پایان نامه ارشد رایگان درباره دریای خزر، نمونه برداری، استان گلستان

از توانایی و کاربرد لازم جهت شناسایی آللها و نشان دادن میزان تنوع ژنتیکی شگماهی براشنیکووی برخوردارند؟
2- تنوع ژنتیکی شگماهی خزری در سواحل جنوبی دریای خزر چگونه است؟ آیا مناطق مورد بررسی از نظر ژنتیکی از یکدیگر متمایز هستند یا همپوشانی از خود نشان میدهند؟ آیا شباهتها یا فاصلههای ژنتیکی متأثر از فواصل جغرافیایی بین مناطق نمونهبرداری میباشند؟
20-1- فرضیهها
1- نشانگرهای مورد استفاده در تحقیق حاضر کارایی لازم را برای جداسازی و تشخیص جمعیتهای احتمالی از شگماهی براشنیکووی در دریای خزر دارند.
2- شگماهی براشنیکووی (A. braschnikowi) در دریای خزر از تنوع آللی و ژنتیکی مناسبی برخوردار است ولی بین مناطق مورد بررسی تمایز اندکی وجود دارد.
فصل دوم
پیشینه تحقیق
1-2- مروری بر مطالعات انجام شده در داخل کشور
خـارا (1383) با استفـاده از روش PCR-RFLP روی قطعـه‌ای از ژنـوم میتوکنـدریایی به طـول bp3500 شـامـل tRNA-glu، tRNA-lu، N/D 5/6 و Cyt b توانست ماهی سیم دریای خزر (Abramis brama) را از ماهی سیم دریاچه سد ارس جدا کند. نتایج نشان دادند که ماهی سیم دریای خزر دارای تنوع بیشتری نسبت به ماهی سیم سد ارس می‌باشد.
بر اساس مطالعات صورت گرفته ساختار ژنتیکی ماهی شیپ Acipenser nudiventris سواحل جنوبی دریای خزر و رودخانه اورال با استفاده از روش میکروستلایت مورد بررسی قرار گرفت (صفری و همکاران، 1386). در این بررسی 104 نمونه ماهی شیپ از دو منطقه نمونه برداری شمال (ناحیه رودخانه اورال) و جنوب (نواحی انزلی ، کیاشهر، سفیدرود، نوشهر، بابلسر و گرگان) دریای خزر از سال 1381 تا 1384 جمع آوری شدند. چهار جفت پرایمر مورد استفاده پنج جایگاه ژنی تولید کردند که سه جفت از آنها پلی مورف بود. میزان متوسط هتروزیگوسیتی مورد انتظار (86/0) و میانگین هتروزیگوسیتی مشاهده شده (685/0) بود. آنالیز تنوع ژنتیکی بیشترین اختلاف را بین نمونه های هر ناحیه 64%، اختلاف بین مناطق نمونه برداری 32% و اختلاف بین نواحی نمونه‌برداری 4% نشان داد. بیشترین شباهت بین نمونه‌های اورال و نوشهر و کمترین شباهت بین نمونه‌های سفیدرود و کیاشهر مشاهده شد. بر طبق نتایج به دست آمده جمعیت ماهی شیپ سواحل جنوبی دریای خزر از اورال جدا میباشد و به نظر می‌رسد بیش از یک جمعیت در حوضه جنوبی دریای خزر وجود دارد.
در بررسی صورت گرفته توسط کیوان شکوه تنوع ژنتیکی در ماهی کلمه (Rutilus rutilus caspius) نمونه برداری شده از مناطق تالاب انزلی و خلیج گرگان با استفاده از روش RAPD مورد ارزیابی قرار گرفت. در مجموع 94 باند در هر دو منطقه دیده شد و هر دو جمعیت درصد مشابهی از پلی مورفیسم را نشان دادند و میزان فاصله ژنتیکی Nei نیز بین نمونه‌ها کم بود (D = 0.04) که علت آنرا ناشی از برنامه‌های باسازی ذخایر صورت گرفته در این گونه دانستند (کیوان شکوه، 2006).
در مطالعهای ساختار جمعیتی ماهی سیاه کولی (Vimba vimba persa) با استفاده از نشانگرهای ریزماهواره بین دو رودخانه حویق و گرگانرود بررسی شد. میانگین تعداد آلل در هر جایگاه 75/6 و میانگین هتروزیگوسیتی مشاهده شده و مورد انتظار به ترتیب 817/0 و 735/0 بهدست آمد و براساس مقادیر محاسبه Fst اعلام کردند که دو جمعیت معنیدار از ماهی سیاهکولی در سواحل شرقی و غربی دریای خزر وجود دارد. میزان Fst به میزان 0.061 و جریان ژنی Nm نیز 3.601 محاسبه گردید (محمدیان و همکاران، 1389).
مقایسه ژنتیکی ماهی سفید دریای خزر (Rutilus frisii kutum) با استفاده از 10 جفت نشانگر ریزماهواره بین رودخانههای گرگانرود و چشمه کیله وجود تنگنای ژنتیکی را برای این گونه نشان داد (رضایی و همکاران، 1389). میانگین تعداد آللها در سطح جمعیتها 95/7 بود که پایینتر از مقدار مشاهده شده برای ماهیان رودکوچ است. مقدار هتروزیگوسیتی مشاهده شده در گرگانرود 80/0 و در چشمه کیله 74/0 بهدست آمد. میزان فاصله ژنتیکی بین مناطق را بسیار کم و 03/0 اعلام کردند.
قلیچپور و همکاران (1389) به مقایسه ساختار ژنتیکی دو جمعیت کپور معولی (Cyprinus carpio) در مناطق قرهسو و انزلی با استفاده از هشت نشانگر ریزماهواره با بهکار بردن 56 نمونه پرداختند و اعلام کردند که جمعیتهای مورد بررسی از تنوع ژنتیکی و غنای آللی قابل قبولی برخوردارند. تمایز ژنتیکی اندک بین دو منطقه (0.017) نیز بهدست آمد که علت آن را مهاجرت طبیعی ماهیان عنوان کردند.
کشیری و همکارن (1389) به بررسی چندشکلی ریزماهوارهای در جمعیتهای طبیعی گونه در معرض تهدید ماهی کلمه (Rutilus rutilus caspius) در سواحل استان گلستان پرداختند و از 10 جایگاه ژنی استفاده کردند. میزان آلل متوسط 3/10 و متوسط هتروزیگوسیتی 67/0 را برای این مطالعه بیان داشتند و دلیل انحراف بالا از تعادل هاردی- واینبرگ را ناشی از کسری هتروزیگوسیتی مشاهده شده دانستند واحیای محلهای تخمریزی این گونه را در حفظ تنوع ژنتیکی مناسب این گونه مؤثر بیان کردند.
بررسی تنوع ژنتیکی ماهی کفال طلایی (Liza aurata Risso, 1810) با استفاده از نشانگرهای ریزماهواره در سواحل استان گلستان نیز از دیگر تحقیقات صورت گرفته در این زمینه است. در این مطالعه نشان دادهشد که تمایز بارز ژنتیکی بین دو منطقه گمیشان و میانکاله وجود نداشته است و میزان نسبتا بالایی از جریان ژنی وجود داشته است (قدسی و همکاران، 1390). همچنین محافظت و بازسازی زیستگاهها را در افزایش اندازه جمعیت و کاهش خطر آسیبپذیری این گونه در آینده مؤثر دانستند.
2-2- مروری بر مطالعات انجام شده در خارج از کشور
یو و همکاران (2001) به بررسی تنوع ژنتیکی میگوی ببری مشکی (Penaeus monodon) در چهار منطقه جغرافیایی و دو منطقه پرورشی و ارتباط آن با تراکم پرورش و مانگروها در فیلیپین پرداختند. تمامی نشانگرهای مورد استفاده چند شکلی نشان دادند و 184 آلل مختلف در مجموع لوکوسها مشاهده کردند و رنج آللی را از 6 تا 54 آلل در لوکوسها بیان کردند. رنج هتروزیگوسیتی را از 47/0 تا 00/1 و تعداد ژنوتیپها را از 5 تا 70 در هر لوکوس گزارش نمودند. شاخص Fst نیز تمایز ژنتیکی معنیداری را بین چهار جمعیت وحشی نشان داد و همچنین تمایز ژنتیکی بین چهار منطقه میگوی وحشی همبستگی مثبتی را با وضعیت مانگروها و تراکم پرورش نشان داد.
بارتفئی در سال 2003 بررسی بر روی ساختار ژنتیکی دو استوک کپور پرورشی (Cyprinus carpio) با استفاده از 4 مارکر میکروستلایتی و 10 مارکر RAPD انجام داد. داده‌های حاصل از میکروستلایت جزئیات بیشتری از تنوع ژنتیکی را نشان دادند اما داده‌های حاصل از هر دو مارکر نبود تنوع ژنتیکی بارز بین دو استوک را نشان داد. تعداد میانگین الل در لکوس برای استوک‌ها 9 و 5/9 به دست آمد، مقدار هتروزگوسیتی مورد انتظار 83/0 و 81/0 و هتروزگوسیتی مشاهده شده نیز برای هر دو جمعیت 69/0 به دست آمد (بارتفئی، 2003).
در مطالعهای بر روی دو گونه Alosa alosa و Alosa fallax هشت جفت نشانگر ریزماهواره دی‌نوکلئوتید طراحی و استفاده شدند. تعداد آلل در لوکوس از 3 تا 9 عدد برای A. alosa و از 2 تا 7 برای A. fallax بهدست آمد. همچنین میزان هتروزیگوسیتی را برای این دو گونه به ترتیب از 26/0 تا 92/0 و 24/0 تا 72/0 اعلام کردند (فاریا و همکاران، 2004).
بر اساس مطالعه صورت گرفته در سال 2004 بر روی قزل‌آلای رنگبن کمان پرورشی (Oncorhynchus mykiss) از سه منطقه تعداد 152 نمونه را با استفاده از 9 لکوس میکروستلایتی پلی‌مورف مورد بررسی تنوع ژنتیکی قرار دادند که بر اساس نتایج حاصله تعداد 126 الل در کل لکوس‌ها به دست آمد. تعداد 24-9 و بطور متوسط 14 آلل در هر لکوس مشاهده شد، و مقدار هتروزیگوسیتی مشاهده شده نیز از 3/96-1/42 با مقدار متوسط 5/71 متغیر بود. انحراف از تعادل هاردی-واینبرگ در تمام جمعیت‌ها دیده شد که علت آن را وجود زیر ساختارهایی در جمعیت‌ها دانستند که منجر به اثر Wahlund شده بود (سیلورستین، 2004).
از جمله تحقیقات صورت گرفته در خارج از کشور میتوان به بررسی شش جمعیت از کپور معمولی (Cyprinus carpio) با استفاده از 30 جفت نشانگر ریزماهواره اشاره کرد. در این مطالعه میانگین تعداد آلل در هر لوکوس 7 و تعداد آلل مؤثر بین 04/1 تا 72/4 بود. همچنین اعلام کردند که بین نتایج حاصل از آنالیز خوشهای و فواصل جغرافیایی همبستگی وجود دارد (لی و همکاران، 2007).
در تحقیقی بر روی شگماهی آمریکایی (Alosa sapidissima) از 16 جفت نشانگر ریزماهواره استفاده شد (جولیان و بارترون، 2007). تعداد آلل مشاهده شده در هر لوکوس را از 8 تا 32 و بطور متوسط 4/15 آلل در هر لوکوس گزارش کردند. میانگین هتروزیگوسیتی مشاهده شده را 1/81% اعلام کردند.
هشت نشانگر ریزماهواره در تحقیقی بر روی ماهی سیچلاید (Pseudocrenilabrus multicolor victoria) در آگاندا طراحی و استفاده شد و رنج آللی را برای این ماهی 4 تا 19 آلل و میزان هتروزیگوسیتی را برای آن 85/0 اعلام کردند و این نشانگرها را برای استفاده در مطالعه ساختار جمعیتهای این ماهی در آگاندا مناسب اعلام کردند (کریسپو و همکاران، 2007).
بر اساس بررسی صورت گرفته بر روی ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان 14 مارکر میکروستلایتی برای بررسی تنوع ژنتیکی این گونه مورد استفاده قرار گرفت که بدین منظور از 6 جمعیت پرورشی نمونه‌گیری شد، با بررسی نتایج تعدادالل موثر 89/2-53/1 با میانگین 12/2 الل در هر لکوس به دست آمد.بر اساس نتایج حاصل از فاصله ژنتیکی Nei، دو گروه ژنی مختلف شناسایی شد (گراس، 2007).
از 9 لکوس اختصاصی برای مقایسه تنوع ژنتیکی ماهی Tinca tinca در دو جمعیت وحشی و چهار جمعیت اهلی استفاده شد. تعداد هفت لکوس با رنج اللی 19-2 پلی مورفیسم نشان دادند، جمعیتهای وحشی درصد بالاتری از تنوع را نشان دادند اما این تفاوت معنی دار نبود، درمجموع تنوع ارزیابی شده بر اساس Fst در مقایسه بین تمام نمونهها معنیدار بود (کوهلمن، 2007).
در تحقیقی که بر روی صدف Haliotis discus انجام شد از هفت نشانگر پلی‌مورف میکروستلایتی برای بررسی جمعیت‌های پرورشی این گونه استفاده شد، بر اساس نتایج حاصله به طور متوسط تعداد 83/6 الل در هر لکوس مشاهده شد و میانگین هتروزیگوسیتی مشاهده شده و قابل انتظار نیز به ترتیب 71/0 و 70/0 به دست امدند. با مقایسه نتایج حاصل از این تحقیق با بررسی‌های صورت گرفته بر روی گونه‌های مشابه مشخص شد که در این جمعیت‌ها کاهش غنای اللی به میزان 58-11% آلل در هر لکوس رخ داده است. که علت آنرا کم بودن تعداد مولدین که منجر به افزایش انحراف ژنتیکی شده و همچنین افزایش احتمال درون‌آمیزی دانستند.(مرچنت، 2008).
بائی و همکاران (2008) از شش جایگاه ژنی ریزماهواره در بررسی بر روی تنوع ژنتیکی چهار جمعیت‌ پرورشی باس دهان بزرگ (Micropterus salmoides) استفاده کرد و نتایج حاصل از آنرا با نمونه‌های وحشی مقایسه کرد، تعداد آلل در هر جایگاه در هر چهار جمعیت مشابه و میانگین آن 17/2 بهدست آمد که کمتر از مقدار آن در جمعیت‌های وحشی 55/5 بود. همچنین میانگین مقدار هتروزگوسیتی مشاهده شده در جمعیت‌های پرورشی (37/0) در مقابل 51/0 جمعیت‌های وحشی بود. با توجه به کاهش شدید تنوع آللی و کاهش هتروزیگوسیتی که همراه با علائمی از کاهش Ne نیز بود به این نتیجه رسیدند که تنگنای ژنتیکی رخ داده است.
در تحقیق که بر روی میگوی چینی (Fenneropenaeus chinensis) انجام شد از هفت نشانگر ریزماهواره برای بررسی ساختار ژنتیکی آن در هفت منطقه استفاده شد و در مجموع 109 آلل در کل جایگاهها بهدست آمد. نتایج حاصل از انالیز AMOVA و فاصله ژنتیکی سه منطقه با جمعیت‌های

دیدگاهتان را بنویسید