پایان نامه ارشد درباره پناهندگان، رفتار متقابل، حقوق بشر، زبان فرانسه

دانلود پایان نامه

بدون اینکه صدمه‌ای به شخص وارد شود. در هر حال دولتی که بیگانه را از خاک خود اخراج می‌کند الزامی به ارائه دلیل ندارد، مگر در صورتی که دعوایی در این مورد در یکی از مراجع بین‌المللی مطرح شود. اصولاً افراد نمی‌توانند علیه دولت‌ها در دادگاه‌های بین‌المللی اقامه دعوی کنند، به همین لحاظ و از آنجایی که اصل بر این است که هر فردی تبعه دولتی است، این دولت متبوع افراد است که دعاوی آنها را از جانب خود و برای حمایت سیاسی از آنها اقامه می‌کند. بنابراین چنانچه تبعه حارجی مدعی عدم رعایت حداقل حقوق برای بیگانگان و نیز اصولاً عدم شناسایی چنین حقوقی از سوی دولت خارجی شود، می‌تواند از دولت متبوع خود تقاضای حمایت سیاسی کرده و یا از همان طریق یعنی دولت متبوع در یکی از محاکم بین‌المللی اقامه دعوی نماید. گاهی ممکن است برخی از کشورها تمتع اتباع بیگانه حق خاصی را در مقابل تمتع اتباع خود از همان حق در کشور مورد نظر قرار دهند، به این عمل رفتار متقابل گفته می‌شود و اصولاً برای حفظ و رعایت مصالح و منابع دولت‌ها اعمال می‌شود و عمل اختیاری و مبتنی بر رعایت اصل نزاکت است و نمی‌تواند به صورت یک تکلیف و عمل الزام‌آور تلقی می‌شود. به عبارت دیگر رفتار متقابل نمی‌تواند منشأ و موجد حقی شود که براساس آن دولت مبدأ بتواند نسبت به آن حق اقامه دعوی نماید.
2-4-2. مبحث ب: مسئولیت دولت میزبان
در عصر فناوری و اطلاعات و تسهیل ارتباطات بین‌المللی، ضرورت بررسی و تجدیدنظر در قواعد و مقررات حاکم بر روابط حقوقی جوامع بشری خواه در قلمرو حقوق داخلی و خواه در بستر بین‌المللی بیشتر احساس می‌شود. امروزه دیگر نمی‌شود نسبت به بیگانگان بی‌اعتنا بود بلکه کشور میزبان می‌تواند از توانایی‌های فکری آنها در جهت رشد و پیشرفت کشور خود استفاده کند و همچنین از سرمایه‌های مادی و جلب مشارکت دول متبوع آنها بهره‌مند شود. تمام کشورها باید تضمین کنند که اصول مسئولیت دولت‌ها درقبال محافظت از آنها در قلمروشان به اجرا درآمده است تا فشارهایی را که باعث می‌شود مردم مهاجرت کنند، کاهش می‌دهد، از مهاجرانی که در حال ترانزیت هستند محافظت کنند و از حقوق بشر آنهایی که در کشورهای مقصد هستند، مراقبت کنند. دولت‌های پذیرنده از دهه 1970 به بعد با مقاومت و وقفه‌ای قابل توجه سرانجام شروع به وفق دادن سیاست‌ها و ساختارهای دولتی خود با واقعیت‌های موجود کردند. برخی از کشورها به جای این انگاره که همه مهاجران باید به فرهنگ اکثریت بپیوندد، توسعه چندفرهنگ‌گرایی را مدنظر قرار دادند. استرالیا و کانادا پیشرفته‌ترین اقدامات را در جهت توسعه سیاست‌ها و نهادهای چندفرهنگی انجام داده‌اند و در بسیاری از کشورهای مهاجرپذیر نیز بحث درباره چندفرهنگ‌گرایی در حال طرح است. در برخی از کشورهای اروپایی به ویژه کشورهای اسکاندیناوی، هلند، انگلستتان مهاجرت اتباع کشورها با توجه به توسعه جهانی و نیز اقامت گزیدن تبعه یک کشور در کشوری دیگر مسئله‌ای است که قدمت آن به زمان تشکیل کشورها برمی‌گردد و این امر در هر برهه‌ای از زمان بستگی به شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تحت ضوابط و قواعد انجام پذیرفته و می‌پذیرد.

2-5. قسمت پنجم: پناهنده89 و انواع پناهندگی
مطابق تعریف لغوی عنوان “پناهنده” به افرادی اطلاق می‌گردد که به دلایل سیاسی، مذهبی یا اجتماعی نتوانند در کشور متبوعشان در امنیت و آرامش زندگی نمایند و مجبور هستند به دلیل ترس از جانشان به کشور دیگری عزیمت نموده و در آنجا تحت عنوان پناهنده زندگی نمایند.90
مطابق فقره 2 از بند الف ماده یکم کنوانسیون پناهندگان مصوب 1951 میلادی، تعریف پناهنده عبارت است از: “شخصی که به علت ترس موجه از اینکه به علل مربوط به نژاد، مذهب، ملیت، عضویت در گروه‌های اجتماعی خاص یا دارا بودن عقیده سیاسی خاص مورد آزار قرار گیرد و در خارج از کشور متبوع خود به سر می‌برد و نمی‌تواند یا به علت ترس مذکور نمی‌خواهد به آن کشور بازگردد و تحت حمایت آن کشور قرار گیرد.”91
به این دسته از افراد عنوان مهاجر نیز اطلاق می‌گردد، ولی به دلیل نظام خاص بین‌المللی حاکم بر پناهندگان و التفاتی که سازمان ملل متحد به این دسته از افراد دارد،92 همچنین افزایش تعداد پرونده‌های جهانی پناهندگی به واسطه درگیری‌های نظامی در سراسر جهان، که از 4/2 میلیون نفر در سال 1974 میلادی، به بیش از 4/27 میلیون نفر تا سال 2003 میلادی افزایش یافته است،93 موجب می‌شود که این گروه از افراد را در گروهی جداگانه و تحت عنون خاص خود مورد مطالعه قرار دهند94 و مقررات خاصی در کشورها برای اجازه اقامت این دسته از افراد در نظر بگیرند.95
حقوق بین‌الملل دولتها را ملزم می‌نماید که بیگانگان متقاضی پناهندگی را درصورتی که عدم پذیرش آنها منجر به بازگشت این افراد به مکانی که در خطر جانی قرار دارند، می‌شود را اخراج ننمایند. به این الزام بین‌المللی، “اصل عدم بازگشت”96 اطلاق می‌گردد97 و کشوری که این افراد را پذیرا می‌شود، کشور “پناه دهنده” نامیده می‌شود.98 ماده 33 کنوانسیون پناهندگان و ماده 14 اعلامیه جهانی حقوق بشر99 از این اصل به عنوان تکلیف اصل عمومی که می‌بایست توسط تمام کشورها و نه صرفاً کشورهایی که عضو اعلامیه مذکور هستند نام می‌برد و یادآور می‌شود که این اصل می‌بایست تسط کلیه کشورها مورد احترام قرار گیرد.100
انواع پناهندگی شامل سه نوع سیاسی، اجتماعی و مذهبی می‌باشد. اخذ امتیاز پناهن
دگی معمولاً به دو روش؛ پناهندگی درون‌مرزی و برون‌مرزی صورت می‌پذیرد که روابط عمومی نمایندگی کمیساریای عالی پناهندگان در تهران در تعریف پناهندگی درون‌مرزی و برون‌مرزی به ترتیب عنوان می‌نماید:101 “سرچشمه این نوع از پناهندگی اصل حاکمیت دولتها است و دولتها تنها به هرکس که مایل باشند اجازه ورود به سرزمین خود را می‌دهند. این نوع از پناهندگی توسط نمایندگیهای سیاسی به فرد یا افراد خارجی اعطاء می‌گردد. در پناهندگی درون‌مرزی تصمیم درباره اعطای پناهندگی یا استرداد فرد متقاضی فقط مربوط به دولتی است که از آن درخواست پناهندگی می‌شود” و درمورد پناهندگی برون‌مرزی “این نوع پناهندگی که برای آن اصطلاحات دیگری نظیر پناهندگی خارجی یا دیپلماتیک به کار می‌رود، در محدوده مناطق دیپلماتیک مانند سفارتخانه‌ها یا کشتی‌های جنگی و هواپیماهای دولتی صورت می‌گیرد. این مناطق مکانهایی هستند که طبق حقوق بین‌الملل اعمال قدرت مقام‌های دولتی کشور (فرستنده) در این مکانها متوقف می‌گردد و منشأ آن مصونیتی است که دولتها به این اماکن می‌دهند. پناهندگی‌های برون‌مرزی مستقیماً توسط کشورها یا نمایندگیهای سیاسی خارجی در خارج از کشور متبوع پناهنده به فرد یا افراد اعطا می‌شود. پس از تعریف فوق باید پذیرفت که تعریف 1951 ژنو تعریف جامع و کامل است. بعضی از حرکتها با وجود دارا بودن عناصر مشترک اجبار، فشار و عبور از مرز در تعریف دقیق حقوق پناهندگی نمی‌گنجد، هرچند که ممکن است صرفاً به علل انسان‌دوستانه حمایت بین‌المللی را جلب کند. برای مثال کسانی که از خدمت نظام سربازی فرار کرده‌اند غالباً پناهنده شناخته نمی‌شوند چرا که هر کشوری حق دارد در شرایط اضطرار ملی از مردمش بخواهد که اسلحه به دست گیرند. با وجود این شهروندان می‌بایست از حق مساوی در پیوست به نیروهای نظامی به علل اخلاقی یا عقاید مذهبی برخوردار شوند. در مواردی که حق مزبور رعایت نشده یا درگیریها قواعد بین‌المللی را نقض کنند، سربازان فراری که از تحت تعقیب قرار گرفتن به دلایل سیاسی و غیره در هراس می‌باشند، ممکن است محق دریافت وضعیت پناهندگی شناخته شوند.
آوارگان جنگی یا اشخاصی که ناچارند کشور خود را در نتیجه درگیری‌های مسلحانه داخلی یا بین‌المللی ترک کنند، اصولاً طبق کنوانسیون 1951 ژنو و پروتکل 1967 آن، پناهنده محسوب نمی‌شوند، هرچند که اسناد حقوق بین‌المللی دیگری مثل کنوانسیون 1949 ژنو برای حمایت از قربانیان جنگ و پروتکل اضافه شده به این کنوانسیون در سال 1977 مربوط به حمایت از قربانیان درگیریهای مسلحانه بین‌المللی، از آنها حمایت می‌کند.
گرچه تجاوز خارجی یا تصرف همه یا بخشی از سرزمین یک کشور ممکن است به تعقیب و آزار منجر شود ولی در چنین واردی اعطای وضعیت پناهندگی بستگی به آن دارد که شخص، ترس بنیانی خود را توجیه کند و یا ثابت کند که نمی‌تواند از حمایت کشور خود یا هر دولتی که در چنین موقعیتی می‌بایست از منافع کشورش حمایت کند، برخوردار شود و علاوه بر این پروتکلی که در سال 1967 به امضای کشورهای مختلف رسید، محدودیتهای زمانی و مکانی را از میان برداشته و کنوانسیون 1951 را در تمام کشورها و در همه زمانها قابل اعمال دانسته است. مطابق کنوانسیون 1951 پناهنده می‌بایست کلیه قوانین محلی و اقداماتی را که دولت میزبان در جهت حفظ نظم عمومی لازم تشخیص می‌دهد محترم شمارد. این تمهیدات برا ی جلوگیری از فعال شدن پناهندگان علیه حکومت مورد بحث، وضع شده است.

فصل سوم
روندها و رویه‌های مهاجرت ایرانیان به کانادا

3-1. قسمت اول: مهاجرت ایرانیان به کانادا
کشور کانادار هرساله به هزاران مهاجر جدید خوش‌آمد می‌گوید. اما رفتن به کانادا در عین حال که فرصتی هیجان‌انگیز است، مبارزه‌ای بزرگ نیز هست. شرایط خوب تحصیلی، کاری و رفاهی در کانادا در مقایسه با سایر کشورهای جهان این کشور را به مقصدی مطلوب برای مهاجرین مبدل کرده است. سابقه مهاجرت ایرانیان به کانادا به سال‌های اول قرن بیستم و عمدتاً بعد از جنگ جهانی دوم می‌رسد، زمانی که تنها 12 نفر ایرانی در این کشور زندگی می‌کردند و این رقم به تدریج افزایش یافت.
اما نخستین موج واقعی مهاجرین در سال 1970 به کانادا رسید و از آن به بعد یعنی تا سال 1978 رقم مهاجرین از 100 نفر در سال به 600 نفر در سال رسید. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تعداد مهاجرت‌ها به چندین هزار نفر در سال رسید و این روند همچنان در طول جنگ عراق و ایران و تا سال 1995 ادامه پیدا کرد. مطابق سرشماری سال 1996 میلادی، تعداد 62285 نفر ایرانی و ایرانی-کانادایی102 در کانادا زندگی می‌کردند و در سال 2001 میلادی این افراد حدود 89هزار نفر بودند و همچنان نیز این رقم رو به افزایش است.

(نمودار3-1: آمار مهاجران مقیم کانادا از سال 2001 – 1961 میلادی)
تعدادی از مهاجرین برای تجارت به این کشور سفر کردند و تعداد دیگری دلایل سیاسی را برای مهاجرتشان عنوان کردند، هرچند که دلیل واقعی آنان شاید ترس از جنگ بود. البته آنها با تغییر قانون مهاجرت در کانادا حمایت شدند و کشور مبدأ که پیش از این عاملی استرس‌زا برای مهاجرت بود دیگر چندان اهمیتی در امتیازبندی مهاجران نداشته و آنها را از نظر تحصیلی و شغلی دسته‌بندی می‌کنند. حالا کانادا به کشوری چندفرهنگی تبدیل شده و مهاجران را به حفظ فرهنگ و آداب و سنن خویش تشویق می‌کند. مهاجران ایرانی معمولاً تحصیلات خوبی دارند، باانگیزه و کارآفرین ه
ستند. کانادایی‌ها کم‌کم این فکر را که ممکن است مهاجرین شغل‌های آنان را بگیرند از ذهن دور کردند و ایرانی‌هایی که وارد کانادا شدند اغلب در زمینه صادرات و واردات شروع به فعالیت کرده و کانادایی‌ها را نیز استخدام کردند تا برای آنها کار کنند. در هرحال با توجه به عوامل گوناگون، جریان مهاجرت ایرانیان به کانادا همچنان ادامه دارد و ظاهراً متقاضی ایرانی آنقدر زیاد است که در فرم‌هایی که باید برای درخواست مهاجرت پر کرد، در بعضی موارد به نکاتی خاص ایرانیان اشاره شده است، مثل ذکر شماره شناسنامه برای ایرانیان با اتیکت فارسی زبان آدرس متقاضی.
در این میان افرادی که موفق شده‌اند اقامت گرفته و در کانادا زندگی کنند نقطه‌نظرات متفاوتی درمورد زندگی در این کشور دارند.
براساس آمار ارائه شده بیش از 12% مهاجرین به کانادا را سرمایه‌داران و کارفرمایانی تشکیل می‌دهند که کار خودشان را دارند. آنها قادرند برای خود موقعیت کاری ایجاد کنند. اکثر رستوران‌ها، نانوایی‌ها، شرکت‌های ساختمانی، خشک‌شویی‌ها، فروشگاه‌های کامپیوتر را ایرانیان در کانادا راه انداخته‌اند و بسیاری از آنان موفق شده‌اند شرکت‌ها و مرکز خرید بزرگ را در کانادا بنا بگذارند، به لحاظ آماری بعد از آلمانی‌ها، ایرانی‌ها دومین گروه بزرگ مهاجران تحصیلکرده در کانادا را تشکیل می‌دهند.
ایرانی‌ها در کانادا مدرسه‌های فارسی زبان، اتحادیه مهندسین و معماران ایرانی مقیم کانادا، مرکز فرهنگی ایرانیان و بسیاری مراکز فرهنگی دیگر را تشکیل داده‌اند. برای ایرانیان متقاضی مهاجرت که به زبان فرانسه تسلط دارند، بخش “کبک” شرایط ویژه‌ای در نظر گرفته است و این مسئله برای فارغ‌التحصیلان نه‌چندان خوش‌اقبال این رشته، فرصت و انگیزه‌ای است تا به فکر اقدام برای مهاجرت بیفتند.

3-1-1. مبحث الف: مقصد اصلی مهاجران ایرانی
مقصد اصلی مهاجران ایران، مرکز استان انتاریو، شهر تورنتو می‌باشد. همچنین تعداد زیادی از ایرانیان در مرکز استان بریتیش کلمبیا، شهر ونکوور زندگی می‌کنند. میزان توزیع نسبی ایرانیان مطابق آمار سرشماری سال 2001 میلادی، مطابق شکل شماره 3 در تمام استانهای این کشور مشخص شده است. استان انتاریو، بیشتر درصد ایرانیان را به میزان 6/58% جذب کرده است. پس از آن استانهای بریتیش کلمبیا، کبک و آلبرتا پذیرای بیشترین تعداد ایرانیان مهاجر بوده‌اند.
(شکل 3-1: پراکندگی نسبی ایرانیان در استان های مختلف کانادا)
3-1-2. مبحث ب: نسبت جنسیت
مطابق آمار سرشماری سال 2001 میلادی، از 88225 نفر ایرانی که در کانادا زندگی می‌کردند، تعداد 47350 نفر (معادل 53%) مذکر و مابقی تعداد 40875 نفر (معادل 47%) مؤنث بودند. در پایتخت کانادا، اتاوا، 4515 نفر ایرانی در سال 2001 میلادی زندگی می‌کردند که 55% مذکر و مابقی مؤنث بودند. این نسبت نشان می‌دهد که درصد مردان مهاجر به طور محسوس از زنان مهاجر بیشتر است.

(نمودار 3-2: آمار نسبت جنسیت مهاجران ایرانی در کانادا)
3-1-3. مبحث پ: نسبت چندنژادی بودن
مطابق سرشماری سال 2001 میلادی، تعداد 73455 نفر در کانادا دارای نژاد ایرانی بوده‌اند. در این سرشماری بعضی قومیتهای نژادی همچون آذری، کرد، ارمنی هم تحت عنوان نژاد ایرانی محاسبه شده‌اند. مطابق آمار رسمی 40 هزار ایرانی در تورنتو و نواحی اطراف آن زندگی می‌کنند، ولی به نظر می‌رسد میزان آن بالغ بر 100هزار نفر باشد. علت اصلی این تضاد آماری را در مهاجرت غیرقانونی و نامنظم ایرانیان می‌توان یافت. به دنبال افزایش ازدواج افراد با

Leave a Reply