حمایت از کودکان بی سرپرست/پایان نامه ازدواج سرپرست و فرزند خوانده

حمایت از کودکان بی سرپرست قبل از انقلاب

از چگونگی شکل گیری و تاسیس مراکز پرورشی کودکان بی سرپرست به صورت دولتی سابقه مدونی وجود ندارد.

بر اساس مدارک تاریخی موجود تا سال 1280 هجری شمسی این گونه مراکز در ایران ساخته نشده بود. به نظر می رسد فکر تاسیس پرورشگاه از فرنگ به ایران سرایت کرده و به دوره ناصرالدین شاه قاجار می رسد.[1]

در سال 1282 هجری شمسی اولین پیشنهاد ساخت پرورشگاه رسمی در مجلس شورای اسلامی ارائه شد تا این تاریخ موسسه های کوچک خیریه خصوصی وجو داشتند. نهاد دیگری که وظیفه سرپرستی اطفال را به عهده داشت (( جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران)) که در سال 1296 هجری شمسی تاسیس شد.[2] پس از آن با شکل گیری شهرداری ها وظیفه حمایت از اطفال سر راهی و بی سرپرست بر عهده شهرداری هم گذاشته شد.[3]

اولین دارالایتام در دروازه قزوین و اولین دارالرضاعه که همان شیرخوارگاه است در دروازه دولت در سال 1298 تاسیس شد. در سال 1324 هجری شمسی پرورشگاه دروازه دولت تغییر نام داد و بنگاه مستقل پرورشگاه کودکان نامیده شد. در سال 1338 هجری شمسی بنگاه پرورش کودک به تفکیک دختران از پسران پرداخت. این بنگاه در سال 1341 هجری شمسی با دارالایتام دروازه قزوین ادغام شد. در سال 1332 خانم پروین دولت آبادی 54 نفر از کودکان بی سرپرست پرورشگاه شهرداری را به باغی در ورامین برد و محلی به نام بنگاه پرورش کودک ایجاد کرد.[4]

در دوره گذشته، سیاست های رژیم در جهت بسط و گسترش پرورشگاه ها استوار بود و با عدم توجه به ارزش های اسلامی و بسیاری نیازمندی ها، فقر، محرومیت برخی خانواده ها و سایر زمینه هایی که موجب آسیب در جامعه می شد با تبلیغ رژیم گذشته به امور کودکان بی سرپرست که باعث شد روند روبه رشدی در ایجاد مراکز نگهداری از کودکان بی سرپرست باشد را شاهد باشیم. همچنین تعداد بسیاری از کودکان با بریدن از خانواده های خود در حالی که دارای خانواده بودند به مراکز نگهداری و حمایت از کودکان پناه می آوردند و از طرفی خانواده هایی که از سر نداری و فقر درمانده بودند، اطفال خود را به این مرکز می سپردند بطوری که با مقایسه آمار این پرورشگاه ها در سال اول تاسیس و سال پنجم، می توان به سرعت وحشتناک روبه رشد جذب این اطفال پی برد.[5]

گفتار سوم : حمایت از کودکان بی سرپرست پس از انقلاب

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استقرار جمهوری اسلامی بر پایه آموزه های تعالیم دینی، سیاست های دولتی تغییر کرد. از نظر اسلام، هیچ محیطی برای اطفال، مناسب تر از محیط طبیعی انها یعني خانواده نیست. محیط پرورشگاه ها تحت تاثیر فرهنگ دوره قبل از انقلاب و بی بند و باری آسیب پذیر شده بود. فرزندانی که در این محیط ها رشد می کردند از ضعف هایی برخوردار بودند که آثار مخرب آن، در شخصیت آنها تاثیر می گذاشت.[6] سیستم گسترش پرورشگاه که اختراعی غربی است و مورد توجه اسلام نبوده، در صورتی که مسلمانان از سرپرستی اطفال غفلت نمایند، جهت فسادی که از بی سرپرستی اطفال به جامعه می رسد آن را تجویز می نماید. به همین جهت سیاست های دولت شروع به ادغام و جمع آوری تشکیلات گسترده حمایت از کودکان بی سرپرست، در قبل از انقلاب نمود و حمایت از این اطفال را در کانون های خانواده و شبه خانواده  مورد توجه قرار داد.

با توجه به سیاست های کلی دولت، پرورشگاه ها در سال های پس از انقلاب برچیده شد و بعضی از آنها مخل و مابقی درهم ادغام گشتند. بطوری که هم اکنون چند واحد کوچک در غالب شاخه خدماتی حمایتی سازمان بهزیستی کشور باقی می ماند.[7]با توجه به وظایف قانونی دولت، در حمایت از کودکان بی سرپرست، که حضانت این گونه اطفال را بر عهده دارد، وجود این گونه مراکز را اعلام می نمایاند. از این رو پرورشگاه ها، بطور کامل جمع آوری نشده است و بطور محدود وجود دارد. وجود اطفال بی سرپرست واقعیتی انکار ناپذیر است و جمع آوری مراکز نگهداری این اطفال، موجب برچیده شدن معضلات نخواهد شد. برای حل این مشکل، تنها برچیدن زمینه های نگهداری از اطفال کافی نیست و روش های جایگزینی از جمله نگهداری از کودکان در کانون خانواده و تحت حمایت دولت و قوانین نام برد، که فرزند خواندگی یکی از این روش ها است. البته غیر از فرزند خواندگی، مکانیسم دیگری، از قبیل شبه خانواده و ایستگاه موقت فرزندان و … هم وجود دارند. شبه خانواده به خانواده هایی گفته می شود که بصورت موقت، پذیرای کودکانند، و علاوه بر نگهداری کودکان خود، مراقبت و پرورش یک تا چند کودک را می پذیرند.[8] کودکان مشمول این طرح، در چارچوب کودکان واجد شرایط فرزندخواندگی نیستند و علاوه بر کودکان بی سرپرست شامل کودکان بد سرپرست می شوند.[9]

[1]صنعتی نیا، عباسعلی، کاوشی پیرامون کودکان بی سرپرست، ناشر روابط عمومی بهزیستی کشور، 1375، صفحه7 .

[2]صنعتی نیا، همان منبع .

[3]قانون شهرداری ها، مصوب 1334، ماده 5، بندهای 6 و 22 .

[4]صنعتی نیا، همان منبع، صفحه 8 و 9.

[5]ایپکچی، م، پایان نامه دوره کارشناسی ارشد شیوه های نگهداری و سرپرستی ایتام در اسلام، رشته حقوق خصوصی، دانشگاه تهران، 1326، تاریخچه.

[6]صنعتی نیا، همان منبع، صفحه 10.

[7]صنعتی نیا، همان منبع، صفحه 39.

[8]قلی تبار، محمد مهدی، پایان نامه کارشناسی جایگاه فرزند خواندگی در حقوق ایران و انگلستان،دانشگاه مازنداران، شهریور1387،صفحه22.

[9]به کودکانی گفته می شود که علاوه بر داشتن یکی از والدین به علت جدایی یا زندانی بودن والدین به صورت تنها زندگی می کنند که بطور مستمر تحت نظارت سازمان بهزیستی بوده و تاییده کمیته نظارت شبه خانواده استان تهران را برای مراقبت و زندگی در خانواده صلاحیت دار را داشته باشند؛صنعتی نیا، همان منبع، صفحه40 .

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

پایان نامه ازدواج سرپرست و فرزند خوانده