سیاست خارجی ایران

دانلود پایان نامه

2-1-5 سیاست خارجی اردشیر اول ( دراز دست )
پی یر بریان می نویسد:«خشایارشا در سال 465 ق. م به قتل رسید و بعد از وی پسرش اردشیر اول معروف به دراز دست به تخت سلطنت نشست قتل خشایارشا در سال 465ق.م سبب شورش استقلال خواهی مصر شد آتن به تحریک مصریان علیه ایران پرداخت اردشیر پس از حدود شش سال توانست شورش استقلال خواهی مصر را در سال 454ق.م فرونشاند»
سیاست اردشیر در مصر همان سیاست نخستین پادشاهان هخامنشی بود وی براساس اصل مدارا و تسامح درصدد جلب قلوب مصریان برآمد و آنان را از خود راضی کرد سیاست اردشیر اول در قبال یونان با سیاست خشایارشا و داریوش متفاوت بود او به جای جنگ و خونریزی سیاست صبر و مماشات در برابر یونان پیش گرفت وی می دانست از آنچه سبب اتحاد یونانیان و در نتیجه شکست ایران د رسالامییس پلاته و … شد خطر حملات ایران به سرزمین یونان بود و نیک آگاه بود که عامل اصلی شکل گیری اتحادیه دلس خطر تهاجم مجدد و انتقام ایران از یونان بود اردشیر با آگاهی از عوارض روانی خطر حمله ی احتمالی ایران و اقدامات دفاعی یونیان به این نتیجه رس ید که برای رسیدن به اهداف سیاست خارجی خود اولاً باید تا حد ممکن فضای رعب انگیز ترس ازایران را در همه یونان به حداقل برساند ثانیا از طریق نفوذ طلایی در دولتمردان آتن نظرات موافق آنان را به پارسیان جلب کند . با توجه به اوضاع پیش آمده وی نمی توانست سیاست اسلاف خویش را دنبال کند لذا او نخستین پادشاه هخامنشی بود که سیاست توسعه ارضی را کنار گذاشت و با اتخاذ دیپلماسی خردمندانه وهوشمندانه برای از میان بردن زمینه های اتحادیه دلس به انعقاد پیمان کالیاس رضایت داد انعقاد این پیمان که بی شک مهم ترین نقطه عطف سیاست خارجی اردشیر محسوب می شد موجب تفرقه و پراکندگی اعضای اتحادیه با برطرف شدن خطر تهاجم ایران دلیلی برای باقی ماندن در اتحادیه نمی دیدند براساس این معاهده صلح که در سال 449 ق.م بین ایران و آتن منعقد گردید:
جزیره ی قبرس که در تصرف آتن بود به ایران واگذار شد
آتنی ها متعهد شدند که با اسلحه وارد متصرفات ایران نشوند .
شاهنشاه ایران به تمام شهرهای یونانی در آسیای صغیر آزادی و استقلال داخلی داد
دو دولت مقرر داشتند که کشتی های آن ها در دریای اژه از حدی معین جلوتر نروند .
هرچند اردشیر با انعقاد این معاهده در تاریخ به ضعف و سستی متهم شده است اما بر اساس آن حداقل خیال ایران از تحریکات آتن در مصر و قبرس آسوده می شد و در کنار زیان های آن سودمندی های فراوان داشت با آرامش ایجاد شده پس از صلح کالیاس همان طور که اردشیر پیش بینی کرده بود نخستین تنش ها در ا تحادیه دلس به وجود آمد زیرا خطر تهاجم ایران رفع شده بود و نیازی به وجود اتحادیه که بر قدرت طلبی آتن می افزود نبود به دنبال سیاست های توسعه طلبانه و قدرت طلبی های روز افزون آتن برخی از اعضای اتحادیه به مخالفت با آن برخاستند و از اسپارت ، رقیت دیرینه آتن یاری جستند سرانجام در سال 431 ق .م جنگ های پلوپونز میان طرفداران اسپارت از یک سو و طرفداران آتن از سوی دیگر آغاز شد که نایره ی آن مدت 27 سال شعله ور بود.
شروع جنگ های پلوپونز مطلوب دربار ایران بود اردشیر از دیدن یونانی ها که به جان هم افتاده و یکدیگر را تباه می ساختند بسیار خرسند بود .در واقع اردشیر در سیاست خارجی خود به اهداف خویش رسیده بود یونان متحد متفرق شده بود و عملا دشمنان اصلی ایران با پرداختن به جنگ با یکدیگر خود را به دست خویش مضمحل می کردند و اردشیر از دورترین نقطه ی یعنی شوش به تحولات یونان و نتیجه استراتژی خود می نگرست.
درگیری یونانیان بهترین فرصت برای مداخله ی مستعمر ایران در یونان بود دولت های آتن و اسپارت در حین جنگ سفارت هایی جداگانه را برای جلب مساعدت اردشیر و دریافت کمک های مالی ونظامی روانه ی دربار شوش می کردند. دربار ایران که هدف نهایی اش تضعیف هر دو جبهه بود با سیاست خردمندانه و بازی های سیاسی ماهرانه به ادامه ی جنگ که متضمن منافع امپراطوری ایران بود کمک می کرد .
اردشیر در مقابل قوم یهود نیز سیاستی موفق پیش گرفت وی در تعقیب سیاست کوروش و داریوش نسبت به قوم یهود روشی توام با رفق و مدارا پیش گرفت و دو تن از کارگزارانش به نام های عزرا و نحمیا را مامور کرد ضمن ساختن معبد اروشلیم به اصلاحات مذهبی و احیای قانون موسی بپردازند ابن العبری نوشته است : «در سال هفتم پادشاهی اش به عزرا فرمان داد که به اورشلیم برود و در آبادی آن بکوشد» با در نظرگرفتن موقعیت جغرافیایی مصر و جایگاه آن در سیاست خارجی هخامنشیان اردشیر سیاستی خردمندانه در قبال یهود اتخاذ کرد زیرا مسیر مصر از فلسطین عبور می کرد و حفظ امنیت سیاسی مصر و حتی سوریه مستلزم امنیت فلسطین و توجه به قوم یهود بود به هر حال اردشیر اصل مدارا و تساهل را همانند سابق در حق اقوام و ملل تابعه رعایت کرد .
2-1-6 سیاست خارجی داریوش دوم
پس از مرگ اردشیر اول تنها فرزند مشروعش از ملکه داماسپیا به نام خشایارشا که به خشایارشای دوم معروف شد به سلطنت رسید ولی بیش از 45 روز سلطنت نکرد و برادر ناتنی اش سغدیانس به همراه خواجه ی وی را به قتل رساند و خود بر مسند قدرت تکیه زد اما طولی نکشید که خود سغدیانس نیز پس از شش ماه و پانزده روز سلطنت بوسیله ی برادر ناتنی دیگرش اخس به قتل رسید نظر به اینکه خشایارشای دوم و سغدیانس مدت کمی سلطنت کردند این دو پادشاه به طور مسلم قبل از آنکه به فکر سیاست خارجی کشور باشند گرفتار توطئه های درباری و قتل و برادرکشی شاهزادگان حریص جهت تصاحب تاج و تخت هخامنشی بودند بنابراین نمی توان برای پادشاهان مزبور نامه ای برای سیاست خارجی متصور شد .
اخس پس از قتل سغدیانس بر تخت سلطنت نشست و خود را داریوش دوم نامید وی نیز همان سیاست اردشیر اول را در قبال یونان بکار بست از بخت خوش او تمام دوران 19 ساله پادشاهی اش مصادف با جنگ های پلوپونز میان یونانی ها بود سیاست خارجی دولت هخامنشی در این زمان که تیسافرن نقش بسزایی در اتخاذ و پیشبرد آن ایفا می کرد بر این قرارگرفته بود که تا حد ممکن دو حریف یونانی به جنگ داخلی ادامه دهند و چنان ضعیف شوند که نتوانند منافع ایران را در آسیای صغیر و سایر مستعمرات تهدید کنند دربار هخامنشی که به نقطه ضعف یونانی ها پی برده بود تلاش می کرد با توسل به دیپلماسی رشوه و طلا و به تعبیر استاد زرین کوب اسلحه ی طلایی اختلافات یونانیان را توسعه داده و با سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن جنگ را تا حدی نابودی و تضعیف بیش از پیش طرفین به داراز بکشاند و مانع ایجاد اتحادیه ضد ایرانی شود بر این اساس سیاستمداران ایرانی تلاش می کردند نوعی موازنه و تعادل قوا را در بین حریفان جنگ حفظ کنند و به نحوی به آنان کمک برسانند که بر یکدیگر چیره نشوند و غالب و مغلوب معلوم نشود و با یاری یاعدم یاری طرفین جنگ در زمان مناسب موجبات استمرار جنگ فرسایشی را فراهم کنند.
«در شرایطی که تیسافرن با سیاست های دوگانه و زیرکانه ی خود یونانی ها به ویژه اسپارتی ها را کلافه کرده بود در اواخر عمر داریوش دوم چرخشی در سیاست خارجی ایران ایجاد شد و کوروش پسر جوان پادشاه به سمت فرمانروایی آسیای صغیر منصوب شد کوروش بر خلاف تیسافرن در قبال اسپارتی ها سیاستی روشن به کار گرفت رسما به حمایت و طرفداری آن ها برخاست » نتیجه ی اتخاذ چنین سیاستی پیروزی اسپارت بر آتن و پایان جنگ های پلوپونز در سال 404 ق.م بود هرچند با پایان یافتن این جنگ ها و شکست سخت آتن پارسیان در 404 ق. م بار دیگر بر کرانه های آسیای صغیر مسلط شدند و دوباره اقتدار و قلمرو ایران گسترش یافت اما در تحلیل سیاسی اتخاذ سیاست اخیر از سوی کوروش کوچک به نفع ایران نبود چرا که اسپارت پس از آن به قدرت برتر اروپا تبدیل شد و مشکلاتی را برای امپراطوری هخامنشی به وجود آورد.
در مجموع دربار ایران در این دوره سیاستی موفق و سنجیده اتخاذ کرد با وجود این نباید فراموش کرد که هرچند سیاست جدید ایران یعنی تفرقه بینداز و حکومت کن پارسیان را بدون جنگی پرهزینه و طولانی و به جای شمشیر با دیپلماسی زر و طلا به اهداف خویش رساند اما طی این مدت سپاه ایران بیکار شد و توان رزمی آن کاهش یافت و به عبارتی اسلحه ی طلایی داریوش دوم تدریجا اسلحه آهنینش را از اثر انداخت .
2-2 اوضاع اجتماعی هخامنشیان
بررسی شرایطی که در شرایط اجتماعی زمان اردشیر دوم نقش داشته اند
2-2-1 اوضاع اقتصادی جامعه هخامنشی
پس از پایان دوران نبرد و تحصیل امنیت و آرامش، داریوش لباس رزم از تن به‏در کرد و با تدبیر و کاردانى، سازمان اقتصادى و ادارى کشور را سروصورتى بخشید. داریوش امپراتورى خود را به بیست «ایالت» یا «ساتراپى» تقسیم کرد و در رأس هرایالت، فرمانروایى مقتدر قرار داد. وى به منظور توسعه بازرگانى و نزدیک ساختن روابط بین ایالات و نیز براى تأمین هدفهاى سوق الجیشى خود به ساختن جاده‏هاى بزرگ اقدام کرد؛ ازجمله جاده شاهى افسوس‏ را به شوش متصل مى‏کرد که از دجله و فرات مى‏گذشت و طول آن نزدیک ۲۴۰۰ کیلومتر بود.
جاده‏اى دیگر بابل را به هندوستان مربوط مى‏کرد. داریوش شبکه جاسوسى وسیعى پدید آورد که مأمورین آنها کارهاى ساتراپها و فرماندهان نظامى را زیرنظر مى‏گرفتند.
به عقیده امستد: «درمیان پادشاهان باستانى، کمتر فرمانروایى مى‏یابیم که مانند داریوش به این خوبى دریافته باشد که کامیابى یک ملت باید بر بنیاد اقتصادى سالم گذاشته شود.» براساس این فکر منطقى، وى کوشید تا آنجا که ممکن است به‏جاى پیمانه‏ها و وزنهاى گوناگون ملکداران، در سراسر شاهنشاهى پیمانه‏ها و اوزان جدیدى معمول دارد. او براى هماهنگ کردن وزنه‏ها، وزنه جدیدى به نام «کرشه» و پیمانه جدیدى به نام «پیمانه شاه» برقرار کرد.
از وزنه‏هایى که در گنجینه تخت‏جمشید، کرمان و جاهاى دیگر پیدا شده معلوم مى‏شود که وزنه‏ها به شکل هرم کوچکى بوده که یکى از آنها وزنش کمتر از ۲۲ پوند یعنى صدوبیست کرشه است. وزنه‏ها ظاهرا پس از چندى در سراسر کشور تعمیم یافت. امستد مى‏نویسد:
«جالب است که در آن سر دیگر شاهنشاهى در «الفانتین» در مرز جنوبى مصر، سربازان مزدور یهودى وام خود را از روى سنگ (وزنه) شاه مى‏پرداختند. کوچکترین وزن «هلور» یا حبه بود که از بابل همزمان نیز با آن آشنا هستیم. ده هلور یک چارک مى‏شد، چهار چارک یک «شکل» و ده شکل یک کرشه بود (یک شکل تقریبا معادل یک دلار است.) سکه‏هاى داریوش از طلاى ناب و به نام خود او «داریک» نامیده مى‏شد. ضرب سکه طلا مخصوص شاهنشاه بود و شهربانها مى‏توانستند براى انجام مخارج ضرورى سکه نقره بزنند. «کارشا» یا کرشه هم واحد پول و هم واحد وزن بود و هرسکه طلا معادل ۲۰ سکه نقره ارزش داشت و یک سکه نقره با بیست سکه مس برابر بود. ارزش مسکوکات با گذشت زمان نقصان یافت، بطورى که اگر در دوران کهن مزد یک کارگر در ماه یک «شکل» بود، با این وجه مى‏توانست ضروریات زندگى خود را تأمین کند، ولى در دوره‏هاى اخیر حکومت هخامنشى ارزش پول کم شده بود و قوه خرید طبقات پایین اجتماع بیش‏ازپیش کاهش یافته بود.
تاکنون راجع به طرز تولید یعنى وسایلى که مردم آن روزگار براى تولید مایحتاج خود، از قبیل خوراک، پوشاک، منزل، سوخت و دیگر ضروریات زندگى به کار مى‏بردند تحقیق کافى نشده‏ است؛ آنچه مسلم است نیروهاى تولیدى و افزارهاى کار در این روزگار سخت ابتدایى بود و چیزهایى شبیه بیل و کلنگ و خیش در فعالیتهاى تولیدى کشاورزى مورد استفاده قرار مى‏گرفت.
بموجب الواح گلى تخت جمشید، دستمزد کارگران قصور و سایر کارکنان را قسمتى به پول و قسمت دیگر را به جنس پرداخت مى‏کردند. در بابل، قبل از استقرار حکومت هخامنشیان، مسکوک نقره، سربى، و مسى بین مردم کمابیش رواج داشت. بطورى که از وندیداد و سایر منابع برمى‏آید، در ایران کهن دادوستد بیشتر با جنس صورت مى‏گرفته، و در فقره ۴۳ دستمزد پزشکى که بیمارى درمان کند، چنین تعیین شده است: «بزرگ‏زاده را درمان کنند به ارزش بهترین ستور، بهترین ستور را درمان کنند به ارزش پست‏ترین ستور، ستور پست- ترین را درمان کنند به ارزش یک پاره گوشت.»