گروه نمونه و نحوه گزینش آن….. 56
ابزارهای پژوهش 56
پرسشنامه اضطراب مرگ (DAS) 56
پایایی به دست آمده از این پژوهش……………………………………………………………………………………………………. 57
پرسشنامه رضایت از زندگی دینر (SWLS) 58
پایایی به دست آمده از این پژوهش……………………………………………………………………………………………………. 59
ملاک ورد و خروج از پژوهش 59
روش پژوهش و شیوهی اجرای آن 59
ساختار جلسات 60
روش تجزیه و تحلیل داده ها 61
فصل چهارم: یافتههای پژوهش
یافتههای توصیفی 63
یافته های استنباطی پژوهش 66
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
بحث و نتیجه گیری 73
محدودیتهای پژوهش 80
پیشنهادهای پژوهش 80
پیشنهادهای پژوهشی ………………………………………………………………………………………………………………………..80
پیشنهادهای کاربردی 81
منابع فارسی………………………………………………………………………………………………………………………………….82
منابع انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………………………….. 92
عنوان فهرست پیوست ها صفحه
________________________________________________________________
پیوست ها
پیوست شماره 1 : جلسات آموزشی سبک زندگی سالم……………………………………………………………………..98
پیوست شماره 2: پرسشنامه های پژوهش………………………………………………………………………………………..122

عنوان فهرست جداول صفحه
_________________________________________________________________
جدول 1-3: دیاگرام تحقیق……………………………………………………………………………………………………………55
جدول1-4: توزیع فراوانی گروه نمونه براساس جنسیت……………………………………………………………………….63
جدول 2-4: توزیع فراوانی گروه نمونه بر حسب وضعیت تأهل……………………………………………………………..64
جدول 3 -4: میانگین و انحراف استاندارد نمونه در متغیر اضطراب مرگ………………………………………………..65
جدول 4 -4: میانگین و انحراف استاندارد نمونه در متغیر رضایت از زندگی……………………………………………65
جدول 5 -4: بررسی همگنی رگرسیون با بهره گرفتن از آزمون کالموگروف- اسمیرنوف……………………………….66
جدول 6 -4: آزمون تحلیل کواریانس برای بررسی شیب رگرسیون متغیر اضطراب مرگ…………………………..67
جدول 7 -4: آزمون تحلیل کواریانس برای بررسی شیب رگرسیون متغیر رضایت از زندگی………………………67
جدول 8 -4: نتایج آزمون کوواریانس مقایسه نمرات پیش آزمون- پس آزمون متغیر اضطراب مرگ
گروه کنترل و آزمایش…………………………………………………………………………………………………………………69
جدول9-4: نتایج آزمون کوواریانس مقایسه نمرات پیش آزمون- پس آزمون متغیر رضایت از زندگی
گروه کنترل و آزمایش…………………………………………………………………………………………………………………70
جدول10-4: نتایج تی تست گروه های همبسته برای متغیر اضطراب مرگ……………………………………………….71
جدول11-4: نتایج تی تست گروه های همبسته برای متغیر اضطراب مرگ……………………………………………….71

عنوان فهرست نمودارها صفحه
______________________________________________________________
نمودار1-4: توزیع فراوانی افراد بر حسب گروه سنی…………………………………………………………………….64
نمودار2-4: بررسی مفروضه همگنی رگرسیون متغیر رضایت از زندگی…………………………………………….68

مقدمه
انسانها طی فرآیند زیستی با مرحلهای به نام سالمندی روبرو میشوند، که در گذرگاه رشد طبیعی به دست میآید، به طوری که با سرنوشت آدمی عجین شده و ضرورتی اجتناب ناپذیر محسوب میشود. سالمندی بنا بر تعریف سازمان بهداشت جهانی، عبور از مرز شصت سالگی است. هر سال 7/1 درصد به جمعیت جهان و 5/2 درصد به جمعیت 65 سال و بالاتر افزوده میشود (سازمان بهداشت جهانی ،2006).
این پدیده، در کلیه ادوار تاریخی وجود داشته، اما، امروزه بر خلاف گذشته، پیشرفتهای علمی پزشکی، وضعیت تغذیه و اعمال روش های درمانی موجب ازدیاد تعداد سالمندان در جوامع مختلف شده است. به قول سووی جامعه شناس اروپایی، « سالمند شدن یکی از پدیده های زمان ماست». افزایش چشمگیر جمعیت سالمندی در سراسر دنیا پدیدهای است که از قرن بیستم آغاز شده است. سازمان ملل در سال 2006، تعداد کل سالمندان دنیا را حدود 700 میلیون نفر برآورد کرده است و پیشبینی میشود که این جمعیت در 40 سال آینده، دو برابر شود. در ایران نیز، جمعیت بالای 60 سال، تا سال 2020 حدود 10 میلیون نفر و تا سال 2050 به بیش از 26 میلیون نفر خواهد رسید (علی پور و همکاران، 1387).
سالمندی، فرآیندی است که با دگرگونیهای عمیق در سه بعد فیزیولوژیک، روان شناختی و جامعه شناختی انسان همراه است. علاوه بر سیر نزولی فرآیندهای زیست شناختی و افزایش کمی و کیفی استرسهای دوران سالمندی، مواجهه با مرگ، اجتنابناپذیر و اضطراب همراه با آن، در ایجاد اختلالات روانی این دوره، نقش مهمی دارد (قربانعلی پور و اسماعیلی، 1391).
اضطراب مرگ یکی از انواع اضطراب هاست که ممکن است سلامت را در سالمندان تحت تأثیر قرار دهد.
اضطراب مرگ ، مشتمل بر افکار، ترسها و هیجانات مرتبط با پایان زندگی میباشد. پژوهشهای صورت گرفته، با مروری اجمالی بر تحقیقات انجام شده در جمعیت غیر بالینی، نشان دادند که اضطراب مرگ در میان جمعیت عمومی، پدیدهای شایع است (کاستنبام ، 2000).
در اواخر بزرگسالی، سالخوردگان به مرگ میاندیشند و دربارهی آن صحبت میکنند. آنها از تغییرات جسمانی، میزان بالاتر بیماری و معلولیت و از دست دادن خویشاوندان و دوستان شواهد بیشتری برای مرگ به دست میآورند. تجربه کردن مقداری اضطراب درباره مرگ، طبیعی است؛ اما، مانند سایر ترسها چنانچه خیلی شدید باشد سازگاری و کارآمدی را تضعیف میکند.
آنچه مسلم است این است که رفتار بارز انسان ها در برابر مرگ، ابراز نفرت، خصومت و انزجار است که معمولاً با ترس آمیختهاند. این احساسها در افراد متفاوتند و بر حسب شدت، زمان، نژاد، مذهب و فرهنگ فرق میکنند (منصور، 1388).
یکی از علل عمدهی اضطراب، ناکامی و نارضایتی از زندگی حال وگذشته فرد است و ایجاد امید به فعالیت و رضایت از زندگی، اضطراب فرد را کاهش میدهد. یکی از روش های عاطفی و معنوی برای کاهش اضطراب مرگ نیز، رضایت از زندگی میباشد (نادری و روشنی،1390).
احساس خرسندی و رضایت از زندگی ، از مؤلفه های نگرش مثبت افراد نسبت به جهانی است که در آن زندگی میکنند. رضایت از زندگی، با ارزشها ارتباط نزدیک، اما، پیچیدهای دارد و معیارهایی که افراد بر پایه آن، درک ذهنی خود را از خوشبختی ارزیابی میکنند، متفاوت است.
رضایت از زندگی در کل، بازتاب توازن میان آرزوهای شخص و وضعیت فعلی او می باشد؛ به بیان دیگر، هر چه شکاف میان سطح آرزوهای فرد و وضعیت عینی وی بیشتر گردد، رضایت او کاهش مییابد؛ همچنین، عوامل مختلفی از قبیل، ثروت، مسکن، امنیت، دوستان، امید، سختگیری، باورهای مذهبی، روابط و مدیریت خانواده، پیشرفت و موقعیت، روابط اجتماعی و تحصیل، خودباوری و عزت نفس، به طور کلی سلامتی افراد، بر میزان رضایت آنها از زندگی تأثیر میگذارد (شانگاکوان، یو و لی ، 2012) .
سلامت بدون تردید یکی از مهمترین جنبههای زندگی سالمندان است. موضوع سلامت، گفتگوی غالب سالمندان است. در سال 1946، سازمان بهداشت جهانی (WHO)، مقارن با تأسیس خود، تعریف سلامت را توسعه داد و به عبارت دیگر، به دو بعد فیزیکی و روانی، بعد اخلاق و ارزشهای اجتماعی را نیز افزود. بدین ترتیب، دخالت این عوامل را در سلامتی بشر مورد تأیید قرار داد (فرشادان، 1389).
از جمله مولفه های سبک زندگی سالم، شامل فعالیت جسمانی، تفریح و سرگرمی، تغذیه سالم، مدیریت تنش، روابط اجتماعی و بین فردی و معنویت میباشد؛ به عبارت دیگر، شرایط دستیابی به “شیوه زندگی سالم ” برای فرد سالمند عبارتند از: رعایت اصول تغذیه صحیح، رعایت بهداشت خواب، تحرک لازم در طول شبانه روز، عدم استعمال دخانیات، انجام معاینات دورهای منظم، برخورداری از سلامت روان و مشارکت فرد سالمند در فعالیتهای اجتماعی و زندگی در کنار خانواده (وال کوست و ساویج ،2000).
از آنجایی که پیری فرآیندی است که متوقف نمیشود و تنها با داشتن زندگی سالم و مراقبتهای ویژه، میتوان این دوران را به دورانی مطلوب و لذتبخش توأم با سلامتی تبدیل کرد، لذا، اتخاذ سبک زندگی سالم در دوران سالمندی از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. با توجه به اینکه جمعیت سالمند ایران، روز به روز در حال افزایش بوده، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر ارتقای سبک زندگی آنان از دغدغه های ذهنی سیاست گذاران نظام سلامت کشورمان میباشد؛ بنابراین، سلامت سالمندان، یکی از مسائل بهداشت در اکثر جوامع است و مقابله با این مشکلات نیازمند سیاستگذاری و برنامه ریزیهای دقیق و صحیح میباشد. سالمندانی که شیوه زندگی سالمی دارند، از توانایی بیشتری برای بهرهمندی از یک زندگی سالم برخوردار بوده و احتمالاً به مدت طولانیتری، از یک زندگی بدون بار بیماری و ناتوانی بهره خواهند برد؛ به طور کلی، انتخاب شیوه زندگی سالم در زندگی فردی همه، خصوصاً افراد سالمند، جنبهی بسیار حیاتی دارد.
2-1- بیان مسئله

در عصر حاضر، با توجه به بهبود شرایط زندگی و گسترش مراقبتهای بهداشتی و درمانی، افزایش چشمگیری در جمعیت و طول عمر سالمندان در جهان و ایران به وجود آمده و انتظار می رود در آینده نیز ادامه یابد؛ از این رو مسئلهی سالمندی از نظر مراقبت بهداشتی با مشکلات گوناگون روبه روست.
از آنجایی که سالخوردگان، یکی از گروه های آسیبپذیر را تشکیل میدهند، نیاز مبرمی به ارائه خدمات رفاهی و اجتماعی و بهداشتی دارند؛ از این رو، مسئلهی سالمندی به عنوان واقعیتی مطرح شده و لازم است ارتباط کاملی میان افراد سالمند و توسعهی اجتماعی و اقتصادی و ایجاد درک متعارف جامعه از سالمندی متحول شود (کریمی دینی، 1390).
نظر به اهمیت سالمندان، سازمان بهداشت جهانی در سال 2013، روز سلامت روان را روز سلامت در سالمندان نامید. با توجه به اینکه سازمان بهداشت جهانی، سلامتی را وضعیت رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه تنها فقدان بیماری و ناتوانی تعریف کرد، بنابراین، دیدگاه سنتی سلامت، به سمت مفهوم چند بعدی آن تغییر یافت. در حال حاضر سبک زندگی به عنوان یکی از شاخصهای اصلی بهداشت که ارتقاء آن ارتقاء سلامت را در پی خواهد داشت، مورد توجه متخصصان قرار گرفته است .
سبک زندگی، روشی است که فرد در طول زندگی برای خود انتخاب میکند و از عوامل بسیار مهم در سلامت جسم و روان آدمی به شمار میآید و متأثر از فرهنگ و نژاد، مذهب، عوامل جغرافیایی، اقتصادی – اجتماعی و عقاید و باورهاست (استاجی و همکاران، 1385).
سازمان بهداشت جهانی، سبک زندگی را از طریق زندگی بر اساس الگو های مشخص و قابل تعریف رفتاری میداند که، از تعامل بین ویژگیهای شخصیتی، بر همکنش روابط اجتماعی، شرایط محیطی و موقعیتهای اقتصادی _اجتماعی حاصل میشود. تعریف سازمان بهداشت جهانی میگوید که الگوهای رفتاری مرتباً در واکنش به تغییرات محیطی و اجتماعی خود را سازگار میکنند و همچنین برای ارتقاء سلامتی و توانمند کردن مردم، جهت تغییر رفتار و سبک زندگیشان نه تنها باید بر افراد تمرکز نمود، بلکه بایستی شرایط اجتماعی را هم در نظر بگیریم. سبک زندگی سالم، تلاش جهت کسب تعادل منطقی بین افزایش سلامتی شخص و ارتقاء سلامت دیگران و بهداشت جامعه است (محمدی زیدی، 1383).
به عبارت دیگر، سبک زندگی سالم، عبارت است از راههایی که از طریق آن افراد میتوانند، زندگیشان را سالمتر و بهتر نمایند. برخی از رفتارها و الگوها سبک زندگی سالم عبارتند از: تغذیه مناسب و متعادل، فعالیت جسمانی از قبیل ورزش کردن به صورت منظم، استراحت و خواب کافی، داشتن روابط اجتماعی مناسب، استفاده از مهارتهای مناسب جهت مقابله با استرس و مشکلات زندگی (لیونز و لانگیل ، 2000).
شواهد موجود در کشورهای توسعهیافته، دال بر این است که علت بسیاری از مرگ و میرها، نتیجهی سبک زندگی ناسالم و رفتارهای خاص نامطلوب است، الگوی غذایی ناسالم، ورزش نکردن، استرس زیاد و عدم روابط اجتماعی مناسب از این قبیل هستند.
در مطالعهی پیرزاده و شریفیراد (1390)، نتایج نشان داد، که برنامه ریزی و کسب اطلاعات در خصوص سبک زندگی سالم، بر کیفیت زندگی معلمان میتواند بسیار مؤثر واقع شود.
در مطالعهای که نجیمی و معظمیگودرزی (1391)، بر روی سالمندان شهر اصفهان انجام دادند، نتایج نشان داد که آگاهی از سبک زندگی سالم، عامل تأثیرگذاری بر ارتقای سلامتی در بین سالمندان میباشد.
همچنین نتایج تحقیقات ماریل و گری (2011)، حکمت پو، شمسی و زمانی(1392) و سیفی قرابقلو(1390)، نیز تأثیر آموزش سبک زندگی سالم، را بر حوزه های مختلف سلامت، سالمندان تأیید کردهاند.
از جمله متغیر های دیگر، که در این پژوهش مورد توجه قرار گرفته است، اضطراب مرگ میباشد.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید “کل نفسِ ذائقهٌ الموت” آل عمران (185)، هر نفسی چشندهی طعم مرگ است؛ بنابراین، قانون کلی مرگ بر تمامی اشخاص انسانی بدون استثنا نگداشته شده است و جاودانگی در این دنیا رویایی بیش نیست، طبیعت کنونی نیز اشخاص انسانی را در خود نگه نمیدارد، در داخل طبیعت قانونی که حاکم بر قانون مرگ باشد و برآن فائق آید، وجود ندارد. مرگ از مقتضیات وجودی انسان است و حقیقتی است که در محدودهی جان آدمی رخ می دهد و فرار از آن، به بن بست میرسد (سعیدی مهر و دیوانی،1389).
اضطراب مرگ، به عنوان یک ترس غیرعادی و بزرگ از مرگ، که همراه با احساساتی همچون وحشت از مرگ یا دلهره به هنگام فکر کردن به فرآیند مردن یا چیزهایی که پس از مردن رخ میدهد، تعریف میشود (رایس ، 2009).
فایرستون و کتلت (2009)، اضطراب مرگ را اینگونه تعریف میکنند، ” اضطراب مرگ، عموماً بعنوان احساس ناراحتی توأم با ترسی که معطوف به مرگ خود یا دیگران است و با در نظر گرفتن مرگ، به عنوان پایان حیات یا تجسم مراسم تدفین و جسد، برانگیخته میشود”. این اضطراب نوعی از اضطراب است که انسانهای زنده آن را تجربه میکنند و میتواند سلامتی وجودی فرد را، خصوصاً، کارکرد سلامت روانی او را تحت تأثیر قرار دهد (هالتروف ، 2010).
اضطراب مرگ، میتواند نگرش منفی، در مورد پیری را افزایش دهد و حتی منجر به اضطراب و ترس از پیری شود. نتایج تحقیقات نشان دادندکه این اضطراب با نگرانی، ناراحتی، حس عدم امنیت و تنش همراه است (عبدالخالق ، 2005؛ لتو واستین ، 2009).
تحقیقات عزیز و رون ( 2010 )، بر روی 145 سالمند 60 سال و بالاتر، با موضوع، بررسی شیوع اضطراب مرگ در سالمندان مسلمان نشان داد، پشتیبانی اجتماع و خانواده در کاستن از اضطراب مرگ در سالمندان دارای اهمیت بالایی است؛ همچنین، بیان کردند که داشتن اطلاعات و آگاهی در مورد این نوع اضطراب، می تواند در کم کردن میزان آن مفید باشد.
رانا و همکاران (2009)، مطالعهای را با عنوان، بررسی تاثیر آموزش سلامت بر کیفیت زندگی وابسته به سلامت در میان سالمندان روستایی بنگلادش انجام دادند، که مداخلاتی نظیر انجام فعالیتهای فیزیکی، توصیه به داشتن تغذیه سالم و ارائه اطلاعات به سالمندان در خصوص چگونگی مقابله با چالشها و مشکلات دوره سالمندی به افراد ارائه شد، نتایج پژوهش آنها نشان داد که ارائه آموزشهای سلامت جامعه محور، میتواند سبب افزایش بالقوه سلامت عمومی و کیفیت زندگی وابسته به سلامت، در سالمندان گردد.
رضایت از زندگی نیز یکی از عواملی است که در این پژوهش مورد توجه قرار گرفته است. رضایت از زندگی به عنوان جامع ترین ارزیابی فرد از شرایط زندگی خود، در نظر گرفته میشود (کشاورز، مهرابی و سلطانیزاده، 1388).
رضایت از زندگی، از شاخص های مهم و سازندۀ کیفیت زندگی است؛ همچنین، رضایت از زندگی، نگرش فرد و ارزیابی عمومی نسبت به کلیت زندگی خود و یا برخی از جنبه های زندگی همچون، زندگی خانوادگی و تجربهی آموزشی است (لوکاس و اسمیت ، 1999 به نقل از مرادیان فرد، 1392).
نظریه ی جوزف سیدجی (1998)، به همین شیوه، روش هایی را که افراد، به قضاوت درباره رضایت از زندگی دست می یابند، را شرح می دهد، به نظر او انتظارات فرد از آنچه قادر به انجام آن است، موقعیتهای گذشتۀ فرد، ایده های شخصی، آنچه فرد از شایستگیهایش احساس میکند، آنچه که فردی به صورت مختصر نیازمند به خشنود شدن دارد و آنچه که سرانجام شخص متعقد است که ممکن است اتفاق بیفتد، مقایسه شدهاند، که روی هم رفته، به مشخص کردن رضایت از زندگی کمک میکند (سوزا و لیوبومیرسکی ، 2001 به نقل از خلعتبری و بهاری، 1389).
از آنجایی که، بسیاری از مشکلات و ناراحتیهای دوران سالمندی ناشی از سبک زندگی ناسالم است؛ آموزش سبک زندگی سالم، در سالمندان امر مهمی است، که می تواند بسیاری از مشکلات ناشی از تغییرات پیری را کنترل نماید یا به تعویق اندازد و سلامت سالمندان را حفظ کند (فراهانی، 1391).
با توجه به اینکه، مطالعات اندک در زمینهی آموزش سبک زندگی سالم، در سالمندان انجام شده است، این پژوهش با هدف تعیین میزان اثر بخشی آموزش سبک زندگی سالم بر اضطراب مرگ و رضایت از زندگی در سالمندان میباشد.
بنابراین این پژوهش درصدد پاسخگویی به این سؤال است، که آیا آموزش سبک زندگی سالم بر میزان اضطراب مرگ و رضایت از زندگی سالمندان مؤثر است؟

3-1- اهمیت و ضرورت پژوهش

سالمندی همواره با مفاهیم برکت، تجربه و دانایی مترادف بوده و آن را یک دستاورد میدانند، اما، واقعیت این است که روی دیگر سکه، که مسائل و مشکلات دوران سالمندی است، همیشه، در همهی اعصار و در تمام جوامع وجود داشته و دارد. اساساً ، کهولت، به دلیل فرسایش طبیعی اندامها باعث بروز ضعف در قوای جسمانی و دماغی و بعضاً موجب از کار افتادگی و خانهنشینی سالمند میشود، بدیهی است که در این دوران نگرانی برای تأمین نیازهای مادی و معنوی به اوج می رسد (کریمی دینی، 1390).
سالمندی یکی از مراحل مهم زندگی است و با پیشرفت علم و بهبود شرایط بهداشتی، شمار سالمندان در جوامع گوناگون رو به افزایش است. با توجه به آمارهای موجود، که نشانگر افزایش شمار سالمندان است و از سوی دیگر، وجود باورهای مذهبی و فرهنگی کشور ما؛ مبنی بر اکرام سالمندان، اهمیت پژوهش در این زمینه آشکار می شود.
سازمان ملل متحد در سال 2002 میلادی، به مناسبت روز جهانی سالمند، خواستار تلاش همگان، جهت ایجاد عصر نوینی برای همۀ سالمندان در سدۀ 21 شد. در اطلاعیۀ این سازمان آمده است که سالمندی نه یک مشکل، بلکه یک دستاورد است. موضوعی که صرفاً مربوط به تأمین اجتماعی نیست، بلکه در سیاستهای همه جانبۀ توسعه و اقتصاد نقش مؤثری دارد و در این راستا دولت ها را ترغیب میکند تا سالمندی را با سایر چارچوبهای توسعه اجتماعی و اقتصادی ادغام کند. در این پیام همچنین، آمده است که حال، چالش پیش روی ما اجرای برنامۀ جهانی سالمندی، در دستور کار توسعه قرن حاضر است (جغتایی، 1381).
به طور حتم، اکثر کشورهای در حال توسعه که برنامهی فراگیری در زمینه آموزش سبک زندگی سالم به سالمندان ندارند، با مشکلات بسیاری مواجه هستند. در دوره سالمندی، شخص ممکن است به دلیل محدودیتهای مربوط به تغییرات پیری، برای برآورده کردن نیازهای اساسی به کمک دیگران نیاز داشته باشد.
یکی از پدیده های که در دوران سالمندی مد نظر قرار میگیرد، پدیده ترس از مرگ است. ترس از مرگ یک ترس طبیعی است و نمی‌توانیم بگوییم که ترس از مرگ، فقط در سالمندان بروز می‌کند؛ اما، با افزایش سن، ممکن است این نوع ترس افزایش پیدا کند و در دوران سالمندی و کهنسالی به بیشترین حد ممکن برسد و حتی تا جایی پیش برود، که به یک اختلال روانی تبدیل شود .
فورتنر و نامیر (1999)، اظهار کردند که اضطراب مرگ در سالمندان می تواند، نتایج مهم عملی و تئوریکی در پی داشته باشد. همچنین طبق پژوهش گراس و همکاران (1969)، 17 درصد از مردم هراس از مرگ دارند و 3 درصد دارای هراس مرضی میباشند در نتیجه این اختلالها، بار سنگینی را بر نظام سلامت روان جامعه تحمیل میکند (به نقل از زمان شعار، 1391).
در جوامع انسانی، در خصوص بهداشت، سلامت و سبک زندگی سالم، بسیار بحث می‌شود. به طور طبیعی تمام انسان‌ها دنبال یک سبک زندگی سالم هستند. این ملاحظات، علاوه بر اینکه متوجه کیفیت بهتر زندگی افراد است، به احتمال زیاد مرگی راحت و بدون درد ناشی از بیماری‌های سخت را ، برای فرد سالمند رقم می‌زند، در نتیجه، تفکر مرگ راحت، ترس از آن را کاهش می‌دهد (فراهانی، 1391).
با توجه به سوابق ذکر شده از افزایش نرخ جامعه سالمندان در ایران و تغییر روند زندگی سالمندان از شیوه گسترده به هستهای، مشکلات فروانی از نظر روان شناختی، سلامت فیزیکی، روابط اجتماعی و . . . برای سالمندان ایجاد شده است که این امر در کنار تغییراتی که در این سن برای سالمندان اتفاق میافتد، موجب کاهش میزان رضایت آنها از زندگی میشود. با توجه به اینکه، احساس رضایت از زندگی تا حد زیادی به شرایط فردی بستگی دارد؛ اما، تحت تأثیر عوامل اجتماعی و محیطی نیز قرار میگیرد، بنابراین میتوان گفت نارضایتی از زندگی اگر چه می تواند برای فرد مشکلات بیشماری ایجاد کند و به سلامتی او آسیب برساند، از نظر اجتماعی نیز، افزایش شمار نارضایتی از زندگی در افراد میتواند بحرانی برای آن جامعه باشد؛ بدیهی است تداوم نارضایتی اکثر اعضای جامعه یا تعداد قابل توجهی از آنها، برای هر نظام اجتماعی خطر آفرین است؛ زیرا، تداوم و گسترش آن باعث کم رنگ شدن تعهد افراد به نظام ارزشی و اعتماد آنان نسبت به سایر اعضای جامعه گردیده و چه بسا منشأ بسیاری از آسیب های فردی و اجتماعی گردد، لذا مسؤلین و متخصصین امر، به دنبال محیای بستر ها و سبکهای جدیدی شدهاند تا، از این طریق، زندگی مناسب، سالم و بدون دغدغهای را برای این قشر از جامعه به ارمغان بیاورند.

4-1-اهداف پژوهش

تعیین اثر بخشی آموزش سبک زندگی سالم بر مبنای مدل بهداشت جهانی برکاهش اضطراب مرگ سالمندان می باشد.
تعیین اثر بخشی آموزش سبک زندگی سالم بر مبنای مدل بهداشت جهانی بر افزایش رضایت از زندگی سالمندان می باشد.
تعیین تفاوت بین میزان اضطراب مرگ و رضایت از زندگی قبل از مداخله و سه ماه بعد از مداخله در سالمندان می باشد.

5-1- فرضیه های پژوهش

1-آموزش سبک زندگی سالم بر مبنای مدل بهداشت جهانی بر کاهش اضطراب مرگ سالمندان مؤثر است.
2-آموزش سبک زندگی سالم بر مبنای مدل بهداشت جهانی بر افزایش رضایت از زندگی سالمندان مؤثر است.
3-بین نمرات اضطراب مرگ و رضایت از زندگی سالمندان قبل از مداخله و سه ماه بعد از مداخله تفاوت وجود دارد.

6-1- متغیر های پژوهش

الف) متغیر مستقل: متغیر مستقل این پژوهش جلسات آموزشی سبک زندگی سالم است.
ب) متغیر وابسته: متغیر وابستهی این پژوهش شامل متغیر اضطراب مرگ و رضایت از زندگی میباشد.
ج) متغیر کنترل:در این پژوهش سن، سطح تحصیلات ، کسب نمره 7 یا بیشتر از آن در مقیاس اضطراب مرگ تمپلر همچنین، نمرهی پایین آزمودنیها در مقیاس رضایت از زندگی به عنوان متغیرهای کنترل در نظر گرفته شده است.
د) متغیر مزاحم: تفاوت های ناشی از وضعیت تأهل، وضعیت جسمانی و بیماریها ، همچنین جلسات فیزیوتراپی که در این مرکز به سالمندان ارائه می شد به عنوان متغیرهای مزاحم در نظر گرفته شدند

7-1 -تعریف متغیرها
1-7-1 -تعاریف نظری

الف) آموزش سبک زندگی سالم: عبارت است از، فراگیری راه حلهای مناسب برای کاهش دادن اثرات حوادث و نیز تأثیر سلامتی بر بهبود کیفیت زندگی در 4 مولفه سلامت جسمانی، سلامت روانی، سلامت اجتماعی و معنوی (لیونز و لانگیل، 2000).
ب) اضطراب مرگ: اضطراب مرگ به عنوان یک ترس غیر عادی و بزرگ از مرگ، همراه با احساساتی از وحشت از مرگ یا دلهره هنگام فکر به فرآیند مردن یا چیزهایی که پس از مرگ رخ میدهند، تعریف میشود (رایس، 2009).
ج) رضایت از زندگی: فرآیندی مبتنی بر قضاوت فردی است، یعنی فرد بر اساس معیارهای شخصی خود، کیفیت زندگیاش را می‌سنجد (گوونی، کلافت و بای سون ، 2010).

2-7-1-تعاریف عملیاتی

الف) آموزش سبک زندگی سالم: آموزش سبک زندگی سالم عبارت است از 7 جلسهی90 دقیقهای آموزش4 بعد سبک زندگی سالم (سلامت فیزیکی، روانی، معنوی و اجتماعی) (حسینی، 1383). در این پژوهش متناسب با گروه نمونه و محدودیتهای این گروه سنی، جلسات به صورت 45 دقیقهای و طی 12 جلسه برگزار شد.
ب) اضطراب مرگ: عبارت است از، نمره ای که فرد در مقیاس اضطراب مرگ تمپلر که توسط تمپلر (1970)، ساخته شده، کسب میکند. در این تحقیق، نمره بالاتر از 7 به عنوان نشانهی وجود اضطراب مرگ در نظر گرفته شده است.
ج) رضایت از زندگی: عبارت است از نمره ای که فرد از مقیاس رضایت از زندگی داینر (1985)، کسب میکند.

1-2- تعریف سالمندی

انسان ها، طی فرآیند زیستی با مرحلهای به نام سالمندی روبه رو میشوند که در گذرگاه رشد طبیعی به دست میآید. سالمندی را به طور قراردادی مترادف با آغاز سن 65 سالگی میدانند (برک، 2001؛ ترجمه سید محمدی، 1387)، به عبارت دیگر، سالمندی دورهای از زندگی است که از 65 سالگی شروع میشود.
سن پیری، به طور رسمی اغلب سن بازنشستگی گذاشته میشود، که ممکن است از کشوری به کشور دیگر متفاوت باشد، برای بیشتر کشورها، سن بازنشستگی بین 60-65 سالگی است. بسیاری از مقالات آکادمیک به طور قراردادی، گروه سنی 60-65 سال را به عنوان نقطه برش، برای تعریف سالمندی استفاده میکنند (موریچ و ایزه ، 2009) .
فرآیند سالمندی عبارت است از، کاهش تدریجی عملکرد سیستمهای بدن. سالمندی، یک فرد بالغ سالم را به فردی ضعیف با کاهش در ظرفیتهای فیزیولوژیک و افزایش استعداد ابتلا به بسیاری از بیماریها و مرگ تبدیل میکند. از نظر اریکسون ، آخرین بحران روانی- اجتماعی که در سنین سالمندی اتفاق میافتد، انسجام در مقابل نومیدی است، که با شیوهی رویارویی فرد با پایان زندگی سر وکار دارد. دوران پیری از نظر اریکسون، دوران بازنگری و تأمل است، دورانی که شخص طی آن رویدادهای سراسر زندگی خود را از نظر میگذراند. هر اندازه شخص به شیوهی موفقیت آمیزی با مسائل مراحل پیشین زندگی، کنار آمده باشد، در این مرحله بیشتر احساس کمال یافتگی و تمامیت (وحدت) میکند؛ احساس اینکه زندگی را به خوبی سپری کرده است. اما، هرگاه فرد کهنسال با احساس حاکی از پشیمانی به زندگی گذشته بنگرد و جز یک سلسله فرصتهای از دست رفته و شکستها چیزی در آن نبیند، واپسین سالهای زندگی او آکنده از نومیدی خواهد بود (اتکینسون و همکاران، 2003 ؛ ترجمه رفیعی و همکاران، 1392) .

2-2- نظریههای مطرح شده پیرامون سالمندی

الف) نظریه زیست شناختی: نظریههای زیست شناختی به سه دسته تقسیم میشوند، نظریه ایمنی ، این نظریه معتقد است که سیستم ایمنی که وظیفه محافظت از بدن را دارد، با بالا رفتن سن، توانایی خود را از دست میدهد و به دنبال این کاهش در اعمال طبیعی، میزان عفونت و سرطان افزایش مییابد؛ بنابراین، با افزایش سن از مصونیت فرد در مقابل بیماریها کاسته میشود. در نظریه پیر شدن سلولی اعتقاد بر این است که تغییرات DNAو RNA از علل سالمندی هستند. به این صورت که تغییرات سلولها، موجب تغییراتی در عملکرد اعضاء میگردد (شاملو، 1391) .
نظریه رادیکال آزاد آسیب سلولی را توضیح می‌دهد. رادیکال آزاد، مولکول‌های ناپایداری هستند که در طی فرآیندهای طبیعی تنفس و سوخت و ساز، از قرار گرفتن در معرض تشعشع و آلودگی، در بدن تولید می‌شوند. حدس زده می‌شود که رادیکال‌های آزاد باعث آسیب سلول‌های DNA و سیستم ایمنی میشوند. به نظر می‌رسد تجمع زیاد رادیکال‌های آزاد در بدن، در تغییرات فیزیولوژیک سالمندی و بیماری‌های مختلفی مانند آرتریت، بیماری‌های گردش خون، دیابت و آترو اسکلروز دخیل بوده و یا عامل ایجاد آن باشد (هافمن ولد، 1999؛ ترجمه عابدی و همکاران، 1389).
ب) نظریههای روان شناختی: نظریات روان شناختی در جستجوی آنند، تا روند پیری را توصیف کنند و رفتارهایی که در این دوره مشخص میشود را توجیه نمایند. بزرگترین نظریه پرداز مراحل زندگی، اریک اریکسون، عقیده دارد که نظم ظهور مراحل زندگی، اگر چه لحظه شروع و پایان آن، بر حسب افراد، متغیر است اما، برای همه یکسان است (رایدال و میشارا، 1984؛ ترجمه گنجی، 1389) .
اریکسون دریافته است دوره انتهایی زندگی، زمانی است که افراد در آن، موفقیتها و شکست های خود را ارزیابی و مفهومی برای زندگی خود بیابند و بپذیرند که دوران آنان گذشته است، میتوانند با احساس کمال به پشت سر و به زندگی خود نگاه کنند. آخرین مرحله، محدوده کهنسالی است، ولی نارسایی در کسب موفقیت در مراحل قبلی می‌تواند باعث ایجاد مشکلاتی در مراحل بعدی شود. کهنسالی زمانی است که افراد به طور طبیعی زندگی‌شان را مرور کرده و تعییین می‌کنندکه آیا در مجموع مثبت یا منفی بوده‌اند. مثبت‌ترین برآیند این مرور زندگی، خردمندی، درک و پذیرش؛ و منفی‌ترین برآیند آن شک، احساس گناه و نا‌امیدی است ( رایس فیلیپ ، 2000؛ ترجمه فروغان، 1392) .
ج) نظریه جامعه شناختی سالمندی: به چهار دسته تقسیم می شود، نظریه عدم تعهد ؛ بر اساس این نظریه، فرد در سالهای میانی عمر، فناپذیری و مرگ خود را یاد میکند و تدریجاً برخوردهای خود را با اجتماع و دیگران کاهش داده و همزمان جامعه نیز، متقابلاً فرد را از خود جدا میسازد. نظریه فعالیت ، مخالف نظریه عدم تعهد، میباشد، این نظریه معتقد است؛ فعالیت، سلامتی را در پیری افزایش میدهد. بنابراین بزرگسالانی که فعال میمانند در فعالیتهای تشویق شده و جایگاهها، روابط، سرگرمیها و علایق جدیدی را بدست میآوردند و با احساس رضایت و آرامش، پیر میشوند. نظریه استمرار ، عقیده دارد که شخصیت افراد، با افزایش سن تغییر نمیکند و رفتار آنان بیشتر قابل پیش بینی میگردد. آنها در عادات، پای بندیها، ارزشها و بخصوص در راهی که با توجه به موقعیت اجتماعی خود برگزیدهاند، تداوم و استمرار را حفظ میکنند. نظریه تعاملی ، این نظریه تغییرات سنی را منتج از واکنش میان خصوصیات هر فرد، شرایط اجتماعی وی و سابقه نحوه واکنشهای فرد در برار اجتماع، میداند. تأکید این نظریه بر وظایف و نقشهایی است که فرد در طول زندگی خود به عهده داشته است (رایدال و میشارا، 1984؛ ترجمه گنجی، 1389) .
سالمندی بخشی از فرآیندی زیستی است که تمام موجودات زنده از جمله انسان را شامل شود. گذشت عمر را نمیتوان متوقف کرد، ولی میتوان با به کارگیری روشها و مراقبتهای مناسب، تا حدود زیادی از اختلالات و معلولیتهای دوره سالمندی پیشگیری نمود و یا آن را به تعویق انداخت، تا بتوان از عمری طولانی همراه با سلامت و رفاه که همواره هدف و آرزوی بشر بوده بهرهمند شد (هسه و یاه ، 200 5) .

3-2- اضطراب مرگ

مرگ همیشه همراه انسان بوده و خواهد بود؛ از این رو که بخشی از زندگی اوست و پیوسته ذهن او را به خود مشغول کرده، و به دنبال پاسخی برای پرسشهایی دربارۀ مرگ است. دین اسلام با تکیه بر زندگی جاودان اخروی، مرگ را با تعبیر های وجودی معرفی کرده و با تحلیل معقول پدیدۀ مرگ، نه تنها اثر منفی آن را زایل، بلکه میکوشد در آن جذابیت نیز ایجاد کند؛ اما با وجود این، واکنش بیشتر افراد به آن مثبت نبوده است، بشر بدین دلیل که نمیتواند بر مرگ چیره شود، به فکر میافتد که به آن نیاندیشند تا شادکام شود، برخی نیز اندیشیدن دربارۀ مرگ را علت اصلی ترس از آن میدانند؛ بنابراین، هرگونه اندیشه، مطالعه و صحبت دربارۀ مرگ را به حداقل میرسانند؛ اما، در واقع انکار مرگ افزون بر اینکه نتوانسته است جلوی احساسهای منفی مرگ را بگیرد، آثار منفی نیز به جای گذاشته است؛ چرا که، عقب راندن مرگ از شمار مسائل زندگی، مداومت در تجاهل به جنبههای واقعی آن است و این خود رنج و ترس همراه با واقعیات را تشدید می کند. هر چه انسان از مرگ بیشتر بترسد، کمتر آن را می شناسد و هر چه کمتر دربارۀ آن بپرسد، بیشتر میترسد، بیاعتنایی به مرگ آرامشی برای زیستن ایجاد نمیکند؛ بلکه فرد را در وضعیت ناراحتی، که بین بی تشویشی و اغتشاش نوسان دارد قرار میدهد؛ پس باید گفت مسئله انسان، شکلگیری فراموشی دربارۀ مرگ نیست، بلکه آن را هشیارانه در خدمت زندگی در آوردن است (منصور، 1388) .
اضطراب نیز یکی از عمده مسائل و مشکلاتی است که در بین افراد به وفور دیده می شود. اضطراب، واکنشی است در برابر خطری نامعلوم، مبهم و منشأ آن، ناخودآگاه و غیر قابل مهار است که عوامل متعددی آن را ایجاد می کنند. در این میان، انواع خاصی از اضطراب، بر اساس منشأ آن، شناخته و نامگذاری شدهاند که اضطراب مرگ یکی از مهمترین آنهاست. اضطراب مرگ مفهومی چند بعدی دارد و اغلب به عنوان ترس از مردن خود و دیگران تعریف می شود. اضطراب مرگ، شامل پیش بینی مرگ خود و ترس از فرآیند مرگ و مردن در مورد افراد مهم زندگی است (گری ، 2002). این اضطراب نوعی از اضطراب است که انسانهای زنده آن را تجربه میکنند و میتواند سلامتی وجودی فردی و مخصوصاً کارکرد سلامت روانی را تحت تأثیر قرار دهد.

اگر چه مرگ یک واقعیت بیولوژیکی و روانشناختی میباشد؛ اما، اندیشیدن به مرگ ترسناک بوده و اغلب مردم ترجیح میدهند به آن فکر نکنند. از آنجایی که مرگ هرگز تجربه نشده، همه به نوعی در مورد آن دچار اضطراب هستند، ولی هرکس بنا بر عوامل معینی درجات مختلفی از اضطراب مرگ را تجربه میکند؛ بنابراین ، اضطراب مرگ به عنوان یک ترس غیرعادی و بزرگ از مرگ، همراه با احساساتی از وحشت از مرگ یا دلهره هنگام فکر به فرآیند مردن یا چیزهایی که پس از مرگ رخ میدهند، تعریف میشود (رایس، 2009).
این نوع از اضطراب، احساسی از نداشتن زندگی خوشایند در زندگی میباشد و فردی که از این اضطراب رنج میبرد، زندگی برای او لذت بخش نبوده و احساس بیمعنی بودن میکند (فروم ، 1976 به نقل از علی اکبری دهکردی، 1390).
شدت این اضطراب گاهی تا حدی فلج کننده میشود که شخص هر لحظه که میگذرد، از این موضوع که به مرگ نزدیکتر میشود، نگرانی اش بیشتر میشود ؛ حتی دیدن یک فیلم قدیمی که بازیگران آن مردهاند، تا چند روز او را مضطرب میکند (یالوم ، 2008) .
اضطراب مرگ صرفاً یک اضطراب دور دست نیست که در پایان راه به انتظار ما نشسته باشد، اضطراب نهفتهای است که به نهانگاههای احساس رخنه میکند تا جایی که گویی طعم مرگ را در همه چیز میچشیم. در اواخر بزرگسالی، سالخوردگان به مرگ اندیشند و درباره آن صحبت میکنند، آنها از تغییرات جسمانی، میزان بالای بیماری و معلولیت و از دست دادن خویشاوندان و دوستان، شواهد بیشتری برای مرگ به دست میآورند، با توجه به اینکه، تجربه کردن مقداری اضطراب درباره مرگ طبیعی است؛ اما، مانند سایر ترسها، چنان چه این اضطراب خیلی شدید باشد سازگاری کارآمد را تضعیف میکند (برک، 2001؛ ترجه سید محمدی، 1387).
اضطراب مرگ می تواند نگرش منفی در مورد پیری را افزایش دهد و حتی منجر به اضطراب و ترس از پیری شود. نتایج تحقیقات نشان دادند که این اضطراب با نگرانی، ناراحتی، احساس عدم امنیت و تنش همراه است (عبدالخالق ، 2005؛ لتو و استین 2009)، که میتواند موجب اختلال در عملکرد فرد شود.

4-2- تعاریف اضطراب مرگ

اضطراب مرگ اصطلاحی است که برای تصور کردن و برداشتی که از آگاهی از مرگ حاصل میشود به کار میرود (عبدالخالق، 2005 ) .
اضطراب مرگ به طور معمول اضطرابی است که فرد در پیش بینی حالتی است که وجود ندارد تجربه میکند (تامر، السیون و ونگ ، 2008 ).
اضطراب مرگ به عنوان یک ترس غیر عادی و بزرگ از مرگ که همراه با احساساتی؛ همچون، وحشت از مرگ یا دلهره به هنگام فکر کردن به فرآیند مردن یا چیزهایی که پس از مردن رخ میدهد، تعریف میشود (رایس، 2009) .
ریچاردسون، برمن و پیوارسکی (1980)، اضطراب مرگ را به عنوان احساسی منفی که یک فرد درباره مرگ و مردن تجربه می کند، تعریف میکنند (ون ، 2010) .
راهنمای طبقه بندی نتایج پرستاری، اضطراب مرگ را احساس مبهم و مضطربانهای از ترس و یا ناراحتیهای ایجاد شده، توسط ادراکات از یک تهدید واقعی و یا خیالی نسبت به هستی فرد، تعریف میکند (مورهد و همکاران ، 2008).
یالوم (1980، به نقل از لتو و استین، 2009)، اضطراب و ترس در مورد مرگ را مترادف میداند، و اضطراب مرگ را به این صورت تعریف میکند: اضطراب مرگ، ترس از مرگ است که در ناخودآگاه جای دارد، ترسی است که در اوایل زندگی و قبل از رشد تصور دقیق، شکل گرفته، ترسی است وحشتناک و نیمه تمام، که در خارج از زمان و تصور وجود دارد.
بر اساس دیدگاه های بالا اضطراب مرگ سازهای چند بعدی است که با ترس و اضطرابی که با پیش بینی و آگاهی از واقعیت مرگ و مردن است، در انسان روی میدهد و شامل عنصر احساسی، شناختی و انگیزشی است که با توجه به مراحل رشد و رخدادهای فرهنگی اجتماعی زندگی، متفاوت است ( کریمی وکیل، 1391).
5-2- عوامل ایجاد کننده اضطراب مرگ

اضطراب مرگ پدیدهای است، ذاتی و وجودی و از همین رو از زمانی که کودک از مرگ خودآگاه می شود، بدون توجه به عوامل خارجی با آن روبه رو است (یالوم، 2008). این عوامل که، این نوع اضطراب سرکوب شده را متجلی میکنند اینگونه بیان شدهاند:
1- محیط پر استرس: هنوز تأثیر محیط پر استرس بر شدت اضطراب مرگ کاملاً مشخص نیست؛ ولی، مطالعات نشان دادهاند که محیطهای پر استرس، در طولانی مدت میتوانند باعث افزایش اضطراب مرگ شوند. البته این تأثیرگذاری و میزان آن بررسی به نوع، زمینه و مدت عامل استرسزا میتواند متفاوت باشد (عبدالخالق، 2001) .
2- تشخیص یک بیماری تهدید کننده برای زندگی: تحقیقات نشان دادند که در میان افراد مبتلا به سرطان و ایدز، بخصوص آنهایی که در مراحل اولیه سرطان هستند، میزان اضطرب مرگ به مراتب بیش از همسالان سالم آنها است (شرمن، نورمن و مک شری ، 2010) .
3-تجربهی درگیری مرگ و مردن: به نظر میرسد سروکار داشتن با مرگ میتواند بر شدت این اضطراب بیافزاید؛ به طوری که، پرستارانی که بیشتر با بیماران در حال مرگ سروکار دارند، اضطراب مرگ بیشتری را حس میکنند (چن، دلبن و فورستون و همکاران ، 2006)، یا در سالمندان به دلیل مرگ همسر و همسالان، این اضطراب بارزتر میشود.

6-2- ابعاد هراس از مرگ
1-6-2- بعد احساسی اضطراب مرگ
اضطراب مرگ با ترس اساسی؛ که با نابودی هستی یک فرد مرتبط است، رابطه نزدیکی دارد. سیستمهای مغزی که اضطراب مرگ را در بر میگیرند شامل: بادامه و سازه های مرتبط، در رشد مفاهیم ضمنی (ناخودآگاه)، خاطرات ترسناک و هیپوکامپوس و نواحی مرتبط با کورتکس در رشد مفاهیم آشکار (خودآگاه)، خاطرات ترسناک می باشند. در انسانها، سازه های حافظه احساسی، یعنی هم حافظه آشکار و هم حافظه ناآشکار، نقش مهمی را در علامت دهی و تنظیم تهدید ادراک شده دارند (اهمن ، 2000) .
این اضطراب به صورت خاطرات هیجانی در طول تاریخ نقش مهمی در بقای انسان داشته است، برای اینکه این اضطراب از حالت بالقوه به بالفعل تبدیل شود، عناصر وحشت آور خارجی و خاطرات هیجانی داخلی به طور همزمان باید وجود داشته باشند (لتو و استین، 2009) .

2-6-2- بعد شناختی اضطراب مرگ
عناصر مهم شناختی اضطراب مرگ شامل، نگرشها، توانایی تصور پیش بینی و انتظار از آینده، آگاهی از آشکار بودن مرگ است. شناختها شامل باورها درباره مرگ، تصاویر و باورهای مربوط به تجربه مرگ، خود به عنوان مرده یا زیاد زنده نبودن است؛ همچنین، سازه های شناختی، از نگرشها در باره مرگ ناشی می شود. ابعاد شناختی اضطراب مرگ ممکن است شامل باوها و یا عقاید درباره فرآیند مردن، تفکرات درباره وضعیت مردن یا در حال، از بین رفتن، تصاویر مرگ دیگران، تفکر درباره تفکرات ناشناخته و تفکر آگاهانه درباره مرگ،ایده ها درباره بدن بعد از مرگ، و تفکرات مرگ زودرس در میان افراد مختلف باشد (دی پالا و همکاران ، 2003). چنانچه اضطراب مرگ به عنوان تجربهای نرمال درک شود، شبیه به اضطرابهایی دیگر خواهد ش؛ زمانی اضطراب مرگ ناسازگار میشود که در کارکرد معمول فرد اخلال ایجاد نماید.

رویکرد شناختی به برخورد موثر با مرگ تاکید میکند، یعنی مدیریت احساسات درباره مرگ و مردن؛ برای مثال، اجتناب از فعالیت های مرتبط با مرگ، مانند بیمارستانها، مراسم تدفین، همچنین اجتناب از برنامه ریزی برای آینده میتواند به طور بالقوه، نیروی پیچیده و غریزی در زندگی یک فرد بشود، زمانی که اجتناب از موقعیتها، فرد را ناتوان کند و برای او مهم شود، اضطراب مرگ موضوع آسیب روانی می شود (فرر ، والکر و استین ، 2007).

3-6-2- بعد تجربی اضطراب مرگ
به طور تجربی اضطراب مرگ اغلب انکار و سرکوب میشود، و این رفتار انطباقی است؛ زیرا ، امکان ترس و ترور را که مانع زنده بودن است، کاهش میدهد (یالوم، 1980 به نقل از لتو و استین، 2009 ).
بنابراین، بطور تجربی اضطراب مرگ معمولاً بخشی از تجربه آگاهانه نیست. دستهای از مطالعاتی که درباره آگاهی از مرگ انجام گرفته اند، اضطراب مرگ بالایی را در بعضی موضوعات ایجاد نمودهاند، علاوه بر این اضطراب مرگ آگاهانه؛ مخصوصاً زمانی که با عوامل تهدید کننده ارتباط دارد، منجر به دفاعهای فعالانهای، مانند حواسپرتی می شود که باعث آگاهی کمتری از اضطراب مرگ میشود. اضطراب مرگ ناآشکار به مدیریت ضعیفی نیاز دارد و از طریق رفتارهای دیگر مشخص میشود (جاست و همکاران ، 2007) .

4-6-2- بعد رشدی اضطراب مرگ
تجلی اضطراب مرگ با توجه به مراحل رشد و نمو متفاوت است. نظریه پردازان رشد بر مراحل زندگی به عنوان فرآیند سالم وحیاتی تأکید میکنند که با بحرانهای هویت متناسب با سن خاص همراه هستند، این بحرانها زمانی که حل و فصل شوند منجر به قدرت نفس و بلوغ میشوند (اریکسون ، 1959 به نقل از لتو و استین، 2009).
به نظر فایرستون و کتلت (2009)، نوزاد برای ایجاد امنیت خود بندهای نامرئی روانی بین خود و مادر ایجاد میکند، با بزرگتر شدن او و آگاهی نسبت به مرگ، کودک به مرحلهای که این بندها وجود دارد بازگشت میکند؛ رشد سالم، رهایی از این بندها را به دنبال دارد .
اصلاح اضطراب مرگ بسته به مرحله رشدی که فرد در آن قرار دارد دارای معانی متفاوتی است، مطالعات نشان دادهاند که بحران هویت در افزایش اضطراب مرگ نقش دارد. همچنین، در مراحلی از رشد که انسانها با وقفهای برای تصمیمگیریهای مهم مواجه میشوند این اضطراب بیشتر میشود. اضطراب مرگ در میانسالی و پیری دیگر کمتر به تجربیات بیرونی وابسته است و آنچه که میزان آن را مشخص میکند برداشت شخص از تجربیات پیشین خود است (استرلینگ، 1989 به نقل از کریمی وکیل، 1391).

5-6-2- بعد فرهنگی اجتماعی اضطراب مرگ
بافت فرهنگی اجزای شناختی، تجربی و احتمالاً عاطفی اضطراب مرگ را شکل میدهد. شاید بهترین وظیفهی فرهنگ این باشد که از شخص در مقابل آگاهی و ترس از مرگ حمایت کند، فرهنگها در روش های خود برای بیان و معنادهی به مرگ، با یکدیگر فرق دارند؛ برخی از فرهنگها با ابعاد متأثر از آگاهی از مرگ برخورد موثرتری دارند.
جوامع غربی اغلب برای مخفی کردن بیماری و سالمندان از نظرها، سرزنش میشوند در نتیجه اعضای خود را از آگاه شدن از مرگ محافظت میکند. چنین شیوهای میتواند اضطراب مرگ را افزایش دهد؛ زیرا، مرگ پدیدهای غیرعادی میشود که از نظم طبیعی امور شده، در غرب سعی میشود به وسیلهی به حداقل رساندن عوامل برانگیزاننده اضطراب مرگ، مانند عدم مشاهده پدیده های مربوط به ناتوانی، پیری، بیماری و خود مرگ سعی در کاهش این اضطراب صورت میگیرد. در فرهنگهای شرقی با وجود اینکه مانند غرب پدیده مرگ انکار نمیشود، تفاوت اندکی بین سطح کلی اضطراب آنها با غربیها وجود دارد(عبدالخالق، 2009).

7-2- نگرش دین اسلام به مرگ
1-7-2- نگرش قرآن
و سرانجام سکرات مرگ حقیقت را (پیش چشم او)، میآورد و به انسان گفته میشود این همان چیزی است که تو از آن میگریختی (سورۀ ق، آیه 19) .
سپس شما را پس از مرگتان، حیات بخشیدیم، شاید شکر نعمت او را به جا آورید (سورۀ بقره،آیه 56) .
هر کسی مرگ را میچشد؛ و شما پاداش خود را به طور کامل در روز قیامت خواهید گرفت آنها که از آتش (دوزخ) دور شده، به بهشت وارد شوند، نجات یافته و رستگار شدهاند و زندگی دنیا، چیزی جز سرمایهی فریب نیست (سورۀ آل عمران، آیه 185) .
ما شما را آفریدیم، پس چرا تصدیق نمیکنید؟ آیا از نطفهای که در رحم میریزید، آگاهید؟ آیا شما آن را آفرینش میدهید یا آفریدگاریم؟ ما در میان شما مرگ را مقدر ساختیم و هرگز کسی بر ما پیشی نمیگیرد. تا گروهی را به جای گروه دیگر بیاوریم و شما را در جهانی که نمیدانید آفرینش تازهای بخشیم. شما عالم نخستین، دانستید، چگونه متذکر نمیشوید! (سورۀ واقعه، آیه60-57).
ما میدانیم سینه است از آن چه میگویند تنگ میشود. پروردگارت را تسبیح و حمد گو و از سجده کنندگان باش و پروردگارت را عبادت کن تا یقین (مرگ) تو فرا رسد (سورۀ حجر، آیه 97-99) .
با توجه به آیات متعددی میتوان به اهمیت توجه به پدیدهی مرگ و حل اضطراب و تشویش حاصل از آن پی برد.

2-7-2- دیدگاه نهج البلاغه
انسان با هر نفسی که میکشد قدمی به سوی مرگ میرود (حکمت، 71) .
دنیا بدنها را فرسوده، آرزوها را تازه مینماید، مرگ را نزدیک و خواستهها را دور و دراز میسازد، کسی که به آن دست یافت خسته میشود، و آنکه به دنیا نرسید رنج برد (حکمت، 69).
فخر فروشی را کنار بگذار، تکبر و خود بزرگ بینی را رها کن، به یاد مرگ باش (حکمت، 386).
فرزندآدم را با فخر فروشی چه کار؟ او که در آغاز نطفهای گندیده، و در پایان مرداری بد بو است نه میتواند روزی خویش را فراهم کند نه مرگ را از خود دور نماید (حکمت، 445) .
از مرگ و نزدیک بودنش بترسید، شما همه آماده مرگ میباشید، اگر توقف کنید شما را میگیرد و اگر فرار کنید به شما میرسد. مرگ از سایهی شما به شما نزدیکتر است نشانه مرگ بر پیشانی شما زده شده، دنیا پشت سر شما در حال در هم پیچیده شدن است.
ارزش و اهمیت مرگ را از اینجا نیز میتوان دریافت که حضرت علی (ع) در نهج البلاغه بیش از 80 بار راجع به مرگ صحبت کرده است.

3-7-2- مفهوم مرگ در ادعیه صحیفه سجادیه
امام سجاد(ع) در ادعیهی فراوانی از مرگ و لحظهی مردن یاد نمود، شاید بتوان گفت دعایی نیست که آن حضرت یادی از مرگ و عوالم پس از آن نکرده باشد. تعابیر ایشان درباه مرگ به گونهای است که بر جان و روح شنونده اثر فراوانی میگذارد. ایشان در دعاهای فراوانی لحظهای که مرگ را مشاهده میکند، به خداوند پناه برده، از خداوند میخواهد مرگ بهترین و مبارکترین مهمانی باشد که با آن روبه رو میشود، وی از فتنه حیات و ممات را از پروردگار تقاضا میکند و امید شفاعت هنگام مرگ را دارد ، ایشان از اینکه غافلانه جان دهد، هراسان است و از اینکه مرگ را همواره در برابر خود میبیند، انتظار آرامش ندارد؛ زیرا، تنها مرگ برای اضطراب و تشویش آدمی کفایت میکند؛ هرچند خود مرگ، مقدمهی مصائبی عظیمتر است. حضرت در ادبیاتی این دلهره مرگ را که ویرانگر لذات است این گونه به تصویر کشیده اند:
ألا لا و لکنا نفّر نفوسنا
و تشغلنا اللذات عما نحادز
و کیف یلذ العیش من هو موقفٌ
سدیّ مالنا بعد اللمات مصادر
ایشان در این ابیات، به خوبی حیات مرگ آگاهانه و زندگی عاقلانه را به تصویر کشیدهاند. حضرت از خدواند میخواهد کلمات نورانی که بر زبان ما جاری میشود و عقاید حقیقی ما نوری باشد که در قبر و مرگ و حیات و بعثت دستگیر ما گردد. این سختی و هراسی که برای مرگ تصویر شده امر عجیبی نیست و حقیقت مرگ و جدایی و فراق است. گاهی یکی از اموال و خویشان آدمی از دست میرود وتا روزها و گاهی تا سال ها روح انسان را پریشان میسازد. با واکاوی مفهوم مرگ در دو مجموعه دعایی امام سجاد (ع) به نظر میرسد در صحیفه کامله سجادیه بیش از آنکه بر دهشتزایی مرگ تأکید گردد، سعی بر تصویرسازی مرگ مطلوب بوده است؛ مرگی که در آن حیات دنیوی با سعادت و ابدیت مقرون با رحمت و عفو الهی مورد انتظار است. چنین مردنی برای حضرت امری مطلوب است .از این منظر، هیچ یک از مرگ و حیات مطلوبیت ذاتی ندارند؛ بلکه مطلوب، اطاعت و بندگی حق تعالی و در امان بودن از غضب اوست. نکته دیگر آنکه، زندگی و مرگ در فرهنگ صحیفه بسان قرآن کریم، اعم از زندگی و مرگ ظاهری است و حیات و ممات باطنی را نیز در بر میگیرد (عصر مردم، 1392) .

8-2- اضطراب مرگ از دیدگاه مکاتب روانشناسی

از جمله مکاتبی که در مورد مرگ اظهار نظر کردند، اگزیستانسیالها بودند. دیدگاه اگزیستانسیال بر تعارض اساسی متفاوت تأکید دارد، نه تعارض با غرایز سرکوب شده ، نه تعارض با بالغین مهم درونی شده، بلکه با تعارضی حاصل رویارویی فرد با مسلمات هستی، منظور از مسلمات هستی دلواپسیهای غایی مسلم است؛ ویژگی های درونی قطعی و مسلمی که بخش گریزناپذیری از هستی انسان در جهان آفرینشاند. مرگ واضحترین و قابل درکترین دلواپسی غایی است. تعارض اصلی اگزیستانسیالها تنشی است که میان آگاهی از اجتنابناپذیری مرگ و آرزوی ادامه زندگی وجود دارد (یالوم2002؛ترجمه حبیب، 1390) .
اضطراب مرگ به عنوان عاملی از عوامل مرتبط با سلامتی و اصلی مقدم بر زندگی انسان ذکر شده است. در این دیدگاه کسی که معنایی برای پویایی زندگیاش پیدا نمیکند، دچار تهدید نیستی است، که ترس از مرگ خوانده میشود؛ همچنین، اضطراب مرگ زمانی که نیروی محرک برای افراد باشد، باعث خواهد شد تا آنها به طور کامل زندگی کنند و بخشی از وجود طبیعی افراد میشود (هالتروف، 2010).
تظاهرات این نحله فکری را در آثار و اندیشه های سورن کی یرکگارد فیلسوف دانمارکی، هایدگر و اروین یالوم و … میتوان یافت. هایدگر منتقدترین فیلسوف وجودی نیز در زمینه روانشناسی هراس از مرگ به تفکر پرداخته است. او معتقد است انسان در اوقاتی که به مرگ میاندیشد مملو از دلهره میشود، در آن لحظه که گویی تمام وجود انسان به نیستی رانده میشود، شخص میکوشد زندگی کند، گویی مرگ واقعی نیست، او میکوشد از واقعیت بگریزد. هایدگر معتقد است مرگ اصلیترین و بهترین لحظۀ شخصی است که فرد باید به تنهایی تحمل کند، انسان باید بتواند مرگ را به درون زندگی ببرد. یاسپرس از دیگر اندیشمندان این رویکرد، به رویگرد دوگانهی مشهور در برابر مرگ اشاره میکند و مینویسد مرگ را همزمان دوست و دشمن دیدن و اشتیاق و اکراه داشتن همزمان در برابر آن، نشاندهنده وجود تعارض بشری نیست. ژان پل سارتر مرگ را پدیدهای مشخص و متعلق به بشر نمیداند، به نظر او مرگ نابودی تمام امکان نیست و هیچ شدن فرد از هرگونه ارج و قربی است. سارتر میگوید ما قادر نیستیم در انتظار مرگ بشینیم بلکه باید خود را در برابر آن آماده کنیم (معتمدی، 1387).
یالوم اضطراب مرگ و هراس از مرگ را هم معنی میداند، آن را اینگونه تعریف میکند؛ وحشت از مرگ که جایگاه آن در ناخودآگاه است و نخستین بار زمانیکه فرد شروع به تشکیل مفاهیم کرد به وجود میآید، ترسی که هولناک است و خارج از زبان و تصور وجود دارد (یالوم، 1980؛ ترجمه حبیب، 1390) .
در مکتب روانکاوی اضطراب مرگ آگاهانه باشد یا ناآگاهانه به مشکلات روان شناختی مرتبط است و این تأیید میکند اضطراب مرگ با سلامت روانی مرتبط است. دیدگاه فروید وجود اضطراب مرگ را تأیید میکند و همچنین بیان میکند که با سلامت روانی و نوسان میان دو سطح آگاهی مرتبط است (هالتروف، 2010).
فروید اضطراب مرگ را مکانیسم دفاعی فرض کرد که با تعارضهای ناخودآگاه سروکار دارد، اضطراب مرگ علت چیزی نیست؛ بلکه، صرفاً نشانهای از آسیب روانی است، ناخودآگاه انسان برای مرگ نگرانی ندارد؛ زیرا، ناخودآگاه اضطراب مرگ را نمیتواند به طور ذهنی تجربه کند، در حقیقت مرگ ما کاملاً غیر قابل تصور است (فروید، 1956 به نقل از قربانعلی پور، 1389).
بنابراین، ما زمانی که سعی میکنیم آن را تصور کنیم، واقعاً مانند تماشاگر زندگی میکنیم. در نهایت، هیچ کسی مرگ خود را متصور نیست و یا هر کسی آن را به شیوه متفاوت درک میکند، در ناخودآگاه، هر فردی به ابدیت خود اعتقاد دارد. از نظر فروید ناخودآگاه انسان هرگز مرگ را نمیپذیرد، به همین دلیل انسان حتی وقتی به مرگ خود میاندیشد مرگ را نظارهگر ا ست و هنوز آن را از آن خود نمیداند (کریمی وکیل،1391)

9-2- رضایت از زندگی

اصطلاح رضایت از زندگی در کنار دیگر اصطلاحات نزدیک و مرتبط، مانند «رفاه ذهنی» به وضوح تعریف شده است. اصطلاح رضایت از زندگی تحت عنوان مرتبهای است، که در آن فرد همهی صلاحیت و شایستگیهایش را به طور کلی مطلوب قلمداد میکند، تعریف می شود؛ بنابراین، این اصطلاح به صورت مترادف با شادی و رفاه ذهنی قلمداد شده است. همچنین، میتواند به عنوان جز شناختی رفاه ذهنی تعریف شود ( مارتیکانین ، 2008) .
رضایت از زندگی به ارزیابی شناختی یک شخص از زندگی خودش اشاره دارد، این مفهوم شامل ارزیابی کلی از زندگی بوده و فرآیندی مبتنی بر قضاوت فردی است. در این روند مقایسهای بین ملاکهای فرضی شخص با زندگی واقعیاش صورت گرفته هر چه واقعیت زندگی با این ملاکهای فرضی نزدیک به هم باشد شخص احساس رضایت بیشتری از زندگی میکند؛ به بیان دیگر، هر چه شکاف میان سطح آرزوهای فرد و وضعیت فعلی وی بیشتر میشود، رضایتمندی او از زندگی کاهش مییابد (حمید،کوچکی، حیات بخش ملایری، 1391)
رضایت از زندگی، بیانگر نگرش مثبت فرد، نسبت به جهانی است که درآن زندگی میکند. رضایت با نیاز، دارای ارتباطی فراگیراست؛ نیاز و رضایت طی زمان دگرگونی می یابند و در یک جامعه، تابع عوامل بسیاری می باشند. عدم همخوانی بین اهداف، تمایلات و نیازها که اکثراً به دلیل وجود مسائل و مشکلات خاص پدید میآیند در بروز نارضایتی موثراست (مسعودی و همکاران، 1389) .
اینگهارت (1998)، مفهوم رضایت از زندگی را اینگونه تعریف مینماید: احساس رضایت از بازتاب توازن میان آرزوهای شخصی و وضعیت عینی فرد به وجود میآید. همچنین، ازکمپ (1995)، در تعریف رضایت از زندگی میگوید: رضایت بر تجربه شناختی و داورانهای دلالت دارد که به عنوان اختلاف ادراک شده بین آرزو و پیشرفت در زندگی (یعنی تحقق آرزو) تعریف میشود، این تعریف طیفی را تشکیل میدهد که از ادراک کامروایی تا حس محرومیت را در بر میگیرد، این مفهوم با مفهوم خوشحالی که ناظر بر تجربه عاطفی ( هیجان ها و احساسات) میشود، تفاوت دارد ( به نقل از هزار جریبی، 1388) .
رضایت از زندگی به عنوان نشانه کلیدی از بهزیستی ذهنی، نقطه عطفی در علم روانشناسی مثبتگرا به شمار میرود که به شناسایی توانمندیها و بنا نهادن آن به عنوان سپری در برابر مشکلات آسیبشناسایی روان تمرکز دارد، میتوان گفت مهمترین مؤلفه و جز شناختی بهزیستی، بهزیستی ذهنی است که با وجود اهمیتی که دارد تحقیقات کمتری در مورد آن صورت گرفته است ( درویش دماوندی، 1392) .
احساس خرسندی و رضایت از جنبههای زندگی، از مؤلفه های نگرش مثبت افراد نسبت به جهانی است که در آن زندگی میکنند، در مجموع رضایت از زندگی عبارت است از، احساس خوشبختی، اینکه فرد زندگی را معنادار بداند و روند زندگیاش را از گذشته تا به حال راضی کننده بداند، امیدوار باشد در آینده زندگی مطلوبی دارد، احساس کند نقشی مهم در زندگی به عهده دارد، زندگی خسته کنندهای ندارد و در زندگی جایگاه مهمی متعلق به اوست (طوبایی و مانی، 1389).
بر اساس رویکرد لذتگرایی رضایت از زندگی به عوامل مختلفی بستگی دارد، بر اساس یافتههای پژوهشی دو دسته عوامل شخصیتی در رضایت از زندگی تأثیر دارند: عوامل ساختاری یا ایستا و عوامل فرآیندی و پویا. عوامل فرآیندی شامل تغییرات درونفردی در طول زمان است، عوامل ساختاری تفاوتهای بینفردی را نشان میدهد، سن، وضعیت تأهل و سلامت از عوامل فرآیندی، برون گرایی و روان آزده خویی از صفات ساختاری هستند (مورورک، اسپایرو و آلمیرا ، 2003) .
بیشاپ و مارتین (2006)، بیان میکنند که رضایت از زندگی در سالمندان میتواند به وسیلهی دسترسیهای فردی به منابع کلیدی و مهم زندگی آنها ایجاد شود و این منابع را همان منابع مادی، اجتماعی یا ویژگیهای شخصی که سالمندان به آن متعلق هستند، تعریف کرده که میتواند به عنوان منابع اصلی در پیشبرد و حفظ بهزیستی افراد معرفی شود؛ زیرا، این منابع میتوانند به آنها در رسیدن به اهداف شخصیشان و برآورده کردن نیازهای اساسی جسمی و روان شناختی کمک کنند.
فدراسیون جهانی سلامتروان در آخرین گزارش خود در آستانه روز جهانی «سلامت روان» با عنوان «سلامت روان و سالخوردگان» با ترویج طول عمر فعال و سالم‌تر منتشر کرد که، سلامت کامل جسمی، روحی و رفاه اجتماعی باید در سالمندان وجود داشته تا احساس رضایتمندی کامل داشته باشند. همچنین، بر راهکارهایی برای اطمینان از بهبود سطح سلامت روان سالمندان از طریق انتخاب یک الگوی زندگی سالم، داشتن ارتباطات اجتماعی بهتر و زندگی پویا و فعال تاکید شده است.

10-2- ابعاد رضایت از زندگی
رضایت از زندگی سه اصل یا بعد اساسی دارد:
اصل چند بعدی بودن: سه بعد اساسی رضایت از زندگی مربوط به سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی می باشد.
بعد جسمی: درک فرد از توانایی هایش در انجام فعالیتها و وظایف روزانه که نیاز به صرف انرژی دارد و شامل مواردی مانند تحریک، انرژی، درد و ناراحتی، خواب و استراحت است.
بعد روانی: این بعد جنبههای روحی مانند عصبانیت، شادی، افسردگی، ترس و آرامش و نیز مواردی نظیر تصویر از خود، احساس مثبت و منفی، باورهای مذهبی، حافظه و تمرکز حواس را شامل می شود.
بعد اجتماعی: این بعد شامل توانایی فرد در برقراری ارتباط ما بین اعضای خانواده، دوستان، همسایگان و سایر افراد اجتماعی و نیز وضعیت شغلی فرد میشود (شوکت آبادی، 1385).

اصل ذهنی بودن: رضایت از زندگی یک ارزش ذهنی است و خود افراد بهترین قضاوت کنندگان راجع به رضایت از زندگی شان هستند.
عامل اصلی تعیین کننده رضایت از زندگی در این دیدگاه عبارت است از تفاوت درک شده بین آن چه هست و آن چه باید باشد. شاخص ذهنی همان احساس رفاه و رضامندی و یا احساس خشنودی است که حاصل برداشت ذهنی و ارزشیابی فرد از زندگیاش میباشد، اگر چه در این احساس جنبههای شناختی نیز مطرح است ولی جنبههای عاطفی آن در سنجش رضایت از زندگی بیشتر مد نظر قرار میگیرد .
اجزای عینی رفاه یا بهزیستی با آنچه به طور معمول به عنوان استاندارد زندگی یا سطح زندگی نامیده می شود، ارتباط دارد. اجزای ذهنی رضایت از زندگی در برگیرنده اعتماد به نفس، استقلال و ویژگیهای درونگرایانهی فرد است؛ به عبارتی، رضایت از زندگی را با سنجش احساس ذهنی از خشنودی در برابر مطالب گوناگون زندگی می توان ارزیابی کرد ( اسلامی، 1384).
اصل پویا بودن: رضایت از زندگی یک ماهیت پویا و دینامیک است نه یک ماهیت ایستا، بدین معنا که یک فرآیند وابسته به زمان بوده و تغییرات درونی و بیرونی در آن دخیل میباشد.

11-2- الگوهای رضایت از زندگی
دو الگو که برای رضایت از زندگی معرفی شده است عبارتند از : الگوی کارکرد انطباقی و الگوی رضایت از زندگی.
1-11-2- الگوی کارکرد انطباقی
رضایت از زندگی بر حسب کارکرد انطباقی و یا از طریق تسلطی که فرد بر محیط دارد، نیز تعریف میشود؛ یعنی هر چه تسلط فرد بر زندگیاش بیشتر باشد، احساس رضایت از زندگی در وی بیشتر خواهد بود. رضایت از زندگی با توانایی شخص جهت تسلط بر محیط همبستگی مثبت دارد و این الگو بر اساس فرضیه خودشکوفایی مطرح می شود، البته باید توجه داشت که محیط در این جا نقش حائز اهمیتی دارد(همان منبع).

2-11-2- الگوی رضایت از زندگی
در این الگو رضایت از زندگی، ارزیابی مفهوم رضایت از زندگی بر مبنای مقایسه شرایط عینی با برداشت ذهنی از این شرایط است. رضایت از زندگی یک جریان فعال و چند وجهی از دریافتها، نگرشها و تغییرات رفتاری است که در مجموع از تجربیات گوناگونی که در طول زندگی اتفاق میافتد حاصل می شود. سازمان بهداشت جهانی رضایت از زندگی را دریافت هر فرد از وضعیت زندگیاش با توجه به فرهنگ و نظام ارزشی که در آن زندگی میکند و ارتباط این دریافتها با اهداف و انتظارات، استانداردها و اولویتهای مورد نظر فرد میداند(کوهپایه زاده، 1380).

12-2- نظریههای پیرامون رضایت از زندگی
1-12-2- نظریه ونتگوت، مریک و اندرسون
ونتگوت، مریک واندرسون(2003)، بیان میکنند که عقیده افراد در خصوص زندگی خوب، میتواند به صورت ذهنی تا عینی مشاهده شود که این طیف شماری از نظریههای جذاب، رضایت از زندگی را به وجود میآورد، به طیف مزبور، نظریه کلی رضایت از زندگی می گویند.
مطابق با این نظریه، نظریه کلی رضایت از زندگی نظریه جامعی است که شامل هشت نظریه حقیقی دیگر در طیف ذهنی _ وجودی_ عینی است. بهزیستی و عوامل عینی سطحیترین جنبهها هستند؛ زیرا با تواناییهای سطحی ما برای سازش با فرهنگمان ارتباط دارند. رضایت از زندگی و برآورد کردن نیازها با یک جنبه عمیقتر در ارتباطاند. شادی و فهم پتانسیل زندگی عمیقترین جای وجود ما و طبیعت اشخاص را احاطه میکنند. معناداری زندگی و نظم و هماهنگی در سیستم اطلاعات بیولوژیکی با درونیترین جنبههای بشر ارتباط دارند. ما همچنین، نیاز به فرض یک هسته انتزاعی، میان معناداری زندگی و نظم و هماهنگی در سیستم اطلاعات بیولوژیکی هستیم؛ که غیر قابل سنجش می باشند، به طوری که در این هسته جنبههای عینی و ذهنی با هم، یکی میشوند (ونتگوت، مریک واندرسون، 2003).

2-11-2 نظریه سلسله مراتب نیازهای مزلو
مازلو، هرمی از نیازها را بیان کرد که از سطوح نیازهای فیزیولوژیکی، امنیت، تعلق پذیری و عاطفه، احترام و خودشکوفایی، ترکیب یافتهاند. نظریه وی به فهم رضایت از زندگی به وسیله تشخیص ابعاد مرتبط با رضایت از زندگی و تعیین این که، این ابعاد ممکن است در افراد و زمانهای مختلف متفاوت باشند، کمک میکند (ابراهیمی کوه بنانی، 1390).

3-11-2- نظریه رضایت از زندگی ژان
ژان، مدلی را برای رضایت از زندگی ارائه داده است. به اعتقاد وی، رضایت از زندگی یک مفهوم چند بعدی است که شامل : عوامل فردی، عوامل بهداشتی یا وابسته به سلامت، عوامل اجتماعی، فرهنگی و محیطی است. مطابق مدل وی، رضایت از زندگی، تحت تأثیر زمینه های شخصی، سلامت، عوامل اقتصادی – اجتماعی، فرهنگ، محیط و سن است. مفهوم درک شده از رضایت از زندگی، در نتیجه اثر متقابل بین شخص و محیط او ایجاد می شود (آقا مولایی، 1384).

4-11-2- نظریه ادراکی فرانس
فرانس در نظریه ادراکی خود برای رضایت از زندگی چهار عامل اصلی خانواده، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، وضعیت روحی و روانی و وضعیت جسمانی را مؤثر میداند.
این چهار متغیر اصلی می توانند مستقلاً یا توأم با یکدیگر بر روی رضایت از زندگی تأثیرگذار باشند. البته درک فرد از رضایت از زندگی نیز میتواند بر هر یک از متغیرهای نامبرده تأثیر داشته باشد به طوری که اگر فرد از رضایت از زندگیاش کاسته شود، میتواند بر توانایی وی در محیط کاری و شغلیاش تأثیر گذاشته و موجب نقصان شرایط اقتصادی و اجتماعی وی گردد. رضایت از زندگی ضعیف نیز میتواند موجب به کارگیری مکانیسمهای مقابله و سازگاری نامؤثر در افراد شده و متعاقباً موجب افزایش تنش در آنان گردد و افزایش تنش، خود در ارتباط مستقیم با عوامل فیزیکی و جسمی بوده و میتواند شدت بیماری را در فرد افزایش دهد. لذا، مشاهده میشود که رضایت از زندگی یک مفهوم و ساختار چند بعدی میباشد که بایستی از جنبههای مختلفی مورد ارزیابی قرار گیرد (همان منبع).
5-11-2- نظریه سیستمی
هاگراتی مدل رضایت از زندگی را بر اساس رویکرد تئوری سیستم ها ارائه میدهد که دروندادهای سیاست عمومی را با پیامدهای رضایت از زندگی ربط میدهد. (هاگراتی، 2001؛ به نقل از همتیان، 1386). در این نظریه رضایت از زندگی حاصل درونداد، واسطه و خروجی میباشد، که درونداد شامل سیاستهای عمومی و محیط، گزینشهای فردی در نقش واسطهها و برونداد آن خوشبختی، تعاون و ابعاد مختلف بهزیستی میباشد.

12-2- پیش بینی کننده های رضایت از زندگی

عوامل متفاوتی در رضایت از زندگی مشارکت دارند، برای مثال گیبسون (1986)، تعامل اجتماعی، آمونس و داینر (1985)، عوامل شخصیتی، جورج (1981)، سطح درآمد و طبقه ی اجتماعی، ویلیتس و کرایدر ( 1988)، مذهب را در میزان رضایت از زندگی مؤثر دانستهاند. عامل مهم دیگر در رضایت از زندگی، سلامت روان است. بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی سلامت روان در بهترین منظر عبارت است از یک حالت پایا و کامل از نبود نشانه های بیماری و حضور نشانه های سلامت که دارای ابعاد فاعلی، روانی و اجتماعی است (کیز ، 2002 به نقل از کشاورز و همکاران، 1388).
بعد زمانی رضایت از زندگی زندگی مهم است و رضایت از زندگی گذشته، رضایت از حال، رضایت از آینده سه بعد متمیز رضایت از زندگی است. سایر متغیرهای روان شناختی مرتبط با رضایت از زندگی مانند امید، خوشبینی نیز به سوی دیدگاه زمانی آیندهمدار حرکت کردهاند (بخشی پور رودسری و همکاران، 1384) .
وین هوون (1997)، بهزیستی ذهنی را مجموعهای از ارزیابیهای شناختی و عاطفی مرتبط با زندگی فرد و اینکه چقدر احساس خوبی دارد تعریف کرده است. روی هم رفته بهزیستی ذهنی بالا متشکل از سه عامل ویژه است:
فراوانی و شدت حالات عاطفی
فقدان نسبی اضطراب و افسردگی
رضایت کلی از زندگی

13-2- سبک زندگی

آدلر مفهوم سبک زندگی را برای اولین بار در سال 1900بیان کرد، به اعتقاد وی سبکهای زندگی دائمی افراد، شکل گسترش یافته سبک زندگی اولیهی اوست و یا مشاهدۀ برخورد افراد با سه تکلیف مهم زندگی خود که عبارتند از کار، جامعه و روابط صمیمانه میتوان به سبک زندگی آنان پیبرد، زیرا سبک زندگی در انتخاب کار و نحوه ارتباط با دیگران و عشق منعکس میشود (شارف ، 2000؛ ترجمه فیروزبخت، 1388) .
پیروان آدلر به تفصیل دربارۀ سبک زندگی، شکل گیری آن در دوران کودکی، نگرشهای اصلی دخیل در سبک زندگی، وظایف اصلی زندگی و تعامل آنها با یکدیگر بحث کردند و آن را در قالب درخت سبک زندگی نشان دادند. آنها همچنین مفاهیم ارزشی، انسان شناختی و فلسفی را مطرح ساختند و تمام زندگی را به صورت یکپارچه به تصویر کشیدند. سبک زندگی مهمترین عاملی است که هر کس زندگی خود را بر اساس آن تنظیم میکند، بر این اساس، سبک زندگی مجموعهی عقاید، طرحها و نمونه های عادتی رفتار، هوی و هوسها و شیوه های تبیین شرایط اجتماعی یا شخصی است که نوع خاص واکنش فرد را تعیین میکند (فاچینو و همکاران، 2003) .
در سالهای اخیر اصول حاکم بر سبک زندگی، توجه محققهای زیادی را به خود جلب نموده است، نتیجۀ تحقیقات انجام شده، شیوه های مفید و مؤثری را برای بهتر زیستن در افراد جامعه، بالاخص سالمندان به ارمغان آورده است. شیوه زندگی یک فرد معمولی شامل مجموعه رفتارهایی است که مدام یا عوامل خطرزایی سرکار دارد که عدم رعایت اصول بهداشتی مربوط به این عوامل موجب بیماریها و آسیبهای خطرناکی در فرد بوده و مسیر زندگی را با مشکلاتی مواجهه خواهد ساخت. بعضی از این عوامل خطرزا زیستی هستند، مثل توارث ژنهای خاص، بعضی دیگر از آنها رفتاری هستند که صرف نظر از عوامل زیستی با نهادینه کردن اصول و شیوه های زندگی تعریف شده توسط محققان و صاحب نظران، موجب گردیده کیفیت زندگی افراد، علل الخصوص سالمندان ارتقاء یابد (سارافینو ، 2002) .
سازمان بهداشت جهانی، سبک زندگی را از طریق زندگی بر اساس الگوهای مشخص و قابل تعریف رفتاری میداند که از تعامل بین ویژگیهای شخصیتی، بر هم کنش روابط اجتماعی و شرایط محیطی و موقعیتهای اقتصادی- اجتماعی حاصل میشود. تعریف سازمان بهداشت جهانی میگوید که الگوهای رفتاری مرتباً در واکنش به تغییرات محیطی و اجتماعی خود را سازگار میکنند و همچنین برای ارتقاء سلامتی و توانمند کردن مردم جهت تغییر رفتار و سبک زندگیشان، نه تنها باید بر افراد تمرکز نمود بلکه بایستی شرایط اجتماعی را هم در نظر بگیریم. سازمان بهداشت جهانی اعتقاد دارد که سبک زندگی ایدآل وجود نداشته و بسیاری از عوامل تأثیرگذار بر سبک زندگی، برای هر فرد ویژهی خودش می باشد. روش زندگی سالم، تلاش جهت کسب تعادل منطقی بین افزایش سلامتی شخص و ارتقاء سلامت دیگران و بهداشت جهانی جامعه است، تعریف مجدد سبک زندگی بایستی، اجزایی را علاوه بر تغذیه و روش استفاده از الکل را شامل شود که روابط اجتماعی و موقعیتهای اجتماعی و سایر ابعاد سلامتی را در برگیرد (محمدی زیدی؛ 1383).
سبک زندگی به معنای شیوهای است که فرد برای برخورد با تکالیف و حوادث زندگی بر میگزیند. سبک زندگی معروف نحوه کنارآمدن شخص با مسائل زندگی و یافتن راهحلها و رسیدن به اهداف زندگی است (شارف، 2000؛ ترجمه فیروزبخت، 1388) .
همچنین، سبک زندگی را می توان، شیوه زندگی فرد دانست که شامل عواملی همچون ویژگیهای شخصیتی، تغذیه، ورزش، خواب، مقابله با استرس، حمایت اجتماعی و استفاده از دارو میباشد. با ارزیابی سبک زندگی افراد میتوان میزان موفقیت های فردی و اجتماعی آنان را در زندگی مورد ارزیابی و بررسی قرار داد (کوکرهام ، 2005).
سازمان بهداشت جهانی (1998)، سبک زندگی سالم را تلاش برای دستیابی به حالت رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی توصیف کرده است. سبک زندگی سالم شامل رفتارهایی است که سلامت جسمی و روانی انسان را تضمین میکنند؛ به عبارت دیگر، سبک زندگی سالم در بردارندۀ ابعاد جسمانی و روانی است، بعد جسمانی شامل تغذیه، ورزش و خواب است و بعد روانی شامل ارتباطات اجتماعی، مقابله با استرس و معنویت است (لعلی و همکاران، 1391) .
سبک زندگی دارای اثرات تعیین کنندهای بر سلامت فرد بوده است و هر شخصی با داشتن الگوی زندگی روزانه مطلوب میتواند از رفاه کامل جسمی و روانی برخوردار باشد (متعارفی، 1383) .
اخیراً علت عمده مرگ و میر به بیماریهایی بر میگردد؛ که ناشی از سبک زندگی است، این بیماریها در طول مدت زمان طولانی (چندین سال) ایجاد میشوند، اختلالات ناشی از سبک زندگی قابل پیشگیری و یا قابل تصحیح هستند به شرطی که در عادات و رفتارهایی که به ایجاد این مشکلات کمک میکنند، تغییر ایجاد شود (روک و هوارد ، 2002) .
سبک زندگی، مجموعهای از قوانین و راهنماییهایی است که فرد شکل میدهد تا آن ها را در مسیر زندگی و به سمت اهدافش سوق دهد. اعتقادات مربوط به سبک زندگی به چهار گروه تقسیم میشوند:
مفهوم خود یا خویشتن پنداری یعنی اعتقاد فرد به این که من هستم.
خود آرمانی یعنی اعتقاد فرد به اینکه من چه باید باشم یا مجبورم چه باشم تا جایی که در میان دیگران داشته باشم.
تصویری از جهان یعنی اعتقادات فرد درباره اطرافیان و محیط پیرامونش.
اعتقادات اخلاقی یعنی مجموعه چیزهایی که فرد درست یا نادرست میداند (شفیع آبادی و ناصری، 1392).

14-2- سبک زندگی سالم

سبک زندگی سالم عبارت است از، راههایی که از طریق آن افراد میتوانند زندگیشان را سالمتر و بهتر نمایند، اصطلاح سبک زندگی سالم ناشی از این باور است که الگوی روزانه و فعالیتها، میتوانند سالم یا ناسالم باشند. سبک زندگی سالم یک زندگی متعادل که در آن انتخابهای عاقلانهای صورت میگیرد (لیونز و لانگیل، 2000).
شیوهی زندگی سالم، مفهومی است که مکرراً در مباحث ارتقاء سلامت، سلامت عمومی و اجرای مداخلات مربوط به سلامت به کار میرود. شیوهی زندگی سالم، عامل ارزشمندی در کاهش شیوع مشکلات بهداشتی و نیز منبع ارتقاءی سلامت، تطابق با عوامل استرسزای زندگی و ارتقاء کیفیت زندگی است ( نوری، 1385).
سبک زندگی سالم، به عنوان ساختاری واحد از دو دسته رفتار تشکیل میشود: رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی و رفتارهای حفاظت کننده سلامتی. شواهد موجود در کشورهای توسعه یافته دال بر این است که علت بسیاری از مرگ و میرها، نتیجه سبک زندگی ناسالم و رفتارهای خاص و نامطلوب است؛ الگوی غذایی ناسالم ورزش نکردن، استرس زیاد، مصرف مواد و حوادثی از این قبیل هستند (چو ، 2010).
اصول ارتقاء و سلامتی اوتاوا_ پارتر (1986) که به وسیله بهداشت جهانی توسعه داده شده به عنوان چارچوپ راهنما برای فعالیت های ارتقاء سلامت در سطح جهانی پذیرفته شده و طراحی سیاستهای بهداشت عمومی با ایجاد محیط حمایتی، تقویت عملکرد جامعه توسعه مهارتهای فردی و بازآموزی خدمات بهداشتی را شامل می شود .
طبق تعریف سازمان جهانی (1999)، شیوهی زندگی راهی برای زندگی بر اساس الگوهای قابل تعریف رفتار از طریق تعامل بین خصوصیات فردی، تعاملات اجتماعی و شرایط زندگی اجتماعی، اقتصادی و محیطی فرد تعیین میشود. این تعریف حاکی از آن است که الگوهای رفتاری بطور مداوم در پاسخ به شرایط متغیر اجتماعی و محیطی تعدیل میشوند، طبق تعریف مذکور تلاش برای بهبود سلامت از طریق توانمند سازی مردم برای تغییر شیوه زندگیشان باید هم در راستای متغیر فردی و هم در راستای متغیر شرایط زیستی و اجتماعی مؤثر در رفتار یا شیوه زندگی تنظیم گردد (رفیعی فر، 1384) .
پیامدهای سبک زندگی ناسالم عبارتند از: پرفشاری خون، دیابت، چاقی، اختلالت تنفسی و قلبی؛ به همین خاطر هدف از ایجاد سبک زندگی سالم را تأکید بر شروع زود هنگام شیوه زندگی سالم در زندگی، جهت توسعه سلامتی و کاستن از بار این بیماریها در جامعه در نظر گرفته شده است (اسملترز، باره، هینکله و چیور ، 2007)، انجمن قلب آمریکا حدود 70 درصد از تمام بیماریهای جسمی و روانی را مربوط به شیوهی زندگی میداند.
سالمندانی که شیوه زندگی سالمی دارند، از توانایی بیشتری برای بهره مندی از یک زندگی سالم برخوردار بوده و احتمالا به مدت طولانی تری از یک زندگی بدون بار بیماری و ناتوانی بهره خواهند برد. به طور کلی، انتخاب شیوه زندگی سالم در زندگی فردی همه، خصوصا افراد سالمند، جنبه بسیار حیاتی دارد (رانا و همکاران، 2009) .
با توجه به اینکه سبک زندگی مفهومی چند بعدی بوده و ابعاد مختلف سلامتی و یا بیماری بر یکدیگر اثر کرده و تحت تأثیر یکدیگر قرار دارند، از این رو اقدامات انجام شده برای ارتقاء سلامتی باید به تمام جوانب سلامتی فردی جسمی و روانی و معنوی و سلامت کلی جامعه توجه داشته باشد. برای پیش گیری از ناتوانی افراد سالمند آموزش آنان در زمینه موضوعات مختلف از جمله ورزش، تغذیه، فعالیت های اجتماعی و غیره میتواند به بهبودی وضعیت سلامت جمعیت سالمند آینده کشور کمک نماید (خوشبین و همکاران، 1386).
دیدگاه لیونز و لانگیل(2000) عناصر زیر را در تشکیل سبک زندگی سالم سهیم می داند:
قدرت سازگاری مؤثر: این عامل به عنوان تعیین کننده مهم سلامتی شناخته شده است، رفتارهای انطباقی یا قدرت سازگاری به افراد کمک میکند تا با چالش ها و تغییرات زندگی کنار بیاید، بدون اینکه رفتارهای خطر آفرین را به همراه داشته باشد.
یادگیری در طول زندگی.
احتیاطهای مراقبتی و ایمنی: در محیط خانه، مدرسه و محیط کار بخش مهمی از سبک زندگی سالم را تشکیل میدهد.
فعالیت اجتماعی: این عامل یکی از مؤلفه های مهم سبک زندگی سالم است که نقش و تأثیر اجتماع را نشان میدهد.
زندگی معنیدار و هدفمند: داشتن زندگی معنیدار و هدفمند و نیز توجه به مسائل اعتقادی و معنوی در زندگی و نیز امیدواری به آینده در سبک زندگی سالم نقش دارند.
رعایت سبک زندگی سالم در افزایش امید به زندگی، بهبود کیفیت زندگی و سلامتی جسم و روان نقش تعیین کنندهای ایفا میکند؛ همچنین، در پیشگیری از انواع بیماریها مؤثر است. اتخاذ سبک زندگی سالم و شرکت فعالانه در مراقبت از خود در تمامی مراحل زندگی مهم است، یکی از باورهای نادرست در مورد سالمندی این است که دیگر برای انتخاب چنین شیوههایی از زندگی در سال های پایانی عمر خیلی دیر است؛ برعکس، همانند اهمیت رعایت سبک زندگی سالم جهت پیشگیری از بیماریهای غیر واگیر در تمام دورانهای زندگی اعم از کودکی، نوجوانی، جوانی و میانسالی داشتن فعالیت ورزشی مناسب، تغذیهی سالم، عدم استفاده از دخانیات و مصرف عاقلانهی داروها در سنین بالا هم میتواند از بیماریهای و تحلیل کارآیی فرد پیشگیری نماید و سبب افزایش طول عمر و ارتقای کیفیت زندگی گردد (توکلی قوچانی وآرمان، 1382) .

15-2- ابعاد سبک زندگی سالم
1-15-2- سلامت جسمانی : که شامل الگوی تغذیه، خواب و ورزش میشود.
الگوی تغذیه: تغذیه یکی از ابعاد سبک زندگی است و رفتارهای تغذیهای در انتخاب شیوه سالم و بهداشتی نقش بسیار حیاتی دارند. تغذیه مشتمل بر اعمالی است که موجود زنده بوسیله آن مواد غذایی را میخورد، هضم میکند، جذب میکند، انتقال میدهد، استفاده می کند و دفع میکند. به علاوه تغذیه با عوامل اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و روانی تهیه غذا و غذا خوردن سر و کار دارد (تیموری، 1386) .
با بهره گرفتن از غذایی مناسب جنبش و حیات، کارایی و فعالیت، رضایت خاطر و نشاط، شوق به زندگی و قدرت مبارزه با مشکلات در انسان تأمین میشود، به علاوه سلامت و بهداشت نسلهای بعدی نیز تأمین میگردد (حلم سرشت و دل پیشه، 1389) .
در مطالعه کامپ، ولمن و راسل (2010) نتایج نشان داد آموزش مهارتهای تغذیهای موجب بهبود الگوی تغذیهای سالمندان میشود، به طور کلی با بالا رفتن سن افزایش خطرات تغذیهای همراه است، اثرات سازنده تغذیه صحیح جهت ارتقاء سلامت، کاهش خطر و مدیریت بیماریها مورد تأکید قرار گرفته است.
ارتقاء سطح آگاهیهای سالمندان در مورد چگونگی حفظ سلامتی توسط تغذیه مناسب از اهمیت خاصی برخوردار است. طبق گزارش مطالعهای در روزنامه انجمن غذایی آمریکا، در سال 2010 آمده است که آموزش تغذیه منجر به اثرات مثبت در یک زندگی افراد سالمند میشود که میتواند بر سلامت افراد مسن تأثیرگذار باشد (واندرلیچ، بای و گولف ، 2010) .
قاسمی و همکاران (1385) در مطالعه ای با عنوان بررسی تأثیر آموزش بهداشت تغذیه بر کارکنان آسایشگاه کهریزک شهر تهران برای ارتقاء سلامت تغذیهای سالمندان مقیم آسایشگاه با بهره گرفتن از ابزار MNA انجام دادند. بر اساس یافته های حاصل از این تحقیق 9/35% از سالمندان قبل از آموزش دچار سوء تغذیه بسیار شدید بودهاند که این میزان پس از آموزش به 3/18% کاهش یافت.
پیر شدن و سالخوردگی با کاهش تدریجی فعالیتهای فیزیکی و افزایش بیماریهای مزمن همراه میشود، ولی داشتن زندگی سالم و بهبود تغذیه تا حد زیادی قادر است از این مشکلات پیشگیری کند و یا آن ها را تخفیف دهد. با افزایش سن، نیاز سالمندان به انرژی کاهش یافته و تمایل به مصرف غذا کمتر میشود؛ لذا، باید انتخاب غذا صحیح صورت بگیرد تا میزان دریافت مواد مغذی ضروری، پایینتر از حد مطلوب و مورد نیاز نباشد(خدایی و همکاران، 1391).
ورزش و تمرینات بدنی:یکی دیگر از ابعاد زندگی ورزش و تحرک است. سادهترین و عملیترین تعریف آمادگی جسمانی عبارت است از توانایی پاسخ دادن به نیاز های جسمانی و روزمره، با ذخیره انرژی کافی برای مقابله با چالشهای ناگهانی. ورزش باعث افزایش آندورفین میشود، مطالعات نشان میدهد که سطح آندورفین در خون بعد از ورزش بالاتر از قبل آن است، افزایش آندورفین باعث کاهش استرس و حساسیت به درد میشود (کورتیس ،2000 ترجمه سهرابی، 1384).
تحقیقات نشان میدهد که ورزش و فعالیت منظم استرس و اضطراب را کاهش میدهد و باعث بهبود نگرش و عملکرد و کاهش خطا میشود، همچنین خودپنداره افراد را تقویت میکند؛ چون، افرادی که ورزش میکنند بهتر میتوانند وزنشان را کنترل کنند، ظاهر جذابتری دارند و در فعالیتهای فیزیکی شرکت میکنند، این به آنها کمک میکند تا احساس احترام بیشتر کرده و فواید اجتماعی زیادی کسب کنند (سارافینو، 2002) .
با افزایش سن، تغییرات متعددی در قسمتهای مختلف بدن ایجاد میشود، قلب، ریه، سیستمهای عصبی عضلات و استخوانها دچار تغییرات ناشی از افزایش سن میشود. تحریک و فعالیت بدنی منظم، به سالمندان کمک میکند تا کارایی مفاصل افزایش یابد، از پوکی استخوانها جلوگیری شود، قدرت عضلانی حفظ شود، از بیماریهای قلبی و عروقی پیشگیری شود، فشار خون کاهش یابد، ظرفیت ریه برای جذب اکسیژن زیاد شود، وضعیت خواب بهتر شود، افسردگی و استرس کاهش یابد، اعتماد به نفس و عزت نفس افزایش یابد، از چاقی و اضافه وزن جلوگیری شود، از ابتلاء به دیابت، سرطان و سکته مغزی جلوگیری شود و خونرسانی به اندامهای بدن بهبود یابد. عدم تحرک مهمترین عامل در ایجاد پیری زودرس است، یکی از مهمترین روش های کند نمودن پیری، ورزش و تمرینات بدنی منظم است که میتواند باعث سازگاری و افزایش دوره تحرک و فعالیت و همچنین افزایش سال های مؤثر و مولد عمر گردد (خوشبین و همکاران، 1386) .
افرادی که دارای فعالیت بدنی منظم هستند؛ کارکرد جسمانی و روانی خود را حفظ کرده و زندگی روزانه خود را مستقل از دیگران پیش می برند. در بررسی انجام شده توسط پالوسکو و اسکونک (2000)، نتایج نشان داد که فعالیتهای بدنی، میتوانند در بهبود شرایط بهداشت روانی مؤثر باشد.
الگوی خواب و استراحت: از ابعاد دیگرسبک زندگی الگوی خواب و استراحت است. سلامت جسمی و روانی به خواب و استراحت کافی بستگی دارد، بدون خواب و استراحت مناسب، توانایی تمرکز و تصمیم گیری و شرکت در فعالیتهای روزانه کاهش مییابد. وقتی افراد در حال استراحت هستند؛ معمولاً احساس آرامش روحی جسمی و رهایی از اضطراب دارند.
خواب یک حالت طبیعی کاهش هوشیاری است که طی آن بدن استراحت میکند و فرد میتواند با تحریک خارجی از خواب برخیزد، همچنین خواب از نیازهای اولیه انسان است؛ بطور کلی انسان یک سوم از عمر خود را در خواب به سر میبرد، ما به علل مختلف به خواب نیازمندیم که عبارتند از:
تطابق با استرسها
پیشگیری از خستگی
ذخیره انرژی
تجدید قوای مغزی و جسمانی
لذت بردن بیشتر از زندگی
بنابراین، میتوان گفت که خواب یکی از عوامل مهم وتعیین کننده کیفیت زندگی است. حفظ دوره های منظم خواب جهت کسب تندرستی ضروری است. اشخاصی که اختلال خواب دارند نه تنها ازخستگی بلکه از اشکال در ترمیم سلولی، نقص در حافظه یادگیری، افزایش استرس، اضطراب وکاهش کیفیت زندگی روزمره رنج میبرند (تیموری، 1386).
خواب کافی، منظم و راحت یکی از پایه های اصلی سلامت هر انسان است. در طول خواب، بدن استراحت میکند، انرژی از دست رفته به دست میآید و بدن، بار دیگر برای فعالیت جسمی و فکری آماده میشود. با ورود به دوره سالمندی، تغییراتی در وضعیت خواب ایجاد میشود با افزایش سن خواب شبانه کاهش و سبکتر و نامنظمتر میشود؛ بنابراین، نباید انتظار داشت که سالمندان مانند دوران جوانی بخوابند.
گاهی تصور می شود که 8 ساعت خواب برای حفظ سلامتی لازم است در صورتی که باید تأکید نمود، که 8 ساعت خواب در طول شبانه روز الزامی نیست؛ اگر بعد از بیدار شدن از خواب، احساس نشاط و سرحالی و انرژی کافی در طول روز وجود دارد، این علامت نشان دهنده مدت زمان کافی خواب است (خدایی و همکاران، 1391) .

2-15-2- سلامت روانی:
سلامت روان بر عدم وجود بعضی بیماریها و اختلالات روانی اطلاق میشود، ولی امروزه سلامت روان تنها به معنای عدم وجود بیماریهای روانی نیست و به قابلیتها و توانمندیها در افراد وابسته است، به طور خلاصه به توانایی برای لذت بردن از زندگی، سازگاری با استرس، حفظ تعادل روانی، انعطافپذیری و خودشکوفایی اشاره کرد، البته مصادیق دیگری هم برای توصیف سلامت روان وجود دارد، از جمله اینکه سلامت روان بزرگسالان و نوجوانان؛ همچنین، شامل عزت نفس و سلامت جنسی هم میباشد. اینکه ما چگونه با فقدان و مرگ به عنوان یک عامل مهم در سلامتروان کنار بیایم نیز، از نشانه های بارز سلامت روان است (تایلر ، 1997 به نقل از عزیزیان رستگار، 1389).
سلامتروان به افراد توانایی کنترل افکار و احساسات و رفتار را میدهد. افرادی که از سلامت روان برخوردارند، نسبت به خودشان و روابطشان، احساس بهتری دارند؛ البته این به معنی عدم وجود مسائل عاطفی و بیماریهای روانی نیست؛ اما، وجود سلامت روان به افراد کمک میکند با استرسها و مشکلات با تحمل و سازگاری بیشتر عمل کند .
دو مقوله که در بحث سلامت روانی مورد توجه قرار میگیرد؛ استرس و نحوه سازگاری با آن و راهبردهای مقابله با استرس میباشد. استرس حالت فیزیولوژیکی روانشناختی ناخوشایندی است که در پاسخ به محرکهای تنشزا ایجاد میشود. فشار روانی در نتیجه حوادث غیرمترقبه یا چالشانگیز در محیط ایجاد میشود و حوادث تنشزا فرد را وامیدارد تا خود را مجدداً با محیط سازگار کند، وقتی واقعه یا عامل استرسزایی وجود دارد که، سلامت زیستی و روانی انسان را تحت تأثیر قرار میدهد، حالت هیجانی و فیزیولوژیکی ما از سطح بهنجار و متعادل خود خارج شده؛ همچنین، فعالیتهای شناختی نیز آسیبپذیر میگردد، اختلال هیجانی به صورت اضطراب، زود رنجی، خشم و احساس گناه نمایان میشود که از بین این موارد، اضطراب که ریشهی بسیاری از بیماریهای جسمی و روانی میباشد؛ بیشتر خود را نمایان میکند، از طرفی استرس علاوه بر اینکه، بر تهیج پذیری تأثیر دارد در فرآیندهای شناختی نیز اختلال ایجاد میکند. تصمیمگیری منطقی، جستجوی فعال اطلاعات و جذب و درک بیطرفانه داشتن ارزیابی دقیق را منجر میشود ولی، در شرایط استرسزا تصمیمگیرنده اطلاعات مربوط را به طور ناقص سازماندهی میکند و فرآیند پردازش اطلاعات به صورت کامل انجام نمیشود (ریو ، 2008؛ ترجمه سید محمدی، 1392) .
پروین (2001)، در رابطه با انواع راهبردهای مقابله میگوید در هر موقعیت استرسزا راه های غلبه کردن یا تحمل موقعیتی که فراتر از نیروی فرد ارزیابی شده است، مورد بررسی قرار میگیرد. کنار آمدن مسئلهمحور یا حل مسئله تلاش برای حل مشکل و کنار گرفتن هیجانمحور مثل فاصله گرفتن عاطفی از مشکل، فرار و اجتناب و جستجوی حمایت عاطفی، از جمله سبک های مقابله با فشار روانی میباشد (پروین، 2001 ؛ ترجمه جوادی و کدیور، 1382) .
سازگاری با استرس از دیگر مواردی است که در سبک زندگی سالم، مورد توجه قرار می گیرد، استرس بخشی از زندگی است. تجربه استرس و روش پاسخدهی به آن در هر فرد به شکل واحدی صورت میگیرد. استرس و روش سازگاری با آن دو جزء مهم، در سلامت و بیماری هستند. بیشتر منابع مهم استرس در اجتماع ما از ارتباطات بین فردی و ترجیحات ما در زندگی ناشی میشود، پاسخ به استرس بستگی به فرهنگ، خانواده، ژنتیک و تجربیات زندگی دارد (تایلور، لالیس، لی مونز و همکاران ، 2008) .
با توجه به اینکه اکثر عوامل استرسزای دوره سالمندی از نوع فقدان و برگشت ناپذیر است، وقتی تعداد این استرسها زیاد و فاصله آنها کم شود، خصوصاً مواقعی که به دلیل ابتلاء به بیماریها قوای بدنی نیز تحلیل رفته باشد، اثرات مخرب آن بیشتر است. مؤثرترین و بهترین کار برای مقابله با استرس تقویت قوای روحی و روانی و بکارگیری روش های سازگاری با آن می باشد (فرهادی و همکاران، 1392) .
سازمان بهداشت جهانی به مناسبت روز جهانی سالمندان در سال 2013، عوامل خطر‌زای «سلامت روانی» در میان سالمندان را به شرح زیر بیان میکند:
مجموعه‌ای از عوامل روانی_اجتماعی زندگی،‌ سطوح مختلف سلامت روانی را در زمان‌های مختلف در اشخاص تعیین می‌کنند، بسیاری از سالمندان به دلیل محدودیت‌های حرکتی، دردهای مزمن، سستی یا سایر مشکلات روحی و جسمی، توانایی زندگی مستقل را از دست داده و نیاز به برخی مراقبت‌های طولانی مدت دارند، علاوه بر این‌ها، سالمندان بیشتر در معرض اتفاقاتی نظیر محرومیت، تنزل موقعیت اجتماعی – اقتصادی ناشی از بازنشستگی و ناتوانی روبرو می‌شوند، تمام این عوامل می‌توانند بر انزوا، از دست دادن استقلال، تنهایی و رنج‌های روانی در سالمندان تأثیر بگذارند. سلامت روانی می‌تواند بر سلامت جسمانی نیز تأثیر داشته باشد؛ به عنوان مثال در افراد سالمندی که مشکلات جسمانی نظیر بیماری‌های قلبی دارند، میزان ابتلا به افسردگی بیشتر از افرادی است که از نظر جسمی سالم هستند. افراد سالمند همچنین در معرض غفلت و سوء‌رفتارهای جسمی هستند که این سوء‌رفتارها نه تنها سبب آسیب‌های جسمی می‌شود بلکه سبب بروز آسیب‌های جدی و اغلب عوارض بلندمدت روحی شامل افسردگی و استرس در آنها می‌شود ( بهداست جهانی، 2013).

3-15-2- سلامت معنوی
اگر چه موضوع سلامت معنوی در آموزههای پیامبران الهی و فیلسوفان بزرگ آمده است؛ اما، سال 2000 سازمان بهداشت جهانی در مقدمهی پروژۀ این سال خود، آن را طی برنامۀ وسیع بهداشتی برای کشورهای در حال توسعه در نظر گرفت و سلامتی را از چهار بعد زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی مورد بررسی قرار داد.
معنویت یک نیاز درونی است، آگاهی انسان از منحصر به فرد بودن و هویت خویش معنویت است. معنویت بودن و زندگی کردن است که به صورت تفکر، خلاقیت و داوری خود را نشان میدهد و انگیزهای است قوی، که با کمک آن انسان پویا در جستجوی یافتن مفهوم زندگی و ایجاد روابط معنی دار تلاش میکند (شهیدی و حمیدیه، 1381).
سلامت معنوی جنبه مهم زندگی انسان است و در جوامع اسلامی بعد حیاتی و اصلی زندگی مسلمانان را تشکیل میدهد. سلامت معنوی در برابر سلامت مادی است و شامل همهی ابعاد غیرمادی انسان اعم از ابعاد عاطفی، عقلانی، روحی، روانی، اعتقادی و عبادی است. سلامت معنوی یعنی سلامت در باورها، عقاید، ارزشهای اخلاقی و اعمال و مناسکی که، لازمه این باورها و التزام به این ارزشها است (جعفریزاده، 1390).
سلامت معنوی یا روحی به آن بخش از وجود انسان مربوط میشود که در جستجوی معنا و مفهوم زندگی است؛ به عبارت دیگر، بهداشت روحی، شامل مفاهیمی چون کمال معنوی، اخلاقیات و اصول، داشتن هدف در زندگی و تعهد به چیزی برتر و والاتر است؛ همچنین، مفهوم سلامت معنوی داشتن رابطه هماهنگ میان فرد و محیط است. فطرت بشر با پذیرش هر دینی و یا حتی حتی بیدینی، گرایش به کمک از یک قدرت بالاتر دارد. در موضوع سلامت معنوی چند نکته ضروری است:
اول، اینکه اعتقاد به یک قدرت لایتناهی و توجه به قدرت یگانهای که منشأ هستی است، به طور فطری در همهی انسانها وجود دارد، از این رو در بسیاری از تلاطمات روحی و جسمی و آشوبهای درونی میتواند آرام بخش و مؤثر باشد.
دوم، نقش اعتقادات و معنویت است.
سوم، ارتباط با دیگران و دیگر جوامع است (آباذری، 1389) .
علاوه بر این، عقیدهی عموم این است که مذهب به تمام سوالهای مربوط به مرگ و علت وجودی انسان پاسخ میدهد و در افراد یک حس پیش بینیپذیری و احساس کنترل ایجاد میکند که از اضطراب فراخوانده شده، که ناشی از نگرش خاص به مرگ و مواجهه با مرگ است، پیشگیری میکند (اورکی و برقی ایرانی، 1389) .

4-15-2 – سلامت اجتماعی
بعد اجتماعی به ایجاد و ابقاء روابط سالم و تعاملات مثبت با خانواده و دیگران تأکید میکند؛ احترام به خود و احترام به دیگران، احترام به ارزشهای دیگران، تعامل با افراد و محیط، ایجاد و ابقاء ارتباطات، توجه به مردم، گیاهان و طبیعت، صحبت در مورد علائق مشترک، همبستگی با دیگران و دوستی نزدیک، همدلی، مراقبت از دیگران ناشی از بعد اجتماعی است (فرشادان، 1389) .
گرایش انسان به تعامل برقرار کردن با دیگران دلایل زیادی دارد، انسان ها آفریدههای اجتماعیاند و برای رفع نیاز های عاطفی، اجتماعی و بیولوژیکی به تعامل با دیگران محتاج هستند. ناتوانی در میان احساسات و روابط رضایت بخش با دیگران به بهای گرانی تمام میشود و کمبود مهارت ارتباط اجتماعی ظرفیت افراد را برای مراقبت از خودشان و سازگاری با فشارهای روزانه محدود کرده و آسیبپذیرشان میکند (برگیس ، 1992؛ به نقل از حسینی، 1383) .
با توجه به اینکه، افراد در بافت اجتماعی زندگی میکنند و توسط محیط های اجتماعی بسیاری تحت تأثیر قرار میگیرند، بسیاری از تحقیقات در رشته های علمی گوناگون تلاش کرده اند که تأثیر محیط اجتماعی را بر بهزیستی و سلامت افراد بررسی کنند (آشیدا ، 2005 ).

16-2- پژوهش های انجام شده
با توجه به اینکه پژوهشهای کمی در خصوص اثر بخشی سبک زندگی سالم بر اضطراب مرگ انجام شده است، لذا در این پژوهش پژوهشهایی را که در خصوص اثر بخشی ابعاد سبک زندگی سالم (سلامت جسمی، سلامت روانی، سلامت معنوی و سلامت اجتماعی ) و یا رابطه آنها با متغیر اضطراب مرگ انجام شده است ، نیز ذکر میشود.
1-16-2- سبک زندگی سالم و اضطراب مرگ در سالمندان
پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور
* در پژوهشی که خلیلا و لیتوین (2014)، در خصوص سالمندان اسرائیل انجام داده بودند نتایج نشان داد که بین تغییر سبک زندگی ( رفتارهای سالم) و کاهش علائم اضطراب و افسردگی رابطه وجود دارد.
* در پژوهش دلمن و دبرا (2012)، بین اضطراب مرگ و برنامه ریزی سبک سالم زندگی و مراقبت از خود ارتباط معناداری وجود دارد.
* تحلیل و بررسی فرهنگی اضطراب مرگ میان شهروندان سالمند ژاپنی توسط کاوانو (2011)، نشان داد که اضطراب مرگ در اعضای که به مذهبی اعتقاد داشتند در مقایسه با سایر فرهنگها کمتر است.
* تحقیقات عزیز و رون ( 2010 )، بر روی 145 سالمند 60 سال و بالاتر با موضوع بررسی شیوع اضطراب مرگ در سالمندان مسلمان نشان داد که پشتیبانی اجتماع و خانواده در کاستن از اضطراب مرگ درسالمندان دارای اهمیت بالایی است.
* بررسی کلارک (2009) نشان داد که بسیاری از سبک های گوناگون زندگی، از جمله افزایش فعالیت فیزیکی، تحریک روانی فکری، پرهیز از مصرف سیگار و جنبه های مختلفی از رژیم غذایی با پیری سالم همراه هستند.
* در پژوهشی که فورد، اسپاک و بوسون (2008) انجام داند نتایج نشان داد که بهبود سبک زندگی و رفتارهای ارتقاء دهندهی سلامت موجب کاهش مرگ و اشتغال ذهنی به مرگ و بیماری در بین سالمندان زن میشود.
* در مطالعه ای که وود و همکاران (2007) در خصوص اضطراب مرگ در بین 304 زن و مرد در فاصله ی سنی 18 تا 87 سال انجام دادند، نتایج نشان داد هر چه افراد مسن تر می شوند اضطراب مرگ آنها بالاتر می رود، آنها عناصر سبک زندگی اثر گذار بر سلامت و اضطراب در این گروه سنی را، مصرف دخانیات، مصرف الکل، فعالیت جسمی، عادات غذایی، وضعیت اجتماعی اقتصادی و روانی گزارش کردند.
* رابرت فورتنر (1999) در یک پژوهش کیفی به بررسی 49 پژوهش را در ارتباط با اضطراب مرگ در سالمندان با میانگین سنی 68-72 سال مورد بررسی قرار داده یه این نتیجه رسید که سطح بالای اضطراب مرگ با سطح پایین تمامیت خود، مشکلات جسمانی بیشتر و مشکلات روانشناختی بیشتر و احتمالاً بستری شدن در بیمارستان ارتباط دارد ( رابرت فورتنر،1999 به نقل از زمان شعار، 1391).
پژوهش های انجام شده در داخل کشور
* در پژوهش توکلی و همکاران (1393)، به بررسی اثربخشی آموزش گروهی سبک زندگی سالم بر افسردهخوی و اضطرب پرداختند، نتایج حاکی از اثر بخشی، این مداخلات بر میزان افسرده خویی و اضطراب در گروه آزمایش بوده است.
*قربانعلی پور و همکاران (1389)، به پژوهشی در خصوص تأثیر اضطراب مرگ بر سن و رفتارهای ارتقاء بخش سلامتی پرداختند. نتایج حاکی از آن بود که اضطراب مرگ با رفتارهای ارتقاء بخش سلامتی رابطه داشت.
*در پژوهشی که جعفری (1388) در خصوص اثر بخشی سبک زندگی سالم بر میزان بر میزان استرس، اضطراب و افسردگی پرستاران انجام داد، نتایج نشان داد آموزش سبک زندگی سالم به شیوه بحث گروهی سبب کاهش میزان استرس، اضطراب و افسردگی شده است.
*در پژوهش بهدانی(1387)، در خصوص ارتباط بین سبک زندگی با افسردگی و اضطراب، نتایج نشان داد هر چه سبک زندگی مطلوبتر باشد، میزان افسردگی و اضطراب کاهش مییابد.
*در پژوهش صمیمی و همکاران (1385)، در خصوص ارتباط بین سبک زندگی و سلامت روان ، نتایج نشان داد که سلامت عمومی با ابعاد سبک زندگی ارتباط معناداری دارد
* پژوهش بهدانی(1379) نشان داد هر چه سبک زندگی سالم تر باشد میزان اضطراب و افسردگی کمتر است.

2-16-2- سبک زندگی سالم (ابعاد چهارگانهی آن) و رضایت از زندگی
پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور
* در پژوهش کلارک و همکاران (2012)، در خصوص اثر بخشی مداخلات مبتنی بر بهبود سبک زندگی بر افزایش سلامت عمومی و رضایت از زندگی در سالمندان انجام دادند . نتایج نشان داد که گروه آزمایشی که در خصوص آنها مداخله صورت گرفته بود، نسبت به گروه کنترل تغییرات مطلوبتری در شاخص های سلامت روان، عملکرد اجتماعی و رضایت از زندگی نشان دادند .
* در پژوهشی که توسط دی یانگ و همکاران ( 2012 ) در خصوص سالمندان ایتالیایی انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد عواملی مثل سلامت جسمی، سلامت روانی و اجتماعی که از ابعاد سبک زندگی سالم هستند در رضایت از زندگی سالمندان بیشتر از سایر عوامل مؤثر شناخته شده اند.
* در پژوهشی که در آلمان در سال (2010)، توسط ونک و آلفونس با موضوع سالمندی، بهداشت و درمان و رضایت از زندگی ، به منظور بررسی اثر پیری و سلامتی در دوران بر رضایت از زندگی انجام شد . نتایج نشان داد با کاهش میزان سلامتی میزان رضایت از زندگی نیز کاهش مییابد. بنابراین، آموزش رفتارهای سالم و اصلاح الگوی زندگی، میتواند راهی مفید جهت افزایش سلامت و رضایت از زندگی در دوران پیری باشد.
* در پژوهشی که( راس موسن و بیرمز ، 2010)، بر روی 194 آزمودنی در استانبول به منظور بررسی رابطه بین اضطراب مرگ و سلامت روانی – اجتماعی انجام داد ، نتایج نشان داد که سلامت روانی و اجتماعی موجب کاهش سطح اضطراب مرگ میشود.
*بررسی کلارک (2009) نشان داد که بسیاری از سبک های گوناگون زندگی، از جمله افزایش فعالیت فیزیکی، تحریک روانی فکری، پرهیز از مصرف سیگار و جنبه های مختلف رژیم غذایی با سالمندی سالم و کیفیت زندگی بالا همراه هستند.
* در پژوهش ساراپ اینال و همکاران (2007)، با عنوان رابطه ی بین سبک زندگی ارتقاء بخش سلامتی با رضایت از زندگی در سالمندان، با دامنهی سنی (90-60) سال انجام دادند، نتایج تحلیل داده ها نشان داد که افرادی که سبک زندگی سالم داشتند (فعالیت بدنی منظم، مشارکت در فعالیت ها، . . ) نمرات قابل توجهی در مقیاس رضایت از زندگی کسب کردند.
* ویت هد (2004)، در پژوهشی نشان داد که اجزای حفاظت کننده سلامت، احتمال مواجهه فرد را با بیماری یا آسیب کاهش میدهند و اجزای ارتقاء دهنده سلامت الگویی در راستای حفظ یا افزایش سطح خودشکوفایی، رفاه و رضایتمندی افراد عمل میکنند.
*در پژوهشی که در شهر هنگ گنگ در خصوص مؤلفه های مهم سبک زندگی و اثر آن ها بر سلامت در دوران سالمندی بر روی سالمندان 70 ساله و بالاتر این شهر توسط وو، هو و یا (2002)، انجام شد، نتایج پژوهش نشان داد که در کل سلامت عمومی و رضایت مندی از ندگی حتی در دوران سالمندی به نحوه چشمگیری تحت تأثیر رفتارها و سبک زندگی سالم قرار دارد.

پژوهشهای انجام شده در داخل کشور
* در پژوهشی که حکمت پو، شمسی و زمانی(1392)، در خصوص آموزش شیوه زندگی سالم بر کیفیت زندگی سالمندان انجام دادند، نتایج نشان داد که قبل و بعد از آموزش بین نمره های کیفیت زندگی اختلاف معناداری وجود دارد.
* در پژوهش یوسفی و همکاران (1391) در خصوص اتباط فعالیت جسمانی با کیفیت زندگی و رضایت از زندگی انجام داد نتایج نشان داد که فعالیت جسمی به طور غیر مستقیم از طریق سلامت جسمانی و روانی بر رضایت از زندگی اثر می گذارد.
* در مطالعه ای که کاوه و همکاران (1391) در خصوص اثر بخشی آموزش سبک زندگی سالم بر رضایت از زندگی سالمندان شهر شیراز انجام دادند، یافته های این پژوهش نشان داد که نمرات در دو گروه آزمایش و گواه بعد و قبل از آموزش تفاوت معناداری داشتند.
* نتایج پژوهش عصاررودی و همکاران(1391)، تحت عنوان ارتباط سلامت معنوی و رضایت از زندگی، نشان داد که سلامت معنوی و رضایت از زندگی با یکدیگر ارتباط دارند.
* در پژوهش سیفی قرابقلو (1391) نتایج نشان داد که آموزش سبک زندگی سالم به سالمندان میتواند منجر به بهبود کیفیت زندگی آنها شود.
* قهرمانی و همکاران (1388)، در پژوهش خود نشان دادند که مداخله آموزشی در خصوص آموزش فعالیت جسمانی و اتخاذ یک شیوه زندگی سالم توانسته همهی ابعاد کیفیت زندگی سالمندان گروه مداخله را نسبت به گروه شاهد نشان را تحت تأثیر قرار دهد.
* بررسی حبیبی سولا ، نیکپور، سیدالشهدایی و همکاران (1385)، نشان داد که کیفیت زندگی در دوران سالمندی میتواند به راحتی مورد تهدید قرار گیرد، لذا در نظر داشتن رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در سالمندان از اهمیت بالقوهای برخوردار است.
* پژوهشهای متعمدی شلمزاری و همکاران(1381)، نشان دادند که حمایت اجتماعی تأثیر معناداری بر احساس تنهایی، سلامت عمومی، شادی و افسردگی و رضایتمندی سالمندان از زندگی دارد.

1-3-طرح پژوهش

با توجه به داوطلبانه بودن شرکت افراد در گروه های درمانی و از طرف دیگر تصادفی گمارده شدن آنها در گروه های آزمایشی و کنترل؛ روش استفاده شده در این پژوهش نیمه آزمایشی است. پیش از اجرای جلسات مداخله از افراد گروه نمونه پیشآزمون گرفته شد. همچنین، بعد از انتساب آزمودنی ها در دوگروه آزمایشی و کنترل آموزش سبک زندگی سالم در قالب 12 جلسهی 45 دقیقهای در خصوص گروه آزمایشی اجرا شد. بعد از اتمام جلسات آموزشی بلافاصله پسآزمون اجرا شد و نتایج پیشآزمون و پسآزمون در دو گروه آزمایشی و کنترل مقایسه شدند. مجدداً، بعد از گذشت سه ماه از انجام جلسات آموزشی؛ به منظور پیگیری اثر بخشی جلسات پرسشنامههای پژوهش در خصوص گروه آزمایشی اجرا گردیدند.

جدول 1-3: دیاگرام تحقیق
گروه انتخاب تصادفی پیش آزمون متغیر مستقل پس آزمون پیگیری
آزمایشی R X
کنترل R – –

2-3-جامعه آماری

جامعه این پژوهش شامل کلیه سالمندان ساکن در آسایشگاههای شبانه روزی، مراکز توانبخشی سالمندان و نهادهای تحت حمایت سازمان بهزیستی شهر ایلام در سال 1392 میباشد.

3-3-روش نمونه گیری و تعداد نمونه

روش نمونه گیری استفاده شده در این پژوهش تصادفی چند مرحلهای است. به این صورت که بعد از تهیه ی لیست مراکز بالا به صورت تصادفی مرکز جامع توانبخشی سالمندان به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردید. بعد از اجرای پرسشنامههای پژوهش تعداد 30 نفر از اعضای مرکز جامع توانبخشی سالمندان؛ را که در پرسشنامهی اضطراب مرگ نمره ی بالا تر از 7 و در پرسشنامه رضایت از زندگی نمره پایین کسب کردند، به عنوان نمونهی این پژوهش انتخاب شدند. سپس افراد به صورت تصادفی (قرعه کشی بدون جایگزین ) در دو گروه آزمایشی (15 نفر) وکنترل (15 نفر) قرار گرفتند.

5-3-ابزارهای پژوهش

ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل پرسشنامهی اضطراب مرگ تمپلر و پرسشنامهی رضایت از زندگی دینر می باشد.
1-5-3 پرسشنامه اضطراب مرگ (DAS)
این مقیاس توسط تمپلر (1970) ساخت و اعتباریابی شده است . این پرسشنامه یکی از پرکاربردترین پرسشنامهها به شمار میآید (لتو و استین، 2009).
مقیاس اضطراب مرگ تمپلر توسط رجبی و بحرانی(1380) به فارسی ترجمه شد این مقیاس یک پرسشنامه خود اجرایی متشکل از 15 سوال صحیح – غلط میباشد، که نگرش آزمودنی نسبت به مرگ را مورد پرسش قرار میدهد. پاسخ بله نشانه وجود عامل اضطرابزا در فرد است. بنابراین نمرات این مقیاس میتوان بین 0 تا 15 متغیر باشد، که نمره بالا نشانگر اضطراب مرگ در افراد است (رجبی و بحرانی، 1380).
9 آیتم از 15 سؤال به پاسخ صحیح امتیاز یک و در 6 مورد به انتخاب گزینه نادرست امتیاز یک تعلق می گیرد. در تحقیق حاضر نمره 7 به عنوان نمره برش و حداقل نمره لازم برای شرکت در تحقیق در نظر گرفته شده است.
نتایج تحقیقات بی شای و نبولی (2001) نشان داده است که ترجمه ی این پرسشنامه به 26 زبان دنیا دارای اعتبار بالایی است. خود تمپلر (1970) در مقاله ای که به معرفی آمون پرداخت ضریب بازآزمایی مقیاس (DAS) را 83/. به دست آورد.
در مطالعات تحلیلعاملی، وارن و کوبرا (1979 ) این مقیاس را روی دانشجویان استرالیا اجرا کردند آنها به سه عامل دست یافتند که 38/. از کل واریانس را تبیین می کرد؛ اضطراب مرگ صرف، عامل عمومی، ترس از درد. ساچینو و کلاین ( 1996 ) ضریب آلفای کرونباخ را برای عاملهای سه گانهای که با روش تحلیل عوامل به ترتیب عبارتند از 68/. ، 49/.، 60/. گزارش کردند. کونتی، وینر و پلاچیک (1982) اعتبار تنصیف مقیاس اضطراب مرگ را 76/. و همبستگی هر سوال با نمرهی کل را از 30/. تا 74/. با میانگین 51/. برای افراد سالخورده و 44/. برای گروه دانشجویان گزارش کردهاند. همچنین، عبدالخالق و احمد ( 1991 )، ضرایب اعتبار تنصیف مقیاس برای فرم عربی آن را برای مردان 57/. و برای زنان 78/. بدست آوردهاند. کلی و کوریویو (1995) اعتبار بازآزمایی مقیاس اضطراب مرگ را 85/. و ضریب همسانی درنی آن را 73/. گزارش کردهاند (به نقل از علی اکبری دهکردی، اورکی و برقی ایرانی، 1390).
نتایج حاصل از تحلیل عاملی پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر توسط رجبی و بحرانی (1380) ضریب اعتبار تنصیف مقیاس اضطراب مرگ را 62/. وضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه معادل 73/. گزارش شده است.
در پژوهش رفیعی اردستانی (1391) در خصوص اثر بخشی معنی درمانی بر اضطراب مرگ بیماران سرطانی پایایی این ابزار با بهره گرفتن از آلفای کرونباخ برابر 625/. به دست آمد که نشان از پیوستگی درونی نسبی این مقیاس است .

1-1-5-3-پایایی به دست آمده از این پژوهش
در پژوهش پیش رو آلفای کرونباخ برای 15 سؤال پرسشنامه اضطراب مرگ برابر با 67/. به دست آمد.
2-5-3- پرسشنامه رضایت از زندگی دینر (SWLS)

مقیاس 5 سؤالی رضایت از زندگی، خلاصه شده یک مقیاس 48 سؤالی در این مورد است. که مطالعات تحلیل عاملی نشان داد که مقیاس مذکور از سه عامل تشکیل شده بود که 10 سوال آن به رضایت از زندگی مربوط بود. این مقیاس پس از بررسی های متعدد نهایت به 5 سؤال کاهش یافت (بیانی، 1386).
این مقیاس شامل 5 سؤال است که به طور متوسط یک دقیقه زمان برای پاسخ گویی آن وقت لازم است. این آزمون برای سنجش رضامندی زندگی به طور کلی درست شده است که فرد در آن کیفیت زندگی خود را براساس یک سری از معیارهای مربوط به خودش ارزیابی میکند. برای هر سؤال 7 گزینه از کاملاً مخالفم، تقریباً مخالفم، نه موافق و نه مخالف، تقریباً موافقم، کاملاً موافقم وجود دارد. کاملاً مخالف معادل نمرۀ 1 و گزینه کاملاً موافق معادل نمرۀ 7 است. نمرهی کلی هر فرد حاصل از جمع نمرات پنج گزینه به دست میآید که میتواند بین 5 تا 35 باشد، نمره های بالا نشان دهندهی رضایت بیشتر و نمره پایین نشان دهندهی رضایت کمتر است. این مقیاس با شاخص های دیگر احساس بهزیستی مثل اعتماد به نفس و خوش بینی همبسته بوده است (اوکاس و داینر و سو ، 1996 به نقل از شریعتمدار، 1390).
در پژوهش جوکار و نصیری (1385) روایی مقیاس به شیوه تحلیل عاملی به مؤلفه های اصلی با چرخش واریماکس به دست آوردند. شاخص KMO برابر با 86/. و ضریب کرویت بارتلت برابر 23/854 بود که در سطح 0001/. معنی دار بود که نشان دهندهی کفایت نمونهگیری گزینه ها و ماتریکس همبستگی آنها بود.
داینر و همکارانش(1985) پایایی و آلفای کرونباخ برابر 85/. را برای این ابزار گزارش کردند. استگر و فرزیر (2005) نیز در تحقیق خود ضریب آلفای 84/. را برای این مقیاس گزارش کردند.
در پژوهش شریعتمداری (1390) اعتبار این مقیاس به شیوه ی بازآزمایی 69/. به دست آمده است.
حاجی زاده میمندی و برغمدی (1389) میزان آلفای کرونباخ برای مقیاس رضایت از زندگی در یک گروه 30 نفری از سالمندان معادل 78/. گزارش کردهاند.
بیانی و همکاران (1386) نیز بر روی نمونه ای از 109 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزاد شهر اعتبار مقیاس را با روش آلفای کرونباخ 83/. به دست آوردند که ضرایب داینر و همکاران بسیار نزدیک است.

1-2-5-3-پایایی به دست آمده از این پژوهش
در پژوهش پیشرو آلفای کرونباخ برای پرسشنامه رضایت از زندگی برابر92/. به دست آمد.

6-3- ملاک ورد و خروج از پژوهش

ملاکهای ورد به گروه نمونه عبارت است از، کسب نمره بالاتر از 7 درمقیاس اضطراب مرگ، نمره پایین در پرسشنامه رضایت از زندگی، داشتن حداقل سن 60 سال به بالا معیارهای خروج شامل ابتلای فرد سالمند به بیماریهای ناتوان کننده شدید، نظیر نقص های نورولوژیک (سکته مغزی، پارکینسون، ) اختلالات شدید قلبی ـ عروقی، بیماری های مزمن ناپایدار (دیابت و بدخیمی)، نقص‌های مادرزادی شدید و اختلالات عضلانی ـ اسکلتی محدودکننده (وجود یا عدم وجود این بیماری‌ها با پرسش از خود فرد سنجیده شد) و اینکه فرد سالمند در کمتر از 4/3 کلاسهای آموزشی شرکت نماید.

7-3 – روش پژوهش و شیوهی اجرای آن

قبل از اجرای پژوهش مجوزهای لازم جهت ورود به جامعه مورد مطالعه از دانشگاه علامه طباطبایی و سازمان بهزیستی استان ایلام کسب گردید. بعد از تهیه لیست مراکز مربوطه و بررسی وضعیت سالمندان تحت حمایت این مراکز، با بهره گرفتن از روش تصادفی چند مرحلهای ضمن در نظر گرفتن عواملی که مانع از شرکت افراد در گروه شود، بعد از اجرای پرسشنامههای پژوهش تعداد 30 نفر از اعضای مرکز جامع توانبخشی سالمندان؛ را که در پرسشنامهی اضطراب مرگ نمره ی بالا تر از 7 و در پرسشنامه رضایت از زندگی نمره پایین کسب کردند، به عنوان نمونهی این پژوهش انتخاب شدند. سپس، افراد به صورت تصادفی (قرعه کشی بدون جایگزین ) در دو گروه آزمایشی(15 نفر) وکنترل (15 نفر) قرار گرفتند.
اهداف مطالعه برای نمونه های پژوهش توضیح داده شد و در صورت موافقت آنان برای مشارکت، پرسشنامه های پژوهش تکمیل گردید. بعد از اجرای پرسشنامه ها و انتخاب گروه آزمایشی و کنترل ، به گروه آزمایشی توضیحات لازم در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات آموزشی سبک زندگی سالم داده شد. سپس، اجرای جلسات آموزشی سبک زندگی سالم در خصوص گروه آزمایشی انجام گرفت. بلافاصله پس از اتمام کلاس های آموزشی، اجرای پس آزمون از هر دو گروه آزمایشی و کنترل به عمل آمد، و سه ماه بعد از اجرای پس آزمون، مجدداً پرسشنامه های مذکور توسط گروه آزمایشی جهت انجام پیگیری اثر بخشی مداخلات تکمیل گردید.

1-7-3 – ساختار جلسات

جلسات آموزشی سبک زندگی سالم در بر گیرنده 4 مؤلفه ی سلامت جسمانی، سلامت روانی، سلامت اجتماعی و سلامت مذهبی میباشد. که این مولفه ها در قالب 7 جلسه ی 90 دقیقه ای آموزش داده میشود. اما با توجه به اینکه گروه نمونه در این پژوهش سالمندان میباشد برگزاری جلسات 90 دقیقه ای دشوار میباشد؛ بنابراین محقق متناسب با نیازهای گروه نمونه و وضعیت آنها با نظر اساتید راهنما و راهنما تغییراتی در ساختار و زمان جلسات اعمال کردند؛ زمان جلسات را به 45 دقیقه رسانده و در طی14 جلسه آموزش های لازم ارائه گردید. خلاصهی جلسات آموزشی به شرح زیر میباشد:
جلسهی اول: آشنایی با اعضا و بیان توضیحات لازم در خصوص جلسات، نحوه و زمان برگزاری آنها.
جلسهی دوم: آشنایی با سبک زندگی سالم و ابعاد آن و تشخیص سبک زندگی فعلی اعضا.
جلسهی سوم: آشنایی با سلامت جسمانی و اصول تغذیه سالم.
جلسهی چهارم: ورزش و فواید آن.
جلسهی پنجم: بحث در زمینه خواب و آشنایی با ویژگی های خواب سالم.
جلسهی ششم: آشنایی با دومین مولفه سبک زندگی سالم(سلامت اجتماعی).
جلسهی هفتم: آشنایی با سلامت روان و آشنایی با شناخت هیجان ها و چگونگی مهار آنها.
جلسهی هشتم: آشنایی با سلامت روان و آشنایی با شناخت هیجان ها و چگونگی مهار آنها.
جلسهی نهم: آموزش رو ش های مقابله با استرس.
جلسهی دهم: سلامت معنوی.
جلسهی یازده هم: سلامت معنوی.
جلسهی دوازده هم: جمع بندی جلسات و خاتمه جلسات و اجرای پس آزمون.

شرح کامل جلسات در بخش پیوست ها به طور کامل ارائه شده است.

6-3- روش تجزیه و تحلیل داده ها

پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون ،پیگیری با گروه کنترل میباشد. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه های فوق با روشها آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار. . . . و در آمار استنباطی از روش تحلیل کوواریانس و تی تست گروه های همبسته استفاده شد.

این فصل به تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده حاصل از پژوهش اختصاص دارد. از دو روش آمار توصیفی و استنباطی جهت تجزیه و تحلیل داده های خام استفاده شده است و به منظور ارائه یافتههای توصیفی از فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد استفاده شده و در قسمت آمار استباطی جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس و آزمون t همبسته استفاده گردید.

1-4- یافتههای توصیفی

به منظور آشنایی بیشتر با ماهیت متغیرهای پژوهش لازم است قبل از تحلیل داه ها به توصیف آن ها پرداخته شود. توزیع فراوانی و درصد نمونه به تفکیک جنسیت، سن در جداول زیر آمده است.

جدول1-4: توزیع فراوانی گروه نمونه براساس جنسیت
درصد تراکمی درصد فراوانی جنسیت
3/53 3/53 16 زن
100 7/46 14 مرد
100 30 کل

همانطور که در جدول 1-4 مشاهده میشود توزیع جنسیت به تربیت 16نفر زن (3/53) درصد و 14نفر مرد (7/46) درصد می باشد.

نمودار1-4: توزیع فراوانی افراد بر حسب گروه سنی

اطلاعات نمودار 1-4 نشان می دهد ( 50 درصد) نمونه در رنج سنی 60 تا 72 و ( 50درصد) دیگر در دامنه سنی74 تا 89 می باشند.

جدول 2-4: توزیع فراوانی گروه نمونه بر حسب وضعیت تأهل
وضعیت تأهل فراوانی درصد درصد تراکمی
بدون همسر 19 3/61 40
زندگی با همسر 12 7/38 100
کل 30 100

نتایج جدول 2-4 نشان می دهد که 3/61 درصد از گروه نمونه فاقد همسر و 7/38 درصد با همسر زندگی میکنند.

جدول3-4: میانگین و انحراف استاندارد نمونه در متغیر اضطراب مرگ
حداکثر حداقل انحراف استاندارد میانگین آزمون گروه متغیر
13 11 377/0 12 پیش آزمون آزمایش اضطراب مرگ
12 5 40/1 53/8 پس آزمون

13 9 77/1 47/10 پیش آزمون کنترل
13 8 55/1 46/10 پس آزمون

دیدگاهتان را بنویسید