نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم

تبیین روان شناختی کژ رفتاری های اجتماعی

بسیاری از روانشناسان و روانکاوان علل رفتارهای انحرافی را بر حسب نقص شخصیت فرد کجرو توجیه و تبیین می کنند و بر این باورند که برخی از گونه های شخصیت بیشتر از گونه های دیگر گزینش به جرم و تبهکاری دارند .

در واقع آنان کژرفتاری را ناشی از تجربه های تلخ دوران کودکی می دانند که معلول روابط ناسالم فرد و محیط اجتماعی است.

آنان در تکوینی شخصیت دو عامل زیستی و اجتماعی را موثر می دانند و عوامل زیستی معمولاً به ارث می رسند و عوامل اجتماعی محصول محیط اجتماعی هستند.

گفتار سوم- نظریه های جامعه شناسی انحرافات

در قلمرو جامعه شناسی نظریه های مختلفی در باب کجروی و انحرافات می باشد. جامعه شناسان علل و عوامل گوناگونی را باعث شکل گیری و انجام عمل کجروی در جامعه توسط انسانها معرفی نموده اند.

از اهالی حوزه های جامعه شناسی ریشه های انحراف و علل آن را نه در درون فرد بلکه در بیرون از او در واقعیت های اجتماعی نهادها، ساختارها، روابط اجتماعی و نظایر آن جستجو می کنند.

1ـ نقطه آنان از جامعه و ساخت اجتماعی است.

2ـ افعال و کنش های فرد را در قبال جامعه می سنجد.

3ـ واحد تحلیل آن جمع است نه فرد

4ـ جرم و بزهکاری را امری ناخواسته به شمار می آورند که از سوی نظام اجتماعی بر فرد تحمیل گردیده است»[1]

 

 

بند اول- نظریه های آنومی

تبیین همه صور کجرفتاری از جمله انحرافات و جرایم زنان به وسیله مفهوم آنومی (بی هنجاری) امکان پذیر می باشد. «از نظر لغوی آنومی از دو جزء ترکیب یافته است. 1ـ «نومیا» و «نومی» که در زبان یونانی به مفهوم ناموسی و قانونی است و دلالت بر قاعده روال رفتار، هنجار، سنجه، قانون، رسم روش و مانند آن 2ـ «آ» به مفهوم نفی آن.

همچنین ساروخانی می نویسد: «بی هنجاری از نظر ریشته لغوی فقدان هنجارها یا قوانین را می رساند و در آغاز توسط دورکیم به منظور تشریح بعضی از رفتارهای جانیان و افراد غیر اجتماعی به کار رفت»[2]

بند دوم- نظریه آنومی دورکیم:

نظریه آنومی دورکیم یکی از مهمترین و اساسی ترین و پرآوازه ترین نظریات جامعه شناسی در باب  بزهکاری و کجرفتاری می باشد.

آنومی در نظر دورکیم اشاره به بی سازمانی، گسستگی و از هم گسیختگی اجتماعی، اختلال، و اغتشاش در نظام جمعی دارد وقتی اجماع بر سر پذیرش هنجارهای اجتماعی و اهداف و انتظارات جامعه نباشد، بی هنجاری یا آنومی شکل می گیرد.

با توجه به بحث آنومی دورکیم می توان چنین بیان کرد که آنچه که دورکیم در ارتباط با آنومی و رفتار انحرافی مطرح نموده است شامل انحراف یا کجرفتاری زنان هم می شود.

بنابراین براساس این تئوری هر گاه آنومی یا بی هنجاری اجتماعی افزایش یابد و هنجارها و قواعد رفتار در جامعه دچار ستیز و از هم گسیختگی شوند و یا اینکه فرد بر اثر فقدان هنجارها و الگوهای رفتار،  دچار سرگشتگی و پریشانی شود و بر اثر چنین حالاتی احساسات جمعی تضعیف شود و ضمانت اجرائی خود را از دست بدهد کجرفتاری های اجتماعی از قبیل سرقت، قتل، فحشاء، اعتیاد و غیره افزایش می یابد.

همچنین براساس این تئوری بین فرد گرایی و افزایش جرم یا کجرفتاری رابطه وجود دارد یعنی اگر همبستگی اجتماعی در اثر از هم گسیختگی و انفکاک بین اعضاء خانواده ضعیف شود و اعضاء خانواده خوب جامعه پذیر نشده باشند، در نتیجه نمی توانند قواعد و قوانین و آداب و رسوم و ارزشهای اجتماعی جامعه را درونی نمایند لذا، نمی توانند خود را همراه و همساز با اعتقادات و اخلاقیات و عقاید و قواعد پذیرفته شده جامعه بنمایند و احتمال اینکه دچار کجرفتاری اجتماعی شدند بسیار است.

[1] – محسن تبریزی، علیرضا، وند آلیسم، تهران، انتشارات آن، 1383، ص 47.

[2] – بیروآلن، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر ساروخانی، تهران، انتشارات کیهان، 1380، ص 16.

متن کامل :

دانلود پایان نامه : پایان نامه نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم