براساس نظریه لاکلاو و موفه گفتمان مجموعه ای از دالها است که حول یک یا چند نقطه کانونی ، دال برتر یا دال تهی مفصل بندی شده است.
3-6- چگونگی تکوین گفتمان از دیدگاه لاکلاو و موفه
3-6-1- غیریت سازی
نخستین قدم در به کارگیری تحلیل گفتمانی لاکلاو و موفه، شناسایی فضای تخاصم و غیریت سازی بین گفتمانهای مختلف موجود در جامعه استلاکلاو و موفه برای چگونگی تکوین یک گفتمان بر عنصر غیریت سازی تاکید می ورزند غیریت سازی ریشه در تقدم دادن به سیاست در نظریه آنها دارد به نظر لاکلاو و موفه گفتمانها و هویت های خلق شده توسط آنها ذاتا پدیده های سیاسی هستند که مستلزم غیریت سازی و اعمال قدرت می باشند لاکلاو و موفه بر این نکته اصرار دارد که غیریت سازی های اجتماعی به این دلیل رخ می دهد که کارگزاران اجتماعی قادر نیستند هویت کا ملشان را به دست آورند و روابط غیریت ساز از گفتمان های کامل ناشی نمی شوند بلکه برعکس نتیجه ی عدم امکان وجود گفتمان های کامل است[78]
از نظر هوارث تضاد و تخاصم اجتماعیاز سه جهت برای نظریه گفتمان اهمیت دارد. اول آنکه خلق رابطه ای غیریت سازانه که همواره شامل تولید “دشمن” یا یک “دیگر” است، برای تأسیس مرزهای سیاسی اهمیتی زیادی دارد. دوم آنکه تشکیل روابط غیریت سازانه و تثبیت مرزهای سیاسی، در تثبیت مقطعی هویت تشکل های گفتمانی و عاملان اجتماعی اهمیت دارد. سوم آنکه، آموزه تخاصم و غیریت سازی مثال خوبی برای نشان دادن محتمل و مشروط بودنهویت است. بنابراین، غیریت سازی ها جایی یافت می شوند که گفتمان ها با هم برخورد می کنند. اما تخاصمات اجتماعی همواره تداوم ندارند و از طریق مداخله و غلبه هژمونیکموقتا محو می شوند.
بطور خلاصه ستیز و غیریت سازی از در گیری بر سر هویت بخشی و تخصیص معنا به دالهای شناور و طرد هویت ها و معناهای سایر گفتمانها ایجاد می شود، نفی سایر گفتمانها و ایجاد و ترسیم جبهه جدیدی بین خودی و غیر خودی .
بر این اساس غیریت سازی هر گفتمان با سوالات زیر سنجیده می شود[79]:

  • نظم گفتمانی از چه گفتمانهای تشکیل شده است؟
  • طرد شده ها یا غیر های هر گفتمان کدامند ؟
  • هر گفتمان طرد شده از چه گفتمان های تشکیل شده ؟
  • چه دالهای شناور محل تنازع است و گفتمان های مختلف چگونه به این دالها معنا می دهند؟
  • غیریت سازی و طرد گفتمان های دیگر شدید است یا خیر ؟
  • شیوه جبهه بندی سیاسی چگونه است ؟هر جبهه متشکل از چه گفتمان یا گفتمانهای است ؟
  • از چه ابزارهای برای طرد سازی و غیریت سازی استفاده شده است (دوست، دشمن ، زورگو ،متجاوز وظالم)

غیریت سازی ها جایی که گفتمان ها با یکدیگر برخورد می کنند یافت می شود غیریت سازی ها ممکن است با دخالت های هژمونیک خاتمه یابند.
3-6-2- قابلیت دسترسی
یکی دیگر از عوامل ظهور و پیروزی و غلبه یک گفتمان قابلیت دسترسیآن است. یعنی در دسترس بودن در زمینه و موقعیتی که هیچ گفتمان دیگری خود را به عنوان جایگزین واقعی هژمونیک نشان نمیدهد. بنابر این در دسترس بودن می تواند زمینه پیروزی یک گفتمان خاص را فراهم کند و آن را به گفتمان مسلط در جامعه تبدیل کند.در دسترس بودن هر گفتمان را می توان با سئوالات زیر تجزیه و تحلیل کرد

  • چه گفتمان های در چه دوره ای مورد مورد نظر در دسترس هستند؟
  • هر گفتمان چگونه در دسترس قرار می گیرد؟
  • شبکه یا عاملان در دسترس قرار دادن گفتمان کدامند؟ گفتمان چگونه توزیع می شود؟
  • میزان در دسترس بودن گفتمان هر گفتمان در مقایسه با سایر گفتمان های دیگر چگونه است؟

3-6-3- قابلیت اعتبار
میزان پذیرش و برتری یک گفتمان در جامعه علاوه بر موارد ذکر شده به میزان اعتبار آن گفتمان نیز بستگی دارد. اعتبار هر گفتمان را می توان با سئوالات زیر پاسخ داد:

  • هر گفتمان در چه مواردی با خواست و ذهنیت مردم منطبق است و در چه مواردی منطبق نیست؟
  • کدام گفتمان با خواست مردم از انطباق بیشتری برخوردار است ؟

3-6-4- هژمونی
یکی از مهم ترین تلاشهای لاکلاو و موفه کوشش برای تبیین چگونگی هژمونیک (مسلط)شدن گفتمان ها است .برای نظریه گفتمان کردارهای هژمونیک شکل برجسته ای از فعالیت سیاسی هستند که مستلزم مفصل بندی هویتهای مختلف و سوژ گی ها در درون یک جامعه است .لاکلاو موفه برای وجود کردارهای هژمونیک دو شرط قایل می شود:نخست وجود نیروهای غیریت ساز و بی ثباتی جبهه های سیاسی مخالف آنها. در واقع نظریه گفتمان حول مفاهیم گفتمان، هژمونی و غیریت سازی اجتماعی سازمان یافته است.
دو مفهوم مهم در طرح سیاسی لاکلاو و موفه برای دستیابی به هژمونی مفاهیم اسطوره و پنداره هستند
برای تجزیه و تحلیل هژمونیک شدن یک گفتمان باید به سوالات زیر پاسخ گفت:

  • چه گفتمانی و با استفاده از چه ابزاری توانست سایر گفتمانها را به حاشیه براند و خود گفتمان مسلط شود؟
  • گفتمان هژمونیک با چه گفتمان های دیگری متحد شد تا توانست خود را گفتمان مسلط کند ؟

3-7- عوامل هژمونیک ساز گفتمان در نظریه لاکلاو وموفه
در نظریه لاکلاو و موفه چهار عامل برای هژمونیک شدن یک گفتمان یا زوال آن موثر هستند، این چهار عامل عبارت هستند از: