آن فـقـیـران لـطـیـف خـوش نـفـس
(۲/۳۵۰۵)
اقتباس از آیات «عَبَسَ وَ تَوَلَّى. أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى‏.»، (ترشرویی کرد و روی برتافت. از اینکه آن نابینا به نزد او آمد. (عبس، ۱-۲). مولانا با یادآوری سوره می‌گوید همان دراویش مهربان که دمى گرم دارند؛ همان‌ها که سوره‌ی عبس در گرامیداشت آنان نازل گشت.

نیـست مر پـایــان شـدن را هیچ امید
هـفــت دریـا گـر شـود کُلّــی مِدید
زیــن سخن هرگز نگـردد هیـچ کـم
بـاغ و بیـشه گــر بـود یکـسـر قـلـم
(۲/۳۵۵۳-۳۵۵۴)
اشاره به آیه «وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَهٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ»، (و اگر آنچه درخت در زمین هست، قلم شود، و دریا [چون مرکب باشد] سپس هفت دریا به آن مدد برساند، کلمات الهی به پایان نرسد، که خداوند پیروزمند فرزانه است.)، (لقمان، ۲۷). مفهوم آیه را در ابیات مذکور می‌توان یافت. مولانا آن را خلاقانه‌ بیان می‌کند.

جـنــس آبـسـت و از آن مـاءٍ مَعـیـن
یـا گـواه و حجّـتـی بنـمـا کـه ایــن
(۲/۳۶۰۴)
اشاره به آیه «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتیکُمْ بِماءٍ مَعینٍ»، (بگو ملاحظه کنید، اگر آب شما در زمین فرو رود [و ناپدید گردد] چه کسی برای شما آب روان می‌آورد؟)، (ملک، ۳۰). مولانا از ترکیب قرآنی «ماءٍ مَعین» برای بیان مقصود خود استفاده می‌کند.

کـو زبـان جمـلـه مـرغـان را شنـاخت
چون سلیمان کز سوی حضرت بتاخت
(۲/۳۷۰۹)
الهام از آیه «وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ وَ قالَ یا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ أُوتینا مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبینُ»، (و سلیمان از داود میراث برد و گفت ای مردم به ما [فهم] زبان مرغان آموخته شده است، و بسی چیزها به ما بخشیده شده است، این است که بخششی آشکار است.)، (نمل، ۱۶). مولانا با الهام از آیه مذکور می‌گوید از آن‌رو که حضرت سلیمان از جانب حق به رسالت مبعوث شد، زبان همۀ پرندگان را آموخت.

مـی‌گـشـایــد راه صــد بلـقـیـس را
هـدهـد ایـشــان پــی تقـدیــس را
بــاز هـمّــت آمــد و مــا زاغ بــود
زاغ ایـشـان گـر بـه صـورت زاغ بود
(۲/۳۷۶۰-۳۷۶۱)
بیت اول اشاره به آیه «إِنِّی وَجَدْتُ امْرَأَهً تَمْلِکُهُمْ وَ أُوتِیَتْ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظیمٌ»، (من زنی را یافتم که بر آنان فرمانروایی می‌کرد و از همه چیز برخوردار بود، و تختی شگرف داشت.)، (نمل، ۲۳).
بیت دوم اقتباس از آیه «ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى»، (دیده[اش] کژتابی و سرپیچی نکرد.)، (نجم، ۱۷). مولانا در این دو بیت ضمن اشاره به آیات مذکور می‌گوید هدهد این پرندگان با اهداف و نیّات پاک و مقدّس، راه صد بلقیس را به‌سوى حقیقت باز مى‌کند. زاغ عارفان اگرچه به صورت زاغ‌هاى معمولى است، ولى در معنا، همّت باز بلندپرواز را دارد و هیچگونه لغزش و خطایى مرتکب نمى‌شود و مقصود بیت اینست که حتّى پایین‌ترین عارفان نیز دچار لغزش و کژروى نیست، تا چه رسد به والاترین آنان.

مَـنْـطِقَ الطَّیْـر سلیـمــانی کجـاســت
منطـق الطـیــر خـاقـانـی صــداسـت
(۲/۳۷۶۷)
اشاره به عبارت قرآنی «وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ وَ قالَ یا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ أُوتینا مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبینُ»، (و سلیمان از داود میراث برد و گفت ای مردم به ما [فهم] زبان مرغان آموخته شده است، و بسی چیزها به ما بخشیده شده است، این است که بخششی آشکار است.)، (نمل، ۱۶). مولانا در این بیت می‌گوید معانی علمی و فلسفی موجود در منطق الطیر خاقانی «صَدا»، انعکاسی از نطق مرغان حق است و «منطق الطیر سلیمانی» زبان مرغان حق و زبان اهل معناست.

تــا چــو داود آب ســازد صــد زره
بـا سـلـیـمــان پــای در دریــا بـنـه
(۲/۳۷۹۰)

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.