دانلود پایان نامه

به طور کلی بایستی والدین را در فرصت‌های مناسب، از پیامدهای شوم بی توجهی به امور فرزندان و تربیت صحیح آنان آگاه نمود زیرا محرومیت‌های فرهنگی یکی از عوامل استفاده نابجای مواد مخدر، داروهای روان گردان، الکل و سیگار می‌باشد. نتیجه آن یکی از عوامل مهم پیشگیری از اعتیاد فرزندان آموزش بزرگترهای خانواده است.[1]

 

ب ـ بهبود نظام آموزشی

یکی از مشکلات فعلی جامعه ما وضعیت نابه سامان آموزش و پرورش است. متاسفانه روند تربیت معلم و آموزش مشاوران تناسبی با مسائل و مشکلات، نوجوانان و جوانان این مرز و بوم ندارد. به همین دلیل دو قشر دانش آموز ـ معلم و مشاور با هم فاصله زیاد دارند. در تدوین برنامه‌های آموزشی و پرورشی و تربیت معلمان و مربیان، مهم ترین عاملی که علاوه بر فلسفه پرورشی و نیاز جامعه باید در نظر گرفته شود نیازهای دانش آموزان است. متاسفانه هم برنامه‌های درسی و هم الگوهای پرورشی ارائه شده هیچکدام در محک آزمون، پیروز نبوده‌اند. حجم قابل ملاحظه دانش آموزانی که ترک تحصیل نموده و دچار مشکلات متعدد عاطفی هم چون اضطراب ، افسردگی، شب ادراری، لکنت زبان، اعتیاد به مواد مخدر می‌شوند حکایت از این مسئله دارد.

مساله دیگر که بسیار هم حیرت انگیز و در عین حال تاسف بار است عدم پوشش مناسب بخش مشاوره مدارس ابتدایی و راهنمایی است. گو این که در مقطع متوسطه نیز مشاور صرفاً یک نقش راهنمای تحصیلی را ایفا می‌کند. پرسشی که مطرح می‌شود این است که چگونه بیش از چند میلیون نفر دانش آموز که اکثر آنها در سنین حساس نوجوانی به سر می‌ّرند بدون یک بخش تخصصی شناخته شده در دنیا(مشاوره) می‌توانند عاری از مشکلات عاطفی، هیجانی، تحصیلی، خانوادگی به پرورش و خودشکوفایی دست یابند؟

متاسفانه در بخش آموزش و پرورش با وجود تلاش‌های صادقانه بسیاری از مدیران و متخصصان قصور فراوانی به وقوع پیوسته است. اگر خواهان کاهش روند اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی دیگر هستیم باید اولاً بخش مشاوره تخصصی(استفاده از افرادی که در رشته‌های روان شناسی و مشاوره آموزش دیده اند و مجرب و کارآزموده باشند) را در سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه و حتی دانشگاه به سرعت گسترش داده، آنها را به عنوان یک نهاد رسمی، صاحب اختیار و مستقل به حساب آوریم. ثانیاً با نظر اساتید فن(روان شناسان، متخصصان تعلیم و تربیت) در برنامه‌های درسی یک تجدید نظر اساسی شود. ثالثاً به آموزش ویژه معلمان دوره‌های تربیت معلم متناسب با نیازهای دانش آموزان آنها همت گماشته یک بازنگری کامل در نحوه تدریس، ارائه دروس و آموزش و پرورش آنها به عمل آورد و در نهایت به منظور بازآموزی و توسعه دانش فنی معلمان و مشاوران علمی ، یکسری دوره‌های آموزشی تخصصی متناسب با نیازها و مشکلات دانش آموزان در نظر گرفته شود تا همه آنها این آموزش ها را به طور جدی ببینند.[2]

 

و به طور کلی باید هدف از هر نوع برنامه آموزشی، حتی در سطوح تحصیلات عالیه بیان زیان‌های مصرف مواد مخدر و ایجاد نفرت از مواد مخدر در فرد یا گروه مورد آموزش باشد و قبح آن را در فرهنگ گروه تحت آموزش جا بیاندازد و در کتب درسی به جوانان و نوجوانان در خصوص مضرات مواد مخدر اطلاع رسانی شود.

 

ج ـ آموزش مهارت‌های اساسی زندگی

آموزش مهارت‌های زنگی، اساسی ترین برنامه پیشگیری در سطح اولیه به شمار می‌رود و آموزش این مهارتها به ارتقاء بهداشت روانی کودکان و نوجوانان کمک می‌کند. مهارتهای زندگی مجموعه‌ای از توانایی‌هایی است که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید افراد را فراهم می‌آورند این توانایی افراد را قادر می‌سازد تا مسئولیت‌های اجتماعی نقش خویش را پذیرفته و بدون لطمه زدن به حقوق دیگران به خواسته‌ها، نیازها، انتظارات و مشکلات روزانه به ویژه در روابط بین فردی به شکل موثری روبرو شود.

پژوهش‌های بی شماری نشان داده‌اند که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلال روانی ـ عاطفی ریشه‌ای روانی ـ اجتماعی دارند. در زمینه اعتیاد و مصرف مواد مخدر مشخص شده است که سه عامل مرتبط با مصرف مواد مخدر عبارتند از عزت نفس ضعیف ، ناتوانی در بیان احساسات و فقدان مهارتهای اجتماعی.

از سوی دیگر پژوهش‌ها نشان دادند که بین خودکارآمدی ضعیف ، مصرف سیگار و الکل، سوء مصرف مواد مخدر، رفتارهای مخاطره آمیز و ضعف عملکرد شناختی رابطه معناداری وجود دارد. تحقیقات بسیاری در این حیطه صورت گرفته و اثرات مثبت آن تایید شده است که می‌توانیم از آموزش مهارتهای اساسی زندگی به منظور پیشگیری از گرایش به مواد مخدر و حذف عوامل مستعد کننده آن استفاده کنیم.[3]

لذا شناخت و دسته بندی عواملی که موجب سوء مصرف مواد می‌شود و استفاده از الگوهای جامع مفهومی در زمینه شروع به مصرف مواد نه تنها در زمینه فرمول بندی نظریه‌های مرتبط با علت شناسی اعتیاد بلکه در زمینه روشهای موثرتر پیشگیری مفید است. نکته پیشگیرانه آن است که باید به دانش آموز توانایی داد و ظرفیت او را در پاسخگویی قاطع در مقابل نفوذ اجتماعی استفاده از مواد مخدر بالا برد و در نهایت برنامه پیشگیری باید میزان مستعد بودن فرد را در برابر تاثیرات اجتماعی کم کند.

روش هایی که می‌تواند آسیب پذیری جوانان را کم کند شامل افزایش اعتماد به نفس و کنترل خود و احساس خودبسندگی است. می‌توان به جوانان کمک نمود تا با اضطراب اجتماعی مقابله کند. به کمک آموزشهایی که میزان کفایت فردی و اجتماعی جوانان را بالا ببرد می‌توان به عمل پیشگیری مبادرت کرد به این ترتیب منطق نظری به منظور ایجاد آموزش مهارتهای زندگی به ترتیب زیر است.

آموزش مهارت های زندگی با هدف کاهش انگیزه افراد، در رفتن به سمت مواد مخدر و کاهش میزان آسیب پذیری فرد در تعامل‌های اجتماعی به عنوان یک روش به حساب می‌آید . علاوه بر این مقاومت در برابر فشارهای گروهی به شاگردان یاد داده می‌شود تا در موقعیت‌هایی که نه گفتن ضروری است، توانایی ابراز مخالفت داشته باشد و یاد بگیرند که در موقعیت‌هایی که بیشتر در معرض خطر اعتیاد قرار می‌گیرند و احتمال دارد تحت فشار همسالان قرار گیرند، شناسایی نموده و مقاومت نمایند. به علاوه باید درباره اثرات منفی مواد مخدر اطلاعاتی در اختیار جوانان قرار داد.

یکی دیگر از آموزش های مهارت‌های زندگی آموزش پیش از ازدواج است، در شرایط پیچیده زندگی کنونی، چالشهایی که یک زن و شوهر جوان از بدو زندگی مشترک با آن مواجه می‌شوند بسیار زیاد است و حل و فصل آن نیاز به مهارت‌های فردی و اجتماعی قابل ملاحظه‌ای دارد. لذا باید سوء برداشت‌های غلطی که در خصوص مصرف مواد مخدر وجود دارد اصلاح گردد و این امکان پذیر نمی‌باشد مگر با آموزش صحیح افراد در پرسشنامه گردآوری شده از 100 نفر از معتادین کاشان یکی از موثرترین نحوه پیشگیری را آموزش مناسب افراد معرفی نموده‌اند.

د ـ آموزش از طریق رسانه‌های گروهی

رسانه‌های گروهی شامل تلویزیون، رادیو، سینما، تئاتر، کتاب، مجلات و … می‌شود . بدیهی است یک جامعه رشد یافته، بر اساس ملاک‌های فرهنگی پذیرفته شده خود این رسانه‌ها را سامان می‌بخشد. در چند سال اخیر در تلویزیون (بعنوان پرمخاطب ترین رسانه گروهی) و در رسانه‌های صوتی و تصویری دیگر، برنامه‌هایی برای پیشگیری از اعتیاد ساخته شده است که به دلیل فقدان ساختار کارشناسی در برنامه تولید شده علاوه بر اینکه بسیاری اوقات هیچ کمکی به پیشگیری نشده است بلکه متاسفانه در برخی اوقات در جهت گرایش به سوی مواد مخدر نیز تبلیغ شده است. عدم آشنایی برخی از فیلم سازان با مسئله همانند سازی و الگوگیری باعث شده است که برخی اوقات در یک فیلم با پرداختن به یک شخصیت جذاب سینمایی و ایجاد حس همدلی، علاقه و رغبت به آن شخصیت در مخاطب ، پس از معتاد شدن هنرپیشه به جای اینکه در بیننده حس انزجار از مواد مخدر شکل گیرد، نوعی همدلی و همرنگی با شخصیت معتاد ایجاد می‌شود.

مشکلاتی از این دست در پیامها و شعارهایی که در مجلات، روزنامه‌ها و … انعکاس می‌یابد نیز دیده می‌شود یکی دیگر از مشکلات دیگر پیامهایی است که محتوای غیرواقع بینانه دارند(مانند اعتیاد مرگ حتمی است یا نشان دادن یک اسکلت که سیگاری بر دست دارد) اگر در انعکاس پیامهای بهداشتی ارائه شده موارد واقع بینانه در نظر گرفته نشود به جای اینکه پیام موثر باشد گاهی نتیجه معکوس گرفته می‌شود.

به جا است در امر پیشگیری و استفاده از رسانه‌های گروهی، یک سیاست مشترک اتخاذ شده، از نظر تخصصی اهل فن بهره گرفته شود. این روش دارای بیشترین هزینه اثربخشی است و هیچ روش آموزشی تا این اندازه مخاطب ندارد که لازم است جهخت اثربخشی هر چه بیشتر مواردی از قبیل شناخت مخاطبان، استفاده از افراد ماهر و متخصص برای تهیه برنامه‌های آموزشی، عدم تبلیغات بیش از اندازه، تنوع در برنامه‌ها و استفاده از افراد الگو اعم از شخصیت‌های علمی، مذهبی، ورزشی و سینمایی را رعایت نمود تا برنامه‌های صدا و سیما در جهت کاهش تقاضا از کیفیت مطلوبی برخوردار شد.

 

بند سوم ـ فعالیت‌های جایگزین و پر کردن اوقات فراغت

پر کردن اوقات فراغت با فعالیت های جایگزین جذاب یکی از شیوه‌های علمی پیشگیری اولیه از روی آوری به مصرف مواد مخدر است. همه افراد از اوقات فراغت خود به دلخواه استفاده می‌نمایند، افرادی که برای گذراندن این اوقات برنامه ریزی صحیحی نداشته باشند، ممکن است از ساعات بیکاری و آزاد خود استفاده غیر سازنده بنمایند معمولاً در چنین مواقعی است که افراد برای اولین بار با مواد مخدر آشنا می‌شوند و به سمت آن می‌روند. از این رو پر کردن اوقات فراغت به ویژه در سنین نجوانی و جوانی بسیار اهمیت دارد. ما بایستی برنامه‌های مدرن، مفید و متنوع برای این گروههای سنی داشته باشیم.