مقاله درباره حفرهها، جنگلی، نتایج

درختان میتوانند برگسترش تاج نقش داشته باشند (ماث و بزاز، 2002). اما به عقیده دوشس نو و همکاران175 (2001) تأثیر عامل نور بسیار قویتر از دیگر عوامل زنده و غیر زنده میباشد. تماس فیزیکی توسط درختان مجاور در توده جنگلی با درختان حاشیه حفرهها و فضای موجود در حفرهها ممکن است باعث تفاوت شعاع رو و پشت به طرف حفرهها شود.
نتایج نشان داد که عامل جهت جغرافیایی تأثیری بر متغیرهای اندازهگیری شده نداشته است (جدول4-6-3 الی 4-6-7). فان اوهایمب و همکاران176( 2011) براین عقیدهاندکه ابعاد تاج درختان توانایی آنها را برای جذب نور و ایجاد سایه بر روی درختان دیگر تعیین میکند و واکنش تاج به تغییرات به وجود آمده در مقادیر منابع زیستی نسبت به رویش ارتفاعی به مراتب سریعتر میباشد. علاوه بر آن نشان داده شده که رویش درختان با توجه به سن و اندازه آنها متفاوت میباشد (فیلیپسکو و کامو177،2007). ولی از آنجاییکه عدم اختلاف معنیداری در بیشتر متغیرها مشاهده شد میتوان اذعان نمود که سن و اندازه درختان در حاشیه حفرهها و توده مجاور تا حدی مشابه میباشد.
وجود همبستگی معنیدار بین طول تاج با شعاع تاج درختان حاشیه حفرهها میتواند نشانه رشد طولی و شعاعی تاج در واکنش به نور در اثر افزایش فضای رویشی به وجود آمده در حفرهها باشد (جدول 4-6-12). واردمن و اشمیت (1998) در تحقیقی گزارش نمودندکه درختان دوگلاس در حاشیه حفرهها فضای رویشی بیشتری نسبت به درختان دوگلاس واقع در توده جنگلی داشتند و با جذب نور بیشتر تاج بزرگتری را تشکیل دادند.
بهطورکلی میتوان بیان نمود که حفرههای تشکیل شده در اثر اجرای شیوه تکگزینی درختی بعد از 8 سال با فضای رویشی که به وجود آوردهاند باعث تغییرات رویش شعاعی تاج در حاشیه آنها شده ولی روی سایر متغیرهای مورد بررسی تأثیر نداشته است چرا که با توده مجاور تفاوت معنیداری مشاهده نشد. در این راستا، عوامل محیطی به همراه ویژگیهای درختان راش سایه پسند، میتواند نقش داشته باشند.
5- 1- 5 – ویژگیهای فیزیکو – شیمیایی خاک
اختلالاتی نظیر بهرهبرداری، حاصلخیزی و تعادل عناصر غذایی خاک را تغییر میدهد (بویس و همکاران178 ،2009) و تشکیل حفرههای مصنوعی موقعیتی برای مشاهده تغییرات در سیستم خاک را فراهم میسازد (موسکولو و همکاران، 2007). در جنگلها، خواص خاک و توده جنگلی برای مدیریت، انتخاب گونههای درختی و ارزیابی سلامت و تولید بومسازگان دارای اهمیت ویژهای است (پونژ و شالی ویر179، 2006).
پرسکات180 (2002) اظهار داشت که برداشت تاج پوشش طی بهرهبرداری منجر به تغییر در چرخه عناصر غذایی خاک میشود؛ اما نتایج تحقیق حاضر در راشستان مورد مطالعه اختلاف قابل توجهی را در بیشتر خواص فیزیکو- شیمیایی خاک در حفرهها، 8 سال پس از بهرهبرداری نشان نداد (جدول 4-7-1و 4-7- 2، 4- 7- 14). موادآلی خاک در راشستان مورد تحقیق تغییر قابل ملاحظهای پس از گذست 8 سال از بهرهبرداری نداشته است. نتایج این تحقیق با بررسی ریتر و بجرنلوند (2005) که روی تودههای جنگلی Fagus sylvatica در دانمارک انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که مواد آلی خاک تحتتأثیر تشکیل حفرهها نیستند؛ همخوانی دارد. بعلاوه باهوس181 (1996) نشان داد که مواد آلی خاک در مدت کوتاه (21 ماه) پس از تشکیل حفره در جنگل راش اروپایی در آلمان تغییر نیافت. بنابراین انتظار میرود که مقدار کل عناصری که از طریق تجزیه این مواد تولید شده، تغییر نکرده باشد.
شارن بروک و باک هایم (2007) گزارش نمودند که بین حفرهها و توده جنگلی از لحاظ مواد آلی و فسفر در جنگلهای آمیخته در آمریکا، اختلاف معنیدار مشاهده نشد. در تحقیق دیگری دگن و همکاران، 2005) در جنگل راش فرانسه مشخص شد که درصد ماده آلی و ازت کل بین حفرهها و توده مجاور اختلاف معنیداری وجود نداشت.
ژانگ و ژائو (2007) اختلاف معنیدار بین حفرهها و توده جنگلی از نظر pH خاک در جنگل Pinus koraiensis در چین مشاهده نکردند. برخلاف نتایج تحقیق حاضر، ژانگ و ژائو (2007) نشان دادند که مواد آلی، ازت کل و پتاسیم در حفرههای تاج پوشش بیشتر از تودهجنگلی میباشد. اسیدیته خاک اثر مهمی در شکل و کارآیی مواد آلی، ویژگیهای فیزیکو-شیمیایی خاک، فعالیت میکروارگانسیمها دارد و بسیاری از عناصر غذایی مورد نیاز رشد گیاهان به این عامل وابسته میباشد (ژانگ و ژائو ، 2007).
زو و همکاران (2007) بیان داشتند که در جنگل picea mongolica در چین، عوامل توپوگرافی بر مقدار آب خاک تأثیرگذارمیباشد. راشستان مورد مطالعه بر روی شیب 30 درصد واقع بوده و آب همیشه در حفرهها و توده مجاور آنها در جریان میباشد. در نتیجه، عدم اختلاف معنیدار بین حفرهها و توده جنگلی مجاور ممکن است به دلیل عامل فیزیوگرافی باشد. در تمام عمقهای مورد بررسی، وزن مخصوص ظاهری در توده مجاور بیشتر از حفرهها بود. اما، فقط در عمق 10-0 سانتیمتر اختلاف معنیدار وجود داشت. این نتیجه موافق با مطالعهی انجام شده توسط ژانگ و ژائو (2007) است. درصد رطوبت بیشتر در حفرههای بزرگ را می توان به به میزان بارش بیشتر در سطح خاک و کاهش فعالیت رستنیها نسبت داد و عدم اختلاف معنیداری بین حفرهها با توده مجاور میتواند به علت عدم اختلاف میزان بارش در خاک و تودهجنگلی مجاور باشد؛ که باید روی آن در تحقیقات آینده مطالعه نمود.
بهطورکلی مشخص شد که اندازه حفره بر خواص فیزیکو-شیمیایی خاک تأثیر نداشت (جدول 4-7-1). شارن بروک و یوکهایم (2007) عدم تأثیر حفرههای تاج پوشش بر بسیاری از خواص فیزیکو-شیمیایی خاک جنگلهای Tsuga sp در امریکا را گزارش نمودهاند.
موسکولو و همکاران (2007) نشان دادند که اندازه حفره بر مواد آلی و رطوبت خاک روی توده جنگلی Abies alba در جنوب ایتالیا تأثیر داشته است. همچنین موسکولو و همکاران (2010) تأثیر اندازه حفرهها بر کربن، ازت و فسفر خاک رادر حفره های موجود در جنگل Abies alba گزارش نمودند. کربن آلی خاک به عواملی نظیر اقلیم، توپوگرافی، مدیرت منابع خاک، پوششگیاهی و فعالیتهای انسانی حساس میباشد (لی و همکاران182، 2010).
نتایج به دستآمده تحقیق حاضر در خصوص کلسیم و ازت در سه عمق مختلف خاک با نتایج حاصل از تحقیق کوچ و همکاران(2010) در جنگل آمیخته راش – ممرز (مازندران) همخوانی دارد (جدول 4-7-9، 4- 7- 10)؛ بهطوریکه میانگین این عناصر در افق فوقانی بیشتر از افقهای زیرین بود. در حالی که تیل و پراکیس183 (2009)در جنگل دوگلاس در غرب اورگان امریکا نشان دادند که مقدار ازت در حفره، حاشیه حفرهها و توده جنگلی بایکدیگر تفاوت دارند. فقدان سیستم ریشهای درخت برداشت شده در حفرهها مکانیسمی است که مقدار ازت را افزایش میدهد. توسعه شبکه ریشهای و میکوریزی جهت استقرار بعد از برداشت درختان نیاز به زمان دارد و ممکن نیست در 8- 6 سال پس از تشکیل حفره انجام شود (تیل و پراکیس، 2009). ازت در خاکهای جنگلی محصول فرآیندهای بسیاری از جمله تجزیه مواد آلی، فعالیت میکروبی و جذب گیاهی است که به نوبه خود تحت تأثیر عوامل فیزیکی نطیر دما، رطوبت، کمیت و کیفیت لاشبرگ و ریشه گیاهان میباشد (چاپین و همکاران184 ،2002).
شارون بروک و بوکهایم (2008) در جنگل آمیخته (پهن برگ- سوزنی برگ) در امریکا تفاوت معنیداری از لحاظ pH خاک بین مرکز حفره، حاشیه حفره و توده جنگلی مجاور نیافتند. با توجه به عدم اختلاف معنیداری بین حفرهها و توده مجاور (جدول 4-7-11،4-7-12،4-7-13) و نیز داخل حفرهها از نظر کاتیونها، میتوان اظهار نمود که شرایط اقلیمی و بومشناختی، ساختار توده و توپوگرافی در راشستان مورد نظر مانع تغییرات زیاد آنها شده است. تحقیق شارون بروک و بوک هایم (2007)در جنگل آمیخته (پهن برگ- سوزنی برگ) در امریکا بیان داشتند که آبشویی عامل مهم کاهش کاتیونهای قلیایی در بین حفرهها میباشد که با توجه به نتایج تحقیق حاضر میتوان ادعا نمود که در این منطقه میزان آبشویی زیاد نمیباشد، چون میانگین آنها در افقهای زیرین نسبت به افقهای فوقانی اختلاف زیاد ندارد. به علت عدم اختلاف معنیداری بین حفرهها و توده مجاور از لحاظ وزن مخصوص ظاهری میتوان گفت که وضعیت فشردگی خاک نسبتاً مشابه بوده و عملیات بهرهبرداری عامل منفی در این خصوص تلقی نمیشود (مرینو و همکاران ، 2008).
حفرههای به وجود آمده در راشستان مورد نظر در اثر اجرای شیوه تکگزینی درختی دارای اندازه خیلی بزرگ نبودند و همانطوریکه ریتر و بجرنلوند (2005) بیان نمودهاند میتوان اظهار داشت که بومسازگانهای طبیعی جنگل در برابر اختلالات با مقیاس کوچک پایداری از خود نشان میدهند.
بر اساس نتایج به دست آمده میتوان نتیجه گرفت که شرایط نسبتاً مشابهی بین حفرهها و توده جنگلی مجاور آنها در رابطه با بیشتر خواص فیزیکو-شیمیایی خاک 8 سال پس از بهرهبرداری وجود دارد. بنابراین، شیوه جنگلشناسی تکگزینی درختی که حفرههایی به اندازه تعیین شده ایجاد نموده ممکن است برای حفاظت، مدیریت جنگل و ایجاد ساختار ناهمسال در جنگلهای هیرکانی مناسب باشد. آگاهی از چگونگی اثر حفرهها بر خواص فیزیکو- شیمیایی خاک در تودهجنگلی راش هیرکانی میتواند برای ارزیابی عملکرد بومسازگان جنگل مفید باشد.
5- 1- 6 – زیتوده و تراکم کرمهای خاکی
کرمهای خاکی به علت داشتن بیشترین زیتوده در میان بیمهرگان خاکزی دارای اهمیت زیادی میباشند (رحمانی و صالح راستین، 1379) و زیتوده کرمهای خاکی شاخص مناسبی برای ویژگیهای محیطی مانند کیفیت هوموس خاک و حاصلخیزی خاک تلقی میشوند (رحمانی و ایران نژاد، 1388). کرمهای خاکی بر ساختار و عملکرد بومسازگان از طریق هضم، اختلاط مواد آلی و معدنی خاک تأثیرگذار بوده و باعث تغییر ساختمان، بیولوژی و شیمیایی خاک میشوند (هیل و همکاران185، 2005 ). تغییرات پوششگیاهی ممکن است در پراکنش و زیتوده کرمهای خاکی به طور مستقیم به وسیله اختلاف در کیفیت لاشبرگ و غیر مستقیم با تغییر خواص خاک، تأتیرگذار باشد (بوتشر و کالیس186،1991). کرمهای خاکی مهمترین خرده ریزخوار در خاک جنگلهای معتدل میباشند (رحمانی و صالح راستین ، 1379) که از طریق مخلوط کردن مواد آلی و معدنی در ساختمان و خواص شیمیایی خاک مؤثرند (مک لین و پارکینسون187 ، 2000).
به طورکلی کرمهای خاکی جمعآوری شده که متعلق به گروه اندوژیک188 بودند، زیتوده و تعداد آنها در حفرهها و تودهجنگلی مجاور کم بود. کرمهای اندوژیک در افقهای فوقانی خاک تجمع مییابند و از خاک و باقیمانده مواد آلی در آن مصرف میکنند (بوتن شون و همکاران189، 2008). نتایج تحقیق حاضر نشان داد که بین حفرههای تاج پوشش از نظر زیتوده کرمهای خاکی اختلاف معنیدار وجود دارد (جدول 4-8-1) که با نتیجه تحقیق کوچ و همکاران (2010) در جنگل آمیخته راش – ممرز(مازندران) همخوانی دارد و در واقع میتواند مبین اثر حفرههای به وجود آمده تحت شیوه تکگزینی درختی در راشستان مورد نظر میباشد. البته اندازههای متفاوت حفرههای طبیعی یا مصنوعی ممکن است اثرات متفاوتی از این نظر نشان دهند. نتایج نشان داد که عامل جهت جغرافیایی در حفرهها تأثیر بر مقدار زیتوده کرمهای خاک داشته است، بهطوریکه بیشترین میانگین زیتوده متعلق به مرکز حفرهها بود (جدول4- 8 – 2).
نتایج بهدستآمده در رابطه با زیتوده کرمهای خاکی برای مقایسه مرکز، حاشیه حفرهها و توده جنگلی مجاور ( جدول 4-8-5 ) مخالف نتایج بررسی ناختر گال و همکاران190(2002)در جنگل راش اروپایی و صنوبر در بلزیک و کوچ و همکاران (2010) در جنگل آمیخته راش – ممرز (مازندران) میباشد. دیوید و همکاران191 (1991) براین

دیدگاهتان را بنویسید