بنا برگزارش بیچر(۱۹۸۸) تحقیقات در یادداشت برداری با بحث های کرافورد۲ در سال ۱۹۲۵ آغازشده است.کرافورد مطالعاتش را در سال ۱۹۲۰شروع کرد و محور مطالعاتش این بود که آیا یادداشت برداری منجر به بهبود عملکرد دانش آموزان و دانشجویان درامتحانات میشودیا خیر ؟
در طول این سالها، محققان سعی داشته اند ثابت کنند که یادداشت برداری در رمز گذاری اطلاعات پیچیده به دانشجویان کمک می کند و همچنین نشان دهند که این یادداشت ها منابع با ارزشی برای مطالعه هستند(حق وردی، بی ریا و کریمی،۲۰۱۰).
تحقیقات کیورا و بنتن(۱۹۸۸)، پترز۳(۱۹۷۲)، فیشر وهریس۴(۱۹۷۳)، بارنت، دی وستا و روگوزینسکی (۱۹۸۱)، ویلدینگ و هایس۵(۱۹۹۲)، راشی و پیولات۶(۲۰۰۳)، ویلیامز(۲۰۰۴)، پیولات، الیو وکلاگ(۲۰۰۵)، اسکریت و مک لئد۷(۲۰۰۸)، حق وردی ، بی ریا و کریمی(۲۰۱۰)، اشاره به دوره های مختلف زمانی دارد که با موضوع یادداشت برداری سر و کار داشته اند. رویکرد غالب در دهه
______________________
۱-Peck & Hannafin
۲-Crawford
۳-Peters
۴-Fisher & Harris
۵-Wilding & Hayes
۶-Roussey & Piolat
۷-Eskritt & McLeod
دهه هفتاد میلادی بر تأثیر یادداشت برداری و یادداشت نویسی در برخی ازمتغیرهای شناختی مانند توجه، حافظه، درک، و غیره متمرکزبوده است. دردهه هشتاد و دهه نود میلادی، علاقه محققین بیشتر روی رابطه بین کیفیت یادداشت ها و اهمیت یادگیری تمرکز داشته است. بطور دقیق تر، این مطالعات این موضوع را مورد تجزیه وتحلیل قراردادند که آیا استفاده از روش های مختلف یادداشت برداری یادگیری برخی اطلاعات را بهبود بخشیده است یا خیر؟ اخیراً، منافع پژوهش به آنچه واقعاً در کلاس های درس اتفاق می افتد، یعنی زمانی که هدف معلمان ایجاد انواع خاصی از یادداشت برداری است منتقل شده است.
جای تعجب نیست که پژوهشگران تاثیر یادداشت برداری را به همراه مهارت دیگری بر عملکرد دانش آموزان نادیده نمی گیرند. به عنوان مثال،کیورا و همکارانش(۱۹۹۵) چگونگی تأثیرترکیبی از اشکال مختلف یاداشت برداری و مرور این یادداشت ها را بر یاد آوری و یادگیری نسبی مطالب بررسی کردند. علمای دیگر توجه مستقیم خود را به سمت کیفیت یادداشت ها معطوف داشتند. تحقیق در زمینه ابعاد و کیفیت یادداشت ها نظرات واحدی را درمورد ارتباط مثبت یادداشت برداری از سخنرانی با عملکرد درآزمون نشان می دهد.
در مطالعات تجربی که توسط پالماتیر(۱۹۷۱)، بویل و ویشار(۲۰۰۱)، مه یر(۲۰۰۲)، برتزینگ،کال هوی وکاترینو۱ (۱۹۸۷)، پک و هانافین(۱۹۸۳) و حق وردی وهمکاران(۲۰۱۰) انجام شد همه تحقیقات مشابه و به منظور به دست آوردن بینش دررابطه با فواید آموزش یادداشت برداری بر موفقیت دانش آموزان انجام شد. در تمام این مطالعات، یک یا چند گروه تجربی ویژه وجود داشته که به آنها روش های یادداشت برداری آموزش داده شده، در حالی که یک یا چند گروه، آموزش های رسمی را ندیدند. در نهایت، محققان عملکرد هر یک از گروه ها را ارزیابی کردند. اما برخی از این مطالعات نقاط ضعف جدی در روش داشتند و به طور مستمرجلسات آموزشی پر محتوایی که تمرین و ارزیابیمهارت های یادداشت برداری را ترکیب کند در بر نداشتند. به عنوان مثال ، در مطالعه بویل و ویشار(۲۰۰۱) تطابقی بین آنچه که آموزش دادند وآنچه که امتحان گرفتند وجود نداشت.
عدم تطابق وموازنه بین مواد آموزش داده شده و متغیرهای رفتاری مورد اندازه گیری شده ممکن است هر گونه تأ ثیرات رفتاری ناشی از تمرین را کاهش دهد. همچنین نکته مهم این است که روش
_______________________________
۱-Bretzing, Kulhavy & Caterino
های یادداشت برداری آموزش داده شده ای که این محققان مورد مطالعه قرار دادند یکسان نبودند. درتحقیقات پک و هانافین (۱۹۸۳) و برتزینگ، کال هوی وکاترینو (۱۹۸۷) آموزش یادداشت برداری به دانشجویان به صورت ترکیبی ازمفاهیم کلی و مهارت های لازم برای ایجاد یک یادداشت برداری خوب اجرا شد. به عنوان مثال، آنها اصولی مانند تشخیص ایده های اصلی از مفاهیم فرعی، نوشتن یادداشت ها با استفاده از کلمات و عبارات شخصی به جای ثبت کلمه به کلمه سخنرانی استاد و استفاده از اختصارات برای صرفه جویی در وقت را آموزش دادند. از سوی دیگر پالماتیر (۱۹۷۱ ) می خواست اثر آموزش سه استراتژی خاص در مقابل شیوه ویژه یادداشت برداری شخصی هر فرد را مورد تحقیق قرار دهد. مه یر(۲۰۰۲) در مطالعه اش فقط از راهبرد یادداشت برداری سیستم کرنل آن هم در زمانی کم و محدود یعنی چهارجلسه در یک دوره ۹ روزه استفاده کرد.
تفاوت دیگر بین مطالعات انجام شده طول مدت دوره آموزش بود.پالماتیر(۱۹۷۱)آموزش یادداشت برداری را طی یک دوره زمانی هفت هفته ای انجام داد در حالی که برتزینگ،کال هوی وکاترینو(۱۹۸۷) برای آموزش این مهارت ها تنها یک جلسه آموزشی ۱۵ دقیقه ای را برگزار کردند. درمطالعه پک و هانافین(۱۹۸۳) آموزش شامل یک جلسه مختصر با استفاده از یک فیلم ویدیویی به همراه یک «کار برگ۱» بود آنها در این یک جلسه به دانش آموزان استفاده از راهبرد های خاص یادداشت برداری را آموزش ندادند و فقط یکسری مطالب کلی مثل اهمیت یادداشت برداری را ارائه
نمودند، به همین دلیل از تحقیقات فوق نتایج مشابهی به دست نیامد.
درخصوص روش های یادداشت برداری، استال،کینگ و هنک(۱۹۹۱) اظهارکرده اند که روش کرنل، سیستم یکپارچه یادداشت برداری پالماتیر و روش تقسیم صفحه روش های کارآمدی هستند. اسپیرز و استون (۱۹۸۹)، و باکوناس وهالی (۲۰۰۱) به طور خاص روش تقسیم صفحه را توصیه می کنند. با این حال، ایدسون (۱۹۸۴) معتقد است که احتمالاً روش کلی و معمولی یادداشت برداری بسیار موثرتر از روش های خاص می باشد، زیرا این روش های کلی می توانند تفاوت های فردی دانش آموز را پیدا کرده و بیان نمایند.
مطالعه پالماتیر(۱۹۷۱) شامل نمونه ای ۱۳۵ نفره از دانش آموزان کلاس یازدهم بود که برای مقایسه چهار روش یادداشت برداری انجام شد. روش ها ی یادداشت برداری که او مورد بررسی قرار داد عبارت بودند از : الف ) روش رئوس مطالب، ب) روش کرنل سه ستونی، ج) روش فعال دو ستونی
_______________
۱- worksheet
(PUNS ) و د) گروه کنترل، که به سبک خودشان یادداشت برداری می کردند. به هریک از گروه های دانش آموزان که در زمان یادداشت برداری از سبک معمولی خودشان استفاده می کردند، یکی از این سه استراتژی آموزش داده شد و به گروه کنترل آموزشی داده نشد.
پالماتیردر مطالعه خود کیفیت یادداشت ها و درک دانش آموزان از اطلاعات را با هم مقایسه کرده است. نتایج نشان داد که یادداشت های برداشته شده به روش رئوس مطالب بالاترین کیفیت را داشتند. با این حال، تفاوتی بین روش ها از نظر یادآوری عینی مطالب دیده نشد. مطالعه پالماتیرنشان داد هیچ برتری در یادگیری برای گروه های آموزش دیده بیشتر از گروه هایی که یادداشت ها یشان را به شیوه معمول خود می نوشتند وجود نداشت .
پژوهش پترز(۱۹۷۲) با عنوان ارزیابی یادداشت برداری و میزان تأثیر آن بر روی نتیجه امتحان (انتزاعی کوتاه مدت) بر روی ۸۸ دانشجوی دوره کارشناسی انجام شد. دانشجویان در دو گروه قرار داده شدند. یک گروه که یادداشت برداری می کردند وگروه دیگر که یادداشت برداری نمی کردند. همچنین برای ارزیابی استعداد دانشجویان، سرعت قرائت شفاهی وکارآیی گوش دادن آن ها مورد بررسی قرار گرفت. دانشجویانی که یادداشت برداری نکرده بودند به طور معنا داری امتیاز بهتری در آزمون عملکرد به دست آوردند، اما تفاوت قابل استنادی در شیوه ارائه مطالب یافت نشد.
فیشر و هریس(۱۹۷۳) در تحقیقشان با عنوان تأثیر یادداشت برداری و مرور آن ها بر یاد آوری مطالب، به طور تصادفی ۲۹ مرد و ۸۳ زن از دانشجویان دانشگاه را به ۵ گروه تقسیم کردند ترکیب های مختلف یادداشت برداری و ترکیب های مختلف مرور یادداشت ها مورد بررسی قرار گرفت. یاد آوری مطالب بلافاصله بعد ازآزمایش و۳ هفته بعدانجام شد. نتایج نشان داد که ترکیبی از یادداشت برداری و مرورآنها یاد آوری بیشتری از مطالب را فراهم می کند. عدم یادداشت برداری و مرور مطالب ارائه شده در سخنرانی به صورت ذهنی،کمترین یاد آوری را به دنبال داشت. یادآوری داده ها در زنان به طورمعناداری بیشتراز مردان بود، اما نظرات مربوط به یادداشت برداری و بهره وری وکارآیی این یادداشت ها به نتیجه یاد آوری مطالب مورد مطالعه وابسته نبود. کیفیت یادداشت ها با نمره یاد آوری آزاد مطالب و نمره آزمون های عینی کوتاه مدت برای ۲ گروه از ۳ گروه یادداشت برداری همبستگی مثبتی داشت.
در پژوهش دی وستا وگری (۱۹۷۳) با عنوان گوش کردن و یادداشت برداری( مقایسه عملکرد تغییرات دریکپارچگی موضوع، یادداشت برداری و طول مدت گوش کردن و مرور یادداشت ها) دوآزمایش انجام شد که در آن ۲۳۰ دانشجوی کارشناسی به متنی که به ۶ قسمت ۵ دقیقه ای تقسیم شده بود گوش دادند. هر بخش تشکیل شده بود از موضوعی مربوط به محتوا، فاصله های گوش دادن- مطالعه و یادداشت برداری از موضوع. تأثیر معناداری به علت تغییرات در فواصل گوش دادن- مطالعه یافت نشد. فرضیه ای مبنی بر اینکه یادداشت برداری برای دانشجویان با حافظه بالا مفید است یافت شد اما برای دانشجویان با حافظه کم رابطه ای پیدا نشد .
بارنت، دی وستا و روگوزینسکی(۱۹۸۱) در تحقیقشان با عنوان چه چیزی در یادداشت برداری یاد گرفته می شود؟ دو آزمایش با ۱۳۰دانشجوی دوره کارشناسی با هدف مطالعه اثر یادداشت برداری و مرورآن ها در یادگیری از متن انجام دادند. نتایج پژوهش، عملکرد رمزگذاری در یادداشت برداری را نشان داد. همچنین درآزمونی که پس از مدتی بر پایه یادداشت های شخصی دانشجویان انجام شد، نمره متوسط دانشجویان در این آزمون نسبت به آزمون هایی که بر پایه مطالعه «یادداشت های راهنمای»۱ استاد از دروس و یا یادداشت های دیگر دانشجویان انجام شده بود، درحدود دو برابر بیشتر بدست آمد.
پک و هانافین(۱۹۸۳) اثرات آموزش یادداشت برداری و نگارش یادداشت ها بر حفظ و نگهداری آموزش های شفاهی را بررسی کردند. در این پژوهش که با حظور ۴۳ دانشجوی پسر و ۶۱ دانشجوی دختر که به ۶ گروه تقسیم شدند و برروی فواید آموزش یادداشت برداری بر موفقیت دانشجویان با توجه به جنسیت انجام شد نتیجه معنا داری بدست نیامد.
پک و هانافین از نمونه ای ۱۰۴ نفره از دانشجویان استفاده کردند و به طور تصادفی آنها را به چهار گروه آزمایشی تخصیص دادند: ۱) یادداشت برداران آموزش دیده ۲) یادداشت برداران آموزش ندیده ۳)آموزش دیدگانی که یادداشت برداری نمی کردند و ۴) آموزش ندیدگانی که یادداشت برداری نمی کردند. پک و هانافین به دانشجویان استفاده از استراتژی های خاص یادداشت برداری را آموزش ندادند، بلکه آموزش شامل دستور العملی از ابزارهای عمومی برای یادداشت برداری موثر بودند. گروه
آموزش، یک فیلم ویدیویی در مورد اهمیت یادداشت برداری و همچنین نکاتی برای یادداشت برداری خوب مانند گوش دادن به ایده های اصلی و نوشتن یادداشت ها با استفاده از کلمات شخصی
____________________________________________________________________
۱- یادداشت های راهنما (guided notes ) چهارچوبی را برای دانشجویان فراهم می کند تا به سرعت اطلاعات مناسب را در متن کتاب و یا مطالب ارائه شده در سخنرانی پیدا کنند. مثل پر کردن جاهای خالی بااستفاده از جملات تکمیلی و یا مشخص کردن رئوس مطالب. این روش بر ذخیره سازی خارجی تأکید دارد(جاکوبز ،۲۰۰۸).
تماشا کردند. نتایج حاصل از مطالعه پک و هانافین تعجب آور و غیر عادی به نظر می رسد.آنها دریافتندکه آموزش ندیدگانی که یادداشت برداری نمی کردند(گروه چهارم) عملاً در هر سه آزمون یادآوری مطالب بهتر عمل کردند. یکی از آزمون ها بلافاصله پس از آموزش، دومی پنج روز بعد و آخری۳۰ روز بعد از آموزش انجام شد. پک و هانافین اظهار کردند که نتایج به دست آمده احتمالاً حاصل«تداخل اثر۱» فرآیند یادداشت برداری است که خود مانع از حفظ اطلاعات شده است.
در پژوهش کیورا (۱۹۸۵) با عنوان رفتار های یادداشت برداری دانشجویان و سودمندی یادداشت های تهیه شده توسط استاد برای مرور قبل از امتحان، دانشجویان به دو گروه تقسیم شدند،گروهی که یادداشت برداری می کردند و گروهی که فقط گوش می دادند. سپس برای هر دو گروه سخنرانی ضبط شده ای نمایش داده شد. عملکرد متوسط ​​بین دو گروه در آزمون فوری متفاوت نبود. دو روز بعد کسانی که یادداشت برداری کرده بودند یادداشت هایی که خودشان برداشته بودند را مرور کردند درحالی که شنوندگان(کسانی که یادداشت برداری نکرده بودند) یادداشت هایی را که استاد به منظور آماده سازی آن ها برای امتحان تهیه کرده بود(یادداشت های راهنما) را مرور کردند. نتیجه این بود که افرادی که یادداشت های استاد را مرور کردند نسبت به افرادی که یادداشت های نسبتاً خلاصه و درهم و برهم خودشان را مرور کردند به طور معناداری بیشتر به آیتم های حقیقی و مهم دست یافتند. به این ترتیب، گوش دادن به سخنرانی و متعاقباً بررسی یادداشت هایی که استاد قبل از امتحان برای آمادگی دانشجویان فراهم کرده بود منجر به موفقیت نسبتا بالاتری نسبت به کسانی شد که از روش های یادداشت برداری سنتی و یا مرور یادداشت های شخصی خودشان از سخنرانی استفاده کرده بودند.
اینستین، موریس و اسمیت۲ (۱۹۸۵) در پژوهش خود که با عنوان بررسی یادداشت برداری تفاوت
های شخصی و ذهنی برای اطلاعات ارائه شده در سخنرانی انجام شد، دو آزمایش زیر را در شرایط سخنرانی انجام دادند:
الف) عملکرد رمزگذاری یادداشت برداری، ب) تحلیل تفاوت بین دانشجویان موفق و کمتر موفق. در آزمایش اول، مطالبی که در طول کلاس درس توسط یک گروه یادداشت می شدند و توسط گروهی
دیگر فقط گوش داده می شدند مورد توجه قرار گرفتند. در نتیجه الگوهای حافظه ای مختلفی برای این دو گروه، بدست آمد و همچنین این نتیجه به دست آمد، کسانی که یادداشت برداری می کردند،
___________________________

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.