دانلود پایان نامه ارشد درمورد اقتصاد کشور، سازمان ملل

تغییر در بستر درونی و حفظ چارچوب نظام سیاسی کشور بودند. تغییری که لزوماً در چارچوبهای اسلامی و ملی صورت گیرد. شعارهای تبلیغاتی آقای خاتمی به نکات اصلی و چارچوبی در صحنه داخلی و خارجی کشور تأکید داشت. خط مشی های اعلام شده وی عبارتند بودند از : حاکمیت قانون، حقوق و آزادی های سیاسی مردم، رفع تبعیض های اجتماعی، تسامح و مدارا و… در زمینه سیاست خارجی نیز آقای خاتمی خط مشی و تنش زدایی، اعتماد سازی و بهبود و گسترش روابط سیاسی و اقتصادی ایران با کشورهای جهان و به ویژه منطقه خاورمیانه را مدنظر قرار داد. بنابراین اعلام سیاست تنش زدایی و اعتماد سازی و طرح متعال “گفتگوی تمدنها” و به دنبال آن سیاست خارجی جدید و متحول ایران در منطقه از سال 76 به بعد را می توانیم به نوعی شروع یک دوران نوین از ثبات و آرامش و تفاهم در خلیج فارس ناشی از روابط دوستانه و تعامل ایران با کشورهای منطقه بدانیم (نشریه سیاست خارجی، سال 4، شماره 14، 6-2).
به طور اساسی تنش زدایی در چارچوب عزت، حکمت و مصلحت به این معنی است که ایران در سیاست خارجی خود درصدد رفع سوء تفاهم های انباشته شده از گذشته و در تلاش جهت پایان دادن به هر نوع تنازع و کشمکش بین المللی است و برای امنیت خود به واقعیت های موجود بین المللی توجه دارد، یعنی به هنگام بودن سیاست خارجی، برخورد برنامه ریزی شده و بروز با نظام بین الملل و بازیگران آن را اقتضا می کند (نشریه سیاست خارجی، سال 13، شماره 4، 1045-1044).
از دیدگاه خاتمی سیاست تنش زدایی در عرصه منطقه ای و بین المللی مطلقاً یک سیاست تاکتیکی نیست بلکه یک راهبرد است و ما معتقدیم که صلاح ما و صلاح منطقه (خلیج فارس و خاورمیانه) و جهان در تثبیت و گسترش سیاست تنش زدایی می باشد. به این ترتیب گسترش روابط با کلیه کشورهای جهان براساس احترام متقابل، منافع مشترک، نفی هرگونه سلطه گری و سلطه پذیری و تأکید بر نهادینه شدن مقررات حقوق بین الملل، تلاش در جهت کاهش تشنج در سطح منطقه بین المللی، تقویت و انسجام و وحدت کشورهای اسلامی و غیر متعهد از جمله اولویت های سیاست خارجی ایران بر مبنای تنش زدایی در دوران حکومت آقای خاتمی است (سیاست خارجی، سال 14، شماره 4، 1010).
لازم به یادآوری است که نقش عوامل داخلی در شکل گیری سیاست تنش زدایی و تصحیح دیدگاه جهانیان به صورتی بهتر از گذشته به ایران، عاملی مهم و قابل توجه می باشد. سیاست خارجی ایران در دوره آقای خاتمی در قبال منطقه، مبتنی بر ائتلاف و مشارکت گرایی منطقه ای بود. به عبارت دیگر جمهوری اسلامی ایران در این دوران، با تأکید بر سازش جویی واقع بینانه و پرهیز از رادیکالیسم در سیاست خارجی و رفع سوء تفاهمات سعی داشت با اتخاذ سیاستها و رویه های مشترک در قبال منطقه و مسائل مشترک، کشورهای منطقه به خصوص خلیج فارس را همسو با سیاست های خود سازد. بنابراین روابط منطقه ای ایران با کشورهای اسلامی در جهت حداکثر سازی همکاریهای منطقه ای و نیل به ائتلاف گرایی انجام گرفت. برگزاری کنفرانس اسلامی در تهران و ریاست ایران بر سازمان کنفرانس اسلامی را می توان به عنوان نشانه ای از مشارکت و ائتلاف گرایی منطقه ای دانست (نشریه ایران، 25/11/84).
انتخاب خاتمی به عنوان رئیس جمهوری نوگرا و اصلاح طلب ایران در سال 76 به مثابه کاتالیزوری در روابط ایران و عربستان عمل کرد. سیاست های وی توانست راه های توسعه سریع روابط ایران با کشورهای عرب جنوب خلیج فارس و کاهش هرچه بیشتر تنش ها و بدبینی های موجود را هموار سازد. در همین دوران شیخ محمدبن عیسی آل خلیفه، امیر بحرین در اواخر اوت 2002 مسافرتی رسمی به تهران داشت که با اهمیت تلقی می شد. روابط ایران و عربستان در دوران آقای خاتمی در زمینه های گوناگون سیاسی، آموزشی، اقتصادی و امنیتی توسعه یافت به ویژه با سفر آقای خاتمی و دیگر مقامات کشور از جمله دیدار وزیر دفاع از عربستان زمینه همکاری دوجانبه و چندجانبه میان تهران- ریاض فراهم شد. حتی آنان سیاست هماهنگی در اوپک درمورد قیمت گذاری و تولید نفت اتخاذ کردند. از دیدگاه آنان همکاری های امنیتی مشترک در منطقه ای که حاوی حداقل 60 درصد ذخایر نفتی کل جهان است به مثابه ضرورتی اجتناب ناپذیر است (پژوهش نامه علوم سیاسی، سال 2، شماره1، 20).
هرچند تنش زدایی خاتمی با استقبال گرم کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مواجه شده بود و هرکدام در بهبود روابط با ایران از همدیگر پیشی می گرفتند، اما امارات از همان آغاز به کار خاتمی ساز مخالف کوک کرده و بر طبل ناآرامی و تنش در خلیج فارس می کوبید. موضوع اصلی در جزایر سه گانه بود که به نظر می رسد به یک مسأله عربی تبدیل گشته و این موضوع همچنان بر روابط ایران با کشورهای خلیج فارس سایه دارد. عوامل دیگری که در روابط ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس مانع ایجاد می کند عبارتند از : وجود حس تاریخی و دیرینه بی اعتمادی، استنباط متفاوت درخصوص نقش آمریکا در خلیج فارس، نقش عوامل فرا منطقه ای، رجحان و اولویت مسأله امنیت بر همکاری و فراخوانی نیروهای بیگانه به خلیج فارس از سوی شورای همکاری خلیج فارس (جام جم، 12/8/87، 14).
سیاست خارجی ایران در قبال اروپا و آمریکا:
مسلماً بررسی روابط ایران با اروپا و آمریکا در دوره خاتمی را بایستی با نظریه گفتگوی تمدنها شروع کرد. این نظریه در شرایطی ارائه شد که جدال های فرهنگی و تمدنی به عنوان ایستار اصلی در روابط بین الملل مورد بحث قرار گرفته بود. ساموئل هانتینگتون بر نمادهایی از تعارض ها و جدال تمدنی تأکید می کرد. وی بر این اعتقاد بود که سطح تعارض ها در نظام بین المللی از حوزه های خاندانی، ملی و ایدئولوژیک عبور کرده است. آنچه که منجر به جدال و ستیز در روابط بازیگران می شود، با نشانه هایی از تعارض و جدال فرهنگی همراه است. خاتمی درصدد برآمد تا ادبیات و شکل بندی های تعارض ها را دگرگون کند. او تفسیر صلح آمیزی از اسلام ارائه کرد. وی بر این اعتقاد بود که ادیان هیچگونه ستیزی با یکدیگر ندارند و تمامی ادیان در راستای عدالت، صلح و توسعه آرمان های انسان دوستانه ایفای نقش می کنند. بنابراین آنچه را که به جدال و منازعه منجر می شود را می توان شکل تحریف شده ای از برداشت های ایدئولوژیک دانست. وی بر این اعتقاد بود که جهان غرب در شرایط ابهام ایستاری قرار گرفته است و این در شرایطی بود که بسیاری از نخبگان افراطی در جهان غرب، اسلام را مترادف با جدال گرایی و ستیزش قرار دادند. در این رابطه خاتمی تلاش کرد تا تصویر جدیدی از رهیافت های اسلام ارائه کند. این امر بر اساس همکاری، مشارکت، سازنده گرایی و همچنین جلوه هایی از همبستگی های فراتمدنی سازماندهی شد. پس این امر زمینه های لازم برای حداقل سازی تهدیدات را به وجود آورد (همان).
خاتمی در کنار طرح متعالی گفتگوی تمدن ها که باعث توجه جهانیان به ایران و زمینه خروج از انزوای منطقه ای و بین المللی را فراهم کرد، با تکیه بر واقع گرایی، بر پیگیری سیاستی مبتنی بر رفع تنش و پرهیز از دشمن تراشی و سعی در حفظ استقلال نسبی با وجود همکاری با دیگر قدرتهای بزرگ در نظام بین الملل و کشورهای همسایه به جای تأکید بر استقلال متکی بر انزوا و دوری گزیدن از همکاری در نظام بین الملل را مورد توجه قرار داد (نشریه گزارش، ص76).
در چارچوب روابط منطقه ای همانطور که قبلاً اشاره شد، شکست مذاکرات صلح خاورمیانه و آشکار شدن تبعیضات و جانبداری علنی آمریکا از اسرائیل در قبال اعراب، باعث واقع بینی و چرخش سیاست های اعراب به خصوص کشورهای حوزه خلیج فارس به سوی ایران، به عنوان تنها کشور دوست برای اعراب را شاهد بودیم که شرکت گسترده آنها در سازمان کنفرانس اسلامی در پاییز 76 در تهران و استقبال گرم آنها از سیاست تنش زدایی و اعتمادسازی خاتمی دلیلی بر این مدعا می باشد. اما روابط ایران با قدرتهای بزرگ در این دوران در وضعیت ابهام و فرایندهای همکاری جویانه، بی ثبات و ناپایدار قرار گرفته بود. موضوعاتی ازجمله سلمان رشدی و احکام صادرشده از سوی دادگاه (میکونوس)، تضادهای ایران و جهان غرب را افزایش می داد. کشورهای منطقه و قدرت های بزرگ در مقابله با ایران، جلوه هایی از “اجماع اجباری” را به نمایش گذاشتند که می توان انعکاسی از احساس تهدید و ادراکات نگران کننده کشورهای یادشده از رویکردهای رادیکال در سیاست خارجی دانست. اما با تغییرات گفتمانی در مسائل و موضوعات استراتژیک که زمینه تغییر در جهت گیری سیاست خارجی ایران را فراهم کرد، خیلی زود مورد استقبال کشورهای اروپایی قرار گرفت چراکه گفتمان سیاست خارجی خاتمی براساس “صلح دموکراتیک” سازماندهی شده بود که بیانگر جلوه هایی از اصلاحات سیاسی در داخل کشور و بازسازی روابط در خارج از کشور بود. از سوی دیگر در این مقطع زمانی و دوران تاریخی، زمینه های گسترش همکاری های اقتصادی ایران با کشورهای اروپایی فراهم شده بود (ایران، 25/11/84، 3).
برای حسن ختام نظر آقای اطاعت قابل تأمل است؛ جواد اطاعت می گوید: “بحث گفتگوی تمدنها بیشتر در ابعاد جهانی و به علت تنش زدایی بیشتر در بعد منطقه ای حائز اهمیت بسیاری است. وقتی که رابطه ایران با نظام بین الملل و یا با کشورهای دیگر به طور نسبی رو به بهبود گذاشت، طبیعتاً هم از سطح تبلیغات مخربی که در مورد ایران می شود، جلوگیری بعمل می آید و همچنین با ارتباطات متقابلی که هست می تواند نیازمندی های خودش را تأمین کند و این خود به خود باعث ارتقای امنیت یک کشور در بعد ملی و بین المللی خواهدشد (جام جم، 12/8/78، 14).
4- دوران اصول گرایی
اصول‌گرایی نامی است که گروهی از جناح راست جمهوری اسلامی ایران، پس از انتخابات دور دوم شوراهای شهر بر خود نهادند و از دوره مجلس هفتم و رئیس‌جمهوری احمدی‌نژاد، به شاخص اصلی محافظه‌کاران مذهبی ایران تبدیل شدند. غالباً این جناح در برابر جناح اصلاح‌طلبان ایران مطرح می‌شود. ریشه این اصطلاحات در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی، به جناح چپ و جناح راست و خودی و غیرخودی برمی‌گردد و از حدود سال 1380 مطرح گردیده است. شعار کلی اصول‌گرایان بازگشت به ارزش‌های نخستین سالهای پس از انقلاب است. تمرکززدایی از فعالیت‌های اقتصادی از مهم‌ترین اهدافی است که این دولت همواره بر دستیابی به آن تأکید دارد. انجام سفرهای استانی هیأت دولت و ارتباط مستقیم دولتمردان با مردم مناطق مختلف کشور که به تصویب هزاران مصوبه در راستای توسعه مناطق محروم کشور منجر شده است نیز از ابتکاراتی است که این دولت انجام داده است. با این حال، عدم هماهنگی میان اعضای تیم اقتصادی دولت و از آن مهم‌ترین ناهماهنگی برخی از این اعضا با رئیس‌جمهور، طی سال‌های گذشته علاوه بر جابجایی برخی اعضای کابینه فرصت‌های طلایی فراوانی را از اقتصاد کشور ربوده است (پاکزاد، 1389، 12).
در آخرین سال دوره اول ریاست جمهوری احمدی‌نژاد (سال 1387) بنا به آمار سازمان ملل، ضریب جینی در ایران به رقم 58/0 رسیده است. ضریب جینی از سال 1383 و پس از روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد پیاپی افزایش یافته است. ضریب جینی که میان صفر تا یک تعیین می‌شود ــ نشان‌دهنده چگونگی توزیع ثروت میان شهروندان در یک کشور است. بالا بودن این ضریب، نابرابر بودن توزیع سرمایه و درآمد را نشان می‌دهد. در سال 2008 ایران رتبه 88 را از لحاظ برابری ثروت میان کشورها کسب کرد (تقی‌نیا، 387، 15).
از نظر جمعیتی می‌توان به‌طور ساده اعلام کرد که سالانه یک میلیون نفر به جمعیت ایران افزوده می‌شود و صدای پای کهنسالی از جمعیت ایران شنیده می‌شود. آمارها نشان می‌دهد که جمعیت ایران به‌زودی دچار یک سونامی جمعیت خواهد شد که علت آن می‌ت واند افزایش موالید ناشی از افزایش سن متولدین دهه شصت باشد

دیدگاهتان را بنویسید