آن حضرت در بیانی دیگر می فرماید :
«آگاه باشید معاویه گروهی از گمراهان را همراه آورده و حقیقت را از آنان می پوشاند تا کورکورانه گلوهاشان را آماج تیر و شمشیر کنند[۱۹۷]
عوام فریبان همیشه در صددند تا حقایق را از مردم پنهان دارند و با فریب و نیرنگ و تظاهر به خواسته ها و باورهای مردم در پی اغوا و اضلال آنانند به گونه ای که نتوانند را صحیح را شناخته و تشخیص دهند چنانچه در واقعه صفین با قرآن هایی که از طرف ستمگران و گروه قاسطین بر سر نیزه شد جمع کثیری از مدافعان جبهه حق به شک و تردید افتادند و نتوانستند راه صحیح را تشخیص دهند و به بیراهه رفتند و از امام مسلمین فاصله گرفتند و بر علیه او شمشیر کشیدند و در نهایت با خروج دین جامعه اسلامی را درگیر جنگ داخلی نمودند و این نیرنگ و فریب را در بسیاری از وقایع تاریخ گذشته و زمان حال می توان مشاهده نمود که چگونه حکومت های باطل و مدعی به حفظ حقوق بشر و صلح در جهان و مبارزه با تروریسم با چهره نفاق و دورویی و تظاهر به دین بر مسند امور تکیه زدند و با نسل کشی مدرن دم از حقوق بشر و آزادی انسان می زنند. مطالعه و بررسی زندگی خلفای جور و ستم اموی، مروانی، زبیری و عباسی و دیگر طاغوتیان دیروز و امروز گواه روشنی بر این مدعا است.
نیکلا ماکیا ولیسم ایتالیایی در کتاب الامیر (شهریار) خود معتقد است سردمداران باید به دو سلاح مجهز باشند سلاح زور و خشونت و سلاح دروغ و توجیه و به عبارت دیگر مکرو حیله و اعتقاد به آنکه هدف وسیله را توجیه می کند وی به کارگیری این اصول ضد بشری را رمز پیروزی می داند.
آری عوام فریبان می کوشند با پدید آوردن شک و تحیر و مشتبه کردن امور و برای حفظ منافع خود باطل را در چوشش حق عرضه کنند تا مردم را از مصول به حق بازدارند و با گم شدن راه، رسیدن به مقصد میسر نباشد همانند تشنه ای که جویای آب گوارا است ولی راه رسیدن به آن را نمی داند که هم به چشمه آب حیات نمیرسد و هم آنچه را میبیند سراب است نه آب.
از منظر قرآن کریم کسانی که مرتکب نیرنگ و خدعه میشوند پایان کارشان پشیمانی و هلاکت است و می فرماید:
«فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ مَکْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِین»‏
« بنگر که پایان مکرشان چه شد عاقبت ما آنان که مکر کردند همه را با بستگانشان هلاک کردیم»[۱۹۸]
از نگاه قرآن کریم فریب دیگران در حقیقت فریب خود انسان است چنانچه می فرماید:
«وَ ما یَمْکُرُونَ إِلاَّ بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما یَشْعُرُونَ»
«آنها جز به خودشان نیرنگ نمی زنند ولی نمیفهمند و متوجه نیستند»[۱۹۹]
بدیهی است اضلال و گمراه کردن دیگران موجب خشم الهی و شریک بودن در گناهان گمراه شدگان است و به فرموده حضرت موسی بن جعفر (ع)
«کسی که به بدی دستور دهد یا به آن راهنمایی کند یا به آن اشاره کند در انجام آن گناه شریک است[۲۰۰]»

  1. نشر اکاذیب

یکی از ترفندها و شگردهای باطل محوران انتشار اخبار دروغ است که از مهمترین شاخه های جنگ روانی فتنه گران در سطح جامعه وجهت تخریب اعتماد عمومی است نشر اخبار کذب و بی پایه و اساس و شایعه پراکنی از جمله ابزارهایی است که مستکبران و عوامل و هواداران آنان از طرق مختلف مخصوصا از طریق وسائل ارتباط جمعی ماهواره ها ، رسانه ها و شبکه های خبری و سایت ها برای رسیدن به اهداف شیطانی خود ومنحرف ساختن افکار عمومی از مسائل حیاتی و اساسی به آن دامن می زنند و هر لحظه ده ها بلکه صدها خبر کذب و عاری از حقیقیت را در جامعه برای تشویش افکار عمومی و در راستای منافع استکباری خود انتشار می دهند.
بدیهی است انتشار اخبار کذب ، شیوه اهل نفاق ومنافقین است برای جریحه دار ساختن حیثیت انسانهای وارسته و پاکدامن و از طرفی انحراف افکار عمومی از مسائل ضروری جامعه است چنانکه فرموده اند:
«هنگامی که دشمن قادر نیست از طریق رویارویی صدمه ای وارد کند دست به پخش شایعات می زند و از این طریق افکار عمومی را نگران و به خود مشغول ساخته و از مسائل ضروری و حساس منحرف می کند
شایعه سازی یکی از سلاحهای مخرب برای جریخه دار ساختن حیثیت نیکان و پاکان و پراکنده ساختن مردم از اطراف آنان است و این شیوه و روش اهل
نفاق و منافقین است منافقین نیز برای لکه دار ساختن حیثیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا و متزلزل ساختن وجاهت عمومی او دست به جعل ناجوانمردانه ترین شایعات و پخش آن زدند و پاکی بعضی از همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) بزرگ اسلام را با استفاده از یک فرصت مناسب زیر سوال کشیدند و برای مدتی نسبتا طولانی چنان افکار مسلمانان را مضطرب و ناراحت کردند که مومنان ثابت قدم و راستین همچون مارگزیده به خود می پیچیدند تا اینکه وحی الهی به یاری آنان آمد و چنان گوشمالی شدیدی به منافقین شایعه ساز داد که درس عبرتی برای همگان باشد. گرچه در جامعه هائی که خفقان سیاسی وجود دارد نشر شایعات یک نوه مبارزه محسوب می شود ولی انگیزه هلی دیگری همچون انتقامجوئی تصفیه حسابهای خصوصی تخریب اعتماد بلکه دور ساختن شخصیت افراد بزرگ و منحرف ساختن افکار از مسائل اساسی نیز از عوامل پخش شایعات محسوب می شود[۲۰۱]»
از منظر اسلام دروغ گویی و انتشار آن از جمله اموری است که با مصالح جامعه اسلامی سازگاری ندارد و از گناهان کبیره و حرام و از آن به عنوان کلید گناهان یاد شده است.
در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) اکرم می خوانیم که آن حضرت فرمودند:

نوشته ای دیگر :
پویایی های ورشکستگی بانک ها در ایران- قسمت ۴

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

/>«کسی که کار زشتی را نشر دهد همانند کسی است که آن را در آغاز انجام داده است.[۲۰۲]»
و از امام علی (علیه الاسلام) بن موسی الرضا (ع) نقل شده است که فرموده اند:
«آن کس که گناه را نشر دهد مخذول و مطرود جامعه است[۲۰۳]»
همچنین در قرآن کریم آمده است:
«إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون»‏
«واز آنجا که آبروی انسانهای مومن همانند مال و جان و عرض و ناموسشان محترم است و کسی حق ندارد مومنی را هتک حرمت کند و حرمتش را بشکند قرآن کریم به شایعه پراکنان درباره مومنان هشدار می دهد که به اثرات و نتایج اعمالشان که عذاب دردناک الهی در دنیا و آخرت است گرفتار می شوند.[۲۰۴]»
طبیعی است دشمنان با انگیزه های مختلف به گسترش شایعات دامن می زنند و تنها راه مقابله و خنثی سازی شایعات بی اعتنایی به این جنگ روانی دشمنان است وگرنه هم به گسترش شایعات کمک کرده ایم و هم مشمول عذاب الهی در دنیا و آخرت میشویم.

  1. تهمت

یکی از بیماریهای مهلک و از شاخه های جنگ روانی دشمن متهم کردن و نسبت به ناروا دادن به افراد خصوصا افراد تاثیر گذار در جامعه است و این یک نوع جنگ روانی و تبلیغاتی است که از دیرباز جامعه انسانی با ان مواجه بوده است و دشمنان آئین توحیدی و یکتاپرستی هرگاه منافع خود را در معرض خطر می دیدند با انواع تهمت ها و افتراها و با سخنان سخیف و ناروای خود به مقابله بر می خاستند و با نسبت دادن ظلالت و گمراهی، کذب و جنون و بی خردی ، شاعر و ساحر و جادوگری به پیشوایان و هادیان جامعه تلاش می کردند از منزلت آنان بکاهند و از گسترش آئین و پیروان آنان جلوگیری کنند.
در آیات بیشماری از قرآن کریم تهمت هائی است که ار ناحیه مترفین و ستمگران و معاندان به اولیائ الهی و رهبران دینی زده شده است که به عنوان نمونه به برخی از آن نسبت های ناروا بسنده می شود.
جمعی از اشرف و ثروتمندان قوم نوح که منافع خود را با بیداری مردم در خطر می دیدند و مذهب او را مانعی به سر راه هوسرانیها و هوسبازیهای خویش مشاهده می کردند صریحا در جواب نوح (ع) گفتند.