پایان نامه ارشد رایگان با موضوع بهره بردار

تقریباً مشابه بین این دو موقعیت باشد.
نتایج این تحقیق نشان داد که جهت جغرافیایی بر میزان قطر یقه نهالها مؤثر نیست؛ همچنین اثرات متقابل جهت و نور و نیز موقعیت و جهت و نور روی قطر یقه نهالها اختلاف آماری معنیداری را نشان نداد. آمر وهمکاران (2008) نشان دادند که نه تنها اندازه و سن بر واکنش رویشی گیاهان نسبت به منابع موجود تأثیرگذار باشد بلکه عوامل محیطی دیگر مثل دما و رطوبت و عناصر غدایی خاک نیز میتوانند بر رشد نهالها مؤثر واقع شوند. با توجه وجود اختلاف معنیداری بین مرکز، حاشیه حفرهها و توده جنگلی مجاور (جدول 4-2-8) و براساس ایده گری و اسپایس (1996) در مورد گونه Abies sp میتوان اذعان داشت که شرایط محیطی نظیر تاج درختان و ایجاد سایه توسط تاج درختان در حاشیه حفرهها برای رشد نهال گونه راش مناسب میباشد.
بر اساس نتایج به دست آمده میتوان اظهار داشت که شیوه تکگزینی درختی اجرا شده بعد از گذشت 8 سال و با توجه به حفرههای به وجود آمده اثر منفی بر میزان زادآوری نداشته و شرایط مشابهی با تودهجنگلی مجاور (بهره برداری نشده) دارد. بنابراین حفرههای تشکیل شده با مساحت حداکثر 5 آر برای زادآوری مناسب میباشد و پیشنهاد میشود که جهت کسب موفقیت در زادآوری در عملیات نشانهگذاری به مساحت مذکور توجه شود. موسوی و همکاران(1382) و امان زاده و همکاران (1385) نیز جهت بهبود زادآوری مساحت 5 آر را به منظور بهبود زادآوری جنگل توصیه نمودهاند. جهت حفظ ساختار ناهمسالی تودههای جنگلی با درختان جوان بیشتر در آشکوب تحتانی، شیوه تکگزینی درختی برای توسعه زادآوری میتواند به کار گرفته شود (فرانکلین133، 2002 ).
ایجاد حفره در عملیات بهرهبرداری فرصت مناسبی برای تشکیل جنگلهایی با ساختار مشابه جنگلهای طبیعی وکهنسال فراهم میسازد (دروسلر و لوپکه، 2005). در شیوه بهرهبرداری تکگزینی پایدار تلاش میشود تا زادآوری درختان را ضمانت نماید (کوکونن و همکاران، 2008) و تأثیر حفرههای تاجپوشش بر زادآوری بایستی به خوبی بررسی شده و این مسأله برای احیای بومسازگان تخریب شده مهم میباشد (ژیان، 2008). یک هدف عمده مدیریت جنگلداری نوین، استفاده مستمر از منابع طبیعی است که اغلب از طریق جنگلداری نزدیک به طبیعت حاصل میشود (مولدر و همکاران134، 2008) و شیوه تکگزینی میتواند راهکار مناسبی برای راشستانهای شمال ایران باشد.
5-1-2- تنوعزیستی گونههای گیاهی
تنوعگونهای به عنوان یکی از موضوعات مهم در بومشناسی جنگل مطرح می باشد و به عنوان شاخصی برای تعیین توان بومشناختی بومسازگانهای جنگلی، مقایسه آنها و ارزیابی در مکان و زمان سودمند است (روانبخش و همکاران،1386). دانستن مفاهیم اساسی تنوعزیستی برای جنگلداران، برنامهریزان و سایر مدیران منابعطبیعی اهمیت بهسزایی دارد؛ زیرا حفاظت تنوعزیستی ارزشمند است و به عنوان یک هدف اصلی در مدیریت جنگل و منظر طبیعی (پوربابایی و دادو،1384) و استفادهی از آن در برنامهریزی جنگلداری نوین از اهمیت زیادی برخوردار میباشد.
واکنش حفرهها در جوامعگیاهی آشکوب تحتانی نسبت به جوامعگیاهی آشکوب فوقانی ممکن است بسیار متفاوت باشد؛ به ویژه در جنگلهای معتدله (مانند جنگلهای شمال ایران) که آشکوب تحتانی بسیار متنوع میباشد (جیلیام، 2007). شیوههای بهرهبرداری به دلیل تأثیرگذاری بر تنوع گونهای نیازمند ارزیابی بوده و کسب اطلاعات بیشتری از اثرات شیوههای مختلف جنگلشناسی بر تنوع گونهای ضروری است (ناگایکه و همکاران135،1999 ). عملیات جنگلشناسی نوین به مدیریتجنگلی تأکید دارد که هر دو عامل بهرهبرداری و حفاظت تنوعزیستی در آن لحاظ شده باشد (میشل و همکاران136،2002).
با شناسایی گونههای علفی (جدول4- 3- 1) در راشستان مورد بررسی مشخص شد که ترکیب گیاگان گونهها بین حفرهها و تودهجنگلی (4- 3- 2) با تحقیق شومان و همکاران (2003) در جنگل کاج – بلوط امریکا، ناف و ولف (2007) در جنگل راش اروپایی- آلمان مطابقت دارد. ترکیب گونههای علفی در حفرهها با نتیجه تحقیق شعبانی و همکاران ( 1388) در جنگل راش در لالیس- نوشهر نیز همخوانی دارد. فاهی و پیوت من (2008) در تحقیقی درباره آشکوب تحتانی جنگل Pseudotsuga menziesii در اورگان امریکا پی بردند که ترکیب گونه در حفرههای بزرگتر مشابه ترکیب گونهها در حفرههای کوچکتر میباشد. از نتایج تحقیق حاضر چنین استنباط میشود که گونههای گیاهی موجود در حفرهها، گونههای انحصاری حفرهها نبوده بلکه در توده جنگلی بهره برداری نشده هم حضور دارند. در حفرهها بیشتر گونهها دارای فراوانی کمتری بودند در صورتی که در بین آنها گونههای کمتری با فراوانی بیشتر مشاهده شد. نتیجه مشابهی توسط ساپ کوتا و همکاران (2009) در جنگل سال (Shorea robusta) نپال گزارش شده است. گونههای گیاهی در بین حفرههای تاج پوشش که بیشترین تعداد افراد را داشتند شامل گونههای گیاهیGalium odoratum, Solanum dulcamara , Mercurialis perennis, Viola alba Lamium album, Dryoptris filix-mas , Rubus hyrcanus, میباشند.
مولدر و همکاران (2008) بر این باورند که بعضی از گونههای گیاهی در شرایط محیطی( به ویژه نور) در جنگل راش بهتر زیست مینمایند. باربیر و همکاران137 (2008) اظهار داشتند که نیازهای نوری گیاهان آشکوب تحتانی در جنگل متفاوت میباشد. در حفرههای تاجپوشش به وجود آمده در اثر اجرای شیوه تکگزینی در راشستان بهویژه در حفرههای بزرگ، گونه تمشک (.Rubus sp) با پوشش بیشتری مشاهده شد که میتواند به علت شرایط نور باشد، گرچه عوامل دیگر نیز ممکن است دخیل باشند . شومان و همکاران (2003) بیان داشتند که بسیاری از گونههایی که در حفرهها حضور دارند گونههای نورپسند میباشند و البته با بسته شدن حفرهها، حضورآنها کاهش مییابد. دگن و همکاران138 (2005) اظهار نمودهاند که شرایط نور نسبتاً کم در جنگل راش به جزء در حفرههای تاجپوشش وجود دارد. در تحقیق حاضر مشخص شد که وجود حفرهها با توجه به اندازه آنها از حضور گونههای سایهپسند جلوگیری ننموده است. خواص فیزیکو – شیمیایی خاک در حضور و استقرار گونههای آشکوب تحتانی جنگل مؤثر میباشند (وان اوجن و همکاران139 ، 2005). به طور کلی تنوع و تعداد افراد گونههای گیاهی ممکن است در طی زمان پس از بروز اختلال تغییر یابد (گولد بلوم140، 1997).
با توجه به نتایج میتوان اظهار داشت که بین حفرههای تاجپوشش به وجود آمده در اثر بهرهبرداری اختلاف معنیداری (به جز شاخص غنای مارگالف) از نظر شاخصهای تنوع زیستی مشاهده نشد؛ به طوریکه بیشترین میانگین غنای مارگالف برای حفره خیلی بزرگ به دست آمده است. تحقیق گالهیدی و همکاران(2006) مؤید این است که غنای گونهای بین حفره بزرگ و کوچک متفاوت میباشد. غنای گونهای بیشتر در حفرهها میتواند به علت بقای گونههای علفی نسبت به اختلال به وجود آمده باشد (دگن و همکاران،2005). با مقایسه میانگینها در جدولهای مختلف باید اذعان داشت که عوامل اندازه حفره، جهتهای جغرافیایی و نور و همچنین اثر متقابل نور و جهتهای جغرافیایی و اندازه حفره در میزان برخی شاخصهای تنوع مؤثر میباشد. در حفرههای به وجود آمده در اثر شیوه تکگزینی مقدار نور، رطوبت خاک و عناصر غذایی زیاد شده که این عوامل باعث افزایش تعداد گونههای آشکوب تحتانی میشوند (فان اوهایمب و هارتل141، 2009). در مناطقی که حفرهها تشکیل میشوند فضای آزاد برای تجدید حیات جنگل بهوجود میآید و تغییرات حاصله و ناهمگنی محیطی در داخل حفرهها و اطراف آنها به حضور، رشد، توسعه و تنوع گیاهان تأثیر میگذارد (وان- ایسنرود و همکاران، 2000) و چنین وضعیتی را در حفرههای تشکیل شده میتوان مشاهده نمود. با توجه به اندازه و کیفیت حفرهها، گونههای گیاهی موجود در آنها متفاوت میباشند (آبه و همکاران،1995 ؛ ناکاشیزوکا142 ، 1989) اما در حفرههای تاجپوشش در قطعات مورد بررسی اختلاف کمتری از نظر ترکیب گونههای علفی مشاهده شد، به طوری که 14 گونه (42/42%) در کلیه طبقات حفرهها حضور داشتند. تنوع گونهای زیاد و کم در حاشیه حفرهها با نظر فاهی و پیوت من (2008) همخوانی دارد. برخی مطالعات نشان میدهد که زمان تشکیل حفره، تنوع اندازه حفره و تفاوت شرایط محیطی حفرهها در تنوعزیستی گونهها در جنگل نقش دارند (گرای و همکاران143، 2002).
برای بیشتر شاخصهای تنوع در مقایسه بین حفرهها و توده جنگلی (به جز حفره بزرگ) اختلاف معنیداری مشاهده نشد. این نتیجه در تحقیقی دیگری که ناحیه بهرهبرداری شده به شیوه پناهی را با بهرهبرداری نشده در جنگل راش مورد مقایسه قرار داده بود، نشان داده شده است (پوربابایی و پوررستم144، 2009). برای شاخص شانون- وینر فقط برای طبقه حفره بزرگ و توده مجاور آن اختلاف آماری معنیدار دیده شد بهطوریکه میانگین این شاخص در حفرهها نسبت به توده مجاور آن بیشتر بود که با نتایج تحقیق دگن و همکاران (2005) و وانگ و همکاران145 (2005) همخوانی دارد. نتایج نشان میدهد که عوامل بومشناختی مختلفی به غیر از اندازه حفره میتواند بر تنوعزیستی گونههای گیاهی تأثیرگذار باشد.
گونههای علفی که در اطراف مرکز محورهای مختصات مؤلفههای اصلی قرار دارند (شکل 5، 4)، گونههایی هستند که گرایشی به گرادیانهای موجود ندارند. این موضوع از دیدگاه بومشناسی منطقی بوده زیرا این گونهها در بیشتر حفرهها در راشستان مزبور حضور دارند. با توجه به اندازه حفرههای به وجود آمده گونههای گیاهی موجود درآنها وضعیت مشابهی از لحاظ نیاز به عناصر غذایی خاک از خود نشان میدهند؛ در واقع تغییرات خاک در حفرههای مختلف کم میباشد، هر چند که در جدول 4- 4- 1 مشاهده میشود که وزن مخصوص ظاهری متغیری است که بیشتر محور دوم مثبت را مشخص ساخته است. گیاهانی نظیر Mercurialis perennis ، Ruscus hyrcanus معرف حاصلخیزی زیاد و گونه Sanicula europeae نشانه حاصلخیزی متوسط و گونه Cardamine impatiens مبین حاصلخیزی کم خاک جنگل راش میباشند (اسحاقیراد و همکاران، 1388). گونههای گیاهی Galium odoratum، Mercurialis perennis ،Viola alba ، Primula heterochroma معرف ازت زیاد خاک و pH نسبتا زیاد و گونههای Cephalanthera longifolia ، Brachypodium sylvaticum مبین رطوبت مناسب میباشند(النبرگ و همکاران ، 1992).
بهطورکلی چنین استنباط میشود که حفرههای تاجپوشش به وجود آمده در اثر اجرای شیوه تکگزینی درختی بعد از گذشت 8 سال باعث تغییر در ترکیب گونههای علفی نشده و اجرای این شیوه جنگلشناسی موجب ناهمگنی پوشش علفی نگردیده است. یک سیستم، زمانی پایدار است که جمعیت افراد تشکیل دهنده آن دارای نوسانات زیاد نشود (علیجانپور و همکاران، 1388). فرایندهای تشکیل حفره تا حدی ساختار جنگل را تعیین میکند و نقش مهمی را در حفاظت غنای گونههای گیاهی ایفا مینماید (موسکولو و همکاران، 2007). اثرات حفرههای تاج پوشش بایستی به خوبی شناسایی شده و این مسأله برای احیای بومسازگانهای تخریب شده و مدیریت علمی بومسازگانهای جنگلی بسیار مهم میباشد (ژیان، 2008).
بر اساس نتایج به دست آمده میتوان اذعان نمود که شیوه تکگزینی درختی اجرا شده در قطعات مورد مطالعه بعد از 8 سال و تشکیل حفرههای تاج پوشش با مساحتهای ذکر شده همانطوری که قبلاً تأکید شد اثرات منفی بر تنوعزیستی گونههای علفی نداشته است و از این نظر شیوه به کار گرفته شده شیوه مناسبی میباشد. احمدی (1379) نیز شیوه تکگزینی را مناسبترین شیوه برای مدیریت جنگل همراه با حفظ تنوعزیستی آن معرفی نموده است. شیوه تکگزینی با تبعیت از پویایی حفرههای طبیعی، ساختار تودهای ناهمگنی مشابه جنگلهای

دیدگاهتان را بنویسید