کتیبه بیستون

دانلود پایان نامه

در مورد بی وفایی زن یا شوهر نسبت به یکدیگر مجازات زن به مراتب شدیدتر است در مورد زدن تهمت به زن محاکمه ی خدایی می شود یعنی زن خود را به رود می اندازد و اگر آب او را فرو نگرفت بی تقصیری خود را ثابت کرده است مرد از زنش ارث نمی برد زیرا مال زن متعلق به اولاد اوست ولی زن به علاوه جهیز خود سهمی از مال شوهر متوفی را به عنوان هدیه دریافت می کند زن می تواند اموالش را خودش اداره کند اجازه بدهد جهیز خود را پس بگیرد مال خود را ببخشد تجارت کند ، کسبی پیش گیرد در زمره ی روحانیون درآید از آنچه گفته شد قوانین حمورابی نسبت به زن از قوانین رومی خیلی مساعدتر و حقوق زن ها موافق آن بیشتر بوده زن پس از مرگ شوهر خود می تواند به دیگری شوهر کند و اگر اولاد او مانع شود محکمه دخالت کرده اجازه می دهد هرگاه اولاد زن از شوهر اولی صغیر باشند محکمه قیم معین کرده و صورتی از ترکه ترتیب داده به شوهر دوم می سپارد بی این که او حق فروش داشته باشد اولاد از هر مادری که باشند در بردن ارث مساویند ولی پدر می تواند وصیت کند که مال غیر منقولش را به پسر محبوب او بدهند فرزندان جهیز مادرشان را بالسویه تقسیم می کنند دخترانی که جهیز گرفته اند از ارث محرومند ولی آنها که جهیز ندارند در بردن ارث با پسران مساویند.
2-2-4-3-1مداخله زنان در کار جنگ
به طوری که دیاکونوف در فصل هفتم تاریخ ماد متذکر شده است در جنگی که بین آستیاگ با لشکریان کوروش در گرفت پارسیان شکست خوردند وضع پارسیان چنان یاس آور و عقب نشینی ایشان چنان با بی نظمی توام بود که زنان از حصار قلعه بیرون آمده جنگاوران را به پیکار ترغیب و تحریص می کردند پوستین نقش زنان پارسی را در تحریص مردان به نبرد بهتر آشکار می کند در آن زمان که مردان در برگزیدن راه تردید داشتند زنان همان جا برهنه در برابر ایشان ظاهر شدند و پرسیدند آیا می خواهند فرار کرده به بطن مادران و زنان خویش بازگردند.
که ایران نتوانست شورش مصر را که در اواخر سلطنت داریوش دوم آغاز شده بود دفع کند.
2-3 نماد های فرهنگی هخامنشیان
برخی از نمادهای فرهنگی که در زمان هخامنشیان برجسته بوده اند مورد بررسی قرار گرفته اند:
2-3-1 پادشاه فاتح و پادشاه عدالت :
صفات و فضیلت های ویژه شاه در متن دوم کتیبه نقش رستم گویاتر است این فضیلت ها به دو میدان عمل مربوط می شوند که هم جدا از هم اند و هم مکمل یکدیگرند یکی قصر و دیگری میدان جنگ داریوش نه تنها یک سرباز خوب پیاده نظام و یک سوار نظام چیره دست بلکه یک کمان دار ماهر و یک نیزه پران زیردست است و یک فرمانده کاردان جنگی . اگر توانسته است لشکریان اش رادر جنگ ها پیروز سازد به دلیل آن است که هوشمندی خاص هشیاری قدرت تجزیه و تحلیل و اتخاذ تصمیم دارد و این کمالات در او چنان جمع اند که او رااز هرگونه احساس پریشانی و وحشت ممکن است در هر سرباز دیگر پدید آید برحذر می دارند و او را قادر می سازند تا در گرما گرم پیکار و در میان شعله های آتش آورگاه به اتخاذ موثرترین و روش رایانه ترین تصمیم ها بپردازد .
بنابراین پادشاه برکشاننده و رهنمای افراد است .
این بیانات خواننده را به تفکر پیرامون مطالب دیگری وادار می کند مانند این بیان که : به اراده اهورا- مزدا و من داریوش شاه در برابر هیچ مملکت دیگری به لرزه نمی افتد داریوش در بیانیه های متعدد اظهار می کند که او خود در راس جنگاوران پارسی اقوام سرزمین های امپراتوری را مسخر ساخته و بر آنها تسلط یافته است وقتی خطاب به آحاد رعایای خود فریاد می زند : تو درخواهی یافت که نیزه ی مرد پارسی به دورها رفته است و آنگاه تو درخواهی یافت که دور از سرزمین پارس مرد پارسی به جنگ پرداخته است . در واقع خود را مثال می زند یا آنگاه که می گوید : مرد پارسی مصر را مسخر کرده است . همین منظور را دارد در انجا ایدئولوژی شاه جنگجو است که مقام اول را به خود اختصاص می دهد که در کتیبه بیستون نیز به بهترین صورت هم در متن و هم در تصویر به نمایش گذاشته می شود . البته ، تردید نیست که این سرزمین پارس که اهورا- مزدا به دست های او سپرده است نیک است اسب های خوب و جنگاوران خوب دارد . و همه پارسیان چنان که هرودوت اشاره دارد به دلاوری شهره اند آنچه در نظرشان قدر و بزرگی مرد را می سازد قبل از همه شجاعت و دلیری او در جنگ است . لیکن شاه بزرگ بر همه ی جنگاوران پارسی برتری دارد زیرا او نه تنها سوار نظام کمان دار و نیزه پران نخبه ای است بلکه از نیروی بدنی و عقلی ممتازی برخوردار است که از او یک سردار جنگی بی بدیل می سازند .
در یک مهر دیگر که آن هم از مصر آمده است یک شاه پارسی مصور شده است که با دست چپ یک مرد مصری را که کلاه مصری به سر دارد گرفته است و یا نیزه ای بدن او را سوراخ می کند و در همان حال چهار اسیر را که طناب بر گردن دارند با دست راست خود گرفته است همین سوژه اسیران و طناب در یک مهر لوحه خزانه نیز دیده شده است شاید مهر اردشیر یادآور پیروزی اردشیر اول بر اینازس یاغی باشد. نکته مهم آن است که در همه علامات مداومت قهرمان سازی از پادشاه مشهود است . موضوع شاه- فاتح بر مهرهای متعدد حک شده است و مثلا یکی از آن ها یک شخصیت پادشاهی پارسی را نشان می دهد که در حالی که کلاه بوقی یک مرد سکایی را به دست گرفته است او را به قتل می رساند صحنه ای مشابه بر روی یک مهر استوانه ای خزانه جیحون دیده می شود . در یکی دیگر شاه در حالی نشان داده شده است که با نیزه خود بدن یک جنجگوی یونانی را که زانو بر زمین نهاده و دست چپ شاه او را از حرکت بازداشته است سوراخ می کند.
2-3-2 مجسمه داریوش
در میان جالب ترین اسناد مجسمه ی داریوش که به سال 1972 در شوش کشف شده جای دارد مجسمه بر دروازه قصر استوار بوده است و حجاری آن که از زمان داریوش آغاز شده در زمان خشاشارشا پایان یافته است دروازه که بر سراسر دشت با ارتفاعی معادل پانزده متر مسلط بوده است و دیدار کننده بعد از عبور از آن می توانسته است به سوی قصر آپادانا و سایر کاخ های شاهی برود ممکن است که در آغاز دو مجسمه بوده اند که در دو سوی دروازه به سمت داخل جای داشته اند درهر حال این مجسمه اولین نمونه یک تندیس عظیم عصر هخامنشی است و به صورت بی سر کشف شده است با آنکه تندیس اصلا در مصر حجاری شده و علائم محل ساختمان و استقرار خود را در شهر هلیوپولیس مصر دارد لیکن شاه را به صورتی نزدیک به آنچه که در پرسپولیس دیده می شود نشان می دهد شاه یک گرز کوچک در دست راست و یک گل در دست چپ دارد فقط جامه ی آن متفاوت است زیرا در آن تزئینات و رنگ دیده نمی شود.
موضوع این ا ست که در تمام تصاویر و نمایش هایی که از شاهان بزرگ از داریوش تا اردشیر اول عرضه شده است پادشاه جامه ای به همین شکل به تن دارد .
البته دلیلی در دست نیست که تصور کنیم این مجسمه در هنر پادشاهی هخامنشی یکتاست براساس نوشته ی هرودوت می دانیم که بعد از جلوس بر تخت سلطنت نخستین کاری که داریوش کرد این بود که فرمان داد نقش برجسته ای بر سنگ برآوردند که او را بر اسب نشان می داد و مقرر داشت در زیر آن کتیبه ای به این مضمون نقر کنند درایوش پسر هیستاسپ به یمن شایستگی اسب اش که نام آن را برده است و مهترش اویبارس پادشاهی پارسیان را به دست آورد با همه ی تردیدی که ممکن است پیرامون خود کتیبه و محتوای آن وجود داشته باشد اما وجود نقش را نمی توان رد کرد .
2-3-3 شاه بر روی تخت اش
تفسیر سه نمایش تصویری اول از خود نقوش و از جزئیاتی که پیرامون زندگی دربار به وسیله ی مولفان کلاسیک داده شده آشکار است هدف اولیه ی آنها این است که شاه را انسانی بالاتر و برتر از دیگر مردمان معرفی می کنند بر فراز هریک از این نقوش برجسته صفحه مدور اهورا مزدا قرار دارد شاه خود در وضع و حالتی بی حرکت و ساکن و تقریبا قدیس است.خدمتکارانی که برگرد اویند وظیفه دارند که تمام ناراحتی های جسمی ناشی از گرمای زیاد محیط را از او دور کنند فقط شاهزاده ناشی از گرمای زیاد محیط رااز او دور کنند فقط شاهزاده ولیعهد در نقوش مربوط به باریابی بر صفه ای که تخت پادشاه بر آن است ایستاده است حضور مشترک شاه و پسرش بر ویژگی تغییر ناپذیر بر پادشاهی تاکیدی دوباره دارد .
شاه از جهت وسایل مادی نیز با ویژگی های ممتازی مشخص می شود که خاص خود اوست مثلا وقتی بر تخت جلوس کرده است پاهایش بر چارپایه کوتاه زیر پایی قرار دارد و این مطلب نکته ای را یادآوری می کند که دینون نوشته است و آتنه از او ذکر کرده است :
وقتی شاه ازارابه پایین می آید هرگز به پایین نمی برد با آنکه مسافت کوتاه است و هیچ گاه بر بازوی کسی تکیه نمی کند همیشه چارپایه ای پیش پای او می گذارند و او پای بر آن می نهد و حامل چارپایه شاهانه همیشه به همین منظور در التزام اوست .
حمل کننده چارپایه شاهانه بر روی جلوخان های ضلع شرقی و ضلع شمالی کاخ آپادانا مصور شده است و اما خود چارپایه یرا مولفان کلاسیک بسیار خوب می شناخته اند زیرا جز غنیمت های بوده است که آنتی ها بعد از جنگ پلاته به دست آوردند از مطالعه روایت های مربوط به اسکندر معلوم می شود که این چارپایه برای شاه وسیله ای به منظور راحت نشستن بوده است . کنت کورث ضرورت آن را به بهترین صورت تعریف می کند و می نویسد وقتی اسکندر بر تخت شاهی نشست پاهایش در هوا آویزان بودند و به این ترتیب شاه نمی توانست انتظار داشته باشد که در این حالت از شوکت و جلوه ای شایسته مقام خود برخوردار باشد.
2-3-4 بارعام شاهانه :
در نقوش بار عام ها نیز شاه بر روی تخت مصور شده است شمار متعددی از مولفان یونانی که به چگونگی رسوم باریابی به حضور شاه سخت علاقه مند بوده اند بی آنکه خیلی مطمئن باشند اظهارنظر کرده اند که شخصیتی که در پوشش مادی در برابر شاه بزرگ تعظیم می کند همان شیلیارک است که واژه یونانی هزرپتیش ایرانی است این شخصیت رئیس گارد شخص پادشاه است که سربازان او در دو سوی چپ و راست نقش مصور شده اند کسانی که می خواهند به حضور شاه باریابند نخست باید به او مراجعه کنند : هیچ کس جز از طریق او نمی تواند وارد شود .
مولفان کلاسیک یادآور شده اند که برای دریافت اجازه باریابی متقاضی می بایستی متعهد به زانو زدن در برابر شاه شود این نکته راارتبان رئیس تشریفات به روشنی به تمیستوکل متذکر می شود:
در نزد ما در میان قوانین زیبای دیگری که داریم زیباترین قانون آن است که فرمان به تعظیم در برابر شاه و زانون زدن در برابر او میدهد چون در برابر تصویر خدا که بر جهان فرمان می راند پس اگر تو رسوم ما را بپذیری رضایت به تعظیم در برابر او خواهی داد و آنگاه خواهی توانست او را ببینی و با او سخن بگویی لیکن اگر موافق نباشی باید برای برقرار کردن ارتباط با او از طریق دیگران مراجعه کنی زیرا آیین سنتی مجاز نمی دارد که شاه به مردی باردهد که از تعظیم در برابر او خودداری می کند .
تیتروستس درباره ی او نیز سخنانی به همین مضمون خطاب به کونون بیان می کند و به او یادآور می شود که هرکس به حضور شاه می رسد باید در برابر اورسم پرستش به جا بیاورد نپوس در اینجا اضافه می کند و تاکید دارد که همان رسمی که در آن مملکت آن را proskynese نامند و تیتروستس رئیس تشریفات دربار به ایسمنیاس نیز که به حضور او رفته بود همین رسم را یادآوری کرد احتمال دارد که این هر سه روایت مربوط به رسم مشترکی باشد که یونانی ها آن را موضوعی برای بیان استبداد و خودکامگی پادشاهان پارسی قرار داده اند که غالبا در مورد رسوم دربار ساتراپ هاو بعد اسکندر نیز همان را متذکرشده اند.
با این همه مقابله ی متون کلاسیک با نقوش پارسی مسئله تعبیر و تفسیر را در برابر ما قرار می دهد شخصی که به حضور شاه وارد می شود دقیقا چه حرکتی می بایستی انجام دهد ؟ و به گفته دیگر اصطلاح proskynese چه معنایی می دهد ؟ در نقش باریابی شخصیت عالی رتبه محضر شاه اندکی کمر خم کرده است و با دست بوسه ای برای شاه می فرستد لیکن این اصطلاح در نزد بسیاری از مولفان یونانی به وضوح عبارت است از حرکتی که در شرق میانه پیش از عصر هخامنشی و در نزد پارت ها مرسوم بوده است و منظور از ان به خاک افتادن یا به زانو درآوردن در برابر پادشاه است هرودوت در گزارش مربوط به تفاوت های اجتماعی در نزد پارسیان به این حقیقت اشاره دارد: