خسرو انوشیروان

دانلود پایان نامه

3-2-3. وضعیت اقتصادی
جغرافی دانان قرون اولیه اسلامی توصیفات دقیقی از اوضاع اقتصادی خوزستان به دست داده اند که در اینجا مختصری از این ویژگیها را یادآور میشویم.در دورهی پیشرفت و شکفتگى حکومت ساسانیان، رونق بازرگانى میان شرق و غرب سبب تمرکز امور اقتصادى شد. بازار خوزستان‏ یکى از مراکز عمده بازرگانى در گوشه شمال غربى خلیج فارس به شمار مى‏رفت. از لحاظ اقتصادى پیشرفته‏ترین مناطق دولت ساسانى، استان خوزستان‏ به ویژه شهرهاى شوشتر و جندى شاپور بودند. ایرانیان در دوره ی ساسانى، انحصار تجارت ابریشم را بین چین و مغرب زمین در دست داشتند و خود دستگاههاى بافندگى پارچهی ابریشمى ایجاد کردند که به زودى در تمام خاورمیانه شهرت یافت. مراکز عمدهی ابریشمبافى و پارچهی حریر در شوش قرار داشت که هم به مصرف داخلى مى‏رسید و هم به کشورهاى دیگر صادر مى‏شد. ظاهرا در دوره‏هاى اولیهی اسلام، در سراسر ایران به ‏خصوص در خوزستان‏، خراسان و فارس صنعت پارچه‏بافى رواج داشته و پارچه‏هاى این دوره نیز کمابیش شبیه منسوجات عهد ساسانى بوده است.‏
خوزستان در قرن چهارم از لحاظ اقتصادی سرزمینی پر نعمت معرفی شده که محصولات فراوانی همچون برنج، نیشکر، انگور، قند و شکر و نان برنجی ، حلوا و خرما و پرده هایی که شهرت جهانی دارند، ابریشم و پنبه قیر، نفت و موم معدنى در آن به عمل می آمد. مقدسی در احسن التقاسیم مینویسد: «بازارشان سودآور است. زیرا که همه شکر شهرهاى عجم و عراق و یمن از آنجا بار مى‏شود. از شوشتر دیباى خوب، فرش و پارچه ی تافتهی خوب، میوهی بسیار، از «شوش» شکر بسیار، پارچه، خز، پارچه ی نیکو و با دوام و دستمال و جز آنها که مورد استفاده مردم خوزستان است. پرده‏هاى بصنّا و فرش قرقوب نیز معروف است. در نهر تیرى لنگهاى بزرگ مى‏بافند. خورش جو جندی شاپور بى‏ مانند است و همچنین حلواى این سرزمین و خز شوش براى پوشاک جز عمامه و شکر انگور آنجا نیز در بصنّا فرش و پرده خوب و سبزیجات نیکو و دستنبوى شوشتر و نیشکر شوش و خرماى نهر تیرى بسیار عالى است. درآمد آنجا پشتوانه خلیفه است. در هشت اقلیم جائى بهتر از آن نمى‏شناسم. سرزمین گرانقدرى است. » عضد‌‌‌الدوله در این استان اقدامات زیادی انجام داده است.
در زمینهی فرآورده‏هاى صنعتى در ایران، صنعت پارچه‏بافى اهمیت ویژه‏اى داشت؛ که از آن میان تولید ابریشم‏ از هر نوع مقام اوّل را دارا بود.کارگاههاى ابریشم‏بافى به خصوص در خوزستان وجود داشت. دیبای شوشتر معروف بود و آن را به همه نواحی دنیا میبردند و استتار کعبه و بیت الله الحرام از دیبای شوشتر تهیه میشد. پارچه‏هاى ابریشمى با تارهاى طلا و نقره در شوشتر بافته مى‏شدند. به نظر ابن حوقل و اصطخرى، در سراسر خوزستان سرزمینى آبادتر از مسرقان نیست. محصول آن خرما و گندم و جو و باقلا و برنج است. نیشکر در مسرقان و عسکر مکرم زیاد است. در قرقوب، طرازهاى سلطانى و پرده‏هاى معروف تهیه مى‏کنند که شهرت دارد. در رامهرمز، جامه‏هاى ابریشمى مى‏بافند و به جاهاى بسیارى مى‏فرستند. جندىشاپور شهرى پر برکت است و در آنجا درختان خرما و کشتزارهاى فراوان وجود دارد. اهواز نیز از جهت ساختن شکر اهمیت زیادی داشت، زیرا تمام اراضى آن شکرستان بوده است و اماکن زیادی براى ساختن شکر ساخته بودند. عسکرمکرم نیز شکرى ممتاز داشت. در زمان فرمانروایى خلفا، صادرات نیشکر از خوزستان‏ اهمیت جهانى داشت. همچنین میوههای مختلف در این استان به ثمر میرسید. هندوانه و خربزه، انار و انگور و خرما در خوزستان به ویژه در شوشتر وجود داشت. بهترین لیموها ‏و زیتون و نارنج و ترنج در خوزستان‏ تولید مى‏شد. ارّجان لیمو و انگور داشت، مرکز انجیر و زیتون بود، شیره خرما و صابون در آنجا تولید میشد. انبار فارس و عراق و بارانداز خوزستان و اصفهان بود. پرورش گل نیز هم ‏زمان در خدمت پرورش زنبور عسل نیز بود. منبع اصلى تولید روغن، زیتون بود که به‏ویژه در حوالى رامهرمز و ارّجان‏ کشت مى‏شد. انتشار وسیع پنبه از شرق به مغرب، مربوط به حدود قرن چهارم هجرى است که کشت آن در خوزستان‏ و دیگر نواحى متداول گشت. کتان نخست در سرزمین مصر، یعنى در دره نیل، کاشته مى‏شد. عضد‌‌‌الدوله دیلمى مقدمات کشت این گیاه صنعتى را در منطقه خوزستان‏ و مناطق جنوبى ایران، فراهم کرد.
3-3. سابقه تاریخی شهرهای خوزستان
3-3-1. عسکرمکرم
عسکر مکرم از شهرهاى خوزستان‏ و از مراکز مهم معتزله بوده است. این شهر مشهور، منسوب است به مکرم بن مفراء الحارث، وقتی با سپاهش به این منطقه آمد ، همانجا را برای زندگی انتخاب کرد. مردم اطرافش جمع شدند و ساختمانهایی ساختند و این شهر را عسکر مکرم نامیدند. مقدسی معتقد است: « در ایران بهترین شهر است. سه رودخانه از دورادور و از میان آن مى‏گذرد. میوه‏هاى خوشمزه، بازارهاى روشن، شیرینى‏هاى ارزان، نانهاى خوب، با ویژگى‏هاى دیگر تجارتخانه‏هاى بزرگ و خردمندان دارند، بیشترشان با سوادند. دانشمندان تا ظهر در مسجد مشغول درس هستند. کارگاه‏هاى بافندگى دارند.» کشتیرانی در رودخانه کارون از خلیج فارس تا عسکر مکرم پر رونق بود و این بنادر از چنان اهمیت ارتباطی، تجاری و مالیاتی مهمی برخوردار بودند که تقریبا از طریق خشکی به اکثر شهرهای مهم خوزستان آن زمان مانند شوشتر ، رامهرمز و ارجان متصل میشدند و کالاهای این شهرها و مناطق اطراف آنها را به سرزمین عراق و خلیج فارس و از آنجا به هند و چین و آفریقا منتقل میکردند. این اهمیت باعث شد که عضد‌‌‌الدوله دیلمی با حفر یک کانال کارون را به دجله متصل کند تا کشتیها مجبور نباشند بعد از ورود به دریا به دجله بروند و بالعکس.
3-3-2. دَوْرَق
با توجه به گفتههای مقدسی شهرى آباد و دور افتاده در مرز عراق در کنار نهرى بوده است، با روستائى پهناور و بازارى بزرگ و خوش ساختمان بود. مرکز بافته‏هاى درشت بود و مسجد جامع داشت. مقدسی اهمیت تجاری و ارتباطی آن را تأیید میکند که روستاها و بازارهای بزرگ داشته و کالاهای فراوان در آنجا انبار میشد. دورق مرکز ناحیه ای بوده است به نام سرق این شهر در دوران اولیه اسلام در زمان خلیفه دوم به دست ابوموسی اشعری فتح شد. بیشتر جغرافینویسان مسلمان از آن به عنوان بندر مهم تجاری یاد کردهاند. این شهر، نقش مهمی در جابجایی کالا و صادرات و واردات به خوزستان داشت و کشتیهای کوچک و بزرگ در این بندر پهلو میگرفتند. این کشتیها از هندوستان یا جاهای دیگر میآمدند و در دورق لنگر می انداختند .
تا قرن هفتم هنوز قایقها میتوانستند از آنجا به سمت شمال بالا رفته از راه شهرها و ترعه ها به عسکر مکرم بروند. دورق از طریق خشکی به شهر ثروتمند و مهم ارّجان نیز متصل میشد. ابیدلف که در قرن چهارم از طریق رامهرمز به دورق رفته ، آن را دارای ساختمانهای قدیمی مربوط به قباد بن دارا معرفی کرده و از شکار فراوان آن سرزمین سخن به میان آورده است. وی اضافه میکند که : « دورق چشمههای گوگرد زرد از نوع بحری دارد که برای روشنایی در شب به کار میرود و این نوع گوگرد در جای دیگر پیدا نمیشود. » از لحاظ فرهنگی نیز جایگاه مهمی داشته است. به گونه ای که جمعی از راویان حدیث از این شهر می باشند؛ از آن جمله میتوان «از ابو عقیل الدورقی التاجی، ابوالفضل الدورقی، محمد بن بشرویه التاجی الدورقی» نام برد. بنابراین دورق از جهات متعدد دارای اهمیت و یکی از مراکز مهم صادرات کالاهای خوزستان و سایر مناطق ایران بوده است. نقطه ای ارتباطی که مسافران از آن عبور کرده و به سرزمین عراق و مکه میرفتند. به علاوه، اهمیت فرهنگی دورق به این شهر جایگاه ویژه ای در جهان اسلام داده بود. با مقایسهی این بندر با سایر بنادر ایرانی خلیج فارس مشخص میشود که دورق مهمترین بندر ایران در شمال خلیج فارس بوده و بعد از سیرف بندر مهم صادرات و واردات به هندوستان و بصره به شمار میآمده است.
3-3-3. اهواز
اهواز یکی از قدیمیترین شهرهای ایران است. مورخین معتقدند نخستین فردی که اهواز را ساخت، اردشیر بود، پس «هرمز اردشیر» خوانده شد. معرّب آن هرمشیر و هوزمشیر و اخواز است. اهواز در دورهی ساسانی به شهری آباد مبدل گردید. این شهر را در آغاز سوق الاهواز مى‏نامیدند و به اختصار الاهواز و یا اهواز میگفتند. مسعودی در مروج الذهب اهواز را در شمار یکی از اقالیم هفتگانه آورده است. مقدسی در قرن چهارم اهواز را اینگونه توصیف میکند: « این شهر مرکز خوزستان است. انبار بصره و بار انداز فارس و اصفهان است، کالاها و دارائى بسیار به آنجا مى‏رود، پناهگاه بازرگانان و منطقه ای آباد براى رهگذران است و در جهان پر آوازه مى‏باشد.
اهواز مانند رمله در دو کرانه است ولى جامع و بیشتر بازارها در سوى فارس است و سمت عراقى آن جزیره ‏ای است که بستر رودخانه از پشت آن مى‏گذرد، میان این دو بخش را پل «هندوان» که با آجر ساخته شده پیوند مى‏دهد. در کنار آن مسجدی زیبا و مشرف بر نهر قرار دارد. عضد‌‌‌الدوله بهطورى شگفت‏انگیز پل و مسجد را نوسازى کرد تا به نام او خوانده شود ولى مردم آنرا جز «پل هندوان» نمى‏نامند. روى این نهر دولابهاى بسیار است که فشار آب آنها را مى‏گرداند. سپس آب در کاریزها که در بالا نهاده شده مى‏آید، برخى به حوضهاى شهر و برخى به باغ مى‏رسد. بستر رودخانه نیز از پشت جزیره به یک شادروان که دیواره‏اى‏ از سنگ ساخته شده است بر مى‏خورد و بازگشته و دریاچه مى‏شود با فواره‏هاى شگفت‏انگیز و به سه جویبار افتد که به آبادیها مى‏رود و کشتزارها را سیراب مى‏کند. کشتیها از همین جا براى بصره بارگیرى مى‏کنند. » مقدسی گوید در فتنهی زنج که در قرن سوم وقوع پیدا کرد و سرکرده ی آن شورشیان مدتی اهواز را مقر خود قرار داد، به این شهر آسیب بسیار وارد شد.
یک قرن بعد، عضدالدوله دیلمی یک قسمت از اهواز را تجدید امارت کرد. یاقوت حموى ضمن توصیف آثار ساسانیان از پلى که در اهواز و ایذه به دستور مادر اردشیر بنا شده سخن مى‏گوید که بسیار محکم بوده است. وی پس از آن مى‏نویسد که این پل در دوره ی اسلام مدتى قابل استفاده نبود تا اینکه محمد بن احمد قمى وزیر حسن آل بویه سازندگان و مهندسان را فراخواند و پل را به خوبی تعمیر کرد.
حضور معز‌‌الدوله در بغداد و ارتباط او با برادر بزرگتر خود عماد الدوله در شیراز، اهمیت ویژهای به خوزستان به عنوان نقطه ی مهم ارتباطی عراق و فارس داد. این مساله توجه ویژه ی آل بویه به خوزستان را به همراه داشت. پس از مرگ معزالدوله، درگیری ها در اهواز، بصره و واسط اهمیت این منطقه را برهم زد. زمانی که عضد‌‌‌الدوله برای جنگ با عز‌‌الدوله به بغداد رفت، مدتی در اهواز توقف کرد . در نواحی اهواز بین او و عزالدوله بویهی درگیریهایی روی داد. اهمیت اقتصادی اهواز برای آل بویه چنان بود که عضد‌‌‌الدوله برای رونق اقتصادی بیشتر، دستور داده بود بناهایی مربوط به تجارت و ارتباطات در خوزستان ساخته شود. عضد‌‌‌الدوله میان شط العرب و کارون نهری کشید تا کشتیها برای حرکت از دجله و فرات به کارون ناگزیر به پیمودن راه پرخطر خلیج فارس نشوند. به فرمان او مسجد باشکوهی در اهواز ساخته شد. با وجود توجه آل بویه به اهواز، این شهر رفته رفته رو به ویرانی نهاد و شهرهای دیگری چون مسرقان، عسکر مکرم و ارّجان که در مرز فارس واقع بودند رونق گرفتند.
3-3-4. شوشتر
شوشتر به معنى دلنشین‏تر و بهتر است. مورخان معتقدند این شهر را هوشنگ پیشدادى ساخت. اردشیر بابکان آن را تجدید عمارت کرد و شکلش را مانند اسب ساخت. شاپور ذو الاکتاف نیز در شوشتر ساختمانهای زیبایی ساخت. با توجه به گفته های جغرافی دانان در قرن چهارم ه. ق شوشتر بزرگترین شهر در خوزستان بوده است. شهر دوم خوزستان پس از اهواز و کنار رود کارون و از مراکز عمده بازرگانى بود. مقدسى، در مورد شوشتر چنین میگوید: « در همه این سرزمین، بهتر و استوارتر و مهم‏تر از آن شهرى نیست. رودخانه در اطراف شهر جاری است. نخلستان و باغها آن را فرا گرفته است. بافندگان ماهر پنبه و دیبا در آن بسیارند. باغهایش پر از انار خوب و انگور و گلابى عالى و خرما مى‏باشد. همه میوه‏هایش را به اهواز و بصره مى‏برند. اهالی آن در بافتن پارچههای ابریشمی و نخی استادند. از شرق و غرب به آنجا مى‏آیند در تابستان‏ آبى سرد دارد که در کاریز در زیر زمین روان است. مسجد جامع زیبایی دارند که در میان شهر است. پلى بزرگ در سمت جندیشاپور با قایق‏ها ساخته‏اند و به جز آن راه ندارند. در اطرافش روستاهای پر رونقی وجود دارد.»
3-3-5. جندی‌شاپور
یکی از مهمترین مراکز علمى در ایران، شهر جندی‌شاپور میان شوشتر و دزفول بودکه در آن، از زمان حکومت خسرو انوشیروان، مدرسه و بیمارستانى ساخته شده بود و در آنجا پزشکان و دانشمندان متعددى از کشورهاى مختلف مشغول به‏کار بودند. با توجه به گفته های مورخین، بانى این شهر، شاپور اول بوده است. وی فرمان داد تعد‏ادى از کتب یونانى به پهلوى مترجم شود و آنها را در شهر مذکور گرد آورند و گویا به فرمان شاپور، جندیشاپور مرکزیت طب یونانى یافته بود. این شهر در زمان ساسانیان پایتخت خوزستان بود و تا زمان منصور، خلیفه ی عباسی دانشگاه پزشکی بزرگ آن که بختیشوع پزشک نصرانی آن را تأسیس کرده بود، شهرت داشت و بعد از فوت آن پزشک ، فرزندان وی در دستگاه چندین تن از خلفای عباسی قرب و منزلت بسیار داشته اند. عیسى بن چهار بخت از عیسویان جندیشاپور و از پزشکان و دارو شناسان مشهور بغداد در قرن سوم هجرى بوده است. وى تعدادى از رسائل جالینوس را به عربى درآورد. یوسف الناقل شاگرد عیسى از اهل خوزستان‏ بود و بیشتر به مترجم کتابهاى طبى اشتغال داشت.‏ آرامگاه یعقوب لیث صفاری در آنجاست که در سال ۲۶۵ ه.ق از دنیا رفت.
3-3-6. دزفول
دزفول، یعنی دز پل یا قلعه پل بر کنار رودخانه دز، در جنوب جندی‌شاپور واقع است و چون پل مشهوری که میگویند به فرمان شاپور دوم ساخته شده، در آنجاست، آن شهر بدین اسم معروف گردیده است. از دوره ی ساسانیان، پلهاى زیادى بجاى مانده که اغلب آنها هلالى شکل است. از جمله در دزفول‏، پلى روى کارون زده شده بود که طول‏ آن یک کیلومتر و داراى ۶۲ دهانه بود.  این پل را اصطخری « پل اندامش» نامیده و بقایای آن هنوز وجود دارد. این شهر ‏به اسم «باقلاء» نیز نامیده شد. آرامگاه شیخ ابوالقاسم بن رمضان بلخی جوزی معروف به شاه ابوالقاسم که نسبش با سه یا چهار واسطه به امام موسی کاظم علیه السلام میرسد، در روستای شاه آباد در نزدیکی دزفول قرار دارد. وی برای ارشاد و تبلیغ به این دیار آمده بود. در قرن چهارم دزفول به قصر روناش نیز معروف بوده است. اسامی دیگر هم بر این شهر و پل مشهور آن نهادهاند، چنانکه ابن خرداذبه «پل زاب » نامیده اند. زیرا به عقیدهی ابن خرداذبه، زاب نام رودخانه ی دز است.