کتابخانه عمومی

دانلود پایان نامه

گرچه پادشاهانی مانند خشایارشاه به دلیل اقدامات مهم و قدم های بزرگی که برداشته اند در اکثر پژوهشها بیشتر مورد توجه بودهاند؛ با اینحال اینکه پژوهش کاملا جداگانهای برای پادشاهی خاص به جز دو پادشاه کبیر صورت گرفته باشد در تحقیقات ما مشاهده نشد.
در خصوص اردشیر دوم تحقیق منسجم و یکپارچه ای صورت نگرفته است خصوصا که شرایط دوران حکومت وی را از تمامی زوایا بررسی کرده باشد یا حداقل در طی تحقیقاتی که ما از 4 کتابخانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود، کتابخانه عمومی شماره یک و دو شهرستان دامغان و کتابخانه دانشگاه پیام نور واحد ساری انجام دادیم چنین منبع منسجمی یافت نکردیم.
در منابع یافت شده منابعی که منسجم تر به اردشیر دوم پرداخته اند دیپلماسی هخامنشیان (از ماراتن تا گرانیک) یونانیان و ایرانیان از اصغر محمود آبادی و تاریخ سیاسی هخامنشیان اثر محمد.ع.داندامایف بوده است که در بخش هایی از کتاب خود اختصاصا به سیاست خارجی اردشیر دوم پرداخته اند.
ما در این پژوهش، تلاش کردیم تا از منابع متفاوت به پژوهشی منسجم و یکدست در خصوص اردشیر دوم دست بیابیم .
فصل دوم
بررسی اوضاع سیاسی اجتماعی هخامنشیان که بر دوران حکومت اردشیر دوم هخامنشی تاثیر داشته اند
فصل دوم بررسی اوضاع سیاسی اجتماعی هخامنشیان که بر دوران حکومت اردشیر دوم هخامنشی تاثیر داشته اند
2-1اوضاع سیاسی هخامنشیان قبل از اردشیر دوم
2-1-1 سیاست خارجی کوروش بزرگ
دوران زندگانی کوروش بزرگ و شیوه زمامداری او یکی از نقاط عطف بزرگ تاریخ دنیا است مقارن پادشاهی کوروش در انشان پیش از سقوط ماد چهار نیروی بزرگ ماد ،کلد ، لیدیه، مصر سراسر شرق نزدیک را میان خود بخش کرده بودند . کوروش با غلبه بر آستیاگ ،آخرین فرمانروای ماد و تسخیر هگمتانه در سال550 ق.م رسماً امپراطوری معظم را بنیان نهاد که تا آن زمان بی نظیر بود . از همان نخستین نبردی که به سقوط مادها منجر شد ، اساسی ترین اصل سیاست خارجی و داخلی کوروش یعنی تسامح و مدارا پایه ریزی شد زیرا وی پس از غلبه بر آستیاگ برخلاف پادشاهان گذشته با او به نرمی رفتار و مدارا کرد او با پایه گذاری این اصل مهم آزادی را بنیان اصلی حکوت خود نهاد وانقلابی بزرگ در عالم سیاست ایجاد کرد که تا آن زمان سابقه نداشت .
تصرف سرزمین بزرگ و قدرتمند ماد به وسیله کوروش قدرت های بزرگ دیگر یعنی لیدیه ، بابل و مصر را به وحشت انداخت . اینان با یکدیگر داخل مذاکره شدند تا در مقابل کوروش اتحادی تشکیل دهند و بر وی بتازند. نخستین دولی که واکنش جدی نشان داد لیدی بود . کرزوس پادشاه لیدی که سیاست توسعه ی ارضی را دنبال می کرد به تدارک جنگ پرداخت و قبل از جنگ علاوه بر مستعمرات آسیای صغیر که با خود متحد ساخت سفیری نزد دولت اسپارت فرستاد و از آن تقاضای اعزام سپاه و کشتی جنگی کرد و با آمازیس فرعون مصر و نبونید پادشاه بابل هم قرارداد اتحاد بست. و از متحدان خویش تقاضای کمک کرد اما قبل از رسیدن قوای متحدین به قلمرو کوروش تجاوز کرد .
کوروش که استراتژیستی فوق العاده بود با وجود اینکه هنوز پایه های قدرتش تثبیت نشده بود تصمیم گرفت به مقابله او بشتابد و به دشمن فرصت ندهد که بر وی بتازد طبق گفته دیودور سیسیلی کوروش پیش از آغاز جنگ پیکی را نزد کرزوس فرستاد که اگر وی داوطلبانه خود را تسلیم کوروش کرده ابزار بندگی کند کوروش او را بخشیده، به عنوان والی لیدی منصوب خواهد کرد کرزوس نپذیرفت و پاسخ داد باید کوروش و پارسیان که قبلا بنده مادها بوده اند نسبت به شاه لیدی اظهار بندگی کنند نه من اگر این گفته دیودور درست باشد باید گفت کوروش قصد نداشت برای حل و فصل مناقشات به خشن ترین ابزار سیاست خارجی یعنی جنگ متوسل شد ، بلکه تمایل داشت از راه های دیپلماتیک ضممن دست یافتن به هدف خویش به مناقشه فیصله دهد.
سرانجام کوروش در حمله ای غافلگیرانه در سال 546 ق. م به حیات دولت مقتدر لیدی پایان داد و پس از فتح سارد پایتخت لیدی با کرزوس همان معامله ای را کرد که با آستیاگ کرده بود در اینجا نیز او کرزوس را مورد عفو بزرگ منشانه خود قرار داد و با وی مهربانی و مدارا کرد و حتی وی را مشاور افتخاری دربار خود قرار داد علاوه بر آن به استناد نوشته ی کتزیاس پس از آنکه کوروش کرزوس را به ایران برد ، در سرزمین ماد ولایتی را به نام بارنه در حوالی اکباتان با دستگاه شاهانه به عنوان تیول به او بخشید.
واکنش دولت های بزرگ زمان کوروش و اتحاد آنان درمقابل دولت نوبنیاد کوروش اهداف سیاست خارجی دولت هخامنشی را مشخص کرد مسلم بود که کوروش در آینده تصرف سرزمین های متحدین مزبور را در راس اهداف سیاست خارجی خود قرار خواهد داد . تحولات پس از سقوط ماد و تهاجم لیدی ، کوروش را بر این کار مصمم کرد چرا که در منازعه ایران و لیدی مجدداً دولت های مصر و بابل و حتی اسپارت علیه ایران یا پادشاه لیدی عقد اتحاد بستند بنابراین مهم ترین اهداف سیاست خارجی کوروش با موضوع گیری دولت های مخاصم رقم خورد او نمی توانست اتحاد دشمنان را نادیده بگیرد و اقدامی نکند .
کوروش پس از تصرف لیدی متوجه مرزهای شرقی و شمال شرقی ایران شد تا ا منیت را در آن ممالک برقرار سازد به زودی سرزمین های یاد شده به تسخیر کوروش درآمد وسعت و عظمت امپراطوری افزایش یافت اکنون وقت آن رسیده که بابل این تواناترین نامی ترین و مستحکم ترین شهر دنیای کهن را که پس از نینوا پایتخت شده بود و شکوه و جلال آن به نوشته هرودوت در جهان بی همتا بود تصرف کند . سرانجام بابل در سال 539 ق.م به تصرف کوروش درآمددر باب تسخیر بابل هرودوت نوشته است : «بابلی ها در بیرون شهر بابل به لشکر پارسی ها تاختند اما شکست خوردند و ناگزیر به درون بابل عقب نشینی کردند چون محاصره ی شهر به درازا کشید به دستور کوروش رود فرات را برگردانده و به طرف دریاچه ای مصنوعی هدایت کردند و پس از آنکه آب در مجرای قدیم کم شد قشون ایران که عده ای در مدخل رودخانه به شهر و بقیه در محل خروج رود از شهر موضع گرفته بودند از مجرای رود وارد بابل شدند و آن را تسخیر کردند» کوروش که رمز موفقیت ثبات و بقای امپراطوری را در گرو اصل مدارا و تسامح می دید در واقع فتح بابل کماکان علاوه بر عامه ی مردم نبونید پادشاه بابل را نیز براساس همین اصل مدارا و تساهل مشمول رافت و گذشت خود قرار داد وی طبق عادت در کمال آزادمنشی با نبونید رفتار کرد و در سال بعد هنگامی که او درگذشت عزای ملی اعلام شد و خود کوروش هم در آن شرکت کرد. اونه تنها دین و خدای خود را بر مغلوبین تحمیل نکرد بلکه به معبد بزرگ بابلیان رفت و به مردوک خدای خدایان بابل احترام گذارد و حتی خود را به عنوان فاتح و پادشاه پارس معرفی نکرد بلکه خود را برگزیده مردوک و پادشاه بابل خواند : منم کورش ، پادشاه عالم ، شاه بابل شاه سومر و اکد.
یکی از وقایع مهم پس از فتح بابل آزادی یهودیان است که در زمان بخت النصر پادشاه بابل از فلسطین به بابل تبعید شده بودند کوروش پس از فتح بابل فرمان آزادی همگانی را صادر کرد و بر همین اساس نه تنها تمامی یهودیان از اسارت آزاد شدند و مورد لطف و رحمت کوروش قرارگرفتند بلکه او امکانات لازم را برای بازگشت آنان به وطن اصلی شان بیت المقدس فراهم کرد و به بازسازی اورشلیم و معابد آن پرداخت . در کتب عهد عتیق پیامبران یهود سخنان فراوان راجع به کوروش و عنایات او به قوم یهود نوشته اند :
عزرا در کتاب مقدس میگوید:
«کوروش پادشاه فارس چنین می فرماید : یهوه خدای آسمان ها جمیع ممالک زمین را به من داده و مرا امر فرموده است که خانه ای برای او در اورشلیم که در یهودا است بنا نمایم»
اشعیای نبی در کتاب مقدس میگوید: : درباره کوروش می گوید که او شبان من است و تمامی مسرت مرا به اتمام خواهد رساند.
در باب چهل و پنجم آمده است : خداوند به مسیح خویش یعنی به کوروش می گوید که دست راست او را گرفتم تا به حضور وی امتها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و دروازه ها دیگر بسته نشود
به طور کلی در منابع یهودی چهره ی کوروش بدون قیدو شرط ستایش شده است و از او به عنوان منجی و نجات دهنده یهود از بدبختی ها یاد شده است کاملا متحمل به نظر می رسد که اگر کوروش نبود مردمان یهود در خارج از موطن خود و به عنوان گروهی منزوی در قرن پنجم قبل از میلاد جان می باختند.
کوروش با پایه گذاری اصل مدارا و تسامح انقلابی بزرگ در عالم سیاست به وجود آورد که تا آن زمان سابقه نداشت او به همگان ثابت کر که مغلوبین ، مغضوبین و نفرین شدگان ابدی زمین نیستند و نه تنها خود آنان بلکه اعتقادات معابد و خدایان آنان نیز مورد احترام است او با سیاست تساهل و مدارای خود تفکر همزیستی مسالمت آمیز ملل مختلف با فرهنگ های گوناگون را در صحنه بین المللی مطرح کرد کوروش که تسامح جز خصایص ذاتی اش بود با مبنا قرار دادن چنین سیاستی موجبات گسترش عظمت و حفظ امپراطوری معظم هخامنشی کمابیش بدان پای بند بودند بی شک دوام و بقای امپراطوری به مدت دویست و بیست سال مرهون و مدیون همین سیاست خردمندانه کوروش بود.
کوروش پس از فتح بابل یقینا در اندیشه فتح مصر و احتمالاً یونان بود اما در این زمان سکاهای آسیای مرکزی هنوز کاملاً مطیع ایران نشده بودند بنابراین قبل از تسخیر مصر به مرزهای شمال شرقی امپراطوری پرداخت تا آن سرزمین ها را از هجوم سکاها محفوظ دارد وی ضمن اینکه پسرش کمبوجیه را به تدارک مقدمات لشکرکشی به مصر مامور کرد خود عازم مرزهای شمال شرقی شد اما در مصاف با ماساژت ها کشته شد و با مرگ خود پارس را در ماتمی بزرگ فرو برد.
2-1-2سیاست خارجی کمبوجیه
پس از کورش پسرش کمبوجیه بر آن شد تا به نیات پدرش جامه ی عمل بپوشاند . وی سیاست توسعه طلبی را پیش گرفت و به محض نشستن بر تخخت سلطنت مساله تسخیر مصر را در راس اهداف و برنامه های سیاست خارجی خود قرار داد. پس از آنکه شورش های ایالات را فرو نشاند در سال 526 ق. م سفر جنگی اش را به سوی مصر آغاز کرد مهم ترین دلایل لشکرکشی کمبوجیه به مصر عبارت بودند از:
کین جوئی : از آنجا که آمازیس فرعون مصر با دشمنان کوروش پیمان اتحاد بسته بود تا ایرانیان را به زانو درآورد بیم آن می رفت که وی روزی از ترس جان خود بر ایران بتازد .