسین بن روح، نسبت به مولاى خود حسادت ورزید و قائل به تناسخ و حلول شد. او معتقد بود روح على علیه السلام به بدن حسین بن روح حلول کرده است. با وجود افشاگرى‏هاى حسین بن روح علیه شلمغانى و توقیع امام زمان عجل الله تعالی و فرجه الشریف مبنى بر لعن وى، او از ادعاى دروغین خود دست برنداشت. تا اینکه به دستور خلیفه عباسى الراضى در سال ۳۲۳ ه. ق کشته شد. اگر کاردانى و نفوذ علمى و اجتماعى حسین بن روح نبود، بى‏شک شَلْمَغانى مشکلات بسیارى براى شیعیان فراهم نموده بود. با مدیریت و رهبرى شایسته حسین بن روح، شیعه نسبت به دوران پیش، قدرت و گسترش بیشترى یافت. نوبختى سرانجام در هجده شعبان سال ۳۲۶ ه. ق از دنیا رفت و در محلّه رصافه در شرق بغداد به خاک سپرده شد.
5-2-2. عبدالله بن احمد بن موسی بن زیاد جوالیقی حافظ ابو محمد اهوازی معروف به عبدانهوازی (۲۱۶- ۳۰۶ ه.ق)
وی در سال ۲۱۶ ه.ق در اهواز متولد شد و در عسکر مکرم زندگی کرد. از محدثان بزرگ زمان خود بود که برای طلب علم و شنیدن حدیث سفرهای زیادی نمود و صد هزار حدیث حفظ داشت. برای شنیدن حدیث ایوب سختیانی هجده بار به بصره سفر کرد. به بغداد، حجاز، دمشق، اصفهان، مصر و دیگر بلاد اسلامی سفر کرد و حدیث شنید و حدیث گفت. وی نقل نمود که به تمام شیوخ و احادیث آنان دست یافته است. او را امام در حدیث، حافظ، حجت، علامه، ثقه ثبت، صدوق و سرآمد محدثان معرفی کرده اند. حافظ ابو علی نیشابوری؛ عبدان، ابراهیم ابن ابی طالب نیشابوری، ابوبکر بن خزیمه و نسایی را چهار امام حدیث خود شمرده و عبدان را حافظ ترین آنها دانسته است. در اهواز و عسکر مکرم، طالبان علم از هر سو نزد او می آمدند و حدیث او را می شنیدند. عبدان علاوه بر جمع آوری حدیث، مطالبی مفید در علوم حدیث نگاشته است.
ابو العباس اسماعیل بن عبد الله بن محمد بن میکال‏، هشام بن عمار سلمی، ابوبکر بن ابی شیبه، سهل بن عثمان عسکری، محمد بن بکار، زید بن حریش، سلیمان بن ایوب و خلیفه بن خیاط از مهمترین اساتید او و یحیی بن محمد بن صاعد، اسماعیل بن محمد صفار، ابن خلّاد رامهرمزی، ابوعلی حافظ نیشابوری، سلیمان بن احمد طبرانی و ابو احمد عسکری از شاگردان معروف او به شمار می روند.
5-2-3. محمد بن خلف بن حیّان بن صدقه الضبی، ابوبکر، ملقب به وکیع(م ۳۰۶ ه.ق)
عالم، فاضل، شریف، امام، محدث، اخباری، علامه، فقیه، صدوق، قاری، شاعر، پژوهشگر و مسلط بر انواع تألیفاتی با ارزش و نیکو در موضوعات گوناگون داشته است که در عصر خود کم نظیر بوده اند. وکیع، یکی از شیوخ بزرگ ابوالفرج اصفهانی ( صاحب الاغانی) بوده است. ابوالفرج بیش از ۲۵۰ خبر از او نقل کرده است. وکیع، جد حسن بن علی تسنیری شاعر است که کتاب المصنف را در مورد متنبی نوشته است. نقل شده که وکیع، نائب و پیرو عبدان اهوازی بوده است. زبیر بن بکار، ابو حذافه سهمی، محمد بن ولید بشری، حسن بن عرفه، علی بن مسلم طوسی و محمد بن عثمان بن کرامه از اساتید او و ابوالفرج اصفهانی، احمد بن کامل قاضی، ابو علی بن صواف، ابوطالب بن بهلول محمد بن عمر جعابی و ابو جعفر بن متیم از مهمترین شاگردان او به شمار می روند. شمار تصنیفاتش به هجده مى‏رسد که از آن جمله است: کتاب الغرر، اخبار القضاه و تواریخهم، کتاب الانواء، کتاب الطرائق، کتاب الصرف و النقد و السکه. وی در ربیع الاول سال ۳۰۶ ه.ق در بغداد درگذشت.
اخبار القضاه و تواریخهم(طبقات)، الشریف، عدد ایّ القرآن و الاختلاف الفیه، الطریق ( النواحی فی اخبار البلدان و مسالک الطرق) ، الانواء، البحث، الصرف و النقد و السکه، الرمی و النضال الغرر الاخبار، المسافر، المیکاییل و الموازین از آثار وی به شمار میروند.
5-2-4. احمد بن اسماعیل بن عبدالله ، ابوعلی اهوازی قمی ملقب به سمکه( م ۳۳۰ ه.ق)
سمکه ، اهل فضل، ادب و علم، در انساب و رجال مهارت داشته، معاصر شیخ کلینی، استاد و معلم ابو الفضل محمد بن حسن ابن عمید کاتب و وزیر معروف آل بویه بوده است. علم و ادب ابن عمید مرهون استادش احمد سمکه است. در اهواز و قم زندگی میکرد. پدرش اسماعیل از غلامان و تربیت شدگان احمد بن محمد بن خالد برقی ( م ۲۷۴ ه.ق) است. جعفر بن قولویه (م ۳۶۸ ه.ق) از او حدیث نقل کرده است. الامثال ( جامعه الامثال)، العباسی و رساله الی ابن عمید از آثار او شمار میروند.
5-2-5. علی بن محمد بن ابی الفهم داوود بن ابراهیم، ابوالقاسم، معروف به قاضی تنوخی (۲۸۷ -۳۴۲ ه.ق)
وی در ۲۶ ذی الحجه سال ۲۸۷ ه.ق در انطاکیه به دنیا آمد. در آنجا بزرگ شد و به تحصیل پرداخت. در سال ۳۰۶ ه.ق به بغداد رفت. در آنجا حدیث شنید و به فراگیری فقه حنفی پرداخت. در سال ۳۱۰ ه.ق در زمان مقتدر عباسی از طرف احمد بن اسحاق بن بهلول تنوخی با حکم ابوعلی بن مقله عهده دار قضاوت شهرهای عسکر مکرم، شوشتر و جندی‌شاپور شده بود. پس از آن، قضاوت اهواز، بصره، واسط، کوفه، ارّجان، شاپور و چند منطقه از شام را بر عهده گرفت. ابو الفرج اصفهانی با او معاشرت داشته است.
در سال ۳۳۴ ه.ق از طرف مطیع، خلیفه عباسی به قضاوت ایذه و حمص نیز منصوب گردید. در زمان مطیع عنوان قاضی القضات را داشت که به خاطر بدگویی دشمنان، مطیع این مقام را از او گرفت و به علی بن سائب واگذار کرد. ابن مقله نیز مقام مظالم (دادخواهی) اهواز را به او سپرد. گویند که با میانجیگری سیف الدوله همدانی و نامه نوشتن او به خلیفه در سال ۳۴۰ ه.ق دوباره به قضاوت اهواز و بصره و مقام قبلی اش منصوب گردیده و مقرری و جایگاهش افزون گردید. مهلبی وزیر و دیگر سران عراق به او متمایل بوده و با وی نشست و برخاست داشتند. مقامش را ارج نهاده و به شدت از او جانبداری میکردند. از نحو و لغت نیز مطالب فراوانی در حافظه داشت. او خود نیز شعر می سرود و در قصیده ای در جواب عبدالله بن معتز عباسی، آل ابیطالب را مدح گفته و حادثه غدیر را بیان نموده است.
قاضی تنوخی، محور علم و فضیلت، دریای علم و ادب، بزرگوار، خوش اخلاق، متواضع، شوخ طبع، سخنور، متخصص در تمام علوم و فنون، استاد علم کلام، عالم به علم اصول، ادیب و شاعر که در فقه و فرائض اطلاعاتی گسترده داشته و احادیث بسیاری را حفظ بوده است. به نجوم، هیئت، منطق، ریاضی، معاملات و امور دیوانی و ثبتی آگاه بوده و در لغت، قافیه و عروض فوق العاده بوده است. در کلام و اصول معتزلی مذهب و در فقه، حنفی بوده است. در اظهاراتش به تشیع گرایش داشته و گویا از شیعیان زیدی بوده است. ابن شهرآشوب او را از شعرای اهل با بیت علیه السلام شمرده است. در فقه، حدیث، لغت و ادبیات کتاب نوشته است. پسرش محسن(م ۳۸۴ ه.ق) نیز قاضی، فقیه، محدث و شاعر و صاحب تألیف بوده و به تشیع گرایش بیشتری داشته است. همچنین نوه اش ابوالقاسم علی بن محسن ( م ۴۴۷ ه.ق) نیز از شاعران، فقها و محدثین شیعه و از شاگردان سید مرتضی بوده است. به دلیل اشتراک اسم و کنیه قاضی تنوخی با نوه اش علی، برخی شرح حال نویسان در مورد آنها به اشتباه افتاده اند. در هفتم ربیع الاول سال ۳۴۲ ه.ق در بصره وفات کرد و به خاک سپرده شد.
حسن بن احمد بن حبیب کرمانی، احمد بن خلید حلبی، ابی الحسن کرخی، حسن بن احمد بن فیل انطاکی، احمد بن محمد بن ابی موسی انطاکی، انس بن سالم خولانی، احمد بن عبدالله بن زیاد بجلی، حسن بن طیب شجاعی، عمر بن ابی عیلان ثقفی، ابوبکر بن ابی داوود، ابوالقاسم بغوی، محمد بن محمد باعندی و بنائی (کسائی) منجم از اساتید او به شمار می روند. پسرش محسن، ابو حمص اجری و ابوالقاسم بن ثلاج او روایت نقل کرده اند. دیوان شعر، کتاب المذاکره، العروض، علم القوافی، کتاب فی الفقه و الحدیث از جمله آثار او به شمار میروند.
5-2-6. ابن عُقده، موسی بن هارون بن صلت اهوازی (۳۱۷ ه.ق )
ابوالعباس احمد ‌بن محمد بن سعید بن هارون بن صلت معروف به ابن عقده، در اهواز به دنیا آمد. وی از محدثین شیعی قرن چهارم است. ابن صلت از قاضی ابوعبدالله محاملی و دیگران روایت کرد. وی از اساتید و مشایخ شیخ طوسی است. خطیب بغدادی و ابوالقاسم بن منده و نجاشی از وی حدیث شنیدند. شیخ طوسی به واسطه وی آثار ابن عقده را روایت میکرد. خطیب بغدادی او را ستوده و گوید که راستگوئی صالح بود. رجالنویسان شیعی ابن عقده را محدثی ثقه میدانند. از آثار وی کتاب نوادرکبیر است. نام ابن صلت اهوازی در کتب بسیاری از جمله تاریخ بغداد جلد چهارم و کتاب میزان الاعتدال جلد اول و کتاب لسان المیزان جلد اول دیده می شود. شیخ طوسی از وی باتعبیرات مختلف ازجمله «ابوالحسن احمد بن محمد بن هارون بن صلت اهوازی» و «ابو الحسن احمد بن محمد بن موسی اهوازی » و «احمد بن محمد بن موسی بن الصلت » و «ابوالحسن احمد بن محمد الصلت اهوازی» یاد می‌کند و نجاشی معمولاً از وی با تعبیر« احمد بن محمد بن هارون» نام می‌برد.
5-2-7. احمد بن محمد بن جعفر ابوعلی صولی ( زنده ۳۵۳ ه.ق)