دانلود پایان نامه ارشد درمورد طلاق، برخورد تمدنها، نهاد خانواده

حامد نیستند و او تلاش می کند تا برادرش را از دست دوستان سابقش نجات دهد.
تحلیل فیلم:
فیلم قربانی ساخته رسول صدر عاملی است که داستان یک گروگانگیری خانوادگی است که پسر کوچک خانواده(حامد) توسط برادر بزرگترش (مجید)ربوده می شود.فیلم در سال 1370 در دوران سازندگی ساخته شده است . در این دوران بر خلاف دوران جنگ تجملات و ثروت ارزش تلقی می شد .در بیشتر سکانس فیلم شاهد ثروت و دارایی های حاج نصرت که شامل کارخانه و خانه وماشین و… هستیم و دعوا بر سر ثروت حاج نصرت بین فرزندان خانواده در سکانسی از فیلم مشاهده می شود.ودرسکانسی دیگر از فیلم شاهد درخواست 5 میلیونی گروگان گیرها از حاج نصرت هستیم که این پول را در مقابل دارایی های حاج نصرت هیچ می پندارند.از دیگر خصوصیات دوران سازندگی شکاف بین طبقه مرفه و متوسط و ایجاد طبقه ضعیف جامعه میباشد که در سکانس پایانی فیلم که در ان شاهد مجادله حاج نصرت با فرزند دوستش مبنی بر اینکه دوست حاج نصرت به خاطر ورشکستگی و چک و سفته های حاج نصرت خود را به اتش کشیده است شاهد هستیم .از خصوصیات بارز دوران سازندگی خارج شدن از فضای خاکستری دوران جنگ است که در تمام سکانس های فیلم قابل مشاهده است. در اتنها فیلم اگرچه فیلم در ژانر اجتماعی و خانوادگی است ولی متاثر از تحولات اجتماعی دوران سازندگی است
4-4- دوره اصلاحات
ردیف
تحولات اجتماعی
شاخص های دوران
مهم ترین شاخص
1
دوره اصلاحات
1384-1376
طرح گفتگوی تمدنها، گفتمان فرهنگ گرایی سیاست، گسترش روابط خارجی، واقع گرایی، سیاست تعدیل اقتصادی، توسعه اقتصادی در سطح کلان، تنش زدایی در روابط بین الملل، همزیستی مسالمت آمیز، توسعه مردم سالاری سیاسی، رشد جمعیت جوان و جویای کار، تأکید بر صلح منطقه، عقلانیت ارتباطی فرهنگ، پذیرش پورالیسم جهانی، افزایش اشتغال زنان در ارگانهای دولتی، آزادی بیان، نگرش منطقی‌تر و آزادانه‌تر به باورهای مذهبی.
گفتمان فرهنگ گرایی سیاست، طرح گفتگوی تمدنها
ردیف
نظریه پرداز
نظریه
فیلم
کاربرد آن در تحقیق
1
مرتن
شرایط ساختی جامعه است که علت و ریشه انحرافات اجتماعی است.
من ترانه پانزده سال دارم
شکاف بین غنی و فقیر پر شدنی نیست و رسیدن به ثروت با هر وسیله ای، سلاح توجیه است.
2
هانتیگتون
برخورد تمدنها: تقابل تمدنها، سیاست غالب جهانی و آخرین مرحله تکامل درگیری های عصر نو را شکل می دهد.
من ترانه پانزده سال دارم
نگاه انتقادی به مسئله جنگ تقابل اندیشه ها و امید به تغییر در سایه گفتمان
نام فیلم: من ترانه 15 سال دارم
کارگردان: رسول صدرعاملی
تهیه‌کننده: محمدرضا تخت‌کشیان
نویسنده: کامبوزیا پرتوی، رسول صدرعاملی
بازیگران: ترانه علی‌دوستی، مهتاب نصیرپور، حسین محجوب
تاریخ انتشار: 1380
مدت زمان: 100 دقیقه
خلاصه فیلم:
ترانه دانش آموز پانزده ساله ای است که مادرش فوت کرده و پدرش در زندان است. او با مادربزرگش زندگی می کند و دوست پدرش هر ماه درآمدماشین پدر ترانه را برای آنها می آورد. امیر به ترانه اظهار عشق می‌کند و تصمیم به ازدواج با او می گیرد. اما مادر امیر با این ازدواج موافقت نمی کند. او سرانجام با سماجتهای امیر به دیدن ترانه می رود و ترانه را راضی می کند تا رضایت پدر را بگیرد. اما چون هر دو محصل هستند قر ار بر صیغه‌ی محرمیت می شود تا بعد ازدواج دائم صورت گیرد. بعد از مدتی ترانه متوجه می شود که امیر با چند دختر ارتباط غیراخلاقی دارد و با این وضع تصمیم به جدایی می گیرد. ترانه و امیر از هم جدا می شوند و امیر به آلمان می رود، اما پس از مدتی ترانه می فهمد که باردار است او به مادر امیر پناه می برد، اما مادر امیر با اینکه عضو انجمن حمایت از زنان است حرف ترانه را قبول نمی کند، اما ترانه زیر بار تهمتن می رود و حاضر به سقط بچه نمی شود، او بچه اش را به دنیا می آورد و با مراجعه به دادگاه و انجام آزمایشات، مشخص می شودکه بچه، قانونا ًفرزند امیر و ترانه است و ترانه بعد از مدتها با دخترش به دیدن پدر می رود.
تحلیل فیلم:
موضوع فیلم “من ترانه 15 سال دارم عبارت از مناسبات جنسیتی در زمینه روابط دختر و پسر است، یعنی تقریباً همان موضوع فیلم “دختری با کفش‌های کتانی”، منتهی با پرداختی دیگر تداعی دختری از طبقه متوسط نسبتاً مرفه و ترانه دختری از طبقه پایین اقتصادی، ترانه از همان سکانس‌های آغازین فیلم دختری متکی به خود، مستقل و مسئولیت‌پذیر است با سن بسیار کم هم کار می‌کند و هم درس می‌خواند و هم مسائل دیگر خانواده مانند رسیدگی به پدرش که در زندان است را بر عهده دارد. اگرچه ترانه در بطن واقعیت سخت زندگی قرار دارد اما 15 سال دارد و از تجربه به میزان لازم برخوردار نیست. او نیز دختری است که در مجاز و تخیل برای خودش ممکن است خانه‌ای و خانواده‌ای بسازد. اما در مقابل واقعیت بی‌رحم زندگی قرار می‌گیرد. در آغاز فیلم او را در راهروی تنگ و طولانی زندان با فضا و رنگ‌آمیزی ناخوشایند می‌بینیم که به ملاقات پدر زندانی‌اش می‌رود. پدری مهربان، صمیمی، درستکار که شاید به دلیل تنگدستی و مسائل مالی به زندان افتاده است (در فیلم مشخص نیست که چرا پدر ترانه در زندان است). مسیر تنگ، طولانی و ناخوشایند زندان، احتمالاً استعاره‌ای از مسیر و راه طولانی و پرفرازونشیب زندگی سخت ترانه 15 ساله است.
ترانه از خانواده‌ای که در عین تنگدستی و ضعف مالی، شریف، درستکار، بامحبت، صمیمی و یک‌رنگ، به دلیل فوت مادر و زندانی بودن پدر ازهم گسیخته است. ترانه اگرچه از طبقه پایین اقتصادی است، اما دارای اعتمادبه‌نفس، خوداتکایی، استقلال و مسئولیت‌پذیری و دارای روحیه و احساس لطیف و شاعرانه، صمیمی و مهربان… می‌باشد و امیرحسین از خانواده‌ای ازهم گسیخته در نتیجه طلاق پدر و مادر، در حالی که پدرش در آلمان به سر می‌برد او با مادرش در ایران زندگی می‌کند. خانواده امیرحسین از طبقه اقتصادی نسبتاً مرفه ولی دارای کشمکش‌های اخلاقی و رفتاری و نیز دارای نقص و تناقض‌های اخلاقی، گفتاری و رفتاری است. بدین‌ترتیب امیرحسین با خصوصیات شخصیتی متفاوت و متقابل با خصوصیات ترانه، با یکدیگر آشنا شده و با سماجت‌ها و مزاحمت‌های بی‌شمار و اظهار محبت و عشق و علاقه کردن امیرحسین نسبت به ترانه با یکدیگر نامزد و محرم می‌شوند. در این میان ترانه به دلیل فقدان نهاد خانواده در شکل کامل و مؤثر آن1 و به دلیل سن بسیار کم و مجاز و تخیل مرتبط با این سن‌وسال، به‌دور از واقعیت‌های بی‌رحم و خشن دنیای اجتماعی و نیز به دلیل ضعف شخصیتی، عدم تعهد و مسئولیت نشناختن امیرحسین و ریاکاری مادرش خانم کشمیری که رئیس انجمن حمایت از زنان نیز هست، با شرایط دشوار و سختی روبه‌رو می‌شود.
خانم کشمیری، مادر امیرحسین و رئیس انجمن زنان از ابتدا تصمیمی دوراندیشانه در رابطه با ترانه و امیرحسین نمی‌گیرد. در ابتدا به عکاسی که ترانه برای تأمین نیاز مالی‌اش در آنجا کار می‌کند، می‌رود و با جملاتی تند و نامناسب از ترانه می‌خواهد امیرحسین را که از او تقاضای ازدواج کرده است، رها کند. بعد که ترانه برای رهاشدن از این وضعیت، کار در عکاسی را رها می‌کند تا دیگر امیرحسین را نبیند و امیرحسین نیز به همین دلیل با قهر از خانه مادرش می‌رود. خانم کشمیری برای بازگرداندن پسرش به نزد خود به خانه ترانه رفته و ناخواسته با ازدواج آن دو موافقت می‌کند و در جریان خواستگاری نیز به خواست او خطبه محرمیت بین آن دو خوانده می‌شود.
مادر امیرحسین همان‌طور که در فیلم به چشم می‌خورد، اگرچه ظاهری مذهبی و کلامی به ظاهر منطقی دارد، اما به‌شدت از عیوب اخلاقی و رفتاری و دوگانگی گفتار و عمل و پنهان‌کاری، ریاکاری، تظاهر و دروغگویی در رنج است، عیوب و مشکلات اخلاقی و عملکرد غیرمسئولانه مادر امیرحسین در نقش اجتماعیِ رئیس انجمن زنان در سکانس‌های متعددی در طول فیلم مشهود است. برای مثال، زمانی که امیرحسین درحالی‌که نامزد و محرم ترانه است و به دلیل خوشگذرانی، هوس‌بازی و روابط نامشروع با دختران دیگر در نیروی انتظامی بازداشت است. مادر امیرحسین (مادرشوهر ترانه) که رئیس انجمن زنان است در عملکردی غیرمسئولانه و به نوعی خشونت‌آمیز ترانه را که تنها 15 سال دارد، به‌تنهایی به معرکه امیرحسین در نیروی انتظامی می‌فرستد. او رفتاری کاملاً غیرمسئولانه نسبت به ترانه و امیرحسین در پیش دارد. بدین ترتیب ترانه که امیرحسین را پسربچه خوشگذران، هوسباز و مسئولیت‌ناپذیر می‌بیند از او ناامید می‌شود و در این گیرودار با مرگ مادربزرگش نیز روبه‌رو شده و مجبور به ترک خانه ورثه‌ای می‌شود و با صلاحدید پدرش تصمیم به طلاق از امیرحسین گرفته و چرخاندن بار و زندگیش را به‌تنهایی بر عهده می‌گیرد. در این وضعیت مادر امیرحسین بدون هیچ تلاشی در اصلاح پسرش و کمک به ترانه و زندگی آن دو با حرف‌هایی فریبکارانه در دفترخانه ازدواج و طلاق، دفتردار را ترغیب به خواندن هرچه زودتر خطبه طلاق می‌نماید و زمانی که ترانه بعد از طلاق ناگهان متوجه می‌شود باردار است، در سکانسی که مادر امیرحسین در نقش مدیر انجمن زنان تلاش می‌کند تا چند نفر از دخترهای آسیب‌دیده را به سخن گفتن در جلوی دوربین ترغیب کند، می‌بینیم وقتی ترانه به او می‌گوید، از امیرحسین باردار است، او را انکار کرده و ریاکارانه به او تهمت می‌زند و به او می‌گوید صیغه خوندیم که نامحرم نباشید. اگر تو روی هم خندیدین، اگر دستتو دید، پاتو دید، دستتون به هم خورد، گناه نکرده باشی… نه این‌که یه ورقه بگیری دستت، بیای بگی من حامله‌ام و بعد درحالی‌که پسرش را به آلمان فرستاده، باز هم ریاکارانه سعی می‌کند، ترانه را به سقط جنینش وادار سازد اما ترانه سرسختانه با این خواست او مخالفت می‌کند و بعد از به دنیا آوردن فرزند ترانه باز هم با انکار ترانه و تهمت زدن به او با گرفتن شناسنامه برای بچه ترانه به نام پدرش امیرحسین به‌شدت مخالفت کرده و از آن ممانعت به عمل می‌آورد… بدین‌ترتیب خانم کشمیری، مادر امیرحسین و رئیس انجمن زنان، ظاهری از دین و اخلاقیات را چسبیده و از محتوای آن، انصاف در رابطه با دیگران، آینده یک دختر نوجوان 15 ساله و شاید آینده یک نسل، به‌سهو و به‌تعمد غفلت می‌ورزد.
خانم کشمیری، مادر امیرحسین که مسئول انجمن حمایت از زنان است، نه‌تنها به‌لحاظ مسئولیتش در نقش مادر امیرحسین و مادربزرگ بچه ترانه مسئولیتش را انجام نمی‌دهد، بلکه به عنوان مسئول انجمن حمایت از زنان نیز هیچ‌گونه نقش مثبت و مؤثری ندارد و آنجا که پای خودش، پسرش و منافعش در میان است با انکار ترانه و بچه‌اش دروغگویی، پنهان‌کاری و ریاکاری و تهمت زدن به ترانه و حتی با بهره‌گیری از قانون و شرعیات نقشی غیرمسئولانه و کاملاً در تعارض با مسئولیت‌هایش ایفا می‌کند. در سکانسی که ترانه بعد از به دنیا آمدن فرزندش برای گرفتن شناسنامه به اسم پدر برای او به انجمن حمایت زنان نزد وی می‌رود، خانم کشمیری به او می‌گوید، از کجا بفهمم که این دسته‌گل را پسر من به آب داده و زمانی که ترانه در پی اقدامات قانونی از طریق دادگاه می‌خواهد که امیرحسین نمونه آزمایش خونش را برای احراز هویت بچه به‌دنیاآمده به ایران بفرستد، به‌آهستگی با گفتن مطالبی در مورد ترانه سعی در مخدوش کردن چهره ترانه و دعوی او دارد. ترانه در دادگاهی که به‌منظور رسیدگی به دعوی وی در خصوص اثبات هویت بچه‌اش تشکیل شده است، درحالی‌که بچه‌اش را در آغوش دارد، خطاب به قاضی می‌گوید: من مثل خانم کشمیری قانون بلد نیستم. شرعیات نمی‌دونم، چند تا کتابم گرفتم، اما هیچی نفهمیدم… منم یه مادرم مثل بقیه مادرها… و به این ترتیب ترانه درحالی‌که مسئولیت

دیدگاهتان را بنویسید