منبع مقاله درباره نرم افزار، حمل و نقل

در جمعیت میشوند. به عنوان نمونه برای یک مثال از ششمین مسأله نمونه، تعداد جوابهای غیرموجه موجود در جمعیت در طول 500 نسل به وسیله شکل (4-5) نشان داده شده است.
4-2-2- تحلیل نتایج
از آنجایی که مدل مربوط به مسأله یکپارچه کردن فرآیند مسیریابی وسایل نقلیه و عملیات استراتژی فرابارانداز محدودیتهای زیادی را شامل میشود، نرم فزار بهینهسازی Lingo حتی پس از گذشت 2 ساعت توانایی پیدا کردن جواب موجه برای کوچکترین مسأله نمونه را ندارد. قابل ذکر است که به منظور تصدیق مدل ارائه شده، نرم افزار Lingo به منظور حل مسأله نمونه مربوط به مثال (3-3) مورد استفاده قرار گرفته شد و پس از سپری شدن زمانی در حدود 5 ساعت، این نرم افزار موفق به پیدا کردن جواب موجه برای مسأله مذکور شد.
به دلیل عدم وجود مسائل نمونه مشابه به منظور ارزیابی عملکرد الگوریتم ترکیبی توسعه داده شده، در این تحقیق نتایج این الگوریتم با نتایج حاصله از الگوریتم ژنتیک بدون روش جستجوی محلی (الگوریتم ساده) مقایسه میشوند. به منظور انجام مقایسه درست، شرایط توقف الگوریتم ساده برابر با مدت زمان اجرای الگوریتم ترکیبی قرار داده میشود. بنابراین، به منظور ارزیابی عملکرد الگوریتم توسعه داده شده، هر مثال متعلق به هر مسأله نمونهای به تعداد 10 بار به وسیله الگوریتم ترکیبی و الگوریتم ساده حل میشود. سپس، برای هر مثال، حداقل، میانگین و حداکثر مقادیر تابع برازندگی بدست آمده توسط هر یک از دو الگوریتم در طول 10 بار اجرا محاسبه میشود. نتایج مربوط به مسائل 1-6 به ترتیب به وسیله جداول (4-9) تا (4-14) ارائه شدهاند. در هر جدول ستونهای 8 تا 10 نشاندهنده درصد بهبود الگوریتم ژنتیک ترکیبی با روش جستجوی محلی نسبت به الگوریتم ژنتیک بدون روش جستجوی محلی هستند. همچنین متوسط زمان محاسباتی به وسیله ستون آخر هر جدول بیان میشود.
شکل 4-5: تعداد جوابهای غیرموجه موجود در هر نسل
مشاهده جدولهای (4-9) تا (4-14) نشان میدهد که الگوریتم ترکیبی در همه موارد نسبت به الگوریتم ساده دارای عملکرد بهتری است. همچنین با افزایش ابعاد مسائل نمونه درصد بهبود نیز افزایش مییابد.
جدول 4-9: ارزیابی عملکرد در ارتباط با اولین مسأله نمونه
جدول 4-10: ارزیابی عملکرد در ارتباط با دومین مسأله نمونه
جدول 4-11: ارزیابی عملکرد در ارتباط با سومین مسأله نمونه
جدول 4-12: ارزیابی عملکرد در ارتباط با چهارمین مسأله نمونه
جدول 4-13: ارزیابی عملکرد در ارتباط با پنجمین مسأله نمونه
جدول 4-14: ارزیابی عملکرد در ارتباط با ششمین مسأله نمونه
همان طوری که قبلا ذکر شد، نگهداری موقت محصولات در باراندازهای میانی میتواند باعث افزایش انعطافپذیری عملیات استراتژی فرابارانداز و کاهش هزینهها شود. به منظور ارزیابی اثرات نگهداری موقت محصولات در باراندازهای میانی بر عملکرد زنجیره تأمین، یک مثال متعلق به چهارمین مسأله نمونه در 5 حالت مورد بررسی قرار میگیرد بدین نحو که در حالت اول ظرفیت باراندازهای میانی با ظرفیتهای تولید شده بر اساس جدول (4-8) برابر بوده و در حالتهای بعدی ظرفیت باراندازهای میانی به ترتیب 25 درصد کاهش مییابند به طوریکه در حالت آخر ظرفیت هر بارانداز میانی برابر صفر (نگهداری محصولات مجاز نمیباشد) در نظر گرفته میشود. سپس، برای هر حالت میانگین مقدار تابع برازندگی بدست آمده به وسیله الگوریتم ترکیبی پس از ده بار اجرا محاسبه میشود. شکل (4-6) مقدار این میانگین برای حالتهای مختلف را نشان میدهد.
شکل 4-6: تاثیر نگهداری موقت در باراندازهای میانی بر هزینههای زنجیره تأمین
همان طور که انتظار میرفت، کمترین هزینه مربوط به حالت اول (یعنی حداکثر ظرفیت برای نگهداری موقت) است. از شکل (4-6) مشخص است که با کاهش ظرفیت باراندازهای میانی نتایج بدتر شده به طوریکه بدترین نتیجه به آخرین حالت (حالتی که باراندازهای میانی مجاز به نگهداری موقت نیستند) مربوط میشود. مجاز ندانستن فرآیند نگهداری موقت محصولات در باراندازهای میانی منتج به اتفاق افتادن دو رویداد همزمانی ورود محصولات گروههای مشخص به بارانداز میانی و ارسال وسایل نقلیه خروجی با ظرفیت تکمیل نشده میشود. رویداد همزمانی ورود محصولات به بارانداز میانی باعث افزایش تعداد وسایل نقلیه ورودی و در نتیجه افزایش مسافت پیموده شده توسط این وسایل نقلیه میشود. از طرف دیگر، ارسال وسایل نقلیه خروجی با ظرفیت تکمیل نشده منجر به افزایش تعداد این وسایل نقلیه و افزایش مسافت طی شده میشود. بنابراین، مجاز ندانستن فرآیند نگهداری موقت محصولات در باراندازهای میانی باعث افزایش هزینههای حمل و نقل و در نتیجه افزایش هزینههای زنجیره میشود.
فصل پنجم:
جمع بندی و تحقیقات آتی
در این فصل جمعبندی از کارهای انجام شده در این تحقیق ارائه میشود. علاوه بر این، تحقیقاتی که انجام آنها موجب بهبود فرآیند مدیریت زنجیره تأمین میشود در بخش تحقیقات آتی مشخص میشوند.
4-1- جمع بندی
در این تحقیق به منظور بهینه کردن فرآیند مدیریت زنجیره تأمین، مسأله یکپارچه کردن
طرحهای تهیه مواد اولیه، تولید و توزیع در یک زنجیره تأمین چندسطحی (شامل تأمینکنندگان، تولیدکنندگان، مراکز توزیع، باراندازهای میانی و خرده فروشها) چند محصولی و چنددورهای مورد بررسی قرار گرفت. در این مسأله به منظور توزیع محصولات نهایی از استراتژیهای فرابارانداز و ارسال مستقیم استفاده میشود. همچنین به دلیل تطابق بیشتر با دنیای واقعی ظرفیت تأمینکنندگان مواد اولیه، ظرفیت ماشینآلات تولیدی و سطح نیروی انسانی در دسترس و تقاضای خرده فروشها به صورت پارامترهای عدم قطعیت در نظر گرفته شدند. در بیان پارامترهای عدم قطعیت، از تئوری مجموعههای فازی به دلایل تطابق بیشتر با دنیای واقعی و ضعف سایر رویکردها استفاده شد. پس از ارائه یک مدل دو هدفه برنامهریزی خطی عدد صحیح مختلط فازی با اهداف حداقل کردن هزینهها و طراحی یک زنجیره تأمین به موقع بر اساس حداقل کردن تعداد موجودیها و کمبودها، از یک رویکرد دو مرحلهای به منظور تبدیل مدل مذکور به یک مدل یک هدفه برنامهریزی خطی عدد صحیح مختلط قطعی استفاده شد. در رویکرد دو مرحلهای، ابتدا محدودیتهای فازی مدل به وسیله
برنامهریزی محدودیت فازی مبتنی بر شانس به محدودیتهای قطعی معادل تبدیل شده و سپس، روش حداکثر-حداقل به منظور پرداختن به توابع هدف به کار برده شد. در نهایت، مدل تبدیل شده به وسیله نرم افزار Lingo برای دو مسأله نمونه تولید شده حل شد. قابل ذکر است که نتایج حاصله در قالب دو مقاله [68 و 69] در یکی از مجلات معتبر ISI و یک کنفرانس بینالملی تحت بررسی
میباشند.
همانطوری که ذکر شد در زنجیره تأمین مورد بررسی از استراتژی فرابارانداز برای توزیع محصولات استفاده میشود. با توجه به عملیات مربوط به استراتژی فرابارانداز شامل دریافت محصولات از
تأمینکنندگان مختلف، دستهبندی آنها مطابق با مقصدها و ارسال محصولات بدون نگهداری آنها، به نظر میرسد که بررسی فرآیند دریافت و ارسال ضمن استفاده همزمان از این استراتژی میتواند باعث کاهش بیشتری در هزینههای زنجیره شود. اما از آنجایی که بررسی همزمان فرآیند دریافت و ارسال محصولات در مسأله مذکور باعث افزایش پیچیدگی مسأله میشود، لذا به منظور کاهش پیچیدگی مسأله، فرآیند دریافت و ارسال محصولات توسط باراندازهای میانی در یک زنجیره تأمین سه سطحی مورد بررسی قرار گرفت. از این رو در ادامه این تحقیق، یک مسأله مسیریابی دو سطحی ضمن استفاده همزمان از استراتژی فرابارانداز مورد بررسی قرار گرفت. سطح اول با هدف مسیریابی وسایل نقلیه ورودی به منظور تحویل محصولات از تأمینکنندگان محصولات به باراندازهای میانی و سطح دوم به منظور مسیریابی وسایل نقلیه خروجی به منظور تحویل محصولات از باراندازهای میانی به خرده فروشها صورت میگیرد. در این مسأله به منظور افزایش انعطافپذیری باراندازهای میانی و کاهش هزینهها، نگهداری موقت محصولات در باراندازهای میانی مجاز است. پس از ارائه یک مدل برنامهریزی غیرخطی عدد صحیح مختلط، یک الگوریتم ژنتیک ترکیبی با یک روش جستجوی محلی توسعه داده شد. همچنین به منظور ارزیابی عملکرد الگوریتم مذکور، شش مسأله نمونه با ابعاد مختلف به طور تصادفی تولید شده و نتایج بدست آمده از این الگوریتم با نتایج مربوط به الگوریتم ژنتیک بدون روش جستجوی محلی مقایسه شد. مقایسه نتایج، برتری الگوریتم ژنتیک ترکیبی با روش جستجوی محلی را به ازای همه مسائل نمونه تولید شده نشان داد. علاوه بر این با در نظز گرفتن حالتهای مختلف نگهداری موقت محصولات در باراندازهای میانی، صحت گفته فوق مبنی بر کاهش هزینهها در صورت نگهداری موقت محصولات در باراندازهای میانی نشان داده شد. قا بل ذکر است که کارهای صورت گرفته در ارتباط با بررسی این مسئله در قالب یک مقاله [70] در یکی از مجلات معتبر ISI تحت داوری میباشد.
5-2- تحقیقات آتی
از جمله کارهایی که انجام آنها میتواند باعث بهبود در فرآیند مدیریت زنجیره تأمین شود
میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
• در نظر گرفتن سایر پارامترها (قیمت مواد اولیه، هزینه تولید، هزینه نگهداری و غیره) به عنوان پارامترهای غیر قطعی به منظور تطابق بیشتر با مسائل دنیای واقعی
• استفاده از سایر روشهای فازیزدایی برای تبدیل پارامترهای فازی به پارامترهای قطعی معادل
• توسعه یک الگوریتم ابتکارای و یا فراابتکاری کارا برای حل مسأله اول
• در مسأله یکپارچه کردن فرآیند مسیریابی وسائل نقلیه و عملیات استراتژی فرابارانداز به زمانبندی عملیات انجام شده در باراندازهای میانی پرداخته نشد. از آنجایی که زمانبندی این عملیات (به طور مثال تخلیه و یا بارگیری محصولات) زمانهای ترک وسایل نقلیه ورودی و خروجی از باراندازهای میانی را تحت تاثیر قرار میدهد، در نتیجه بررسی این عامل ممکن است باعث بهبود فرآیند مدیریت زنجیره تأمین شود.

دیدگاهتان را بنویسید