نکته قابل ذکر اینکه،‌ در تبلیغ رساندن یک امر فکری و نظری و به عبارت دیگر یک پیام و خبر مورد نظر است در حالیکه مثلا واژه «ایصال» که آن نیز به معنی رساندن است، در مورد رسانیدن یک شیئ خارجی و عینی استعمال دارد.
در فرهنگ دهخدا نیز تبلیغ را به معنای «رسانیدن و واصل‌کردن» دانسته و در تعریف آن آمده که:
«تبلیغ یعنی رساندن، ‌خواندن کسی به دینی، عقیده‌ای و مذهبی و مسلکی و روشی، کشیدن کسی به راهی که تبلیغ کننده قصد دارد.»[۶]
تبلیغ در مفهوم کلی آن عبارت است از: «‌رساندن پیام به دیگری از طریق برقراری ارتباط بمنظور ایجاد دگرگونی در بینش و رفتار او و بر سه عنصر اصلی پیام دهنده، پیام گیرنده و محتوای پیام مبتنی است.»[۷]
۱ـ۱ـ۲٫ پروپاگاندا
لغت «پروپاگاند» و لغت لاتینی «پروپاگاره»[۸] از یک خانواده‌اند. کلمه پروپاگاره بمعنی: نشاکردن برای تولید مجدد گیاه و بالتّبع تولید کردن و تولید مثل است و معنی وسیع‌تر و کلّی‌تر آن پخش‌کردن و افزودن است. بنابراین، از لحاظ ریشه لغت «پروپاگاند» به معنی تولید خودبخودی نیست، تولید اجباری است.
کیمبال یونگ، پروپاگاند یا تبلیغات را چنین تعریف می‌کند: «نشر افکار و عقاید و وضع‌های رفتاری که موضوع واقعی را به روشنی بیان نمی‌کند»[۹] دوب، تبلیغات را چنین وصف می‌کند: «اقدامات متوالی و منظمی که فرد یا افراد ذی‌نفع از راه تلقین برای نظارت بر وضع‌های روانی گروه‌هایی از افراد و در نتیجه نظارت بر اعمال آنان به عمل می‌آورند.»[۱۰]درست است که لغت «پروپاگاند» در اصل کلمه احترام‌آمیزی بوده است، اما امروزه معنی ناپسندی از آن مستفاد می‌شود.
حقیقت اینست که تبلیغ نوعی فعالیت است که با شیوه آموزشی یا اعتقادی، احساسی و حتی انحرافی می‌تواند تحقق بپذیرد و به عبارت دیگر تبلیغ با شکل کلی آن هیچ‌گونه تعهّدی نسبت به صحت و سقم محتوا و اهداف ندارد و از این دیدگاه نمی توان هدف خاصی را با ارزش‌های بخصوص برای تبلیغ مشخص نمود. اگر به مفهوم لغوی و اصطلاح عام این واژه بنگریم که همان «رسانیدن پیامی به مخاطبین با اهدافی خاص» باشد، بنابراین نمی‌توان در این مفاهیم خط مشی و مرزبندی خاصی را قائل شد. آنچه مرز میان تبلیغات و معیار ارزش‌های آن است، ایدئولوژی، تفکر و بینش تبلیغ‌کننده است و همچنین روش‌هایی که متناسب با اهداف خاص خود به کار می‌بندد. در واقع آنچه که این واژه را بدنام می‌کند همان شیوه‌های تبلیغی و اهداف و مقاصدی است که در جوامع امروزی غرب از تبلیغات به چشم می‌خورد. در بعضی از کشورهای غربی مانند آلمان، تبلیغات چنان مهم است که یکی از مهمترین اعضاء دولت «وزیر تبلیغات و اطلاعات» است[۱۱] در آمریکا معمولاً تبلیغات را از تربیت تفکیک می‌کنند به این علت که موضوع تربیت حقیقت است و حال آنکه در تبلیغات حقیقت با عدم حقیقت تفاوتی ندارد.[۱۲]به بیان دیگرپروپاگاندا یک اصطلاح عمومی است و بیانگر هرگونه تلاش برای دستکاری نظر دیگران است؛ روانشناسان اجتماعی آن را در مورد پیامی به کار می‌برند که:
۱٫سازمان‌یافته، نظام‌مند، و آگاهانه باشد. ۲٫طبیعتی بحث انگیز و یکسویه داشته باشد. ۳٫حقیقتی را مبدل وتغییریافته، ارائه کند.[۱۳]
۱ـ۱ـ۳٫ میسیون
واژه «میسیون» از کلمه لاتین Mission-em مشتق شده است. این کلمه در دستور زبان لاتین ازمشتقات فعل Mittere است، به معنی فرستادن، روانه کردن، گسیل داشتن یا اعزام کردن. پس کلمه میسیون در زبان لاتین نقش فعل و اسم را ایفا می‌کند.[۱۴]
در صورت فعل بودن به معنی: اعزام به مأموریت، اداره یک هیئت مذهبی در بین مردم یا در یک ناحیه، می‌باشد. و در صورت اسم‌بودن کاربردهای مختلفی دارد؛ مانند:
اجازه‌ای که از سوی خداوند یا کلیسا برای موعظه اعطاء می‌شود؛ گروهی که از سوی انجمن مذهبی برای تغییر کیش و آیین کفار به سرزمین‌های دیگر اعزام می‌شوند؛ کوشش‌های سازمان‌یافته‌ای که مستلزم آماده‌سازی و تجهیز گروهی است؛ سازمانی شامل کلیسا و مؤسسات نیمه‌محلی برای تبلیغ و ترویج دین مسیح یا انجیل؛ تعالیم معنوی یهود و اصلاح اخلاق یا تعمید دادن عامه مردم.
در فرهنگ غربی از واژه «میسیون»[۱۵] در تبلیغ و ترویج مذهب و اعزام مبلّغ، استفاده می‌شود. برخی آنرا این‌گونه معنی کرده‌اند: «تلاش‌های سازمان‌یافته برای تبلیغ یک دین. و البته مورد استعمال شایع آن، تبلیغات آئین مسیحی است.»[۱۶]
واژه میسیون به معنی یک طرح نظامی، گروه اعزامی به کشورهای خارجی برای ایجاد مناسبات سیاسی یا اقتصادی نیز به کار رفته است. دکتر محمد معین درباره این واژه می‌نویسد:
«میسیون هیئت مرکبی است از چند تن که به منظور خاصی (تبلیغات مذهبی، امور سیاسی، فرهنگی و غیره) به جایی اعزام شوند. میسیون دینی، میسیون نظامی. میسیونر: عضو هیات مذهبی، مبلّغ دینی.»[۱۷]
از واژه میسیون چند اسم فاعل مشتق می‌شوند که عبارتند از:
Missionaries Missionary Missioneer Missioner Missionist missionizer
برای این اسم‌های فاعل دو معنی می‌توان در نظر گرفت:
۱ـ فردی که برای یک مأموریت مذهبی اعزام می‌شود.
۲ـ نماینده‌ یا مأمور مخفی، خاصه فردی که برای مأموریت سیاسی اعزام می‌شود.[۱۸]
در خصوص فعالیّت مبلّغان مسیحی در ایران هر دو معنی صادق بوده و به کار رفته است.
احتمالاً کلمه میسیون و میسیونر از حدود قرن ۱۳هـ.ق/۱۹م در زبان فارسی مورد است

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

فاده قرار گرفته است. اما تا به حال معادل این کلمات در زبان فارسی مشخص نشده است و برای آن‌ها معانی مختلفی وجود دارد. به طور مثال میسیون در زبان فارسی به معنی «تبلیغ و تبشیر» گروه، هیئت یا محل فعالیت نمایندگان مذهبی، مسیحی، سیاسی یا اقتصادی می‌باشد. همچنین برای واژه میسیونر معادل‌های متعددی متداول است که عبارتند از:
۱ـ پادری: مشتق از Father به معنی پدر یا پدر روحانی.
۲ـ مُبَشِّر: صفت عربی مشتق از فعل بَشَرَ به معنی بشارت و مژده‌دهنده یا نویدبخش.
۳ـ مُبَلِّغ: صفت عربی مشتق از فعل بَلَغَ به معنی رساننده و کسی که امر، حکم، دین یا مذهبی را به دیگران رسانیده و ابلاغ می‌کند.
۴ـ مُرْسَل: اسم مفعول مشتق از فعل عربی رَسَلَ به معنی فرستاده شده و پیام‌آور.
آنچه معروف و مشهور است این که متداول‌ترین معادل برای Missioner در زبان فارسی واژه‌ی «مُبَلّغ» است و واژه معادل برای Mission نیز «هیئت» و «انجمن» می‌باشد.[۱۹]
۱ـ۲٫ مؤلّفه‌های تبلیغ
تبلیغ ازمؤلّفه‌هایی تشکیل می‌شود که مفهوم آن را عینیت می‌بخشد. این مؤلّفه‌ها عبارتند از «پیام دهنده، پیام گیرنده و پیام» که بدون اینها پیام‌رسانی تحقق نمی‌پذیرد. بحث در این است که آیا مؤلّفه‌های دیگری هستند که به عنوان مؤلّفه اساسی در تحقق خارجی تبلیغ دخیل باشند؟ می‌توان «ابزار تبلیغ» را نیز بر آنها افزود، بدان جهت که بدون آن رابطه بین پیام دهنده و پیام گیرنده تحقق نمی‌پذیرد. همچنین می‌توان «تاثیر پیام» را نیز اضافه کرد؛ چرا که تحقق تبلیغ به تاثیر آنست. شهید مرتضی مطهری «روش و شیوه» را یکی از مهمترین ارکان تبلیغ شمرده‌اند. ایشان دراین‌باره معتقد است: «مسأله تبلیغ، به همان معناى صحیح و واقعى، رساندن و شناساندن یک پیام به مردم است، آگاه ساختن مردم به یک پیام و معتقدکردن و متمایل‌نمودن و جلب‌کردن نظرهاى مردم به یک پیام است. رساندن یک پیام، اسلوب و روش صحیح مى‏خواهد و تنها با روش صحیح است که تبلیغ موفقیت‌آمیز خواهد بود. اگر عکس این روش را انتخاب کنید، نه تنها نتیجه مثبت نخواهد داشت بلکه نتیجه معکوس خواهد داد.»[۲۰]
در جامعه شناسی رسانه‌های همگانی به پنج جزء ارتباط توجه شده است: «دیدگاههایی که طی مدت طولانی از نخستین بار تا سالهای ۱۹۴۰ بر جامعه‌شناسی ارتباطی حکومت می‌کرد در پنج پرسش «هارولدلاسول» خلاصه شده است: کی، چه می‌گوید، از چه مجرائی، به کی و با چه تاثیری؟»[۲۱]
و اینک توضیح کوتاهی درباره هریک از این عناصر:
۱ـ۲ـ۱٫ پیام دهنده یا مبلّغ:[۲۲]
فرد یا گروه یا نهادی است که سعی دارد فکر عقیده یا رفتاری را با ابزار خاص به دیگران منتقل نموده و بدینوسیله در مخاطب یا مخاطبین دگرگونی ایجاد کند.
در معجم الوسیط «داعیه» یعنی: دعوت‌گر را چنین تعریف نموده است:
«الداعیه الذی یدعو الی دین او فکر»
«داعیه کسی است که مردم را به دین یا فکر دعوت می‌کند.»
پیام دهنده نخست پیامی را منظور داشته و با ارزشی که بر اساس فرهنگ و تفکر خویش، برای پیام خود قائل است، سعی دارد آن را به دیگران منتقل کرده و گسترش دهد. پیام دهنده با ابزار تبلیغ فرق دارد. ابزارها مانند روزنامه، رادیو، تلوزیون، فیلم، اینترنت، کتاب و حتی ابزارهای انسانی وسیله‌ای هستند در دست پیام‌دهنده و از خود انگیزه‌ای ندارند درحالیکه فرد یا گروه یا نهاد تبلیغی با انگیزه و هدفی که در درون دارد، به کار تبلیغی دست می‌زند. تبلیغ اعم از دینی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، فکری، اخلاقی و غیره، بالاخره آرمانی را تعقیب می‌کند که پیام‌رسان حامل آنست. این آرمان ممکن است مشخص و آشکار باشد و ممکن است پنهان و نامشخص باشد. قداست عمل مبلغ را نیز همان ایده و آرمان معین می‌کند و بهائی در خور،‌ برای آن در کفه سنجش می‌نهد.