پایان نامه ارشد – عوامل تأثیر گذار بر نظام آموزش کارکنان

عوامل تأثیر گذار بر نظام آموزش کارکنان

بررسی منابع علمی موجود دراین حوزه نشان می دهد که این کارکرد مهم در سازمان های مختلف همواره تحت تأثیر چند عامل اساسی قرار دارد. این عوامل که تأثیرات مستقیم و شگرفی بر نظام آموزش کارکنان در هر سازمان بر جای می گذارند عبارتند از:

  1. رابطه نظام آموزش کارکنان با فرا سیستم خود: آموزش کارکنان ریشه در دانش مدیریت منابع انسانی دارد و این موضوع در تعاریف، مدل ها و اندیشه های صاحب نظران ارائه شده است (Kim, 2007: 187). نظام آموزش کارکنان وظیفه دارد منابع انسانی سازمان را از دانش، مهارت ها و توانمند یهای لازم برخوردار نموده و یا زمینه رشد ایشان را در سه محور مذکور فراهم نماید. آگاهی از جایگاه واقعی آموزش کارکنان بسیاری از اشتباهاتی که در بررسی و تحلیل مفاهیم آن در بستر آموزش و پرورش (پداکوژی) با آن مواجه هستیم را رفع خواهد نمود. درک این موضوع مستلزم آن است که تفاوت میان آموزش کارکنان و آموزش و پرورش در ابعاد مختلف شامل مبانی تئوری و رویکرد های اصلی آنها منابع نیازهای روش های تدریس و روش های ارزشیابی به خوبی استنباط شود ( عباس پور و دهقانی، 1391، ص 103).
  2. رویکرد اصلی حاکم بر نظام آموزش کارکنان در مواجهه با تحولات: توجه به رویکرد اصلی نظام آموزشی مبنی برگذشته نگریا آینده نگر بودن، موضوع با اهمیتی است که زیربنای نظام آموزشی در هر سازمانی تلقی شده و مسیر فعالیت آن را مشخص مینماید. این مهم بیانگر آن است که آیا نظام آموزش کارکنان در هر سازمان تغییرات دنیای پرتحول را رصد کرده و خود و سازمان متبوع خود را برای رویارویی با آنها آماده می کند و یا در برابر تحولات منفعلانه عمل کرده و تلاش دارد به دنبال تغییرات حرکت نماید. رویکرد نخست به عنوان پارادایمی جدید در حوزه آموزش کارکنان مطرح شده و از آن به عنوان توسعه منابع انسانی یاد میشود. تفاوت میان این دو پارادایم، در واژه “توسعه” نهفته شده است و این واژه بر نیازهای آموزشی آینده متمرکز است (Bernardin, 2003: 58 ). امروزه کاربرد این رویکرد در حوزه آموزش مدیران، بیش از حوزه آموزش کارکنان رواج یافته است به گونه ای که شاهد رواج اندیشه هایی همچون نسل سوم توسعه مدیریت و توسعه مدیریت استراتژیک در منابع علمی هستیم. برخی معتقدند آموزش کارکنان راه و ابزار دستیابی به توسعه منابع انسانی است ( عباس پور و دهقانی، 1391، ص 103).
  3. میزان منابع مالی تخصیص یافته به نظام آموزش کارکنان: این کارکرد برای سازمان های امروزی تا حدی اهمیت داردکه برخی آن را همسنگ مدیریت دانسته اند و معتقدند که آموزش در حقیقت خود مدیریت است. همچنین با توجه به پیوند اهداف سازمان با آموزش کارکنان به عنوان ابزار اصلی ایجاد و بهسازی سرمایه های انسانی آن را به عنوان کارکردی استراتژیک در نظر می گیرند. علاوه بر آن صاحب نظران اهمیت آموزش کارکنان را با توجه به بروز تحولات سریع در عرصه های دانش وتکنولوژی و عامل اصلی ایجاد مزیت رقابتی نیز مطرح نموده اند. در این میان، از جمله ملاکهای مهمی که میزان حمایت و اهمیت آن را درسازمان ها نشان می دهد مقدار منابع مالی تخیصص یافته به آن است. امروزه سازمان های بزرگ و توسعه یافته در عرصه های جهانی هزینه های سنگینی را به عنوان نوعی سرمایه گذاری بلند مدت در این مسیر به مصرف می رساند ( عباس پور و دهقانی، 1391، ص 104).
  4. عامل انسانی تأثیرگزار در نظام آموزشی: علاقه بند ( 1385 ) با استفاده از نظریه پارسونز در رابطه با سطوح وظایف و مسئولیتهای سازمانی، نشان میدهد که سازمان های آموزشی و جزء سازمان های حرفه ای بوده و از ویژگی های منحصر به فردی برخورند. بنابراین موفقیت یک نظام آموزشی به عنوان نظام حرفه ای مستلزم آن است که توسط افراد حرفه ای که دانش، توانایی و مهارت های تخصصی لازم در زمینه آموزش و مدیریت را برای اداره یک سازمان آموزشی داشته باشند، اداره شود ( علاقه بند، 1385، ص 65).