فرآیند
فرصت تجاری را تعیین می کند
منابع را جمع آوری می کند
برای کالاها و خدمات بازاریابی می کند
محصولات را تولید می کند
سازمان را به وجود می آورد
به دولت و جامعه واکنش نشان می دهد

شکل (۲-۲۰) متغیرهای ایجاد شرکت نوپا (سلجوقی، ۱۳۸۹، ص ۴۹).
۲-۳-۵) نظریه های فرهنگ کارآفرینی
الف ) مدل شاین[۱۳۹]– براساس این مدل اجزای فرهنگ نوآوری کارآفرینی در سازمان به ۵ لایه تقسیم می شوند : ۱٫لایه مصنوعات و محصولات ( مانند رفتار روزمره ، محیط مادی ) ۲٫ لایه هنجار و ارزش ها ۳٫ لایه نگرش ها ۴٫ لایه ادراک و احساس ۵٫ لایه فرض های اساسی ( دهاقین ،۱۳۹۱، ص۵۸۵).
ب) مدل هافستد[۱۴۰] – نظریه ها یک چارچوب تحلیلی را برای توضیح تفاوت کارآفرینی در کشورها و نواحی مختلف فراهم می کنند.در چنین چهارچوب تحلیلی عوامل تبیینی ممکن است شناخته شوند.در میان عوامل بالقوه که آزمون شده اند ، پرهیز از ابهام یک عامل مهم به حساب می آید ، پرهیز از ابهام یک ویژگی فرهنگی است که ارتباط نزدیکی با نگرش به ریسک تحمل ابهام و عقلانیت کارآفرینانه در یک کشور مطابق رویکرد صفات روانشناختی جمعی دارد.گریک هافستد یکی از افراد تاثیرگذار در مطالعات فرهنگی ۴ بعد فردگرایی در مقابل جمع گرایی ، فاصله قدرت ، یقین در مقابل ابهام و زنانگی ( تاکید بیشتر بر همسازی و ارتباط ) در مقابل مردانگی ( تاکید بیشتر بر مادی گرایی و ثروت ) را برای مطالعه فرهنگ های مختلف در جوامع گوناگون به کار گرفت که ابعاد دیگری نیز مانند پیشرفت ( کسب قدرت و جایگاه از طریق رقابت و کار سخت در مقابل کسب قدرت از طریق سن ، جنس یا تولد در خانواده خاص ) و عام گرایی ( داشتن حق برابر افراد ) در مقابل خاص گرایی ( افراد به خاطر جایگاه شان دارای امتیاز های ویژه نسبت به دیگران باشند ) توسط ترومپنارس افزوده شد.مطابق این مدل فرهنگ هایی که در پرهیز از ابهام نمره ضعیف کسب می کنند ، فاصله قدرت در آن ها کم است و در ابعاد مردانگی ، فردگرایی ، پیشرفت و عام گرایی نمره بالاتری به دست می آورند بیشتر از فرهنگ های دیگر با فرهنگ کارآفرینانه همسو هستند. مدل هافستد در بسیاری از پژوهش های خارجی و داخلی برای بررسی اثر فرهنگ بر رفتار کارآفرینانه مورد استفاده قرار گرفته و نتایج کمی قابل قیاس را در کشورها و ملیت های گوناگون در دسترس قرار داده است.البته نتایج متناقضی از تاثیر این نمایه ها بر کارآفرینی به دست آمده است (دهاقین، ۱۳۹۱، صص ۵۸۵-۵۸۶) .
ج) مدل فرهنگ کارآفرینانه بین المللی[۱۴۱]– فرهنگ کارآفرینانه بین المللی ، فرهنگ سازمانی است که فعالیت های کارآفرینانه شرکت های فراملیتی را سازگار و تسهیل می کند.فرهنگ کارآفرینی و توجه به این مقوله برای شرکت هایی که در سطح بین المللی فعالیت می کنند توسط محققان مورد توجه قرار گرفته است.دیمیتریس و همکاران مدل کاربردی فرهنگ کارآفرینانه بین المللی را بر مبنای پژوهش های گذشته در ۶ بعد ارایه و در شرکت های کوچک و متوسط آمریکایی و انگلیسی اجرا نمودند . این ابعاد شامل : جهت گیری ( کارآفرینانه ، بازار، انگیزش ، یادگیری ) بین المللی و جهت گیری شبکه بین المللی با غیر رقبا ، می باشد( دهاقین ، ۱۳۹۱ ،ص ۵۸۴ )
د) نظریه فرهنگ کارآفرینی پارسونز[۱۴۲]– پارسنز ، جامعه شناس شهیر آمریکایی که نظریه های خود را در چهار نظام زیستی ، فرهنگی ، نظام اجتماعی و دینی بیان کرده است ، توسعه فرهنگ خلاقیت و ابتکار را محصول نظام اجتماعی و تحت تاثیر نهاد خانواده و مدرسه می داند که در پرتو آن ، انگیزه کنشگران برای به عهده گرفتن نقش های تولیدی بالا می رود.در همین خصوص باید به شیوه جامعه پذیری ، میزان رشد و انسجام شخصیت ، استقلال فردی ، طرز تلقی از کار در جامعه ، سخت کوشی ، پشتکار و وقت شناسی اشاره کرد ( دهاقین ، ۱۳۹۱، ص۵۸۴ ).
ه) نظریه فرهنگ کارآفرینی ماکس وبر– ماکس وبر جامعه شناس بزرگ آلمانی معتقد است که فرهنگ نقش اساسی در توسعه فعالیت کارآفرینانه و ایجاد انقلاب صنعتی در مغرب زمین ایفا کرده است. وبر توسعه فرهنگ کارآفرینی را متاثر از چهار عامل تشویق به کار برای سعادت ، خطرپذیری برای تغییر سرنوشت ، برنامه ریزی برای آینده و صرفه جویی می داند ( دهاقین ، ۱۳۹۱،ص۵۸۴ ).
و) نظریه فرهنگ کارآفرینی مک کللند – مک کللند ، روانشناس اجتماعی معاصر ، نظریه نیاز به موفقیت را برای اولین بار در مباحث اجتماعی مطرح کرد.وی معتقد بود جوامعی که دارای نیاز به موفقیت پایین هستند ، نرخ سرمایه گذاری ، خطر پذیری در آن ها پایین است و به تبع آن توسعه نیافته هستند و در جوامعی که نیاز به موفقیت بالا است ، نرخ سرمایه گذاری و خطر پذیری نیز بالاست. در این جوامع ، افرادی پیدا می شوند که کسب و کار جدیدی راه اندازی می کنند ، شرکت یا واحد اقتصادی را سازماندهی می کنند و ظرفیت تولیدی و بهره وری آن را افزایش و بهبود می بخشند . مک کللند چنین افرادی را کارآفرین می نامد و عواملی نظیر شیوه جامعه پذیری ، شیوه های تربیتی والدین ، طبقه اجتماعی والدین ، ایدئولوژی حاکم ، مذهب و تحرک اجتماعی را عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی می داند.توجه خاص او به فرهنگ در امر کارآفرینی است و مناسب ترین نوع جامعه پذیری را تقویت استقلال فردی و ایجاد اعتماد به نفس می داند که موجب کارآفرینی می شود ( دهاقین ، ۱۳۹۱ ،ص۵۸۴ ).
۲- ۳-۶) انواع کارآفرینی
به طور کلی ، ادبیات کارآفرینی نشان می دهد که کارآفرینی در سه قالب ذیل شکل می گیرد :
کارآفرینی فردی[۱۴۳] : کارآفرینی فردی فرآیندی است که درآن فردی با اتکای به منابع مالی غالبا شخصی و متکی بر ویژگی های شخصیتی نظیر فعالیت ، ریسک پذیری و اهل عمل بودن اقدام به تاسیس یک کسب و کار جدید می نماید و آن را تا رسیدن به موفقیت هدایت می کند ( گرجی ، ۱۳۸۷، ص ۸۹ ).
کارآفرینی درون سازمانی[۱۴۴] : کارآفرینی درون سازمانی ، مسئولیت به ثمر رساندن یک خلق نوآور در درون سازمان است ، به عبارت دیگر ، کارآفرینی درون سازمانی فرآیندی است که درآن محصولات یا فرآیند های نوآوری شده از طریق ابقا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده به ظهور می رسند ( گرجی ، ۱۳۸۷ ، ص ۸۹ ).
کارآفرینی سازمانی[۱۴۵] : عدم اطمینان ، ناهماهنگی و تلاطم محیطی موجب چالش های عملیاتی و استراتژیک برای سازمان های امروزی می شود.شرکت ها برای مقابله با این چالش ها به طور فزاینده ای بر کارآفرینی سازمانی تکیه می کنند.این امر مستلزم این است که مدیران در همه سطوح به طور فعال در طراحی یک استراتژی برای اقدامات کارآفرینی سازمانی مشارکت داشته باشند ( Izet,2010,p8). شارما و کریسمن[۱۴۶] (۱۹۹۹) کارآفرینی سازمانی را به عنوان فرآیندی معرفی می کنند که به وسیله آن افراد و گره ها ، در ارتباط با سازمان موجود ، یک سازمان جدید ایجاد کرده یا نوسازی و نوآوری را درون سازمان دنبال می کنند.هیت[۱۴۷] و همکاران ( ۱۹۹۹) نیز کارآفرینی سازمانی را به عنوان راه اندازی کسب وکار جدید در درون شرکت های در حال پیشرفت می دانند که از طریق نوآوری داخلی ، اقدامات یا مالکیت مشترک ، نوسازی استراتژیک ، محصول ، فرآیند و مدیریت نوآوری ها به دست می آید .هدف اصلی کارآفرینی سازمانی ، ایجاد پویایی ، ساختار ، فرهنگ سازمانی رقابتی و منعطف جهت روبرو شدن با بازارهای رقابتی و پویا است( Ergun et al , 2004,p 258). ارتباط بالایی بین نوآوری و کارآفرینی وجود دارد (Zheng,2008,p7). کارآفرینی سازمانی به معنای اجرای فرآیند کارآفرینی در داخل سازمان و با استفاده از خصوصیاتی همچون روحیه پشتکار، ریسک پذیری ، خلاقیت و نوآوری می باشد که طی آن گروهی از افراد درون سازمان تبدیل به موتور توسعه آن می گردند. به عبارت دیگر ، کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد یک سازمان به ایجاد و مصرف محصولات جدید ، فرآیندهای تازه و نظام سازمانی نوین است( گرجی و دیگران ، ۱۳۸۷، ص۹۸-۹۹ ). رقابت تنگاتنگ و شدید بین شرکت ها و سازمان ها ، کاهش کارآمدی مدیریت سنتی در این عرصه و رشد سریع شرکت های کوچک سبب شد که سازمان ها اهمیت ویژه ای برای نوآوری قائل شوند ، زیرا نوآوری را تنها ضامن بقا در عرصه رقابت می دانستند.از این رو سعی کردند افراد خلاق و کارآفرین را که پدیدآورندگان اصلی محصولات و خدمات نو در سازمان بودند ، تشویق و ترغیب کنند که در سازمان ها بمانند و ایده های خود را در سازمان محقق سازند. پینکات[۱۴۸] این افراد را کارآفرین سازمانی نام نهاد.او در سال ۱۹۸۵ از ترکیب واژه های Entreneurship و Corporate و Intra واژه Intrapreneurship را ابداع نمود و کارآفرین سازمانی را فردی توصیف نمود که در سازمان های بزرگ همچون یک کارآفرین مستقل فعالیت می نماید و فعالیت وی ایجاد واحد های جدید در سازمان ، ارائه محصولات ، خدمات و فرآیند های جدید می باشد که شرکت ها را به سوی رشد و سودآوری سوق می دهد.تعریفی که پینکات ارائه می دهد با کارآفرین مستقل شباهت زیادی دارد ، تنها تفاوت آن در این است که در داخل سازمانی که قبلا به وجود آمده است ، انجام می پذیرد.شومپیتر [۱۴۹]عمده فعالیت های کارآفرینان سازمانی را شامل توسعه کالا و خدمات جدید ، معرفی روش های جدید تولید ، تشخیص بازارهای جدید ، پیدا کردن منابع جدید و توسعه و بهبود سازمان می داند.کارآفرینان سازمانی ، با ایجاد نوآوری در سازمان سبب تحول اساسی در آن شده و همواره پیشتاز و پیشگام توسعه محصولات و خدمات جدید هستند و معمولا فرآیند نوآوری را از شکل گیری ایده تا به وجود آمدن محصولات و یا خدمات جدید و یا اصلاحی در ساختار تولید ، خود بر عهده می گیرند و در کلیه فرآیندها ناظر و یا مجری هستند. در مجموع ، کارآفرینی سازمانی به این معنی است که سازمان ها می توانند نوآوری های سودآور را از طریق تشویق کارکنان برای فکر کردن ، مانند کارافرینان مستقل توسعه دهند و به آن ها برای تعقیب برنامه هایشان، آزادی و انعطاف دهند ، بدون این که اعضا را در باتلاق بوروکراتیک قرار دهند. کارآفرینی سازمانی از طریق تجدید عملیات سازمان ها ، تعریف مجدد مفهوم کسب و کار و افزایش ظرفیت های نوآوری برای اطمینان از بقا در یک محیط پویا ، ضروری است. فرای نیز معتقد است که کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که محصولات ( خدمات ) یا فرآیندهای نوآورانه به وسیله خلق فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان ایجاد می گردد.کرونوال و پرلمن معتقدند که اصول کارآفرینی سازمانی صرفا به سازمان های انتفاعی و بخش خصوصی محدود نمی شود ، بلکه می توان همین فرآیندها را در قبال سازمان های غیر انتفاعی و غیر دولتی نیز به کار برد ( قلی پور و دیگران ، ۱۳۸۷، صص۱۱۷-۱۱۶). کارآفرینی سازمانی مجموعه فعالیت هایی است که بهره برداری از مزایای رقابتی نوآوری را در یک سازمان امکان پذیر می کند و رهیافتی در نهادینه کردن نوآوری در سازمان هاست. در حقیقت کارآفرینی سازمانی به عنوان دریچه ای به سوی بهره برداری از مزایای رقابتی پایدار و پیشگامی و نوآوری برای سازمان ها قلمداد می شود(ایمانی پور،۱۳۸۷،ص۱۲).
۲ـ ۳-۷) ویژگی های افراد کارآفرین
نیاز به موفقیتتمایل به انجام کار در استانداردهای عالی به قصد موفقیت در موقعیت های رقابتی.
استقلال طلبینیاز به استقلال از ویژگی هایی است که به عنوان یک نیروی انگیزشی مهم برای کارآفرینان، بر آن تاکید شده است و با عباراتی نظیر ” کنترل بر سرنوشت خویش ” ، ” کاری را برای خود انجام دادن”و ” رئیس خود بودن ” تعریف کرد.
تحمل ابهامقدرت ابهام عبارت است از پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی ، توانایی ادامه حیات با دانش ناقص درباره محیط و تمایل به آغاز فعالیتی مستقل ، بدون آنکه شخص بداند موفق خواهد شد یا خیر.
کانون کنترل درونیکارآفرینان تمایل دارند فکر کنند که خودشان راه و روش هر چیزی را می دانند و شانس و اقبال ، نقش و تاثیری در زندگی شخصی و کاری آنان ندارد.چنین افرادی به قدرت و توانایی خویش اعتماد دارند و سرونوشت خود را قابل کنترل می دانند.
مخاطره پذیریلاینرو بروکهاوس معتقد بودند که تمایل به پذیرش مخاطره های معتدل ، از ویژگی های بارز کارآفرینان است و کارآفرینان موفق ، کمتر از مدیران از مخاطره پرهیز می کنند ( سلاجقه و همکاران، ۱۳۹۱، ص۶).
۲- ۳-۸) فرآیند کارآفرینی
کارآفرینان افرادی هستند که با توجه و دقت در محیط اطراف خود ، فرصت های جدیدی را شناسایی می کنند و بعد از ارزیابی فرصت مشاهده شده و در صورتی که با اهداف و علایق کارآفرین هماهنگی داشته باشد و آینده روشنی را پیش روی کارآفرین ترسیم کند ، کارآفرین اقدام به شروع فعالیت کارآفرینانه که همان ارایه و تولید محصول یا خدمتی جدید است می نماید ( روزبهان ، ۱۳۹۱ ، ص ۲۱ ). فرآیند مذکور را می توان در چهار مرحله مشخص به شرح زیر بیان نمود :

نوشته ای دیگر :
سامانه پژوهشی - رابطه خبرگی کارشناسان با عملکرد صندوق های سرمایه گذاری مشترک- قسمت ۶

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.