شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس

دانلود پایان نامه

نتایج حاصل از بررسی این فرضیه نشان داد که سرمایه در گردش و همچنین مقدار ثابت مدل بر حاشیه سود شرکتهای تولیدی تأثیر معناداری ندارد (05/0> P-Value)، در نتیجه مدل پذیرفته نمیشود. نتایج این بررسی با بخشی از پژوهش آدکله و ماکولو که در قسمت قبل به آن اشاره گردید، همخوانی دارد (آدکله و ماکولو، 2013).
خلاصه نتایج فرضیههای فرعی 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 را میتوان اینگونه بیان کرد که سرمایه فکری بر روی هر سه شاخص عملکرد مالی (بازده داراییها، بازد حقوق صاحبان سهام، حاشیه سود) تأثیر معناداری دارد اما سرمایه در گردش در بین شاخصهای عملکرد مالی (بازده داراییها، بازد حقوق صاحبان سهام، حاشیه سود) فقط بر روی بازده داراییها تأثیر معنادار و مثبتی دارد و بر روی دو شاخص دیگر تأثیر معناداری ندارد.
فرضیه فرعی 7: هر یک از عناصر سرمایه فکری شامل کارایی سرمایه به کار گرفته شده، کارایی سرمایه انسانی و کارایی سرمایه ساختاری بر بازده داراییهای شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر معناداری دارند.
ROA = b0 + b1CEE + b2 HCE + b3 SCE + e (5-17)
نتایج حاصل از بررسی این فرضیه که در قالب یک مدل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفت نشان داد که در بین عناصر سرمایه فکری کارایی سرمایه به کار گرفته شده تأثیر معنادار (05/0< P-Value) اما منفی بر روی بازده داراییهای شرکتهای تولیدی دارد بدین معنی که در اینگونه شرکتها هر چقدر سرمایه فیزیکی بیشتری به کار گرفته شود بازده داراییها کمتر خواهد بود. در مقابل کارایی سرمایه انسانی تأثیر معنادار (05/0< P-Value) و مثبتی بر بازده داراییهای شرکتهای تولیدی دارد بدین معنی که در اینگونه شرکتها هر قدر سرمایه انسانی تقویت شود و سرمایهگذاری بیشتری بر روی این داراییها که در عصر حاضر مهمترین دارایی سازمان و عامل اصلی مزیت رقابتی سازمان محسوب میشوند صورت بگیرد، شرکتها بازده داراییهای بیشتری خواهند داشت. کارایی سرمایه ساختاری و همچنین مقدار ثابت مدل تأثیر معناداری بر روی بازده داراییهای شرکتهای تولیدی ندارند (05/0> P-Value). همچنین در بین کارایی سرمایه به کار گرفته شده و کارایی سرمایه انسانی با توجه به میزان ضرایب کارایی سرمایه به کار گرفته شده تأثیر بیشتری بر روی بازده داراییها دارد. نتایج این بررسی با بخشی از نتایج پژوهش همتی و همکاران (1389) مبنی بر تأثیر معنادار و مثبت کارایی سرمایه انسانی بر بازده داراییها همخوانی دارد و با بخشی از آن مبنی بر تأثیر معنادار و مثبت کارایی سرمایه به کار گرفته شده و کارایی سرمایه ساختاری بر بازده داراییها همخوانی ندارد. همچنین این نتایج با بخشی از نتایج پژوهش طالبنیا و همکاران (1391) که در آن رابطه بین کارایی سرمایه به کار گرفته شده و بازده داراییها تأیید شد همخوانی دارد و با بخشی از نتایج آن مبنی بر عدم ارتباط بین کارایی سرمایه انسانی و بازده داراییها و ارتباط بین کارایی سرمایه ساختاری و بازده داراییها همخوانی ندارد. همچنین نتایج این بررسی با بخشی از نتایج پژوهش الرحمن و همکاران (2012) مبنی بر تأثیر مثبت و معنادار کارایی سرمایه انسانی بر بازده داراییها همخوانی دارد و با بخشی دیگر مبنی بر تأثیر مثبت و معنادار کارایی سرمایه انسانی بر بازده داراییها و عدم تأثیر سرمایه به کار گرفته شده بر بازده داراییها همخوانی ندارد.
مدل نهایی به صورت زیر پذیرفته میشود:
ROA = 9925963/0- CEE + 0403599/0 HCE (5-18)
فرضیه فرعی 8: هر یک از عناصر سرمایه فکری شامل کارایی سرمایه به کار گرفته شده، کارایی سرمایه انسانی و کارایی سرمایه ساختاری بر بازده حقوق صاحبان سهام شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر معناداری دارند.
ROE = b0 + b1CEE + b2 HCE + b3 SCE + e (5-19)
نتایج حاصل از بررسی این فرضیه که در قالب یک مدل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفت نشان داد که در بین عناصر سرمایه فکری کارایی سرمایه انسانی و کارایی سرمایه ساختاری تأثیر معنادار (05/0< P-Value) و مثبتی بر بازده حقوق صاحبان سهام شرکتهای تولیدی دارند در حالی که کارایی سرمایه به کار گرفته شده و همچنین مقدار ثابت مدل تأثیر معناداری بر روی بازده حقوق صاحبان سهام شرکتهای تولیدی ندارند (05/0> P-Value). همچنین نتایج بیانگر آن است که در بین کارایی سرمایه انسانی و کارایی سرمایه ساختاری، با توجه به میزان ضرایب کارایی سرمایه انسانی تأثیر بیشتری بر روی بازده حقوق صاحبان سهام شرکتهای تولیدی دارد که این نتیجه میتواند بیانگر اهمیت سرمایه انسانی به عنوان عامل اصلی مزیت رقابتی و عامل اصلی موفقیت شرکتها در عصر رقابتی امروز باشد. نتایج این بررسی با بخشی از نتایج پژوهش همتی و همکاران (1389) مبنی بر تأثیر معنادار و مثبت کارایی سرمایه انسانی و ساختاری بر بازده حقوق صاحبان سهام همخوانی دارد و با بخشی از نتایج مبنی بر تأثیر معنادار و مثبت کارایی سرمایه به کار گرفته شده بر بازده حقوق صاحبان سهام همخوانی ندارد، همچنین این نتایج با بخشی از نتایج پژوهش الرحمن و همکاران (2012) مبنی بر تأثیر مثبت و معنادار کارایی سرمایه انسانی و کارایی سرمایه ساختاری بر بازده حقوق صاحبان سهام همخوانی دارد و با بخش دیگر مبنی بر تأثیر مثبت و معنادار کارایی سرمایه به کار گرفته شده بر بازده حقوق صاحبان سهام همخوانی ندارد.
مدل نهایی به صورت زیر پذیرفته میشود:
ROE = 4194919/0 HCE +2628901/0 SCE (5-20)
فرضیه فرعی 9: هر یک از عناصر سرمایه فکری شامل کارایی سرمایه به کار گرفته شده، کارایی سرمایه انسانی و کارایی سرمایه ساختاری بر حاشیه سود شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر معناداری دارند.
PM = b0 + b1CEE + b2 HCE + b3 SCE + e (5-21)
نتایج حاصل از بررسی این فرضیه که در قالب یک مدل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفت نشان داد که در بین عناصر سرمایه فکری فقط کارایی سرمایه انسانی بر حاشیه سود شرکتهای تولیدی پذیرفته شده تأثیر معنادار (05/0< P-Value) و مثبتی دارد و میزان تأثیر آن با توجه به میزان ضریب (3139584/0) متوسط میباشد. کارایی سرمایه به کار گرفته شده و کارایی سرمایه ساختاری و همچنین مقدار ثابت مدل تأثیر معناداری بر حاشیه سود شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ندارند (05/0> P-Value). که در این فرضیه نیز در بین عناصر سرمایه فکری مشاهده میشود که بازهم کارایی سرمایه انسانی تأثیر معنادار و مثبتی بر حاشیه سود شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارد که این امر نشان از اهمیت بسیار زیاد سرمایه انسانی به عنوان عامل اصلی موفقیت و شکست سازمانها در عصر رقابتی امروز دارد.
مدل نهایی به صورت زیر پذیرفته میشود:
PM = 3139584/0HCE (5-22)
خلاصه نتایج فرضیههای فرعی 7 و 8 و 9 را میتوان این گونه بیان کرد که در بین عناصر سرمایه فکری (کارایی سرمایه به کار گرفته شده، کارایی سرمایه انسانی و کارایی سرمایه ساختاری) تنها کارایی سرمایه انسانی به عنوان مبنای سرمایه فکری تأثیر معنادار و مثبتی بر روی هر سه شاخص عملکرد مالی (بازده داراییها، بازده حقوق صاحبان سهام، حاشیه سود) شرکتهای تولیدی دارد و کارایی سرمایه به کار گرفته شده تأثیر معنادار و منفی بر روی بازده داراییها و سرمایه ساختاری تأثیر معناداری بر روی بازده داراییهای شرکتهای تولیدی ندارد. کارایی سرمایه ساختاری تأثیر مثبت و معناداری بر بازده حقوق صاحبان سهام و کارایی سرمایه به کار گرفته شده تأثیر معناداری بر بازده حقوق صاحبان سهام شرکتهای تولیدی ندارد. کارایی سرمایه به کار گرفته شده و کارایی سرمایه ساختاری تأثیر معناداری بر حاشیه سود شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ندارند. همچنین در بین سه شاخص عملکرد مالی (بازده داراییها، بازده حقوق صاحبان سهام، حاشیه سود) کارایی سرمایه انسانی بیشترین تأثیر را با توجه به میزان ضرایب به ترتیب بر روی بازده حقوق صاحبان سهام (4194919/0) و حاشیه سود (3139584/0) و بازده داراییها (0403599/0) دارد. کارایی سرمایه ساختاری نیز بیشترین تأثیر را با توجه به میزان ضریب (2628901/0) بر روی بازده حقوق صاحبان سهام شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارد.
5-3- پیشنهادها
5-3-1- پیشنهادهای کاربردی
1- مدیران سازمانها با آگاهی از اهمیت سرمایه فکری و دانش به عنوان عامل کلیدی و اثر گذار بر توانایی شرکتها جهت ادامه حیات در بازارهای رقابتی داخلی و خارجی، به مدیریت صحیح سرمایه فکری و عناصر زیر مجموعه آن شامل کارایی سرمایه به کار گرفته شده، کارایی سرمایه انسانی، کارایی سرمایه ساختاری اقدام نموده و بدین ترتیب باعث بهبود شاخصهای عملکرد شرکتها در آینده شوند.
2- پیشنهاد میشود مدیران شرکتها به تقویت سرمایههای ساختاری توجه کنند. انجام اصلاحات ساختاری، اصلاح فرآیندها، رعایت مقررات، اجرای برنامههای عملیاتی، تقویت راهبردها، اصلاح زیر ساختها، بهبود تشکیلات و روشهای کاری و کسب امتیازهای ناشی از علایم تجاری در تقویت سرمایه ساختاری مؤثر بوده و در نتیجه میتواند بر بهبود شاخصهای عملکرد مالی شرکتها در آینده کمک کند.
3- با توجه به تأثیر کارایی سرمایه انسانی بر هر سه شاخص عملکرد مالی (بازده داراییها، بازده حقوق صاحبان سهام و حاشیه سود)، پیشنهاد میشود که برای تقویت سرمایه انسانی اقدامات لازم از طریق شناسایی مشاغل مهم سازمان، طراحی سیستمی جامع برای اندازهگیری رضایت شغلی، عملکرد و شایستگی کارکنان و تجزیه و تحلیل اطّلاعات جمع آوری شده و در نهایت انجام اقدامات مناسب بر مبنای آنها صورت پذیرد.
4- شرکتها بایستی عوامل تأثیر گذار بر سرمایه در گردش را شناسایی نموده و از طریق توجه کافی به این عوامل موجب ارتقای عملکرد سرمایه در گردش و نیز بهبود عملکرد مالی شوند.
5-3-2- پیشنهادها برای پژوهشهای آتی