محاسبه چرخه تبدیل وجه نقد

دانلود پایان نامه

اهمیت روزافزون مدیریت سرمایه در گردش باعث شده است که این موضوع به صورت یک رشته تخصصی مدیریت مالی درآید. در شرکتهای بسیار بزرگ، تعدادی مدیر اجرایی متخصص حضور دارند که تمام وقت و انرژی خود را منحصراً صرف اداره سرمایه در گردش شرکت میکنند. دلایل اهمیت این موضوع به شرح زیر است (همان منبع، 6):
1. سطوح واقعی و مطلوب داراییهای جاری (با توجه به تغییراتی که در فروش واقعی و پیشبینی شده رخ میدهد) دستخوش تغییرات دائمی است. این وضع باعث میشود که درباره سطح مطلوب یا مورد انتظار از داراییهای جاری، به صورت مستمر (روزانه)، تصمیماتی گرفته شود.
2. شاید با توجه به تغییراتی که در میزان داراییهای جاری رخ داده است، مدیران مجبور شوند در تصمیماتی که قبلاً برای تأمین مالی گرفتهاند تجدید نظر کنند، مثلاً اگر برای تأمین داراییهای جاری از مبالغ سنگینی وام کوتاهمدت استفاده شده است، گرفتن وامهای اضافی و تمدید وامهایی که به سر رسید میرسند مستلزم صرف وقت و انرژی بیشتر مدیریت شرکت خواهد بود.
3. میزان منابع و مصارف وجوهی که به سرمایه در گردش تخصیص داده میشود باید مشخص شود. داراییهای جاری حدود 75 درصد کل داراییهای شرکت و بدهیهای جاری حدود 60 درصد ساختار سرمایه هستند.
4. اگر مدیریت سرمایه در گردش صحیح نباشد، احتمال دارد فروش و سود شرکت کاهش یابد و چه بسا شرکت در پرداخت به موقع دیون و تعهدات خود ناتوان بماند.
2-20- اجزای مدیریت سرمایه درگردش
2-20-1- دوره واریز بستانکاران
یکی از اجزاء مدیریت سرمایه در گردش دوره واریز بستانکاران میباشد. تأخیر در پرداخت به فروشندگان مواد و کالا این اجازه را به شرکت میدهد که کیفیت محصول خریداری شده خود را انتخاب کنند. همچنین این امر یک منبع تأمین مالی ارزان و قابل انعطاف برای شرکت محسوب میشود. از طرف دیگر، تأخیر در پرداخت صورت حساب در صورتی که پرداخت زودتر صورت حسابها شامل تخفیف باشد ممکن است برای شرکت هزینهآور باشد (دیلاف، 2003).
به طور کلی، دوره واریز بستانکاران مدت زمانی را که طول میکشد تا حسابهای پرداختنی تسویه شوند را بیان میکند. معمولاً دوره واریز بستانکاران را برای دو منظور مورد استفاده قرار میدهند: یکی برنامه ریزی پرداختها و تهیه بودجه نقدی و دیگری مقایسه آن با مهلتهایی که فروشندگان مواد اولیه و کالا برای دریافت مطالبات خود تعیین میکنند. نتایج تحقیقات انجام شده در زمینه مدیریت سرمایه در گردش نشان دهنده این است که بین دوره واریز بستانکاران و سودآوری شرکتها رابطه معکوس معناداری وجود دارد. از طرف دیگر این نتیجه میتواند بیانگر این نکته باشد که شرکتهایی که سودآور میباشند دوره واریز بستانکاران کوتاهتری دارند.
2-20-2- دوره وصول مطالبات
یکی دیگر از اجزاء مدیریت سرمایه در گردش دوره وصول مطالبات میباشد. به طور کلی، هدف اصلی مدیران شرکتها، افزایش ارزش شرکتشان میباشد. در این رابطه مدیریت حسابهای دریافتنی میتواند در تحقق این امر مؤثر باشد. بسیاری از مدلهای مدیریت داراییهای جاری که در ادبیات مدیریت مالی گنجانده شده است فرض میکنند که افزایش سود دفتری هدف اصلی تأمین مالی میباشد، که این مدل، افزایش سود دفتری، بایستی با سایر اهداف مرتبط شود (مثل افزایش ارزش شرکت). راهکارهای افزایش ارزش شرکت همواره با ریسک و عدم اطمینان همراه است. یک افزایش در حسابهای دریافتنی در یک شرکت، هم باعث افزایش سرمایه در گردش و هم باعث افزایش هزینه نگهداری و مدیریت حسابهای دریافتنی میشود که این هزینهها ارزش شرکت را کاهش میدهد. اما یک سیاست درست در مدیریت پرتفوی حسابهای دریافتنی میتواند ارزش شرکت را افزایش دهد (میچاسیکی، 2003).
به طور کلی، دوره وصول مطالبات، معیاری برای سنجش مدت زمان لازم برای وصول نقدی مطالبات حاصل از فروش مشتریان محسوب میشود. دوره وصول مطالبات کارایی واحد انتفاعی را در وصول وجوه مرتبط با فروشهای نسیه نشان میدهد. علاوه بر این، نسبت مورد بحث میتواند سیاستهای اعتباری واحد انتفاعی را نیز منعکس کند. چنان چه مدت زمان بیشتری به مشتریان فرصت داده شود تا بدهی خود را بپردازند، دوره وصول مطالبات نیز بیشتر خواهد بود. طولانی بودن نسبی دوره وصول مطالبات الزاماً پدیدهای منفی محسوب نمیشود؛ زیرا سختگیری بیش از حد در مورد وصول سریع مطالبات میتواند به کاهش فروش منجر گردد. نتایج تحقیقات انجام شده در زمینه مدیریت سرمایه در گردش نشان دهنده این است که بین دوره وصول مطالبات و سودآوری شرکتها رابطه معکوس معناداری وجود دارد و مدیران شرکتها میتوانند با کاهش دوره وصول مطالبات در حد مطلوب سودآوری شرکت را افزایش دهند.
2-20-3- دوره گردش موجودیها
در حال حاضر اقتصاد جدید به طور قابل ملاحظهای صنعتی شده است. مشکلات تأمین مالی و ملاحظات سرمایه در گردش باعث شده است که شرکتها از طریق اعمال کنترلهای مناسب دیدگاه جدیدی نسبت به موجودیهای خود داشته باشند. گزارشها و تحلیلهای آماری به روشنی بیانگر این است که داشتن سطحی بهینه از موجودیها و اعمال کنترلهای مناسب بر موجودیها از طریق کاهش هزینه سرمایهگذاری در موجودیها و همچنین کاهش هزینه نگهداری موجودیها امکان پذیر میباشد. از این رو عرضه و تحویل به موقع کالاها به مشتریان و همچنین کاهش هزینه نگهداری و سرمایهگذاری در موجودیها یکی از چالشهای مهم مدیران میباشد که این امر از طریق اقدامات مناسب میتواند مرتفع شود (کوماردوتا، 2007).
به طور کلی، دوره گردش موجودیها بیانگر مدت زمانی است که طول میکشد تا کالا فروخته شود. معمولاً کالا را مترادف موجودی جنسی به کار میبریم و به این تعبیر شامل مواد اولیه، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده میشود و ملزومات تولید را هم در بر میگیرد. از طرف دیگر، نگهداری موجودی کالا معمولاً به منظور جبران نوسانات تحویل کالا و جلوگیری از اتمام بی موقع آن انجام میگردد. دفعات کم گردش کالا، به معنای سرمایهگذاری نسبتاً زیاد در موجودی کالا است (در مقایسه با مبلغ فروش). نگهداری کالا بیش از سطح لازم، باعث حبس منابع مالی در موارد غیر مولد خواهد شد. از طرف دیگر، چنانچه دفعات گردش کالا خیلی زیاد باشد، به معنای آن است که موجودی کالا در سطحی نسبتاً کم و غیر کافی نگه داشته میشود و میتواند به طور مکرر موجب اتمام موجودی و از دست دادن مشتریان شود. هدف واحد انتفاعی قاعدتاً باید این باشد که سطح موجودی کالا را در حدی مطلوب نگهدارد که نه باعث به کارگیری منابع مالی در موارد غیر مولد و نه باعث از دست دادن مشتریان شود. همچنین، نتایج تحقیقات انجام شده در زمینه مدیریت سرمایه در گردش نشان دهنده این است که بین دوره گردش موجودیها و سودآوری شرکتها رابطه معکوس معناداری وجود دارد و مدیران شرکتها میتوانند با کاهش دوره گردش موجودیها در حد مطلوب سودآوری شرکت را افزایش دهند.
2-20-4- چرخه تبدیل وجه نقد
یکی دیگر از معیارهای ارزیابی سرمایه در گردش چرخه تبدیل وجه نقد میباشد. چرخه تبدیل وجه نقد به مدت زمان لازم بین خرید مواد اولیه و جمعآوری وجوه حاصل از فروش کالای ساخته شده اشاره میکند. هرچه قدر این مدت طولانیتر باشد، سرمایهگذاری بیشتری در سرمایه در گردش مورد نیاز میباشد. چرخه تبدیل وجه نقد طولانیتر ممکن است سودآوری شرکت را از طریق افزایش فروش افزایش دهد. با وجود این اگر هزینه سرمایهگذاری در سرمایه در گردش بیشتر از منافع حاصل از سرمایه گذاری در موجودی یا اعطای بیشتر اعتبار تجاری باشد، سودآوری شرکت ممکن است کاهش یابد (دیلاف، 2003).
هر چه قدر دوره تبدیل وجه نقد کمتر باشد نشان دهنده این است که شرکت وضعیت نقدینگی بهتری دارد (خرم نژاد، 1386).
هنگام استفاده از این معیار باید به نکات زیر توجه شود (همان منبع):
1) برای محاسبه چرخه تبدیل وجه نقد تأخیر در پرداخت حسابهای پرداختنی از دوره عملیات کسر میشود. لذا هر چه دوره تأخیر در حسابهای پرداختنی بیشتر باشد چرخه تبدیل وجه نقد کوتاهتر میشود و ظاهراً کوتاهتر بودن چرخه تبدیل وجه نقد نشان دهنده وضعیت مناسبتر نقدینگی است در حالی که تأخیر در پرداخت حسابهای پرداختنی میتواند دلیل نامناسب بودن وضعیت نقدینگی باشد. هرچه این تأخیر بیشتر باشد وضعیت نامطلوبتر است ولی هنگامی که این رقم را در محاسبه چرخه تبدیل وجه نقد به کار میبریم نتیجه متفاوت حاصل میشود. یعنی تأخیرهای طولانیتر موجب کمتر شدن چرخه تبدیل وجه نقد و نشان دهنده نقدینگی مناسب است. بنابراین، تناقض احتمالی مذکور میباید به گونهای مرتفع شود.
2) در معیار چرخه تبدیل وجه نقد به مانده وجه نقد شرکت توجهی نمیشود. لذا علاوه بر وجه نقد مورد نیاز شرکت مازاد بر حد مطلوب وجه نقد شرکت میبایست مورد توجه قرار گیرد.
3) در معیار چرخه تبدیل وجه نقد صرفاً طول دوره وصول مطالبات و دوره پرداخت مد نظر قرار میگیرد و به مقدار آن توجهی نمیشود. اگر دو شرکت را در نظر بگیریم که دوره تبدیل وجه نقد آنها دو ماه است ولی حسابهای پرداختنی شرکت اول90 درصد مجموع مطالبات و موجودی کالا باشد و برای شرکت دوم این نسبت 50 درصد باشد. بدیهی است که شرکت اول حجم تعهدات بیشتری نسبت به حجم داراییهای جاری قابل تبدیل به نقد دارد در مقایسه با شرکت دوم که این نسبت کمتر است، وضعیت نقدینگی نامناسبی دارد که در شاخص چرخه تبدیل وجه نقد به آن اشارهای نمیشود.
عملکرد مالی
عملکرد مالی