مقاله (پایان نامه) : موفقیت هوشمندی کسب و کار: – فروش پایان نامه

یک سیستم هوشمندی کسب و کار موفق، کسب و کار را با تکنولوژی اطلاعات متصل و مرتبط می کند تا به مدیریت سازمان کمک نماید، سرمایه گذاری های مداوم را ادغام و یکپارچه کند، منابع را اختصاص دهد، پروژه ها را اولویت بندی کند، و ریسک مرتبط با اجرای هوشمندی کسب و کار را به حداقل برساند. حرکت به سوی هوشمندی کسب و کار، تمایل سازمان به مدیریت سرمایه گذاری آنها در استفاده از هوشمندی کسب و کار را نشان می دهد.

هوشمندی کسب و کار موفق به سازمان کمک می کند تا تجربیات خود را درک و شناسایی نموده و از آنها بهره مند شود. داده ها و اطلاعات بدست آمده از سیستم هوشمندی کسب و کار به سازمان قابلیت تعقل، برنامه ریزی،حل مسائل، تفکر انتزاعی، شناخت ایده ها و نظرات و یادگیری از داده ها و اطلاعات تجاری را فراهم می کند. یک استراتژی موفق به هوشمندی کسب و کار یک دیدگاه یکپارچه ای را ارائه می کند که پروژه های به ظاهر جدا از هم را که می توانند به سادگی اولویت بندی شوند و با سازه های مناسب هماهنگ شوند را تعریف میکند. هوشمندی کسب و کار موفق موجب می شود تا تغییر سازمانی در سراسر سازمان در شیوه کنترل شده ای که موجب توسعه دانش و مهارت های مرتبط با هوشمندی کسب و کار باشد گسترش یابد. یک استراتژی موفق هوشمندی کسب و کار با بهبود کیفیت خدمات و با حمایت از توسعه و اتخاذ تصمیمات بهتر و آگاهانه تر موجب بهینه سازی کارایی می شود. به این ترتیب سازمان ها قادر می شوند تا سیستم ها را سریع تر ادغام و یکپارجه نمایند، ساده تر به شرکای تجاری خود متصل و مرتبط شوند، بینش بهتری نسبت به کسب و کارشان بدست بیاورند و با افزایش چابکی و چالاکی به فرصت های بازار واکنش نشان دهند. هوشمندی کسب و کار موفق با استفاده از دیدگاه فرآیند محور به مدیریت کسب و کار موسسه امکان پذیر است و این دیدگاه به مدیران کمک می کند تا با استفاده از تکنولوژی،تصمیمات آگاهانه ای برای بهبود نتایج استراتژیک و تاکتیکی اتخاذ کنند(رانجان،494:2008).

هوشمندی کسب و کار، یک استراتژی و چشم انداز ایجاد شده بر اساس معماری است که به شدت به تکنولوژی اطلاعات اتکا می کند. برخورد با هوشمندی کسب و کار صرفاً به عنوان یک پروژه در اکثر موارد منجر به شکست می شود. در واقع رویکرد مبتنی بر IT علت عدم اجرای مناسب 40 تا 60 درصد       پروژه های هوشمندی کسب و کار است. پیاده سازی موفق را می توان با موارد ذیل تعیین نمود.

  • تصمیمات بهتر با سرعت و اثربخشی بیشتر؛
  • عملیات های ساده و موثر؛
  • سیکل های کوتاه تر توسعه و عرصه محصول جدید به بازار؛
  • درآمد بیشتر از کسب و کار موجود؛
  • قابلیت بهره برداری از فرصت های جدید؛
  • رضایت بیشتر مشتری و سطوح سرویس دهی بالاتر؛
  • بهبود بازاریابی و افزایش فروش(سروش و بحرینی زاده،1388).

2- 1 – 12 مجموعه ای از عوامل موفقیت هوشمندی کسب و کار برگرفته شده از ادبیات تحقیق:

بر اساس مطالعات انجام شده پیشین ، مجموعه ای از عوامل موفقیت هوشمندی کسب و کار گردآوری شده است. این شاخص ها عبارتند از:ارتباطات، رهبری، انطباق پذیری، همکاری، مشارکت کارکنان، نوآوری، چشم انداز، انعطاف پذیری، هماهنگی، برنامه ریزی، منابع انسانی، منابع مالی، تکنولوژی مناسب، بهبود مستمر، مدیریت تغییر، مشتری مداری، یکپارچگی اطلاعات سازمان، اعتمادسازی، مدیریت دانش که به تفصیل هر یک از این عوامل معرفی می گردند.

2-1- 12- 1  ارتباطات:

ارتباطات موثر هسته اصلی و حیاتی ویژگی های لازم برای حضور در یک اقتصاد جهانی می باشد که این اقتصاد جهانی دائم در حال پیچیده تر شدن است و وابستگی عوامل در آن به یکدیگر از علل بقا می باشد و شرکت ها باید نیروی کاری فوق تخصص و با فرهنگ های مختلف را تقویت کنند که به این طرق درگیر پیچیدگی های زیادی می شوند. این بخش بر روی بسیاری از جنبه ها و مولفه های روابط میان فردی     می پردازد که این روابط به موفقیت شرکت در اقتصاد جهانی منجر می شوند. نوآوری به دلایل بسیاری اتفاق می افتد از قبیل: حرص، جاه طلبی، عظم راسخ، رویدادهای طبیعی ، اشتباهات و یاس . اما ورای دلایل فوق به نظر می رسد که یک عامل وجود دارد که این پروسه را تسهیل می کند و هر چقدر آسان تر یک رابطه برقرار شود، تغییر سریع تر رخ می دهد.

زمانی که خطوط ارتباطات بین مدیریت ونیروی کار باز هستند،منجر به ایجاد روابط شده و می توانند گزارشات ازعملکرد پرسنل و سازمان را برای مدیریت به ارمغان بیاورد. مدیریت به نوبه خود نیز می تواند برنامه ها و نگرانی های خود را به آگاهی پرسنل رسانده و بازخور عملکرد مثبت گردد.

ارتباطات دو طرفه از سطح بالای سازمان به پایین(عمودی)،از پایین به بالا و ارتباطات افقی(بین همکاران) از عوامل اصلی موفقیت هر پروژه ای می باشد. ارتباطات بین سطوح منجر به ایجاد روابط شده و می توانند گزارشات از عملکرد پرسنل و سازمان را برای مدیریت به ارمغان بیاورد. مدیریت به نوبه خود نیز می تواند برنامه ها و نگرانی های خود را به آگاهی پرسنل رسانده و بازخور عملکرد مثبت گردد.

هنگامی که شیوه هایی از ارتباطات مستحکم در حال اجراء می باشند، روابط شروع به شکل گرفتن می کنند، اگرچه برای کاربرد موثر این روابط، انتشار اطلاعات بسیار مهم از قبیل اهداف کسب و کار و همچنین اطلاعات مورد نیاز برای رسیدن به این اهداف،ضروری می باشد.

رابطه های با کیفیت عامل حیات یک سازمان می باشند که می خواهند پیچیدگی و دانش ناشی از آن را در سازمان به کار برند هنگامی که روابط از طریق راه های ارتباطات موثر شکل می گیرد، فرهنگ احترام متقابل پدیدار خواهد شد.(Olivia Parr Rud,2009)