دانلود پایان نامه

2-4-3- آزمون تصاویر درهم ری – استریه 42
2-4-4- مقیاس حافظهی وکسلر (WMS) 45
2-4-5- آزمون یادگیری جفت ارتباط(PAL) 46

2-5- بررسی تحقیقات انجام شده 47
جمع بندی نهایی 73
فصل سوم: روش تحقیق
مقدمه 75
3-1- طرح کلی پژوهش 75
3-2- جامعه آماری 76
3-3- نمونه و روش نمونه گیری 76
3-4- ابزارهای تحقیق 76
3-4-1- مقیاس تجدید نظر شده حافظهی وکسلر 77
3-4-2- آزمون معاینه مختصر وضعیت شناختی ( MMSE) 78
3-4-3- پرسشنامه سلامت عمومیGHQ) ) 80
3-4-4- آزمون حافظه چهره ها 81
3-5- روش اجرا 82
3-6- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات 82
فصل چهارم : یافته های پژوهش
مقدمه 85
4-1- توصیف داده ها 85
4-1-1- توصیف متغیرهای جمعیت شناختی 86
4-1-2- توصیف متغیر MMSE 88
4-1-3- توصیف متغیر سلامت عمومی 90
4-2- تحلیل یافته های تأییدی و استنباطی 95
4-2-1- فرضیه اول پژوهش 96
4-2-2- فرضیه دوم پژوهش 98
4-2-3- فرضیه سوم پژوهش 99
4-2-4- فرضیه چهارم پژوهش 100
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………….. 108
5-1- خلاصه نتایج پژوهش 109
5-2- بحث و نتیجه گیری 110
5-3-محدودیت های پژوهش 117
5-4-پیشنهادات پژوهش 119
منابع
منابع فارسی 121
منابع انگلیسی 128
چکیده انگلیسی 140

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4-1- فراوانی (میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر ) سن در دو گروه افراد شهری و
روستایی …………86
جدول 4-2- نتایج t مستقل برای مقایسه میانگین میزان سن در دو گروه افراد شهری و
روستایی …………86
جدول 4-3- فراوانی (میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر ) میزان تحصیلات در دو گروه افراد شهری و روستایی …………87
جدول 4-4- نتایج t مستقل برای مقایسه میانگین میزان تحصیلات در دو گروه افراد شهری و
روستایی …………88
جدول 4-5- فراوانی (میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر ) MMSE در دو گروه افراد شهری و روستایی …………89
جدول 4-6- نتایج t مستقل برای مقایسه میانگین میزان MMSE در دو گروه افراد شهری و
روستایی ………..89
جدول 4-7- فراوانی (میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر ) سلامت عمومی در دو گروه افراد شهری و روستایی …………91
جدول 4-8. نتایج t مستقل برای مقایسه میانگین میزان سلامت عمومی در دو گروه افراد شهری و روستایی …………91
جدول 4-9- نتایج t مستقل برای مقایسه میانگین زیر مقیاس های سلامت عمومی در دو گروه شهری و روستایی …………93
جدول 4-10- میانگین و انحراف استاندارد افراد شهری و روستاییبه تفکیک جنسیت در حافظهی بینایی و چهره ها …………96
جدول 4-11- نتایج t مستقل برای مقایسهی میانگین نمره های حافظهی بینایی فوری در دو گروه شهری و روستایی …………97
جدول 4-12- نتایج t مستقل برای مقایسهی میانگین نمره های حافظهی بینایی تأخیری در دو گروه شهری و روستایی …………98
جدول 4-13- نتایج t مستقل برای مقایسهی میانگین نمره های حافظهی فوری چهره ها در دو گروه شهری و روستایی …………99
جدول 4-14- نتایج t مستقل برای مقایسهی میانگین نمره های حافظهی تأخیری چهرهها در دو گروه شهری و روستایی …………………………………………………………………………………………………………………………………100

جدول 4-15- نتایج t مستقل برای مقایسهی میانگین نمره های حافظهی بینایی فوری در دو گروه زنان و مردان ……………………………………………………………………………………………………………………………………………….101
جدول 4-16- نتایج t مستقل برای مقایسهی میانگین نمره های حافظهی بینایی تأخیری در دو گروه زنان و مردان ……………………………………………………………………………………………………………………………………….102
جدول 4-17- نتایج t مستقل برای مقایسهی میانگین نمره های حافظهی فوری چهرهها در دو گروه زنان و مردان ………………………………………………………………………………………………………………………………………………..103
جدول 4-18- نتایج t مستقل برای مقایسهی میانگین نمره های حافظهی تأخیری چهرهها در دو گروه زنان و مردان …………………………………………………………………………………………………………………………………………104
جدول 4-19- همبستگی بین متغیرهای حافظهی تصویری، چهرهها، MMSE، سلامت عمومی و داده‌های جمعیت شناختی در کل گروه نمونه ……….106

فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شکل 1-1- فهرست هجاهای بینایی برگرفته از ابینگهوس 23
شکل 2-1- مدل نمایی یا مدل هنجاری حافظه اتکینسون و شیفیرین 41
بررسی عملکرد حافظه‌ی بینایی در بین گروهی از جمعیت شهری و روستایی
(استان فارس, 1392)
به وسیله ی: زهرا شاهوران
چکیده
هدف مطالعه حاضر بررسی عملکرد حافظهی بینایی در بین گروهی از جمعیت شهری و روستایی در استان فارس میباشد. به همین منظور (50 نفر زن و 50 نفر مرد ) از شهر شیراز و روستاهای ریچی و کوزرگ واقع در جنوب کوهمره سرخی و روستاهای مظفری و طسوج شهرستان کوار در استان فارس با روش نمونه گیری در دسترس و با در نظر گرفتن سن، جنس و سطح تحصیلات انتخاب گردیدند و از این افراد درخواست شد که در آزمون حافظهی بینایی متعلق به مقیاس تجدید نظر شده حافظه وکسلر بزرگسالان(WMS-R)و آزمون حافظه چهره ها و آزمون معاینه مختصر وضعیت شناختی ( MMSE ) و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) شرکت نمایند. نتایج نشان داد که تفاوت میانگین نمره حافظه بینایی در بین گروه های شهری و روستایی از لحاظ آماری معنادار میباشد و این معناداری به نفع گروه شهری میباشد. هم چنین نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بین حافظه چهرهها در گروه های شهری و روستایی تفاوت معناداری وجود دارد و این نوع حافظه در افراد شهری قویتر است.
نتیجه گیری : نتایج نشان میدهد که محل اقامت ( شهر / روستا ) از جمله عوامل مهم و تعیین کننده در رشد و تحول توانایی های ذهنی و حافظه است .
واژه های کلیدی: حافظه بینایی، گروه های شهری و روستایی، زنان و مردان

فصل اول
موضوع پژوهش

مقدمه
ده های را که پشت سر نهادهایم ( دههی 1990) دههی مغز نامیدهاند و دانش به دست آمده در روان شناسی و علوم اعصاب در این دهه، بیش از ده قرن پیش بوده است. در عصر حاضر، در تمامی حوزههایی که به نوعی با ساختمان یا کارکرد دستگاه عصبی سر و کار دارند، تشخیص، پیشگیری، درمان، توان‌بخشی و حتی پژوهش، نیازمند اندازهگیری دقیق و قابل اعتماد عملکردهای مختل ناشی از ضایعات مغزی و حتی سنجش عملکردهای سالم و طبیعی مغز و ذهن است. از آنجایی که مغز، یک ساختمان محافظت شده ( توسط بافتهای گلیال ) است و دسترسی به آن، چه از طریق دارویی و چه بافتی بسیار محدود و مشکل است، ارزیابی آسیبهای مغزی، بهخصوص آسیب هایی که در ساختمان مغز مشهود نبوده و به صورت اختلال کارکردی نمایان میشوند، بسیار پر اهمیت است. یکی از روش های بسیار دقیق، کمهزینه و متداول در ارزیابی مغز و ذهن، بررسیهای مبتنی بر رفتار و برون دادهای ذهن است. لذا از طریق ارزیابی عصب – روان شناختی( نوروپسیکولوژی ) میتوان استنباطهای معتبری دربارهی ساختمان و کارکردهای آسیب دیده یا سالم صورت داد (گازانیگا، 2001). در واقع گرایشهای عصب – روانشناختی میکوشند تا رفتارها را با کنش مغزی پیوند دهند و استفاده از این روشها در سنجش زمینههایی نظیر حافظه، استدلالانتزاعی، مسئلهگشایی، تواناییهای فضایی و پیامدهای هیجانی و تشخیص کژکاری مغز، مورد توجه بسیاری از روانشناسان شناختی و دانشمندان علوم عصبی قرار گرفته است ( مارنات، 2001). متخصصان این حوزه هنگام سنجش کژکاری عصب شناختی بیماران از آزمون‌های بسیاری استفاده میکنند. اکثر اطلاعاتی که آنها میتوانند بهدست آورند به واسطهی کاربرد فنون پیشرفته غربالکردن نظیر ( ام آر آی و سی تی ) است . با این حال هنوز هم مجموعهای از آزمون‌های مداد و کاغذی وجود دارد که این متخصصان میتوانند با بهره گرفتن از آنها به اطلاعات سودمند و بیشتری دست یابند ( همان منبع ). امروزه از ارزیابی نوروپسیکولوژیک به عنوان ابزار و وسیلهی قوی در تعیین محل ضایعه و برنامه ریزی توانبخشی استفاده میشود. در واقع هدف از ارزیابی نوروپسیکولوژیک این است که با گردآوری اطلاعات در مورد احتمال آسیبدیدگی مغزی یک فرد و نوع این آسیب، قضاوت کند و برنامهای در جهت توانبخشی فرد آسیب دیده با توجه به نارساییهای کارکردی او و نیز آنچه در او سالم مانده است تنظیم کند از نظر عصب – روانشناختی، نارساییهای دیده شده در بیماران دچار اختلال حافظه با تخریب کارکرد به لوب میانی گیجگاهی سازگار میباشد. لوب میانی گیجگاهی در بر گیرندهی ساختارهایی مانند هیپوکامپ است که در حافظه نقش مهمی ایفا میکند ( علی پور، 1392).

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مهمترین ناحیه در ارتباط با حافظه و یادگیری، هیپوکامپ میباشد ( کندل، 2012). هیپوکامپ در کف بطن طرفی در لوب گیجگاهی مغز قرار دارد. تقریباً هرگونه تجربهی حسی باعث فعال شدن حداقل بخشی از هیپوکامپ می شود و هیپوکامپ نیز سیگنال های خروجی فراوانی به تالاموس قدامی، هیپوتالاموس و قسمتهای دیگر لیمبیک به ویژه از طریق فورنیکس یعنی توسط مسیر خروجی اصلی خود ارسال میکند. مطالعات زیادی نشان داده است که کارکردهای حافظهی بینایی نیاز به سلامت لوب گیجگاهی و بخش هیپوکامپ و هستهی آمیگدال دارد ( براون، تاتل و همکاران، 2010؛ به نقل از معظمی، 1391). به طور کلی در خارج منطقهی بینایی اولیه ( منطقه 17 برودمن )، دو منطقهی وسیع در قشر ارتباطی قطعههای پسسری و گیچگاهی وجود دارد که پردازش اطلاعات بینایی و ضبط حافظهی بینایی را به عهده دارد. این دو قسمت مناطق ثانویه و ثالثیه بینایی نام دارند که در تقسیمبندی برودمن نواحی 18 و 19 شمارهگذاری شدهاند ( اسلوتینک، تامپسون و همکاران ،2011). ضایعهی قشر ارتباطی قطعهی پسسری و ادامهی آن در قطعهی گیچگاهی، باعث اختلال در پردازش و تجزیه و تحلیل اطلاعات بینایی و از بین رفتن حافظهی بینایی میگردد ( زایدل، 2006) . این تحقیق به تفصیل به بررسی عملکرد حافظهی بینایی در افراد میپردازد.
1-1-بیان مسئله
یکی از بارزترین ویژگیهای انسان و متمایز کنندهی وی از سایر حیوانات، شناخت عقلانی و تفکر اوست. انسان نه تنها به درک مستقیم از جهان دست میزند بلکه دارای تواناییهایی است برای دریافت و پردازش اطلاعات و این توانایی به مدد تحول و تکامل ساختمان عصبی بسیار منظم و در عین حال پیچیده انسان است که در جریان تکوین فردی حاصل شده است ( مقدم، استکی و همکاران، 1390). یکی از کنشهای شناختی که نقش عمدهای در فعالیتها و مهارتهای شخص دارد « حافظه »است (آیزنگ ، 2000) .
حافظه، مجموعهای از ارتباط بین فرایند مغزی است که به ما توانایی کسب، اندوزش و بازیابی اطلاعات را میدهد و ما را قادر میسازد که از این اطلاعات در هر زمان استفاده کنیم ( هاکن بری، 2008). در واقع حافظه برای انسانها و سایر اورگانیسم ها و موجودات زنده امری حیاتی است. عملاً تمامی فعالیتهای روزمره مانند صحبتکردن، ادراک یا فهم و حتی جامعهپذیری به اطلاعات یاد گرفته شده و ذخیره شده دربارهی محیط اطرافمان وابسته است ( تراک- براون، 2013). به نظر میرسد که ما انسانها تقریباً هر چه داریم و یا هر چه هستیم از برکت حافظه است و حافظه پدیده های بیشمار هستی را یکپارچه میسازد ( کلیسترم ، 1998؛ به نقل از ساعد، 1389 ).
اولین مرحله حافظه، حافظهی حسی نامیده میشود. حافظهی حسی به عنوان محل ذخیرهی محرک حسی عمل میکند. یک خاطرهی حسی یک کپی برابر اصل از آن چه دیده میشود یا شنیده میشود را اندوخته میکند. حافظهی حسی کار نگهداری اطلاعات برگرفته شده از محیط را برای چند ثانیه و یا
کمتر به عهده دارد ( کرودر، 1992). این قسمت از حافظه در ارتباط مستقیم با حافظهی ما بوده و مدت زمان نگهداری اطلاعات در این حافظه از چند هزارم ثانیه تا چند ثانیه متغیر است ( چلبیانلو، 1383 ). اطلاعاتی که درون حافظهی حسی قرار میگیرند در برگیرندهی تمام محرکهای اصلی است که مورد توجه واقع شدهاند. مثلاً حافظهی حسی بینایی شامل یک تصویر کوتاهی است از یک منظرهای که دیدیم و حافظهی حسی صوتی شامل یک پژواک زود گذر از صدایی است که ما شنیده ایم. اطلاعاتی که ما دریافت کرده ایم، آنقدر در حافظهی حسی باقی میماند تا به حافظهی کوتاه مدت انتقال بیابند. برای اینکه ما از حافظهی حسی آگاه شویم، اطلاعات باید بسیار مختصر ارائه شوند، به گونهای که بتوانیم اثری از آنها را مشاهده کنیم مثلاً رعد و برق در شب نمونهی خوبی برای آگاهی از حافظهی حسی دیداری است ( لاک و هالینگورث، 2008 ). در حافظهی حسی برای هر کانال حسی، حافظهای وجود دارد. حافظهی بینایی برای محرکات دیداری، حافظهی پژواکی برای محرکات شنیداری، حافظهی بساوشی برای حس لامسه، حافظهی شامهای برای حس بویایی و حافظهی چشایی برای حسچشایی که مهمترین نوع حافظهی حسی، حافظهی بینایی و شنوایی است ( قلی زاده، خیرالدین و همکاران، 1389). یکی از مهمترین کانال های حسی که انسان از طریق آن اطلاعات زیادی را دریافت میکند و به حافظهی خود میسپارد بینایی است ( هیل و هیل، 2008 ) .
در طول دهه های گذشته، تحقیقات مربوط به حافظهی بینایی در چند خط پژوهشی مختلف دنبال شده است. یکی از این خطوط پژوهشی، مربوط به تفاوتهای جنسیتی در کارکردهای شناختی به طور اعم و حافظهی بینایی به طور اخص بوده است. به عنوان مثال تحقیقات نشان میدهد که در زمینهی حافظه مکان یابی اشیاء تفاوتهای جنسی وجود دارد و معمولاً زنان در این مورد بهتر عمل میکنند ( گالاگر و همکاران ، 2006 ، لاچینی و همکاران، 2005؛ گوئده و همکاران ، 2008). هم چنین زنان در مقایسه با مردان در تکالیف مربوط به حافظههای کلامی کوتاه مدت و یادگیری واژگان جدید بهتر از مردان عمل می کنند ( کاشانسکیا، ماریان و همکاران ، 2011). تحقیقات پارسونز، ریزو و همکاران ( 2005) نیز نشان داد که زنان در تکالیف کلامی و مردان در تکالیف فضایی بهتر عمل میکنند. لنتون، بلیر و همکاران (2011) نشان دادند که زنها نسبت به مردها از حافظهی کوتاهمدت قویتری برخوردارند. نتایج چندین مطالعه نشان داد که زنان دارای تمایل برای عملکرد بهتر در فرایندهای حافظهی کلامی هستند، در حالی که مردان دارای عملکرد بهتری در حافظهی بینایی هستند ( دردیل، ورهاف و همکاران، 2013، تراهان،گوینتانا، 1999 ). نتایج برخی از تحقیقات نشان میدهد که زنان دارای عملکرد بهتری در حافظهی بینایی و کلامی و مهارتهای زبانی هستند و مردان دارای عملکرد بهتری در استدلال انتزاعی، حل مسائل ریاضی و همچنین مهارتهای فضایی هستند ( دادین، سالگادو و همکاران، 2008، فیلیپس، 1992، پستما، هانک و همکاران، 1999). همچنین گیورن، ماتر و همکاران(1998) نشان دادند که زنان دارای حافظهی بینایی بهتری برای اشکال انتزاعی نسبت به مردان هستند. فرگوسن، کروز و همکاران ( 2007) نشان دادند که مردان دارای مزیت در حافظهی بینایی هستند. نتایج بوت، چن و همکاران (2010) نشان داد که پسران دارای مهارتهای بینایی، فضایی بهتر و دختران توانایی کلامی بیشتری نسبت به پسران میباشند. ترویا، هریس و همکاران ( 2000) دریافتند که از

دیدگاهتان را بنویسید