«هر کس در قلبش به‌اندازه دانه خردلی عصبیت وجود داشته باشد مبعوث می‌شود در روز قیامت با اعراب جاهلیت[۱۹۰]»
از بررسی آیات و روایات استفاده می‌شود که یکی از عوامل گمراهی و انحطاط و عقب‌افتادگی مردم و فاصله گرفتن آنان از معنویات و صراط مستقیم الهی در پیروی و اطاعت بی‌چون‌وچرا و کورکورانه از سران و حاکمان و نیاکان خود بوده است . البته این موضوع اختصاص به عصر خاصی ندارد و در هر عصری و زمانی در بین ملت‌ها وجود داشته و در عصر حاضر نیز که عصر انفجار اطلاعات و عصر رسانه است و به‌صورت پیچیده‌تری وجود دارد و تنها راه عبور از آن پذیرش بندگی خدا ورها شدن از وابستگی به غیر خداوند است.
۶) بدعت
بدعت در لغت به معنای کار نو وبی سابقه تعریف‌شده است ازاین‌رو خداوند بدیع السماوات یعنی خدا آسمان‌ها و زمین را بدون هیچ الگوی قبلی و بی‌مانند به وجود آورد.
در اصطلاح زبان عربی بدعت یعنی«ادخال مالیس فی الدین، فی الدین»یعنی وارد نمودن چیزی که از دین نیست در دین و این از گناهان کبیر شمرده می‌شود« قُلْ ما کُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْری ما یُفْعَلُ بی وَ لا بِکُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یُوحى إِلَیَّ وَ ما أَنَا إِلاَّ نَذیرٌ مُبینٌ»
بگو، من اولین پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیستم و نمی‌دانم که سرانجام کار من با شما چه خواهد شد. تنها ازآنچه به من وحى می‌شود، پیروى می‌کنم و غیرازآنکه مردم را بابیان و دلیل روشن آگاه کنم و ) از کیفر اعمال
) قبیح ( بترسانم، وظیفه‌ای ندارم.)[۱۹۱]
پس از ظهور بدعت نوبت به ظهور فتنه و آشوب می‌رسد چون طبیعی است که بدعت‌ها هراندازه
زیرکانه و عوام‌فریب باشد با اصل دین ناسازگار است.
علامه جعفری در تفسیر نهج‌البلاغه به نقل از امام علی (علیه الاسلام) می‌نویسد دو عامل مهم بدعت‌گذاری در
اسلام عبارت‌اند از: ۱٫ جهل و بی‌اطلاعی شخص بدعت‌گذار درباره اصول اسلام ۲٫ هوی و هوس و تمایلات خودمحورانه
امام علی (علیه الاسلام) در خطبه ۵۰ نهج‌البلاغه می‌فرماید:
«الإمام علی (علیه السلام): إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّى عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالاً عَلَى غَیْرِ دِینِ اللهِ فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ وَ لَکِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَیُمْزَجَانِ فَهُنَالِکَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلَى أَوْلِیَائِهِ وَ یَنْجُو الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى‏.»[۱۹۲]
«حضرت می‌فرماید: همانا منشأ وقوع فتنه‌ها و فسادها، پیروی از خواهش‌های نفسانی و احکامی است که برخلاف شرع صادر گردد، کتاب خدا با آن خواهش‌ها و حکم‌ها مخالف است و گروهی از مردم دیگران را بر خواهش‌ها و  حکم‌های برخلاف دین یاری و پیروی می‌کنند. پس اگر باطل با حق در هم نمیشد، راه حق بر خواهان آن پوشیده نمی گردید و اگر حق در میان باطل نهان نمی بود، دشمنان نمی توانستند از آن بدگویی کنند، ولیکن چون قسمتی از حق و قسمتی از باطل فراگرفته و در هم می‌گردد پس آنگاه شیطان بر دوستان خود تسلط پیدا می‌کند و کسانی که لطف خدا شامل حالشان گردیده است نجات یابند.»
انگیزه‌ی بدعت در دین خدا چیست؟
همواره در گستره‌ی تاریخ عدّه‌ای بودهاند که سعی در بدعت‌گذاری در دین خدا داشته و عقاید یا کارهایی را به‌دروغ به دین خدا نسبت داده‌اند. بدعت‌گذاران اساساً دین را قبول ندارند و از دین جز به‌عنوان نردبان ترقی و پیشرفت خود برداشت دیگری ندارند آن‌ها تا وقتی با دین کنار می‌آیند که لطمه‌ای به پیشرفت مادّی آن‌ها نزند، اما وقتی دیدند راه آموزه‌های دینی در مسیری است که منافع شخصی آن‌ها چنین راهی را بر نمی تابد، خود را در سر یک‌دو راهی مهم می‌بینند. اگر بخواهند همچنان عوام‌فریبانه دم از دین بزنند، از دنیای خود می‌مانند و اگر بخواهند به دنیا و ریاست خود بچسبند، در انظار عمومی متهّم به بی‌دینی میشوند. لذا برای حل این تعارض دست به تحریف دین زده و با بدعت گذاری، مسیر دین را به همان سویی می کشانند که اهداف دنیایی آن ها قرار دارد. در این صورت به هر دو هدف خود خواهند رسید.
کلام امام علی (علیه الاسلام) در رابطه با بدعت گذاران
قال علی (علیه السلام): إنَّ أَبْغَضَ الْخَلائِقِ إِلَى اللَّهِ رَجُلانِ رَجُلٌ وَکَلَهُ اللهُ إِلَى نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِیلِ مَشْغُوفٌ بِکَلامِ بِدْعَهٍ وَ دُعَاءِ ضَلالَهٍ فَهُوَ فِتْنَهٌ لِمَنِ افْتَتَنَ بِهِ ضَالٌّ عَنْ هَدْیِ مَنْ کَانَ قَبْلَهُ مُضِلٌّ لِمَنِ اقْتَدَى بِهِ فِی حَیَاتِهِ وَ بَعْدَ وَفَاتِهِ حَمَّالٌ خَطَایَا غَیْرِهِ رَهْنٌ بِخَطِیئَتِه… ‏. دشمن‌ترین خلایق در نزد خداوند دو گروه هستند، مردی که خداوند او را به سبب عصیان و نافرمانی به خود واگذاشته، پس از راه راست منحرف گردیده و به سخن بدعت آور و دعوت مردم به ضلالت و گمراهی دل داده است. پس این مرد سبب فتنه و فساد است برای کسی که به‌واسطه‌ی او در فتنه واقع‌شده و گمراه است از راه کسی که پیش از او به راه راست رفته و گمراه‌کننده ا

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

ست کسانی را که در زنده‌بودن و بعد از مردنش از او پیروی میکنند. بار گناهان غیر خود را حمل کرده و درگرو گناه خویش هم هست.
ذکر نمونه :
بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه وآله) عدّه‌ای در این اندیشه بودند که با منحرف کردن خلافت از مسیر واقعی خود حکومت بر مسلمین را در دست‌گیرند. آن‌ها می‌دانستند که باوجود تأکیدهای مکرر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نمی‌توانند پاسخگوی اذهان کنجکاو و کاوشگر مردم باشند. به همین دلیل برای توجیه خلافت خود و سرپوش گذاشتن بر انحراف از مسیر پیامبر (صلی الله علیه وآله)، دست به دورغ پردازی و جعل حدیث زدند. آن‌ها با استخدام عدّه‌ای خودفروخته ـ همچون ابوهریره ـ توانستند هزاران روایت دروغین را به پیامبر (صلی الله علیه وآله) اکرم (صلّی الله علیه و آله) نسبت داده و بسیاری از احکام دین را از مسیر واقعی خود منحرف کنند. آن‌ها حتّی امور منکری مثل استمال لهو و لعب را هم به پیامبر (صلی الله علیه وآله) اکرم نسبت دادند تا بلکه سرپوشی بر فسادهای خود بگذارند.
بدعت‌گذاران فتنه‌گر، گاهی برای توجیه گذشته‌ی خود اقدام به بدعت‌گذاری می‌کنند و گاهی هم برای زمینه‌سازی در جهت منحرف کردن فضای فکری جامعه اقدام به این کار ننگین می‌کنند.
نتیجه‌گیری:
ازآنچه که در این قسمت بیان‌شده می‌توان چنین نتیجه‌گیری نمود که ریشه اصلی تمام فتنه‌ها، (خواهش‌های نفسانی، تکبر، دنیاطلبی، حسادت،) که منشأ تمام گمراهی‌ها در سطح جامعه مباشند خداوند متعال سرشت انسان را با غرایز گوناگون درآمیخته که همه آن‌ها در تکامل بشر و رسیدن به‌غایت مطلوب برای او مشخص‌شده، اما آنچه مهم است بهره‌برداری از این امیال درراه صحیح است بدین معنی که تا هنگامی‌که فرد خواسته‌های خود را در جای صحیح بکار گیرد و از نظم طبیعی‌شان خارج نکند به رستگاری خواهد رسید برعکس آن نیز مصداقیت دارد یعنی بدبختی انسان زمانی است که تابع هوس‌های شیطانی خود شود و از حد و حدود خویش تجاوز کند به عبارتی پای خودش را از گلیم فراتر بگذارد. بنابراین همواره باید مواظب باشیم که جهان محضر خداست و معصیت در آن جایز نیست.
فصل چهارم: شگردهای فتنه گران

  1. عوام‌فریبی

عوام‌فریبی از حالات نفسانی انسان و یکی از صفات مذموم و از جمله ابزاری است که غالبا فتنه گران و توطئه گران و نظام های سلطه از آن استفاده میکنند و یک نوع سیاستی است که بر اساس مکر و حیله و نیرنگ و فریب و برای رسیدن به اهداف نفسانی خود و گمراه ساختن مردم و از نگاه شرع مقدس اسلام از زشترین رفتارهای انسان و به منزله قتل نفس است.
امام صادق (ع) در تفسیر آیه شریفه :
«من قتل بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا[۱۹۳]»
فرموده اند: «من اخرجها من هدی الی اظلال فقد قتلها»
« کسی که انسانی را از هدایت به سوی گمراهی خارج سازد او را کشته است.[۱۹۴]»
بدون تردید اظلال و گمراه کردن مردم از صراط مستقیم الهی اقدامی است در برابر رسالت انبیاء زیرا انبیاء و اوصیاء الهی آمدند تا مردم را از جهل و گمراهی برهانند ولی اضلال گران مردم را از صراط مستقیم الهی منحرف می سازند که این خود از گناهان و به فرموده امیر مومنان نوعی از کفر و انکار است چنانچه فرمودند:
«هر نیرنگی گناه و هر گناهی نوعی کفر و انکار است»[۱۹۵]
آن حضرت در مذمت حیله گری و نیرنگ و فریب و با بیان آنکه معاویه سیاستمدار نیست بلکه اساس کار او حیله گری و نیرنگ و فریب است می فرماید:
«سوگند به خدا معاویه از من سیاستمدارتر نیست اما معاویه حیله گر و جنایتگر است و اگر نیرنگ ناپسند نبود من زیرک ترین افراد بودم[۱۹۶]»