مقاله (پایان نامه) : علل گرایش جوانان و نوجوانان کاشان به مواد مخدر(اعتیاد) و راهکارهای مقابله با آن

امروزه علیرغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه‌های زندگی، بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی‌های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره و مقتضیات آن آسیب پذیر نموده است.

بنابراین افراد جامعه خصوصاً در سنین پایین تر برای مقابله با استرس‌ها، موقعیت‌های مختلف و تعارض‌های زندگی به کارکردهایی نیاز دارند که آنان را در کسب این توانایی‌ها تجهیز نماید. این کارکردها بسیار زیربنایی بوده و می‌توانند در فرایند تعلیم و تربیت از طریق برنامه درسی شکل گیرد. کارکردهایی نظیر آموزش خانواده‌ها و بهبود نظام آموزشی و … که در جهت ارتقاء بهداشت روانی و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد به کار بسته می‌شود.

 

الف ـ آموزش خانواده‌ها

بدون تردید آموزش بزرگترهای خانواده و مربیان از جهت نحوه برخورد آنان با نوجوانان و جوانان در خانه و آموزشگاه، امری ضروری است و این وظیفه آموزش، بر عهده انجمن‌های اولیاء و مربیان، رادیو، تلویزیون ، مطبوعات و تمام افرادی است که توان علمی و تجربی دارند.

انجمن‌های اولیاء و مربیان باید در جلسات خود از اولیای دانش آموزان دعوت نمایند تا افراد کارشناسی و با تجربه در زمینه‌های مربوط به علل روی آوری دانش آموزان به استفاده نابجای مواد اعتیاد آور سخن بگویند و خانواده‌ها را آگاه نمایند. بایستی والدین را آگاه کرد که احتمال ابتلای فرزندانشان به مواد مخدر وجود دارد و هیچ نوجوان و جوانی از خطر اعتیاد مصون نیست. باید به آنان گوشزد کرد که در محافظت از فرزندانشان در مقابل اعتیاد مسئول هستند و می‌توانند با هوشیاری از ابتلای آنان پیشگیری نمایند.

می‌توان مطالب ذیل را به والدین آموزش داد:

  • نوع مواد، شکل، اسامی رایج آنها و ابزاری که برای مصرف مواد مخدر استفاده می‌شود.
  • نحوه تهیه و محل مصرف مواد مخدر
  • عوامل و موقعیت‌هایی که موجب مصرف مواد مخدر می‌شود.
  • علایم مصرف مواد مخدر
  • عوارض و خطرات کوتاه مدت و طولانی مدت مصرف مواد مخدر
  • باید به والدین تذکر داده که خودداری از مصرف سیگار و مواد مخدر، الگوی مناسبی برای فرزندانشان باشند
  • والدین نباید اجازه مصرف هر گونه دارو بدون تجویز پزشک را به فرزندانشان بدهند
  • به محض اطلاع از مصرف مواد مخدر توسط فرزندانشان، فوراً آن را با یک پزشک با تجربه در زمینه مشاوره و درمان اعتیاد در میان بگذارند.

به طور کلی بایستی والدین را در فرصت‌های مناسب، از پیامدهای شوم بی توجهی به امور فرزندان و تربیت صحیح آنان آگاه نمود زیرا محرومیت‌های فرهنگی یکی از عوامل استفاده نابجای مواد مخدر، داروهای روان گردان، الکل و سیگار می‌باشد. نتیجه آن یکی از عوامل مهم پیشگیری از اعتیاد فرزندان آموزش بزرگترهای خانواده است.[1]

 

ب ـ بهبود نظام آموزشی

یکی از مشکلات فعلی جامعه ما وضعیت نابه سامان آموزش و پرورش است. متاسفانه روند تربیت معلم و آموزش مشاوران تناسبی با مسائل و مشکلات، نوجوانان و جوانان این مرز و بوم ندارد. به همین دلیل دو قشر دانش آموز ـ معلم و مشاور با هم فاصله زیاد دارند. در تدوین برنامه‌های آموزشی و پرورشی و تربیت معلمان و مربیان، مهم ترین عاملی که علاوه بر فلسفه پرورشی و نیاز جامعه باید در نظر گرفته شود نیازهای دانش آموزان است. متاسفانه هم برنامه‌های درسی و هم الگوهای پرورشی ارائه شده هیچکدام در محک آزمون، پیروز نبوده‌اند. حجم قابل ملاحظه دانش آموزانی که ترک تحصیل نموده و دچار مشکلات متعدد عاطفی هم چون اضطراب ، افسردگی، شب ادراری، لکنت زبان، اعتیاد به مواد مخدر می‌شوند حکایت از این مسئله دارد.

مساله دیگر که بسیار هم حیرت انگیز و در عین حال تاسف بار است عدم پوشش مناسب بخش مشاوره مدارس ابتدایی و راهنمایی است. گو این که در مقطع متوسطه نیز مشاور صرفاً یک نقش راهنمای تحصیلی را ایفا می‌کند. پرسشی که مطرح می‌شود این است که چگونه بیش از چند میلیون نفر دانش آموز که اکثر آنها در سنین حساس نوجوانی به سر می‌ّرند بدون یک بخش تخصصی شناخته شده در دنیا(مشاوره) می‌توانند عاری از مشکلات عاطفی، هیجانی، تحصیلی، خانوادگی به پرورش و خودشکوفایی دست یابند؟

متاسفانه در بخش آموزش و پرورش با وجود تلاش‌های صادقانه بسیاری از مدیران و متخصصان قصور فراوانی به وقوع پیوسته است. اگر خواهان کاهش روند اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی دیگر هستیم باید اولاً بخش مشاوره تخصصی(استفاده از افرادی که در رشته‌های روان شناسی و مشاوره آموزش دیده اند و مجرب و کارآزموده باشند) را در سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه و حتی دانشگاه به سرعت گسترش داده، آنها را به عنوان یک نهاد رسمی، صاحب اختیار و مستقل به حساب آوریم. ثانیاً با نظر اساتید فن(روان شناسان، متخصصان تعلیم و تربیت) در برنامه‌های درسی یک تجدید نظر اساسی شود. ثالثاً به آموزش ویژه معلمان دوره‌های تربیت معلم متناسب با نیازهای دانش آموزان آنها همت گماشته یک بازنگری کامل در نحوه تدریس، ارائه دروس و آموزش و پرورش آنها به عمل آورد و در نهایت به منظور بازآموزی و توسعه دانش فنی معلمان و مشاوران علمی ، یکسری دوره‌های آموزشی تخصصی متناسب با نیازها و مشکلات دانش آموزان در نظر گرفته شود تا همه آنها این آموزش ها را به طور جدی ببینند.[2]

 

و به طور کلی باید هدف از هر نوع برنامه آموزشی، حتی در سطوح تحصیلات عالیه بیان زیان‌های مصرف مواد مخدر و ایجاد نفرت از مواد مخدر در فرد یا گروه مورد آموزش باشد و قبح آن را در فرهنگ گروه تحت آموزش جا بیاندازد و در کتب درسی به جوانان و نوجوانان در خصوص مضرات مواد مخدر اطلاع رسانی شود.

 

ج ـ آموزش مهارت‌های اساسی زندگی

آموزش مهارت‌های زنگی، اساسی ترین برنامه پیشگیری در سطح اولیه به شمار می‌رود و آموزش این مهارتها به ارتقاء بهداشت روانی کودکان و نوجوانان کمک می‌کند. مهارتهای زندگی مجموعه‌ای از توانایی‌هایی است که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید افراد را فراهم می‌آورند این توانایی افراد را قادر می‌سازد تا مسئولیت‌های اجتماعی نقش خویش را پذیرفته و بدون لطمه زدن به حقوق دیگران به خواسته‌ها، نیازها، انتظارات و مشکلات روزانه به ویژه در روابط بین فردی به شکل موثری روبرو شود.

پژوهش‌های بی شماری نشان داده‌اند که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلال روانی ـ عاطفی ریشه‌ای روانی ـ اجتماعی دارند. در زمینه اعتیاد و مصرف مواد مخدر مشخص شده است که سه عامل مرتبط با مصرف مواد مخدر عبارتند از عزت نفس ضعیف ، ناتوانی در بیان احساسات و فقدان مهارتهای اجتماعی.

از سوی دیگر پژوهش‌ها نشان دادند که بین خودکارآمدی ضعیف ، مصرف سیگار و الکل، سوء مصرف مواد مخدر، رفتارهای مخاطره آمیز و ضعف عملکرد شناختی رابطه معناداری وجود دارد. تحقیقات بسیاری در این حیطه صورت گرفته و اثرات مثبت آن تایید شده است که می‌توانیم از آموزش مهارتهای اساسی زندگی به منظور پیشگیری از گرایش به مواد مخدر و حذف عوامل مستعد کننده آن استفاده کنیم.[3]

لذا شناخت و دسته بندی عواملی که موجب سوء مصرف مواد می‌شود و استفاده از الگوهای جامع مفهومی در زمینه شروع به مصرف مواد نه تنها در زمینه فرمول بندی نظریه‌های مرتبط با علت شناسی اعتیاد بلکه در زمینه روشهای موثرتر پیشگیری مفید است. نکته پیشگیرانه آن است که باید به دانش آموز توانایی داد و ظرفیت او را در پاسخگویی قاطع در مقابل نفوذ اجتماعی استفاده از مواد مخدر بالا برد و در نهایت برنامه پیشگیری باید میزان مستعد بودن فرد را در برابر تاثیرات اجتماعی کم کند.

روش هایی که می‌تواند آسیب پذیری جوانان را کم کند شامل افزایش اعتماد به نفس و کنترل خود و احساس خودبسندگی است. می‌توان به جوانان کمک نمود تا با اضطراب اجتماعی مقابله کند. به کمک آموزشهایی که میزان کفایت فردی و اجتماعی جوانان را بالا ببرد می‌توان به عمل پیشگیری مبادرت کرد به این ترتیب منطق نظری به منظور ایجاد آموزش مهارتهای زندگی به ترتیب زیر است.

آموزش مهارت های زندگی با هدف کاهش انگیزه افراد، در رفتن به سمت مواد مخدر و کاهش میزان آسیب پذیری فرد در تعامل‌های اجتماعی به عنوان یک روش به حساب می‌آید . علاوه بر این مقاومت در برابر فشارهای گروهی به شاگردان یاد داده می‌شود تا در موقعیت‌هایی که نه گفتن ضروری است، توانایی ابراز مخالفت داشته باشد و یاد بگیرند که در موقعیت‌هایی که بیشتر در معرض خطر اعتیاد قرار می‌گیرند و احتمال دارد تحت فشار همسالان قرار گیرند، شناسایی نموده و مقاومت نمایند. به علاوه باید درباره اثرات منفی مواد مخدر اطلاعاتی در اختیار جوانان قرار داد.

یکی دیگر از آموزش های مهارت‌های زندگی آموزش پیش از ازدواج است، در شرایط پیچیده زندگی کنونی، چالشهایی که یک زن و شوهر جوان از بدو زندگی مشترک با آن مواجه می‌شوند بسیار زیاد است و حل و فصل آن نیاز به مهارت‌های فردی و اجتماعی قابل ملاحظه‌ای دارد. لذا باید سوء برداشت‌های غلطی که در خصوص مصرف مواد مخدر وجود دارد اصلاح گردد و این امکان پذیر نمی‌باشد مگر با آموزش صحیح افراد در پرسشنامه گردآوری شده از 100 نفر از معتادین کاشان یکی از موثرترین نحوه پیشگیری را آموزش مناسب افراد معرفی نموده‌اند.

د ـ آموزش از طریق رسانه‌های گروهی

رسانه‌های گروهی شامل تلویزیون، رادیو، سینما، تئاتر، کتاب، مجلات و … می‌شود . بدیهی است یک جامعه رشد یافته، بر اساس ملاک‌های فرهنگی پذیرفته شده خود این رسانه‌ها را سامان می‌بخشد. در چند سال اخیر در تلویزیون (بعنوان پرمخاطب ترین رسانه گروهی) و در رسانه‌های صوتی و تصویری دیگر، برنامه‌هایی برای پیشگیری از اعتیاد ساخته شده است که به دلیل فقدان ساختار کارشناسی در برنامه تولید شده علاوه بر اینکه بسیاری اوقات هیچ کمکی به پیشگیری نشده است بلکه متاسفانه در برخی اوقات در جهت گرایش به سوی مواد مخدر نیز تبلیغ شده است. عدم آشنایی برخی از فیلم سازان با مسئله همانند سازی و الگوگیری باعث شده است که برخی اوقات در یک فیلم با پرداختن به یک شخصیت جذاب سینمایی و ایجاد حس همدلی، علاقه و رغبت به آن شخصیت در مخاطب ، پس از معتاد شدن هنرپیشه به جای اینکه در بیننده حس انزجار از مواد مخدر شکل گیرد، نوعی همدلی و همرنگی با شخصیت معتاد ایجاد می‌شود.

مشکلاتی از این دست در پیامها و شعارهایی که در مجلات، روزنامه‌ها و … انعکاس می‌یابد نیز دیده می‌شود یکی دیگر از مشکلات دیگر پیامهایی است که محتوای غیرواقع بینانه دارند(مانند اعتیاد مرگ حتمی است یا نشان دادن یک اسکلت که سیگاری بر دست دارد) اگر در انعکاس پیامهای بهداشتی ارائه شده موارد واقع بینانه در نظر گرفته نشود به جای اینکه پیام موثر باشد گاهی نتیجه معکوس گرفته می‌شود.

به جا است در امر پیشگیری و استفاده از رسانه‌های گروهی، یک سیاست مشترک اتخاذ شده، از نظر تخصصی اهل فن بهره گرفته شود. این روش دارای بیشترین هزینه اثربخشی است و هیچ روش آموزشی تا این اندازه مخاطب ندارد که لازم است جهخت اثربخشی هر چه بیشتر مواردی از قبیل شناخت مخاطبان، استفاده از افراد ماهر و متخصص برای تهیه برنامه‌های آموزشی، عدم تبلیغات بیش از اندازه، تنوع در برنامه‌ها و استفاده از افراد الگو اعم از شخصیت‌های علمی، مذهبی، ورزشی و سینمایی را رعایت نمود تا برنامه‌های صدا و سیما در جهت کاهش تقاضا از کیفیت مطلوبی برخوردار شد.

 

بند سوم ـ فعالیت‌های جایگزین و پر کردن اوقات فراغت

پر کردن اوقات فراغت با فعالیت های جایگزین جذاب یکی از شیوه‌های علمی پیشگیری اولیه از روی آوری به مصرف مواد مخدر است. همه افراد از اوقات فراغت خود به دلخواه استفاده می‌نمایند، افرادی که برای گذراندن این اوقات برنامه ریزی صحیحی نداشته باشند، ممکن است از ساعات بیکاری و آزاد خود استفاده غیر سازنده بنمایند معمولاً در چنین مواقعی است که افراد برای اولین بار با مواد مخدر آشنا می‌شوند و به سمت آن می‌روند. از این رو پر کردن اوقات فراغت به ویژه در سنین نجوانی و جوانی بسیار اهمیت دارد. ما بایستی برنامه‌های مدرن، مفید و متنوع برای این گروههای سنی داشته باشیم.

اوقات فراغت جوانان و نوجوانان و ساعات خلاء آنان اگر در فضای ورزشگاه ها، باشگاه ها، پارک‌ها، مراکز فرهنگی، سینمایی و سالن‌های تئاتر و موسیقی قرار داده شود گرایش به مواد مخدر به سرعت کاهش می‌یابد . در ایران متاسفانه مراکز و محیط‌های ورزشی به نسبت جمعیت کل کشور کم است. در حالیکه نزدیک به 50 درصد از جمعیت‌ها را جوانان زیر 20 سال تشکیل می‌دهد. درصد اماکن ورزشی و ظرفیت کل آنها نسبت به جمعیت، زیر دو درصد است . یکی از راههای پیشگیری از ابتلای جوانان و نوجوانان به اعتیاد توسعه امکانات ورزشی است. زیرا بدون شک جوانانی که به ورزش روی می‌آورند از مصرف مواد مخدر، روان گردان، الکل و سیگار اجتناب می‌ورزند.

مسئولان محترم شهرستان کاشان باید بدانند که اگر خواهان رشد و بالندگی و شکوفایی جمعیت جوان شهرمان هستند بایستی به توسعه این مراکز بپردازند. به ازای هر پارک، سینما و باشگاه یا ورزشگاهی که ساخته شود تعداد زیادی از مراکز توزیع مواد مخدر بسته می‌شوند که خود یک مبارزه جدی غیر مستقیم با توزیع و مصرف مواد مخدر است. که امید است با توجه بیشتر مسئولان شهر در این زمینه قدم اساسی برداشته شود.

 

بند چهارم ـ تغییر نگرش افراد

مطالعات مختلف در جهان نشان داده شده است که یکی از عوامل محافظت کننده افراد در مقابل مصرف مواد مخدر داشتن اعتقاد و باورهای راسخ دینی و نگرش منفی به مواد مخدر است. بنابراین رواج و پرورش این ارزش ها نزد کودکان و نوجوانان در پیشگیری اهمیت زیادی دارد.

 

مطالعات و نتیجه تحقیق صورت گرفته در معتادین کاشان ثابت کرده است که افرادی که نسبت به مواد مخدر، نگرش و باور مثبت دارند، احتمال مصرف و اعتیادشان بیشتر از کسانی است که نگرش‌های خنثی یا منفی دارند. تقویت نگرش‌های منفی یا تغییر نگرش از خنثی به منفی آسانتر از تغییر نگرش های مثبت به منفی است. بعنوان مثال افرادی که سیگار نمی‌کشند بیش از کسانی که سیگار می‌کشند به اطلاعاتی که در مورد خطرات سیگار داده می‌شود توجه می‌کنند.

متاسفانه اغلب برنامه‌های آگاه سازی از مدارس شروع می‌شود در حالیکه شخصیت کودکان قبل از 7 سالگی شکل می‌گیرد و تغییر نگرش‌ها باید قبل از سن مدرسه و زمانی صورت پذیرد که هنوز باورهای آنان به طور کامل شکل نگرفته باشد.

بعضی از افراد نگرش اشتباهی از مواد مخدر دارند و در تحقیق به عمل آمده 18 درصد افراد مورد مطالعه لذت بردن جنسی بیشتر را علت گرایش به مواد مخدر بیان نموده‌اند که یک نگرش اشتباه می‌باشد و در صورتی که نگرش افراد اصلاح شود فرد در می‌یابد جهت ارضاء بهتر نیاز جنسی از راههای اصولی عمل نماید. مواد مخدر نه تنها در ارضاء دیرتر جنسی موثر نیست، بلکه در غالب موارد پس از مدتی کوتاه باعث سرد شدن نیاز جنسی می‌شود.

در مواردی نوجوانان و جوانان مضرات اعتیاد را اطلاع دارند اما باور نمی‌کنند که مصرف یکبار مواد مخدر می‌تواند منجربه اعتیاد تدریجی گردد و در مواردی مواد مخدر را امتحان می‌کنند و ایده آنان این است که اراده من آنقدر قوی است که نمی‌گذارم معتاد شوم و مواد را به صورت تفریحی و سرگرمی می‌کشم، که با نشان دادن افرادی چنین باوری را در شروع به مصرف مواد مخدر داشته اند و معتاد شده‌اند می‌توان این عقاید را رد نمود و نگرش افراد را تغییر داد تا افراد به اعتیاد به مواد مخدر کشیده نشوند.

 

بند پنجم ـ ارتقاء فرهنگی شهرستان کاشان

یکی از بسترهای اصلی پیشگیری از مصرف مواد مخدر، ارتقاء فرهنگی است که با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی هر منطقه قابل تعیین است. در بدو امر در ارتقاء فرهنگ شهرستان کاشان باید سطح دانش جامعه را بالا برد ، معمولاً هر چه دانش افراد جامعه بیشتر باشد، آسیب پذیری آنها در برابر مصرف مواد مخدر کمتر خواهد بود .

 

متاسفانه در بعضی از خانواده‌ها مشاهده می‌شود که تعریف و تمجیدهای اغراق گونه‌ای از وصف تریاک می‌کنند که این امر باعث به وجود آمدن نگرش مثبت در اعضای خانواده بخصوص فرزندان می‌شود و نهایتاً به مصرف مواد مخدر و تریاک تشویق می‌گردند. بنابراین با اصلاح و ارتقاء فرهنگی جامعه می‌توان از گرایش افراد به مصرف مواد مخدر جلوگیری نمود.

 

مسئولین شهرستان باید بیماری اعتیاد را در بخش رفاه اجتماعی و در سطح جامعه مطرح کنند و پیشگیری از این بلای خانمان سوز را در سطح کل شهرستان در دستور کار خود قرار دهند و با برنامه ریزی کلی تمام افراد آسیب پذیر را پوشش دهند و معتادینی را که ترک اعتیاد نموده‌اند طرد و نفی ننمایند و فرصت دوباره به آنان بدهند تا بار دیگر شخصیت از دست رفته خود را به دست آورند. در پایان بحث پیشگیری ، نتیجه پرسشنامه یکصد نفر از معتادین مورد مطالعه در خصوص بهترین راه برای پیشگیری بیان شده است که ار نظر معتادین مورد نمونه اطلاع رسانی ، آموزش ، تقویت ایمان و تغییر نگرش افراد بهترین شیوه پیشگیری به حساب می‌آید.

 

  1. ساسان باوی، همان منبع، ص 19.
  2. ناصر سراج خرمی، شناخت و پیشگیری و درمان اعتیاد، 1382، ص 124
  3. حمید فریفته، پیشگیری از اعتیاد با آموزش مهارت‌های اساسی زنگی، 1383، ص 60-58 .
  4. جدول شماره 13- درصد نمونه های تحت بررسی براساس راهکار پیشگیری از اعتیاد در شهرستان کاشاندانلود پایان نامه »

    متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان : علل گرایش جوانان و نوجوانان شهرستان کاشان به مواد مخدر و راهکارهای مقابله با آن   با فرمت ورد

  5. بررسی نمونه آماری حاکی است که عدم معاشرت با دوستان ناباب 40% در پیشگیری از گرایش بر اعتیاد جوانان و نوجوانان به مواد مخدر مؤثر واقع می گردد. به نظر می رسد فرهنگ سازی جامعه و خانواده و مدارس باید در راستای قبح گردش با فرد ناباب پیش برود. چراکه در حال حاضر در جامعه اسلامی ایران قبح گرایش به اعتیاد بر کسی پوشیده نیست و در واقع کل جامعه بر این عمر متفقند که اعتیاد امری مضر و ناپسند برای هر فرد است. علی رغم این باور ولی باز گرایش به سمت مواد مخدر وجود دارد لذا چنانچه فرهنگ سازی به طرف قبیح بودن گذران وقت با افراد ناباب پیش رود و همه گیر شود مؤثرتر خواهد بود و باید به صورت همزمان برای هر دو علت برنامه ریزی شود. در درجه دوم اهمیت فراهم نمودن امکانات تفریحی و فرهنگی با 25% تأثیر بر عدم گرایش به مواد مخدر نقش ایفا می کند. در حال حاضر جامعه اسلامی ایران به دلیل نوپا بودن و وجود مشکلات اقتصادی به علت جنگ و تحریم های ناعادلانه برنامه ریزی دقیقی در زمینه فراهم نمودن امکانات تفریحی، ورزشی و پرورشی نداشته است. در درجه بعد جلوگیری از فراوانی مواد مخدر عاملی در حد 15% در پیشگیری از اعتیاد نقش دارد. متأسفانه سودآوری مواد مخدر و فراوانی تعداد آنها موجبی برای در دسترس بودن این مواد زیان آور در جامعه است و در هر محله یا مکانی می توان این مواد را بدست آورد و حتی اطفال و نوجوانان در هر محله مواد فروش محله را می شناسند. لذا جمع آوری افرادی که مواد را در دسترس قرار می دهند و در عین حال در بین اجتماع زندگی می کنند دارای اولیت بیشتری است و سیاست دولت در پرداختن به قاچاقچیان عمده که بصورت پنهانی و ناشناخته اقدام می کنند باید در درجه دوم قرار گیرد. وقتی بازار تقاضا نباشد بازار عرضه و سودآوری این تجارت کمرنگ می شود. اطلاع رسانی و آموزش 13% در پیشگیری از اعتیاد مؤثر واقع شده است. اما گذاشتن این وظیفه به دولت یا نهاد خاص جوابگو نخواهد بود بلکه یک عزم ملی را می طلبد حتی امر به معروف از طرف یک فرد به فرد دیگر باید مدنظر قرار گیرد. برخورد کیفری و اعمال مجازات شدید 7% در پیشگیری از اعتیاد مؤثر بوده است به نظر می رسد که این عمل راجع به قاچاقچیان عمده باید برگزیده شود چرا که معتاد بیمار است و نیاز به درمان دارد ولی قاچاقچی مجرم است و هر جرمی باید با واکنش کیفری مناسب روبرو گردد. پس برای معتاد درمان و برای جرائم مربوط بر مواد مخدر باید مجازاتهای شدید و بازدارنده برگزیده شود. مهمترین عامل در عدم گرایش افراد به انجام جرایم ارعاب از مجازات است که باید در تعیین مجازاتهای قانونی در نظر گرفته شود.