پایان نامه با واژگان کلیدی دریای خزر، سلسله مراتب، اکوسیستم

ن بزرگترین دریاچه جهان تعداد زیادی از گونههای آبزی را در خود جای داده است و حفظ این گونهها به پایداری این اکوسیستم کمک شایانی مینماید. تنوع ژنتیکی به عنوان یکی از سه سطح تنوع زیستی، بهعنوان پایهای و کلیدیترین بخش در سلسله مراتب تنوع نقش ایفا میکند. یکی از خانوادههای مهم ماهیان در دریای خزر، خانوده شگ ماهیان (Clupeidae) است که به فراوانی در سرتاسر دریای خزر پراکنش یافته است (پاتیمار و همکاران، 2013). این خانواده در دریای خزر شامل دو جنس بوده که از جنسهای معروف آن میتوان به جنس Alosa با بیشتر از چهار گونه در آبهای دریای خزر اشاره کرد (عبدلی و نادری، 2008). شگماهی براشنیکووی (Alosa braschnikowi Borodin, 1904) از جمله ماهیان استخوانی حاضر در این دریاست که از تراکم و پراکنش نسبتاً مناسبی برخوردار است و بومی این دریا محسوب میشود و معمولاً در صیدهای پره به عنوان صید ضمنی مشاهده میگردد ولی در خارج از فصل صید پره با استفاده از تورهای گوشگیر نیز صید میشود. شگماهیان بطور عمده پلانکتون‌خوار بوده و نقش مهمی را در هرم اکولوژیک اکوسیستم دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه جهان بازی میکند (عبدلی و نادری، 2008).
2-1- رده بندی
رده: Actinopterygii
راسته: Clupeiformes
خانواده: Clupeidae
جنس: Alosa
گونه: Alosa braschnikowi
اسم فارسی: شگماهی براشنیکووی، شگماهی خزری
اسم انگلیسی: Caspian marine shad, braschnikowi shad
3-1- خصوصیات کلیدی
این گونه با بدن نسبتا کشیده و گرد به شکل بدن هرینگ مرتبط میشود ولی نه به عمیقی بدن برخی گونههایی که به شکل هرینگ مرتبط میشوند. خارهای آبششی کوتاه و به تعداد 18 تا 49 عدد میباشد و دندانها به خوبی در آروارهها توسعه یافتهاند. طول استاندارد بدن به 50 سانتی متر میرسد ولی میانگین طول بدن 27 تا 34 سانتی متر میباشد (کد، 2013).
4-1- پراکنش و تخمریزی
این گونه در فصل زمستان بطور عمده در جنوب دریای خزر پراکنش دارد و در فصل بهار جهت تخمریزی به قسمتهای شمالی مهاجرت میکند و از نظر جغرافیای زیستی محدود به دریای خزر است (کد، 2013).
5-1- زیستگاه
در فصل زمستان این گونه به سمت آبهای عمیقتر به طرف سواحل ایران حرکت میکند. در ماه فروردین به سمت آبهای ساحلی لبشور نزدیک میشود ولی هرگز وارد آبهای شیرین نمیشود (ویتچانین، 1984) و همچنین این گونه هرگز وارد رودخانهها در بخش جنوبی دریای خزر نمیشود (جلودار و عبدلی، 2004). این گونه تا شوری بالای 6/47 درصد نیز زنده میماند. محل تخمریزی و تغذیه برای برخی جمعیتها در بخش شمالی دریای خزر است ولی مراحل دیگر سیر زندگی در بخش جنوبی دریای خزر است و اندازه کوچکی دارند.
6-1- سن و رشد
اعضای این گونه در سن 2 تا 5 سالگی به بلوغ میرسند و طول عمر به نزدیک 10 سال میرسد؛ اگرچه در زیرگونهها میتواند متفاوت باشد. اکثر فرمهای خزر جنوبی در سن 2 سالگی به بلوغ می‌رسند (اسویتوویدو، 1952). همچنین نرخ رشد در بین زیرگونهها متفاوت است. به عنوان مثال زیرگونه oriental یکی از کم سرعتترین زیرگونهها از نظر رشد است و سن آن تا 10 سال میرسد.
7-1- غذا
از نظر غذایی به ماهیان کوچک و یا مراحل لاروی ماهیان، میگوها و نرمتنان وابسته بوده و رژیم تغذیهای آن در زمستان شامل85 درصد کیلکا (Clupeonella engrauliformis)، برخی گاوماهیان (Neogobius) و میگو بوده و در فصل بهار عمدتا از کیلکای معمولی خزری (Clupeonella caspia)، شیشهماهیان (Atherina boyeri) و میگو تغذیه مینماید (کد، 2013).
8-1- ذخیره
ذخیره به عنوان مجموعهای از افراد در نظر گرفته میشود که در یک منطقه جغرافیایی مشابه زندگی میکنند و همه اعضای آن به یک ذخیره ژنی تعلق داشته و وقتی بالغ میشوند با یکدیگر جفتگیری میکنند. مدیریت مؤثر منابع شیلاتی مستلزم دانش و آگاهی کافی است. به عنوان مثال، آگاهی از مواردی چون اندازه جمعیت، ترکیب سنی افراد، الگوی زادآوری گونهها، نرخ مرگ و میر طبیعی و صیادی و بسیاری دیگر برای مدیریت پایدار ضروری است. از مهمترین سؤالات در این زمینه میتوان به مواردی چون، آیا گونه مورد بررسی به عنوان یک واحد ژنتیکی مجزا وجود دارد یا به‌صورت مجموعهای از گروههای ژنتیکی نسبتاً جدا از هم هستند؟ و آیا گونه مورد بررسی از نظر ژنتیکی، همسان است یا خیر؟ اشاره کرد. از نظر مدیران صیادی واژه ذخیره به گروهی از آبزیان اطلاق میشود که با استفاده از یک روش خاص مورد بهره برداری قرار گرفته و یا این که در یک منطقه خاص وجود دارند. اگرچه این مفهوم ممکن است جهت تجزیه و تحلیل میزان صید و تلاش صیادی و همچنین اجرای اقدامات مدیریتی نظیر تعیین سهمیه صید و اندازه تورهای ماهیگیری مناسب باشد، ولی ارتباط چندانی با گروههای مختلف یک گونه که از نظر ژنتیکی متمایز باشند، ندارد. در میان برخی گونهها (یا در بخشی از محدوده آنها) ممکن است گروههای ژنتیکی کاملاً تمایز یافته دیده شوند در حالیکه در بین سایر گونهها (یا در سایر بخشهای محدوده آنها) ممکن است گروهها از نظر ژنتیکی غیرقابل تمایز باشند. بنابراین استفاده صرف از یک واژه نظیر ذخیره برای توصیف واحدهایی از افراد نادرست است. در این موارد از واژه «جمعیت» برای نامگذاری یک گروه درونگونهای که افراد آن با هم دارای آمیزش تصادفی هستند و در یک ناحیه جغرافیایی معین و یا در یک زمان معین وجود دارند، استفاده میشود (کیوانشکوه و درافشان، 1389).
9-1- مطالعه فرا جمعیتها
بطور کلی جمعیت به گروهی متشکل از افراد یک گونه که قادر به تولید مثل با یکدیگر بوده و در محدوده جغرافیایی محدود و مشخصی زیست میکنند، گفته میشود. از نظر تئوری این تعریف بسیار ساده و مشخص به نظر میرسد اما در عمل دلایل متعددی وجود دارد که نمیتوان به سادگی محدوده و مرز جمعیتها را مشخص کرد. به عنوان مثال یکی از عوامل گمراه کننده ممکن است این باشد که جمعیتهای یک گونه به صورت گروههابی مختلف در زمانهای مختلف در طول یک سال زیست میکنند. برای تفسیر نتایج حاصل از دادههای ژنتیکی در سطح بوم شناسی باید بدانیم که ژنتیک جمعیتها تحت تأثیر فرایندهای درون جمعیتی و بین جمعیتی است. به استثنای گونههای نادر و در معرض خطر انقراض که پراکنش محدودی دارند، مطالعه سایر گونهها نشان داده است که در عمل بین جمعیتها تفاوتهای ژنتیکی وجود دارد. عدم وجود تفاوت بین جمعیتها بدین معناست که همه آن جمعیتها دارای فراوانی آللی یکسانی هستند. چنین شرایطی در صورتی امکانپذیر است که همه افراد یک گونه در یک جمعیت بزرگ که بطور تصادفی تولید مثل میکند، متمرکز شده باشند. بنابراین در گونههایی که از چندین جمعیت تشکیل شده است معمولاً چنین حالتی وجود ندارد. یک نمونه استثنایی بر این قاعده که بسیار مورد توجه قرار گرفته است جمعیتهای مارماهی اروپایی (Anguilla anguilla) میباشد. جمعیتهای این گونه در مناطق جغرافیایی مختلف زمستان گذرانی کرده و سپس برای تولید مثل در تابستان به دریای سارگاسو مهاجرت میکنند. وجود یک منطقه مشترک تولید مثلی به این گونه اجازه میدهد که با افراد مختلف بطور تصادفی تولید مثل نموده و ژنهای موجود در این جمعیت بطور یکنواخت پراکنده شوند. بههمین دلیل، با استفاده از ژنهای میتوکندری و آلوزایم ساختار ژنتیکی خاصی در این جمعیتها مشهود نیست (آویس و همکاران، 1986). در سالیان اخیر محققان با استفاده از هفت لوکوس ریزماهواره توانستند تفاوتهای ژنتیکی بین گروههای مارماهی زمستانگذران را در چندین منطقه مطالعه کنند. تشخیص تقسیم شدگی یک جمعیت به چندین زیر جمعیت معمولاً دشوار است، اما با استفاده از روشهای مولکولی و انتخاب نشانگر مناسب میتوان اطلاعات ارزشمندی به‌دست آورد (ویرس و برناچز، 2001).
10-1- تنوع ژنتیکی و کمی کردن آن
تنوع ژنتیکی بهعنوان پایهترین اصل در سلسله مراتب تنوع زیستی نقش ایفا میکند. این طبقه از تنوع دربرگیرنده جمعیتهای متمایز از یک گونه میباشد و یا تفاوتهای ژنتیکی افراد داخل یک جمعیت را نشان میدهد. به بیان دیگر تنوع ژنتیکی بیان کننده تفاوت در تعداد و نوع آللهای موجود در لوکوسهای کروموزومی است و به دلیل نقش کلیدی که در ساختار ذخایر طبیعی ماهیان دارد، طی سالیان اخیر علاقه مندان زیادی را در مباحث مطالعات جمعیتی به خود جلب کرده است. محیطها همواره در حال تغییرند و تنوع ژنتیکی برای تداوم تکامل و سازگاری گونهها برای زیست در شرایط جدید لازم است. علاوه براین تنوع ژنتیکی اندک منجر به افزایش درون آمیزی شده که میتواند برازندگی افراد و جمعیتها را کاش دهد. بنابراین ارزیابی تنوع ژنتیکی موجود در یک جمعیت از مهمترین اهداف در مطالعه ژنتیک جمعیتهاست و کاربرد بسیار مهمی در زیستشناسی حفاظت دارد. تنوع ژننتیکی را میتوان در سطوح مختلف بررسی و اندازهگیری نمود. یکی از این سطوح، تعیین توالی قطعهای از DNA و بررسی تفاوت آن در میان افراد مختلف است. همچنین میتوان تفاوتهای پروتئینی که نتیجه وجود تنوع در توالیهای رمز کننده DNA است را مورد بررسی قرار داد. گاهی اوقات از تفاوتهای فنوتیپی موجودات که نتیجه تنوع ژنتیکی در تنها یک یا دو جایگاه هستند، به این منظور استفاده میشود (کیوانشکوه و درافشان، 1389).
11-1- عوامل مؤثر بر تنوع ژنتیکی
تنوع ژنتیکی تحت تأثیر عوامل متعددی است و این عوامل در جمعیتهای مختلف متفاوت است. از مهمترین عوامل تعیین کننده تنوع ژنتیکی میتوان مواردی نظیر رانش ژنتیکی1، گردنه بطری2، اتخاب طبیعی و روش تولید مثل را نام برد. باید توجه داشته باشیم که هیچ فرایندی بهصورت مستقل عمل نمیکند. بهعنوان مثال، هنگامی که یک جمعیت یک گردنه بطری را پشت سر گذاشت، بازسازی آن جمعیت به بومشناسی تولیدمثل آن بستگی دارد. از طرفی دیگر مشخص کردن مقدار تأثیر یک پدیده بر تنوع ژنتیکی یک جمعیت ساده نیست؛ چراکه هیچ دو جمعیتی مانند یکدیگر نیستند. در ادامه این عوامل مورد بحث قرار میگیرند.
1-11-1- رانش ژنتیکی
رانش ژنتیکی پدیدهای است که باعث تغییر فراوانی آللی از یک نسل به نسل بعدی در اثر پدیده‌های تصادفی میشود. این پدیده به دلیل این که موفقیت تولید مثلی در یک جمعیت متغییر است و برخی از افراد زادگان بیشتری نسبت به سایرین تولید میکنند، اتفاق میافتد. بنابراین تعداد آللهای تولید شده در جمعیت یکسان نخواهد بود و در نتیجه در فراوانی آللها در جمعیت از نسلی به نسل بعدی تفاوت مشاهده میشود. این پدیده به دلیل تصادفی بودنش باعث تغییر در ویژگیهای تکاملی غیر سازشی جمعیتها میشود. اهمیت رانش ژنتیکی در جمعیتهای کوچک بسیار بیشتر است چراکه در فقدان اثر انتخاب طبیعی در انتخاب آللها، رانش ژنتیکی میتواند در مدت زمان کوتاهی به تثبیت یک آلل یا انقراض آن در جمعیت بیانجامد و در نتیجه تنوع ژنتیکی کل آن جمعیت را کاهش دهد. در واقع رانش ژنتیکی در ارتباط مستقیم با اندازه مؤثر جمعیت قراردارد. تأثیر رانش ژنتیکی بر جمعیت‌های بزرگ نیز در طولانی مدت میسر خواهد بود (ملکیان، 1389).
2-11-1- گردنه بطری3
پدیده گردنه بطری باعث کاهش اندازه جمعیت مؤثر و در نتیجه کاهش تنوع ژنتیکی جمعیتها میشود. روشهایی که برای کمی کردن تأثیر گردنه بطری بر روی اندازه جمعیت مؤثر و تنوع ژنتیکی وجود دارند، نیازمند دادههای دموگرافی درازمدت میباشند. از آنجا که این گونه دادهها به ندرت در دسترس هستند، محققان معمولاً احتمال وجود ارتباط بین گردنه بطری و تنوع ژنتیکی جمعیت را از روی مشاهده تنوع ژنتیکی بسیار کم در یک جمعیت حدس زده و سپس تصمیم میگیرند که آیا می‌توان تنوع ژنتیکی اندک جمعیت در شرایط کنونی را بهوجود یک گردنه بطری در گذشته جمعیت مرتبط دانست یا نه. تشخیص گردنه بطری همچنین بهدلیل

دیدگاهتان را بنویسید