نشوار المحاضره

دانلود پایان نامه

وی استاد شیخ مفید، ساکن اهواز، محدث مورد اعتماد بوده است. او را از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیه السلام شمرده اند. شیخ طوسی و نجاشی و دیگر رجالیون شیعه او را ثقه دانسته اند و روایات او را پذیرفته اند و در نقلی بیان کرده اند که او از ضعفا نقل کرده است. شیخ طوسی او را جزء کسانی معرفی کرده است که از ائمه علیه السلام روایت نقل نکرده اند. در سال ۳۵۳ ه.ق وارد بغداد شد و مردم در مسجد براثا از او حدیث شنیده اند و کتاب حج منصور بن حازم بجلی را از او نقل کرده است.صولی احتمالا در اهواز نیز وفات نموده است. اخبار فاطمه سلام الله علیه و لاخبار سید حمیری از آثار اوست.
5-2-8. حسن بن عبدالرحمن بن خلّاد رامهرمزی، ابو محمد قاضی(م حدود ۳۶۰ ه.ق )
ابو محمد الحسن بن عبد الرحمن بن خلّاد رامهرمزى، محدث، حافظ، ادیب و شاعر در رامهرمز متولد شد. از حدود سال ۲۹۰ ه.ق برای طلب علم و شنیدن حدیث به سفر پرداخت. اولین سماع حدیث او در همین سال گزارش شده است. وی به شیراز رفت و در آنجا حدیث نوشت. پس از مدتی به رامهرمز برگشت و به مقام قضاوت در رامهرمز و دیگر شهرهای خوزستان منصوب شد. وی از نزدیکان قاضی تنوخی بوده است. او اولین کسی بود که تکنگاشتههای حدیثی قبل از خود را که در موضوع روششناسی علم حدیث بودند را در کتابی بزرگ (المحدث الفاضل) جمع آوری نموده است. در واقع اولین مؤلف در حوزه علوم حدیث (مصطلح الحدیث) است. رجالشناسان او را ثقه ثبت، امام، حافظ، متقن، محدث عجم، پر روایت، بزرگوار، صاحب قلم و خوش نگارش، سخنور، ادیب و شاعر دانسته اند. ابن خلّاد کتابهای زیادی در زمینه حدیث و دیگر علوم دینی نوشته است. سبک او در نگارش شبیه جاحظ بوده است. با وزرا و بزرگان علم و ادب در ارتباط بوده است. رابطه ی خوبی با وزیر ابن عمید و وزیر ابو محمد مهلبی داشته و با آن دو به صورت نظم و نثر مکاتبه کرده است. با عضدالدوله دیدار کرده و او را با اشعاری مدح نموده است. صاحب اعیان الشیعه او را به خاطر ارتباط با وزرای شیعی و نوشتن کتاب الریحانتین الحسن و الحسین، شیعه دانسته است. پدرش عبدالرحمن، محمد بن عبدالله حضرمی، محمد بن عتّام، یوسف بن یعقوب قاضی، محمد بن عثمان بن ابی شیبه، عبدان اهوازی و موسی بن هارون از اساتید معروف او به شمار می‌آید. احمد بن اسحاق نهاوندی، احمد بن موسی بن مردویه ( صاحب مناقب علی بن ابیطالب)، محمد بن احمد غسّانی، محمد بن احمد صیداوی و حسن بن لیث شیرازی از او روایت کرده اند. وی در حدود سال ۳۶۰ ه.ق در رامهرمز درگذشت.
5-2-9. حسن بن سعید بن جعفر بن فضل بن شاذان ابوالعباس مطموعی عبادانی بصری(۲۶۹ -۳۷۱ ه.ق)
وی در آبادان متولد شد و در بصره رشد و نمو یافت. از محدثان و قاریان بنام است که با القابی همچون ، شیخ، امام ، عارف، بزرگ قاریان و تکیه گاه زمان از او نام برده اند. در قرآن و حفظ حدیث سرآمد بود. قرائت او مورد اعتماد و حدیث او دلنشین بوده است. پدرش محدث و واعظ و مشوق اصلی او در فراگیری قرآن و حدیث بوده است. برای کسب حدیث و قرائت قرآن سفرهای زیادی نموده است. در رامهرمز محمد بن حسین بسطامی از او حدیث شنید و در سال ۲۹۲ ه.ق به ری رفت و از ادریس بن عبدالکریم حداد، بزرگترین شیخ قرآنی خود، قرائت آموخت. به بیروت رفت و از علی بن عبدالله بن لقا حدیث شنید و برایش حدیث نقل نمود. در دمشق از اساتید قرآن و حدیث استفاده نمود. به اسکندریه و مصر سفر کرده و حدیث و قرائت قرآن را فرا گرفت. در سال ۳۵۵ ه.ق وارد اصفهان شد و پس از چند سال از آنجا به اصطخر و شیراز رفته و به تدریس حدیث و آموزش قرائت قرآن مشغول شد. در سال ۳۷۱ ه.ق در اصطخر فارس از دنیا رفت. حسن بن مثنی، جعفر بن محمد فریانی، محمد بن زکریا اصاحی، سلیمان بن حسن بصری، ابراهیم بن عبدالله کجی، زکریا بن یحیی و محمد بن بنان مصری از اساتید حدیثی او به شمار می روند. قرائت قرآن را از همراهان و شاگردان قاریان معروف فرا گرفت. از شاگردان حدیثی او میتوان به ابو نعیم اصفهانی، علی بن بشر سنجری، محمد بن حسین بسطامی، احمد بن یحیی شیرازی و محمد بن عبیدالله شیرازی اشاره کرد. عده ای همچون محمد بن جعفر خزاعی، علی بن محمد خبازی، محمد بن عمر نهاوندی و محمد بن حسین کازرینی از او قرائت آموخته اند.
5-2-10. حسن بن عبدالله بن سعید بن اسماعیل بن زید بن حکیم ابو احمد عسکری(۲۹۳ -۳۷۸ ه.ق)
لغت شناس، ادیب و محدث ساکن عسکر مکرم بود. تحصیلات را نزد پدر و عموی خود آغاز کرد و برای ادامه تحصیل به بغداد، واسط و بصره رفت. کتاب جمهره اللغه و اشعار امرؤالقیس را نزد ابن درید و علم انساب را نزد محمد بن قاسم تمیمی فراگرفت. سپس به اصفهان نزد برادرش ابو علی رفت. در آنجا از اساتیدی همچون محمد بن علی بن جارود، احمد بن موسی بن اسحاق انصاری و فضل بن خضیب حدیث شنید. مدتی به ری رفت و پس از آن دوباره به خوزستان برگشت. در شهرهای مختلف آن از جمله عسکر مکرم و شوشتر مجالس درس برپا کرد و عده زیادی به مجالس درس او میشتافتند. در آنجا سرآمد علمای عصر خود شد. مدتی را در بصره به نقل اخبار، شعر و ادب گذراند. ابو احمد از راویان خطبه شقشقیه بوده است. روایت وصیت امام علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام و روایات دیگری را از امام علی علیه السلام نقل کرده است. وی استاد شیخ صدوق بود. شیخ صدوق در کتابهای توحید، خصال، امالی، علل الشرایع و معانی الاخبار بیش از سی روایت از او نقل میکند که در موضوعاتی همچون تفسیر قرآن، نقل و شرح خطبه شقشقیه، محبت پیامبر و اهل بیت علیه السلام، حدیث ثقلین و سیمای پیامبر صل علیه و آله وسلم بیان شده است. به همین خاطر او را شیعه گفته اند. گر چه ابن جوزی میگوید که او به معتزله گرایش داشته است. ابو احمد با شاعران روزگار خود مراوده داشته است. صاحب بن عباد- وزیر ادیب مؤید الدوله- شیفته ی او بود و برای دیدن او به خوزستان سفر کرد و عطایای فراوان به او بخشید و پس از مرگش در رثای او ابیاتی سرود. ابو احمد در سال ۳۷۸ ه.ق درگذشت. ابو احمد در تصخیفات المحدثین نام ۹۵ نفر از اساتید خود را ذکر کرده که عبدان اهوازی، ابوبکر بن ابی داوود سجستانی، احمد بن یحیی بن زهیر شوشتری، محمد بن جریر طبری، ابوالقاسم بغوی، ابو بکر صولی، محمد بن علی بن جارود، اخفش و ابن درید از مهمترین آنها به شمار میروند. شیخ صدوق، ابوهلال عسکری، ابو نعیم اصفهانی و پدرش عبدالله، محمد بن حسن اهوازی، احمد بن محمد بن عبدالله بالینی و حسن بن علی بن ابراهیم مقری اهوازی از شاگردان معروف او به حساب می‌آید. التصحیف( تصحیفات المحدثین)، التفضیل بین بلاغتی العرب و العجم، المصون نیز از آثار او هستند.
5-2-11. محسن بن علی بن محمد بن ابی الفهم ابوعلی تنوخی(۳۲۷ -۳۸۴ ه.ق)
ابوعلی محسن در ۲۶ ربیع الاول سال ۳۲۷ ه.ق در بصره متولد شد و در آنجا و اهواز رشد نمود و نزد پدر و دیگر مشایخ بصره و اهواز به تحصیل پرداخت. اولین دریافت حدیثی او در سال ۳۳۳ ه.ق در بصره گزارش شده است. از سال۳۴۶ ه.ق در یک کارگاه ضرب سکه کار میکرد. ظاهرا پس از مرگ پدرش قاضی علی بن محمد تنوخی(م ۳۴۲ ه.ق)، دشمنان و حسودان زیادی پیدا کرده و به سختی زندگی می گذرانید. در سال ۳۴۹ ه.ق وزیر مهلبی_ دوست پدرش_ او را در شوش دید و کار کردن او را در آن کارگاه نپسندید و به درخواست او به بغداد رفت. در بغداد از او حدیث شنیده اند و به درخواست مهلبی، قاضی القضات، ابو سائب عتبه بن عبیدالله قضاوت بابل و مناطق اطراف فرات به او واگذار شد.
قاضی محسن در سال ۳۵۱ ه.ق به قضاوت عسکر مکرم، ایذه و رامهرمز منصوب شد. در سال۳۶۰ ه.ق به بغداد رفت و از سال ۳۶۳ تا ۳۶۵ ه.ق عهده دار قضاوت واسط بود. قاضی محسن پس از آن متولی نوشتن احکام قاضی القضات ابی العباس بن ابی شوارب در بغداد شده و نیز جانشین او در تکریت، داقوق، بابل و مناطق اطراف آن گردید. در بغداد به خاطر پدر، مورد احترام وزیر و دیگر بزرگان حکومتی بود. مدتی نیز به جای قاضی ابوبکر بن قریعه قاضی اهواز شد. در سال ۳۶۷ ه.ق اجرای خطبه عقد دختر عضدالدوله و طائع خلیفه عباسی به او سپرده شدکه سبب نزدیکی بیشتر او به عضدالدوله و خلیفه شد. او همواره در مجالس خصوصی عضدالدوله و خلیفه حضور داشت و این موضوع حسادت عده ای را برانگیخت. پس از آن بین او و عضدالدوله اختلاف افتاد. در سال ۳۷۱ ه.ق عضد‌‌‌الدوله قاضى ابى على الحسن بن على تنوخى را دستگیر و خانه‏نشین کرد و از کارهائى که متصدى آن بود برکنارش نمود. پس از آن وی از بغداد گریخت و پس از مرگ عضدالدوله در سال ۳۷۳ ه.ق به بغداد بازگشت. قاضی تنوخی پس از آن از جاه و مقام و حکومت به دور بود و زندگی بر او سخت شده بود. او در این مرحله به حدیث گفتن نوشتن کتاب و تکمیل کتب قبلی خود پرداخته است. اسناد شنیده های حدیثی او را صحیح دانسته اند. ابوعلی محسن، شاهدی عادل، قاضی و فقیهی بزرگ و مورخ و ادیبی توانا بوده است. او را از فقها و قاضیان شیعه شمرده اند. او همواره پسرش علی را به حفظ قصاید دعبل و کمیت از شاعران اهل بیت علیه السلام سفارش میکرد که این نشان از تشیع او دارد. سرانجام محسن تنوخی در ۲۵ محرم سال ۳۸۴ ه.ق در بغداد درگذشت. پسرش علی بن محسن ( م۴۴۷ ه.ق) نیز قاضی، فقیه، محدث، ادیب و شاعر شیعی مذهب و شاگرد سید مرتضی و از مشایخ شیخ طوسی به شمار میرفت.
محمد بن فضل الله بن حمید صیمری، واهب بن یحیی مازنی، حسن بن محمد بن عثمان نسوی، ابی العباس محمد بن احمد اثرم، ابوبکر محمد بن یحیی صولی، احمد بن عبید صفار، محمد بن حسن بن جمهور و ابوالفرج اصفهانی از اساتید او به شمار میروند. پسرش علی بن محسن شاگرد و راوی اقوال او بوده است. الفرج بعد الشده، النشوار المحاضره و اخبار المذاکره ( جامع التواریخ)، المستجار من فعلات الاجواد و دیوان شعر از حمله آثار او میباشند.
5-2-12. حسن بن عبدالله بن سهل بن سعید بن یحیی بن مهران ابوهلال عسکری(زنده در ۳۹۰ ه.ق)
شاعر، ادیب لغت شناس و استاد در صنایع ادبی بود. در عسکر مکرم متولد شد. ظاهرا همه عمر خود را در زادگاهش گذراند و آثار خود را در آنجا تألیف نمود. تا دو قرن در میان آثار بعد از او نامش برده نشد. جز اینکه چند بیت از اشعارش را آورده اند. بیشتر اطلاعات در مورد ابوهلال را یاقوت حموی جمع آوری و نقل کرده است. پدرش عبدالله و عموی پدرش حسن بن سعید در تربیت او مؤثر بودند. استاد اصلی او ابو احمد است که در سفر به خوزستان از او بهره فراوانی برد و تمام منابع او را در خوزستان در اختیار داشت. بیشتر کتابهایش شبیه کتب ابو احمد است و شاید این شباهت و عظمت علمی استاد سبب شد که مورخان و شرح حال نویسان بزرگ همچون ابن خلّکان، ابن جوزی، ابن کثیر و ثعالبی از او نامی نبرده اند. البته یکسان بودن نام و کنیه آن دو نیز بی تأثیر نبوده است. وی به آموختن فقه و حدیث و شعر و نحو بسیار کوشید. در فقر و تنگدستی به سر می برد. ولی با عزت نفس زندگی می کرد و از دیگران درخواست کمک نمی کرد. با حاکمان و درباریان ارتباط نداشت. او با صاحب بن عباد رابطه نزدیک و دوستانه ای داشت. ابو هلال در صنایع ادبی سرآمد است. نثری شیوا و استوار دارد.
از نثر پر تصنع صاحب بن عباد اظهار شگفتی می کرد. شعر او نیز شیوا و روان بود. مجموعه ای از اشعار او در دیوان معانی گردآوری شده بود. زبان اصلی او فارسی بود و در آثارش از جمله در التلخیص و دیوان المعانی از واژه ها و ضرب المثلهای فارسی استفاده نموده است. شهرت ابوهلال بیشتر به کتاب الصناعتین است که در بلاغت و نقد ادبی نوشته شده است. وی صنایع بدیعی را از ۲۹ به ۳۵ نوع رسانده است. مذهب او به درستی معلوم نیست. ولی اولین بار حسن صدر در »الشیعه و فنون الاسلام» او را شیعه معرفی کرده است. ابو هلال نبرد امام علی علیه السلام در جنگ خندق و ماجرای فدک را نیز نقل کرده است. ابو سعد سمّان شاگرد معروف او که عالم فقه و حدیث و قرائت بود گرایش معتزلی داشته است. تاریخ وفات ابو هلال به درستی معلوم نیست. در کتاب جمهره الامثال که آخرین کتاب اوست، از کتاب الاوائل نام می برد و کتاب الاوائل را در سال ۳۹۵ ه.ق به پایان رساند. پس وفات او بعد از این سال است. ابو احمد عسکری از مهمترین اساتید ابو هلال، ابو سعد سمّان( فقیه، محدث و قاری) و ابو اسحاق ابراهیم بن علی (لغوی و نحوی) از شاگردان برجسته او به شمار میروند.کتابهای الاوائل، التلخیص، جمهره الامثال،البحث علی طلب العلم، دیوان شعر، دیوان المعانی، صناعتی النظم و النثر (صنعه الکلام)، الفروق فی اللغه( الفروق اللغه یا الفرق بین المعاننی)، فضل العطاء( فضل الاعطاء یا فضل الغناء) علی العسر، الکرماء، اسماء بقایا الاشیاء از آثار وی هستند.
5-2-13. فارس بن سلیمان ابو شجاع ارّجانی( قرن چهارم)
ابو شجاع فارس بن سلیمان ارّجانی از راویان و علمای شیعه است که در این عصر می زیست. نجاشی که خود در این عصر زندگی میکرد ، در کتاب رجال خود از او به همانگونه یاد میکند که شیخ طوسی از وی یاد می نماید و این نشان می دهد که آنها همگی معاصر هم بوده اند و در یک زمان میزیسته اند. او می نویسد که :« فارس بن سلیمان ابو شجاع ارّجانی شیخی از اصحاب ما (شیعه) است که از حدیث و ادب بهره فراوان دارد. او ملازم یحیی بن زکریای نرماشیری و محمد بن بحر رهنی(م ۳۴۰ ه.ق) بوده است و از آنها حدیث فرا گرفته است. وی کتاب مسند ابی نواس و جحی و بهلول و جعیفران را تصنیف نمود و آنچه از حدیث نیز بر او وارد شده بود را نوشت. من (نجاشی) در نزد قاضی ابی الحسین محمد بن عثمان بن حسن نصیبی چنین خواندم و در اینجا از اصل آن نوشته ام که او گفت : ابو شجاع بر ما در ارّجان حدیث کرد و من بر او قرائت کردم و او به ما اجازه نقل حدیث داد.» صاحب کتاب طبقات اعلام الشیعه در قرن چهارم هجری نیز از فارس بن سلیمان ارّجانی یاد کرده است و میگوید که او برای قاضی ابوالحسن نصیبینی و ابی العباس احمد بن نوح سیرافی اجازه نوشت و این دو از مشایخ نجاشی هستند.
5-2-14. ابوعلی حسن بن علی بن ابراهیم بن یزداد بن هرمز بن شاهق اهوازی( ۳۶۲ – ۴۴۶ ه.ق )
ابو على حسن بن على بن ابراهیم اهوازى‏ قارى، محدّث و متکلم متولد اهواز که در سال ۳۹۱ ه.ق ساکن دمشق شد. از نسبش چنین پیداست که ایرانی تبار بوده است. در همان اهواز تحصیلات خود را آغاز کرد و در دیگر جاها نزد مشایخ عصر، قرائت و حدیث آموخت. وی قرآن را به روایات گوناگون مى‏خواند و مى‏آموخت. مذهب کلامى سالمیه را پذیرفته و با اشعریان مخالف بود. وی مقری و مؤلف کتابی در نقد اشعری است. در سال ۳۹۱ ه.ق یا به قولی۳۹۴ ه.ق به دمشق رفت و در آنجا سکنی گزید. گفتهاند که قرائت ابو عمرو و عاصم را نزد علی بن حسین غضایری و قرائت ابن کثیر را نزد محمد بن محمد فیروز و قرائت نافع را نزد ابوبکر محمد بن عبیدالله بن قاسم خرقی و روایت قالون را نزد احمد بن محمد بن عبدالله تستری خواند. در ۴ ذى الحجه در دمشق درگذشت.
5-2-15. بندار ارّجانی(قرن چهارم)
ابوالحسین بن بندار بن حسین از مشاهیر متصوفه قرن چهارم هجری است. وی شاگرد شبلی بوده است. پس از اینکه مدارج اولیه عرفان و معرفت را طی نمود و خود صاحب رأی و نظر گردید، به تربیت شاگردان همت گماشت و به تهذیب نفوس آنان پرداخت. در محضر او شاگردان زیادی پرورش یافتند که برخی از آنان بعدها مشهور شده و در زمره بزرگان معرفت درآمدند. از جمله آنها ابو عبدالله خفیف بود که از محضر بندار بهره های فراوان برد. تفسیر بندار مشهور است. صاحب آیات و کرامات بوده و در ارّجان زندگی میکرد. ابوالحسین بن بندار سرانجام در سال ۳۵۳ ه.ق در ارّجان دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت. جامی در کتاب خود همین سال را برای وفات او ذکر میکند.
5-2-16. ابو عبدالله ارّجانی(قرن چهارم)