خرید فایل پایان نامه : عوامل تعیین کننده جوعاطفی خانواده

عوامل تعیین کننده  جوعاطفی  خانواده

  • ارتباط کودک باوالدین : نخستین  فرد درخانواده  که باکودک رابطه مستقیم  داردمادر است  وزندگی  با ارتباط  زیستن میان اوومادرش  آغازمی شود مطالعاتی  که روان شناسان  کودک درباره  ناراحتیها واختلالات کودکان  به عمل آورده اند نشان می دهد که علت بیشتر  آنهامحرومیت  ازمادراست  به عبارت دیگر  وقتی نیاز  به تعلق  خاطرکودک ارضا نشود به  اضطراب  و آشفتگی  دچار می شود  واکنشهای  ناسازگار  ا زاوبروز می کند علت اینکه  دربحث تاثیر  والدین درشخصیت  کودک ، کمتراز پدر  صحبت میگردد  این است که پدر نخستین روزهای  تولدنقش  کمی دارد .ولی مطالعات  چندسال اخیر  نشان داده است  که نقش پدر  دررشد وتکامل  شخصیت

کودک  کمترازمادر نیست .

مخصوصا درموردپسران ، حضورپدر درخانه اهمیت  خاصی دارد .

  • موضع اقتصادی  واجتماعی خانواده  : اوضاع اقتصادی  خانواده ممکن است بطورمستقیم  درشخصت کودکان تاثیر بگذارد ترس ازگرسنگی  ونداشتن پوشاک وپناهنده  ،اثر  عمیقی دررشد  کودک دارد کودکانی  که از تمام  وسایل زندگی  برخوردارند . نسبت به به زندگی خویشتن  بوده وکمتر دچار اضطراب  ودلهره می شوند  کودکی که درخانه  فقیر پرورش می یابد ،همواره درعدم اطمینان خاطر  واحساس حقارت  رشدمی کند  بنابراین  می توان گفت  که عقاید ونظرات  کودک از وضع اقتصادی  والدینش  متاثراست .

تعلق داشتن  به یک خانواده  ثروتمند رضایت خاطر را درکسب  شهرت اجتماعی  بیمه می کند درصورتیکه  تعلق به یک خانواده  فقیرمی تواند  شهرت اجتماعی  پستی رابرای کوددربرداشته باشندزندگی اقتصادی  – اجتماعی  خانواده  کودک  نه تنها درتعیین  آنچه بایددوست  بدارد  موثراست . بلکه چگونگی  ارضای این نیازها  را نیزتعیین میکند  وضع اجتماعی  خانواده همچنین  درمیل حرفه  ای کودکان نیز تاثیردارد  بدین معنی که بعضی خانواده  هاشهرت شغل  رامهمتر از میل فرزند خود  می دانند از اینرو  اورابه کار تشویق می کنند  شهرت داشته باشند اگر چه وی رغبتی  بر آن نداشته  باشد .

  • وضع روانی افراد خانواده : اوضاع احوال  روانی افراد خانواده ، موجب  اضطراب  وناراحتی کودکان  شده و آنان را از رشد  سالم وطبیعی  باز می دارد وخانواده  ای که برای کوچکترین  موضوعی عصبانی می شوند  وبه کینه ورزی  بامردم  می پردازند  وبه انتقام  راغب می شوند ، جز یک عده افراد  بیمار که همواره با اضطراب شدیدوناراحتیهای  روانی دیگرزندگی  می کنند به جامعه تحویل  نمی دهند . مادران و پدرانی  که به علت تجارت قبلی  دروان کودکی  خود را انجام دادن  وظیفه  والدین ، تزلزل  دارند وعدم اطمینان  خاطر احساس  می کنند ، ثبات عاطفی  ندارند ، به فرزندان  خودنظرمساعدی  ندارند  یادرباره  روش تربیت  بایکدیگر  موافق نیستند  ( شعاری  نژاد ، 1376 ، ص 371)