• الگویی از ارزشها و باورهای مشترک که به افراد در درک کارکردهای سازمانی کمک کرده و بدون دلیل هنجارهایی واسه رفتار در سازمان واسه اونا جفت و جور می کنه.
  • این تعریف سه سطح متفاوت از فرهنگ در سازمان شامل ارزشها و هنجارها و رفتارها رو مورد تاکید قرار می دهد. در ادبیات فرهنگ سازمانی، یه جزء دیگه واسه فرهنگ سازمانی معرفی شده با عنوان «مصنوعات». این مصنوعات شامل ترتیبات، تشریفات، و زبون می شه. خیلی از کارشناسان فرهنگ سازمانی تاکید می کنن که مصنوعات قابل مشاهده ترین سطح فرهنگ سازمانی هستن. با اینحال، تشریح و توصیف معنی مصنوعات معمولاً سخته. محققان رشته فرهنگ سازمانی تمایل به قبول کردن این مطلب رو دارن که سطوح متفاوت این ساخت، خیلی زیادً با هم رابطه دارن. معنی فرهنگ سازمانی بازارگرا به عنوان یه ساخت، شامل چهار جزء می شه:

۱- ارزشهای مشترک اساسی در سطح سازمان که بازارگرایی رو مورد پشتیبانی قرار میدن.

۲- هنجارهای بازارگرا در سطح سازمان.

۳- مصنوعات قابل درک هم جهت با بازارگرایی.

۴- رفتارای بازارگرا.

محققان بیان می کنن که در میون این چهار جزء از فرهنگ سازمانی بازارگرا فقط رفتارها اثر مستقیم روی کارکرد دارن. این که ارزشها، هنجارها و مصنوعات اثر مستقیمی بر کارکرد بازار دارن مفروض نیس. به جای اون فرض شده که اونا به طور غیر مستقیم از راه رفتارای بازارگرا بر کارکرد اثر می گذارن. یکی از معتبرترین و قابل اتکاترین تحقیقات تجربی صورت پذیرفته واسه آزمون دقیق ساخت فرهنگ بازارگرا، تحقیقیه که هامبورگ و فلشر در سال ۲۰۰۰ انجام دادن و ساخت ارائه شده به وسیله اونا و هم اینکه اجزای ساختشان مورد اقبال کلی قرار گرفته(خوش سیرت،۷۱:۱۳۸۵).

نوشته ای دیگر :
اثر استرس

۲-۳-۴- مدلهای بازارگرایی

در مورد بازارگرایی هم مدلهای زیادی پیشرفت پیدا کرده. این مدلها به شکل چهار دسته در ادبیات بررسی شدن: مدلهای بررسی کننده ابعاد بازارگرایی، مدلهای بررسی کننده پیشایندها و پسایندهای بازارگرایی، مدلهای بررسی کننده رابطه بین بازارگرایی و کارکرد بنگاه، و مدلهای بررسی کننده بازارگرایی و کارکرد کار و کاسبی در بافت خدمات و بانکداری. کلیه مؤلفه های شناسایی شده در مورد بازارگرایی رو میشه در جدول شماره ۲-۱ نشون داد.

 

 

جدول شماره ۲-۱ کلیه عامل های شناسایی شده در مورد بازارگرایی

رفتار هوشمند فرهنگ رقابتی قابلیتای راهبردی
–        ایجاد هوشمندی–        نشر هوشمندی

هوش

–        پاسخگویی

–        استفاده اطلاعات

–        پیشرفت اجناس

–        دقیق شدن و فوکوس کردن بر محیط

–        مشتری گرایی–        حریف گرایی

 

–        هماهنگی

–        بین وظیفه ای

–        فرهنگ بازاریابی

–        قابلیتای مدیریتی–        تحقیقات بازاریابی

–        اجرای روش

–        دسترسی منابع

–        مدیریت ارتباطات

 

منبع:آقازاده و مهرنوش،۱۳۸۹٫ص:۱۲۳

دسته‌ها: علمی