دانلود پایان نامه طراحی الگوی بازاریابی آموزش­ عالی در ایران

پیدایش بازاریابی در مؤسسات آموزش عالی

پیدایش بازاریابی در آموزش­عالی واکنش­های گوناگونی را به دنبال داشته است. از یک طرف، افرادی هستند که از این ایده استقبال کرده‌اند و آن را به عنوان جنبه کلیدی برای مدیریت آموزش­عالی در قرن بیست و یکم می‌نگرند، و مهم‌تر اینکه حتی به عنوان یک پاسخ اجتناب‌ناپذیر به نیروهای عظیمی می‌نگرند که نقش و جایگاه آن را در آموزش­عالی الزامی کرده‌اند(اسمیت و همکاران، 1995). منتقدین بازاریابی در آموزش و به ویژه آموزش­عالی بحث‌هایشان را روی ایده‌ی آن چیزی متمرکز کرده‌اند که می‌توانستیم نظریه ناسازگاری بنامیم، مبتنی‌بر آن چیزی که آنها به عنوان تصادم ارزش‌ها بین دنیای تجارت و عرصه‌ی آموزش می‌نگریستند.

متن کامل پایان نامه طراحی الگوی بازاریابی آموزش­ عالی در ایران

2ـ5ـ1ـ اقتصاد دانش بنیان

ایده‌ی اقتصاد دانش بنیان گسترده است بنابراین باید در اینجا پیشنهادات را به نکات کلیدی مرتبط با بحث درباره‌ی آموزش­عالی محدود کنیم. ایده‌ی اقتصاد دانش بنیان پدید آمده است تا برای تغییر شکل در سازمان برای توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) [1] کشورها از اقتصادهای صنعتی به پستـ صنعتی به جای تمرکز روی تولید و تبدیل مواد خام مورد محاسبه قرار گیرد. همان‌طور که در گذشته نیز اهمیت داشت، فناوری‌های جدید اطلاعات و ارتباطات و افزایش جهانی­شدن به اقتصادهای دانش بنیان امکان می‌دهند تا روی فعالیت‌های فشرده دانش تمرکز کنند: تولید، پردازش، انتقال دانش و اطلاعات(ناوتنی[2] ، 2001). رواج اقتصادهای دانش‌بنیان جدید یا نوآوری به معنی پیدایش ایده‌های جدید و طرق جدید انجام کارها می‌باشد. در نتیجه، زمانی که دانش به عنوان یک منبع نادر در نظر گرفته می‌شود به اطلاعات و به محصول قابل فروش تبدیل می‌شود. در اقتصاد دانش‌بنیان، دانش به خاطر پتانسیلی که دارد ارزشمند در نظر گرفته می‌شود تا از طریق نوآوری سبب کامیابی و توسعه اقتصادی شود. این ابزاری کردن دانش به آن مفهوم دلالت می‌کند که نوع دانشی که به صورت ویژه در اقتصاد دانش‌بنیان مورد حمایت قرار می‌گیرد دانشی است که به سادگی به کالاها و خدمات قابل فروش مبدل می‌شود. این موقعیت‌یابی مجدد دانش به عنوان محصول قابل داد و ستد به صورت اساسی نقش تحقیقی دانشگاه را تغییر می‌دهد. همان‌طور که ناوتنی و همکاران (2001) عنوان کرده‌اند، مجموعه‌ی جدیدی از تقاضاها از دانشگاه‌ها صورت می‌گیرد به نحوی که دانش به نحو فزاینده‌ای در زمینه کاربردی تولید می‌شود. ایده‌ی “حالت دوم دانش” عبارتی است که توسط گیبونس[3] و همکاران(1994) ابداع شده است و به ابهام در تقسیم سابق بین ایجاد کنندگان و مصرف کنندگان دانش اشاره می‌کند، جایی که دانشگاه مجهز به تولیدکنندگان و صنعت و حرفه‌ها به مصرف کنندگان مجهز بودند. همان‌طور که ناوتنی و همکاران (2001) عنوان می‌کنند این امر زمینه‌ای ایجاد کرده است که تحقیق دانشگاه به نحو روزافزونی برای تجارت مهیا و بسته‌بندی می‌شود. تقاضاهای کاربرد یا قابلیت استفاده دانش به نحو فزاینده‌ای در تعیین آن چیزی تأثیرگذار هستند که مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و چگونه به ویژه از طریق دست‌های دولت، تأمین مالی می‌شود. ابتکارهای سیاسی از جانب دولت به نحو فزاینده‌ای ارتقای آموزش و تحقیق در حوزه‌های اساسی نوآوری فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات، ریاضیّات و علوم را هدف قرار می­دهند. این امر در محیط‌های دانشگاه که دانش به صورت متداول به خاطر خودش پیگیری می­شود ایجاد تنش می‌کند (ریدینگز[4]، 1997).

[1]. Organization for Economic Co-operation and  Development

[2]. Nowotny

[3]. Gibbons

[4]. Readings