نظریه‌های خانواده درمانی در خصوص روابط زناشویی

نظریه‌های خانواده درمانی در خصوص روابط زناشویی

مبانی نظری رضایت زناشویی

رضایتمندی زناشویی یعنی  احساسات عینی از خشنودی ، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا مرد موقعی که تمام جنبه های ازدواجشان را در نظر می گیرند ( سلیمانیان ، 1376 ) .

رویکرد رفتاری به مشکلات زناشویی ، تعاملات منفی و نارسایی ارتباطی را موجب اختلافات و ناسازگاری های زناشویی می داند . رفتارها و تعاملهای هر یک از زوجین ممکن است تحت تاثیر پاسخهای دیگری استمرار یافته یا پایان پذیرد . این تعاملها به هنگام مواجه شدن با پاسخ مطلوب و یا حذف تقاضاهای نامطلوب به صورت مثبت یا منفی تقویت می شوند . رسالت اصلی زوج درمان گر کمک به زوجین برای یافتن شیوه های مطلوبتر تعامل است . در این رویکرد بر جنبه های عملی رابطه مانند مشارکت و تقسیم حقوق و وظایف ، توانایی گفتگوی دو جانبه ، برقراری ارتباطات شفاف و کفایت و قابلیت پیش بردن و هدایت رابطه تاکید می شود . ( کرو و ریدلی [1] 1990 ) .

افزایش رفتارهای مثبت و خوشایند ، بهبود ارتباط ، ایجاد مهارت حل مساله و حرکت در جهت حل مسایل جنسی ، ایجاد تغییر در الگوهای زیان بخش یا مخدوش فکری که ممکن است زوج داشته باشند ، پیدا کردن راههایی برای جلوگیری از تشدید تعارضهای تخریبی و کوشش برای تغییر الگوهای وسیعتر رفتاری که به اختلاف زناشویی منجر می شوند ، از جمله اهداف مداخله های رفتاری است ( هاوتون[2] و همکاران ، ترجمه قاسم زاده ، 1376 ) .

رویکرد شناختی به مشکلات زناشویی ، ادراک تحریف شده و تفکر غیر منطقی را علت اصلی ایجاد اختلاف و مشکلات زوجها می داند . بر اساس مدلهای شناختی طرحواره ها یا آنچه که باورهای کلیدی خانواده است ، در ایجاد مسایل و مشکلات نقش دارند . فرض بر این است که هر یک از زوجین باورهای اصلی ( طرحواره های ارتباطی ) درباره خود و روابط صمیمی دارند که با خود به رابطه زناشویی می آورند . طرحواره ها شامل فرضیاتی است درباره همسر و رابطه زناشویی آن گونه که هستند و معیارهایی درباره اینکه چگونه باید باشند ( اپستین و باکوم [3] ، 1999 ) .

رضایت زناشویی به معنای عمل‌کرد و رفتار متناسب زوجین براساس وظایف سنتی و عرفی و قانونی تعیین شده برای هر کدام از آنان در قالب قانون خانواده و خرده فرهنگ است این تناسب عمل‌کرد می‌تواند در جنبه‌‌های رفتاری، شناختی و عاطفی مطرح شود مهمترین نظریه‌ای که در مورد سازگاری زوجی وجود دارد، نظریه روان‌کاوی فیربیرن[4] (1964- 1889) است این نظریه که به «ارتباط موضوعی» مشهور است، با نظریه فروید متفاوت است. فیربیرن (1952) معتقد است که چیزی به عنوان نهاد وجود ندارد تنها چیزی که هست «من» مرکزی است که در هنگام  تولد ظاهر می‌شود «من» دارای منبع انرژی است، به علاوه به عقیده وی انگیزش اساسی انسان در جهت کاهش اضطراب، تنش و جستجوی لذت و خوشی نیست بلکه انگیزش اولیه رفتار (جستجوی اشیاء) است. فیربیرن معتقد است که رشد شخصیت به وسیله مراحل متمایز از وابستگی، یعنی بوسیله مرحله انتقالی به وابستگی کامل می‌رسد، منظور او از وابستگی بزرگسالی این است که فرد قابلیت دارد خود را بعنوان یک فرد متمایز از دیگران دریابد به عبارت دیگر فردی که بتواند به روابط مسالمت آمیز با سایر افراد دست‌یابد؛ وی نیز می‌خواست مانند سایر روانکاوان نحوه‌ی پیدایش و ایجاد اختلافات روانی را تبیین کند او هم مثل دیگران به وجود یک تعارض اعتقاد داشت اما معتقد بود که این تعارض ربطی به نهاد ندارد بلکه این تعارض به تجربه‌‌های ناهماهنگ فرد با اشیاء مربوط است (خدا رحیمی‌و همکاران، 1377: 180).

اما ازدواج که یک رابطه جامعه‌زاد است در گسترده‌ترین سطح انبساط دو شخص است (با من‌‌های مرکزی آنها) که هر کدام نقش‌‌های اجتماعی مشخصی را به سبکی ایفا می‌کنند. نه تنها نیاز‌های دیگری را به نحوی که او ادراک می‌کند برآورده می‌سازد بلکه به درجات مختلفی لوازم فرهنگی و اخلاقیات جامعه آنان را نیز ارضاء نماید ( مهدویان ، 1376 ).

ازدواج در سطح عمیق‌تر، گذر بین خرده هویت‌‌های پنهانی زوجین است که در ورای ریشه ظاهری برآورده می‌شود، لیکن طبق حقایق بالینی پس از یک فاصله زمانی معقول، ممکن است اهداف اجتماعی-زیستی در زوج و «من‌‌های» مرکزی آنها به وسیله فشار‌های فراتر از طاقت، بخش‌‌های پنهانی شخصیت آنان مورد تهدید قرار گیرد ( ساروخانی ، 1385 ) .

الگوهای متفاوتی از حل مساله در زمینه آموزش مهارتهای اجتماعی و ارتباط بین زن و شوهر وجود دارد. از جمله آنها برچند الگو در زیر اشاره می‌شود:

2-2-1- نظریه‌های خانواده درمانی

2-2-1-1- نظریه عاطفی ـ عقلانی

در مشاوره با زوجین، مشاوران با ناراحتیهای یک زوج و اثرات آن بر زوج دیگر مواجه هستند. به همین جهت، ناراحتی زن و شوهر اغلب به مراتب بزرگتر از حاصل جمع ناراحتیهای آن دو نفر است. بنابراین مشاوره عاطفی ـ عقلانی از یک دیدگاه تعاملی مبتنی بر سیستم محوری تبعیت می‌کند.

مطلب مرتبط :   نظریات مخالفان وموافقان ارائه تکلیف به دانش آموزان

نظریه سیستمی بر این باور است که مشکلات فردی، حداقل بخشی از آن، در زمینه خانوادگی بروز می‌کند. درمان عاطفی ـ عقلانی نیز معتقد است که عواطف، رفتارها و باورهای شریک زندگی، یک رویداد فعال و موثر در مشکلات همسر است. در نتیجه هرگاه بخواهید ناراحتیهای رفتاری و عاطفی خود را کاهش دهید، می‌بایست نخست خود را تغییر دهید و سپس محیط نظام خانوادگی خود را از نو بازسازی کنید ( فینی[5] ، 1994 ) .

نظریه عاطفی ـ عقلانی را می‌توان در قالب الگوی ABC تعریف کرد. بدین معنی که رویدادهای فعال‌کننده در زندگی افراد بویژه شکست و طردشدگی مانع رسیدن آنان به اهداف و آرزوهایشان است (A). مشکلات عاطفی و رفتاری مانند اضطراب، اجتناب از شکست نتایج حاصل از وضعیت ایجاد شده قبلی هستند (C). در حالیکه مردم باور دارند که حوادث ناراحت‌کننده (A) موجبات ناراحتیهای خاصی را فراهم می‌سازد (C). لیکن براساس این نظریه نتایج و پیامدهای حاصل چیزی جز کارکرد باورهای انسان درباره حوادث نیست (B).

A حوادث فعال‌کننده مانند شکست، ناکامی، طردشدگی و …

B نظام باورهای فرد در رابطه با A

C پیامدهای رفتاری و عاطفی (نشانه‌های ناراحتی فرد)

در زندگی زناشویی ABC را می‌توان به دو گونه باورهای منطقی و غیرمنطقی و پیامدهای ناشی از هر یک از آنها تعبیر کرد.

A1 رویداد فعال‌کننده مانند «عدم تمکین زن»

B1 باور منطقی مانند « ای کاش او از من تمکین کند و زندگی را بر هر دویمان تلخ نکند تا خوشبختر از قبل با یکدیگر زندگی کنیم.»

C1 پیامدهای مناسب و مطلوب مانند «شوهر ناراحتی است لیکن عصبانی و یا مأیوس نیست بلکه سعی در ایجاد یک رابطه بهتر با همسرش دارد.»

A2 رویداد فعال‌کننده (عدم تمکین زن)

B2 باورهای غیرمنطقی مانند «او باید از من تمکین کند نمی‌توانم او را تحمل کنم او یک همسر نافرمان و شخصی بی‌ارزش است.»

C2 پیامدهای نامناسب و نامطلوب، «احساس عصبانیت و نومیدی در شوهر و قهر و قطع رابطه برای مدتی طولانی.»

همانطور که ملاحظه می‌شود پیامدهای یک رویداد توسط رفتار ایجاد نمی‌شود، بلکه سیستم باورهای فرد درباره آن رویداد است که پیامدها را بوجود می‌آورد. بنابراین در مشاوره با زن و شوهر به جای تغییر در رفتار آنان باید در سیستم تفکر و باورهای آنها تغییر ایجاد کرد. به همین دلیل نظریه عقلانی ـ عاطفی در مشاوره زوجین یک رویکرد سیستم محوری است که بر شناخت و تغییر باورهای غیرمنطقی زن و شوهر تاکید دارد ( فینی ، 1994 ) .

مشاور یا درمانگر خانواده به زن و شوهر آموزش می‌دهد تا سیستم باورهای خود را تغییر دهند تا در وضعیت آنان تغییرات مطلوب ایجاد شود.

بطور خلاصه اثر و جای پای راهبردهای شناختی را می‌توان در اشکال مختلف مشاوره با خانواده به منظور حداکثر کارایی در درمان مورد استفاده قرار داد. به عبارت دیگر درمانگران راهبردهای عقلانی ـ عاطفی را با چارچوبهای غیرشناختی خود درهم می‌آمیزند.

در مدل خانواده درمانی عاطفی ـ عقلانی شیوه کار نه تنها کاملاً شناختی است بلکه بطور باور نکردنی عاطفی و رفتاری است. این نظریه به رابطه نزدیک بین عوامل شناختی و عاطفی تکیه دارد. از تمامی فنون کلامی و غیرکلامی و عملیاتی بهره می‌جوید. (مامونی) معتقد است که تمامی عواطف و هیجانات شدید (قطع نظر از شدت آن) اثرات سازمان نیافته‌ای بر روی رفتار فرد دارند. در این شیوه درمانی به افراد کمک می‌شود به مراتب بیش از هنگامی که برای مشاوره آمده‌اند، احساس قدرت کنند. هدف تنها از بین بردن هیجانات مخرب نیست بلکه افزایش و فنی‌سازی احساس یکپارچگی و خودشکوفایی در افراد است ( مارکمن[6] ، 1981 ) .

2-2-1-2- نظریه رفتار درمانی

رفتار درمانی از راهبردهای شناختی به منظور ایجاد تسهیل در تغییر رفتار بهره می‌گیرد. برای مثال: زن و شوهر وقت کمی را با یکدیگر صرف می‌کنند و در نتیجه از دید یک تحلیل‌گر رفتاری بین آنان تقویتهای اندکی (نسبت به یکدیگر) رد و بدل می‌شود کمتر از یکدیگر بعنوان منبع استفاده می‌کنند و آشکارا مستقل از همدیگر زندگی می‌نمایند ( مارکمن ، 1981 ) .

حال ببینیم درمانگر چگونه به آنان کمک می‌کند. به آنان توصیه می‌شود تا فعالیتهای لذت‌بخشی را در کنار یکدیگر انجام دهند و لحظات گرمتر را در ارتباطات بین خود بگنجانند. مشکل بین آنان ممکن است ناشی از این باشد که نمی‌توانند در یک چنین رابطه‌ای قرار بگیرند و یا برای اینکار لزومی نمی‌بینند. اینگونه باورها مانع می‌شود تا زن و شوهر از روشهای رفتار درمانی بهره کافی بگیرند. باورهای غیرمنطقی و تمرینهای شناختی آنان مانع تغییر در وضعیت آنان است. این باورها به احساسات نامناسب و ناشادی می‌انجامد و بین آن دو فاصله ایجاد می‌کند.

مطلب مرتبط :   مبانی نظری حل مسأله و اشتباهاتی که یادگیرندگان ضمن حل مسائل مرتکب می شوند

بطور کلی رویکردهای رفتاری در خانواده بر اصول اصلی نظریه یادگیری استوار است. ماهیت درمان رفتاری عبارتست از اصلاح رویدادهای قبلی برای ایجاد تغییراتی در آن رفتارها. شیوه‌های رفتاری مناسبترین راه اصلاح تعاملات بین دو نفر است. به همین دلیل در خانواده درمانی که مشکلات عمدتاً ناشی از تعاملات رفتاری بین زن و شوهر و یا دیگر اعضای خانواده است کاربرد زیادی دارد. بنابراین معمولاً توجه به یک رفتار و یا نشانه رفتار باعث تقویت آن می‌گردد و نادیده گرفتن آن نشان، اغلب باعث کاهش و یا از بین رفتن آن رفتار خواهد شد. علاوه بر آن معطوف ساختن توجه فرد به رفتاری دیگر مثلاً موضوعی متفاوت از قبیل صحبت راجع به سایر افراد خانواده نیز می‌تواند به کاهش مشکل موجود بیانجامد. اقدامات رفتاری معمولاً به بازسازی خانواده کمک می‌کند، به این ترتیب که هنگامی که درمانگر اعضاء خانواده را در برخورد با یک مشکل خود کمک می‌کند، در حقیقت الگوی کاربرد سالم‌تر و راه‌کار کارآمدتری را برای رویارویی با سایر مشکلات به خانواده ارائه کرده است. بنابراین هنگامیکه خانواده‌ها طرح‌های رفتاری برای یک یا چند مشکل به کمک درمانگر خانواده فرا گرفتند، قادر خواهند بود بدون کمک درمانگر در رویارویی با سایر مشکلات خود در زندگی روشهایی را اتخاذ نمایند ( سایرس[7] ، 2001 ) .

 

2-2-1-3- نظریه ارتباطات

فرایند ارتباط در خانواده یکی از زمینه‌های مورد علاقه مشاوران در خانواده درمانی است. نویسندگانی چون پاول، ژانت بوئن و جکسون ارتباط انسانی را در سه بعد تعریف کرده‌اند: ترکیب، معانی و اعمال ( موسوی ، 1379 ) .

ترکیب: مجموعه قراردادها و قوانین دستور زبان ماست که به منظور بیان معنی در ساختار قرار گرفتن واژه‌ها در جملات بکار می‌رود ( موسوی ، 1379 ) .

معانی: به معنی و مفهوم واژه‌ها مربوط می‌شود و به میزان و کیفیت زبان و کاربرد آن بستگی دارد. در بسیاری از خانواده‌ها در نظامهای ارتباطی آنان زبان خاصی به کار می‌رود که درک و شناخت آن برای مشاوره می‌تواند بسیار مفید باشد ( موسوی ، 1379 ) .

اعمال: شامل رفتارهای کلامی و غیرکلامی و مطالعه اثرات رفتاری ارتباط است ( موسوی ، 1379 ) .

ویژگیهای ارتباط

متخصصان خانواده درمانی، اصول حاکم بر خصوصیات ارتباطی در خانواده را به شرح زیر بیان می‌دارند:

ـ هرگاه شخصی در حضور فرد دیگری قرار گیرد که عامل نوعی پیام است، از او رفتاری سر می‌زند و با طرف مقابل ارتباط برقرار می‌کند. ارتباط صرفاً صحبت کردن نیست بلکه شامل حرکات، ژستها، حالتها، لحن صدا و غیره نیز می‌باشد. بنابراین نداشتن ارتباط امکان‌پذیر نیست.

ـ ارتباط شامل هم «محتوی» و هم «کیفیت رابطه» است. به این ترتیب ارتباط منحصر به ارائه و انتقال اطلاعات به دیگران نیست، بلکه روابط موجود بین افراد را نیز در بر می‌گیرد.

ـ هرگونه ارتباط بین دو نفر و یا بین دو گروه ممکن است در درجات متفاوتی، قرینه‌ای (که طرفین در موقعیت مساوی هستند مانند زن و شوهر) و یا تکمیلی (که بر پایه عدم تساوی طرفین است مانند رابطه پزشک و بیمار) باشند.

بطور کلی براساس دیدگاه هیلی هرگاه شخصی پیامی را به دیگری منتقل کند در واقع به تعریف یک رابطه پرداخته است. در نتیجه ارتباط اعم از کلامی و غیرکلامی و محتوا و چگونگی رابطه است و درک عمیق ماهیت این ارتباط بویژه بین زن و شوهر راهگشای حل بسیاری از مشکلات بین آنهاست ( موسوی ، 1379 ) .

درمان شبکه‌ای

درمان شبکه‌ای عبارتست از گردهم آوردن تمامی اعضاء خانواده، دوستان و سایر افراد مهم که در حقیقت شبکه خانوادگی را تشکیل می‌دهند. این رویکرد را اسپک چنین توصیف می‌کند. حضور افراد مهم در زندگی فرد یا زن و شوهر این مزیت را دارد که به دلیل حضور همگی نمی توان گناه را به گردن اعضاء غایب خانواده انداخت. ناگفته پیداست که اینکار یعنی گردهم آوردن حدود سی‌نفر از شبکه یک خانواده برای بررسی مشکل و ارائه راه‌حل و درمان چندان سهل نمی‌باشد. هر چند که حضور این افراد به فرایند کارآمدتری درمان می‌انجامد ( بشارت ، 1380 ) .

درمان شبکه‌ای وسیله ای پویا جهت کنترل مشکلات در نظامهای خارج از خانواده درمانی که به مرزهای خانواده هسته‌ای ختم می‌شود (مینوچین) در شرح رویکرد ساختاری خود اظهار می‌دارد که درمانگر باید محیط زندگی خانواده را بررسی کند و منابع حمایت و استرس را در محیط خانواده تحلیل نماید.» بدون تردید مرزهای خانواده نمی‌تواند نفوذناپذیر باشد و طبیعی است که آنچه خارج از آن اتفاق می‌افتد در کارکرد خانواده اثر می‌گذارد خواه به بهبود و تسهیل و یا به تخریب آن بیانجامد ( رضازاده ، 1381 ) .

[1] – Crowe & Ridley

[2] – Havton

[3] – Epstein & Baucom

[4] – Fibrebiren

[5] – Feeney

[6] – Markman

[7] – Sayers

Close Menu