روش صحیح تربیت و مراقبت از بچه های طلاق

بچه ها می تونن در برابر طلاق بسیار ضعیف شن اما اگر رفتار والدین بعد از طلاق اصولی باشه میشه امیدوار بود که بچه های طلاق کمترین آسیب ممکن رو ببینن.

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ این روزا طلاق پدیده ایه که در بین خونواده ها زیاد دیده می شه. پدر و مادر بنا به دلایلی قادر به ادامهٔ زندگی نیستن و آخرسر تصمیم می گیرند از هم جدا شن. با این وجود پذیرش طلاق واسه بعضی از کودکان کار ساده ای نیس.

حتی ممکنه در بین دوستان و افراد فامیل به دلیل طلاق والدین برچسب هایی بخورند که واسه شون مورد پسند نباشه و آسیب ببینن. اینجاس که والدین می تونن با چند پیشنهادٔ به درد بخور کاری کنن که فرزندشون احساسات منفی و ناخوشایندی نداشته باشه و راحت تر با وضعیت موجود کنار بیاد.

بچه هایی که پدر و مادرشون از هم طلاق گرفته ان ممکنه از طرف دور و بری ها و دوستانشون حرف هایی بشنون و برچسب هایی به اون ها زده شه. شاید به اون ها گفته شه بداخلاق هستن، کمبود محبت دارن، نیازای شون برآورده نمی شن یا افسردگی دارن. بعضی ها هم به اون ها برچسب می زنند که شیطان یا ناسزاگو هستن.

Children and Divorce,تربیت بچه های طلاق

اگر این برچسب ها دربارهٔ همهٔ بچه های طلاق عمومیت نداره و به روشٔ جداشدن پدر و مادر مربوط می شه. بعضی وقتا دلیل جداشدن پدر و مادر، مشکلات اخلاقیه. البته بعضی وقت ها هم والدین به دلیل مشکلات افتصادی، مریضی های روانی یا آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد و بیکاری طلاق می گیرند.

هر چقدر بچه ها از این عوامل بیشتر اثر گرفته باشن، این برچسب ها بین دوستانشون بیشتر مطرح می شه؛ پس باید تلاش شه طلاق والدین کم ترین آسیب رو بر کودکان داشته باشه تا اون ها هم کم تر برچسب بخورند.

حفظ احترام همدیگه

بهترین راه حل عملی واسه والدینی که در شرف جدایی هستن یا طلاق گرفته ان اینه که احترام همدیگه رو حفظ کنن و در حضور بچه ها از اختلافاتشان حرف نزنن. اگه بین پدر و مادر فرق های اخلاقی هست یا انتظاراتشان به هر شکلی برآورده نشده، بازم لازمه در حضور بچه ها احترام ها رو حفظ کنن.

اینکه بچه ها بدونن به چه دلیل پدر و مادر از هم جدا شده ان اشکالی نداره؛ اما پدر و مادر باید تلاش کنن بچه ها از طلاق کم ترین آسیب رو ببینن.

مراجعه به روان شناس

پیشنهادٔ دیگه به والدین اینه که قبل از طلاق به مشاور و روان شناس مراجعه کنن. حتی اگه طلاقشان قطعیه، پیشنهاد می شه روشٔ جداشدن رو از راه روان شناس و مشاور شناسایی کنن تا واسه بچه هاشون مشکلاتی ایجاد نشه.

یکی از راهکارهایی که ما روان شناسا به والدین پیشنهاد می کنیم اینه که بچه ها رو در حد ادراکشان نسبت به مشکلات خودتون آگاه کنین. بهتره فرزندان در جریان باشن که شما از دید فکری توانِ درکنارِهم بودن رو ندارین؛ اما نباید کاری کنین که بچتون از پدر یا مادرش دور شه.

اگه بچه پیش مادر می موند، لازمه در طول هفته وقتی رو واسه دیدن پدرش مشخص کنین. اگر با پدرش زندگی می کنه، باید روزهایی با مادرش دیدار داشته باشه تا از حضور پدر یا مادر محروم نشه.

شرایط رابطه محدود با والدین

بیکاری، اعتیاد و مریضی روانی سه دلیلی هستن که اگه در یکی از والدین دیده شه، بهتره حضور کودک در کنار اون به کمترین حد ممکن برسه؛ اما در حالت های دیگه پدر و مادر باید حق داشته باشن بچه رو در کنار خودشون ببینن و بچه هم باید حق داشته باشه به دیدن پدر و مادرش بره.

یعنی زن و شوهر نتونسته ان باهم زندگی کنن، اما بچه ها از اون ها طلاق نگرفته ان؛ پس حضور بچه ها در کنار پدر و مادر باید برنامه ریزی شه تا مشکل عاطفی، اجتماعی، اخلاقی و رفتاری واسه بچه به وجود نیاد.

مریضی روانی: در شرایط خاصی که پدر یا مادر مریض روانی باشن و در روابط فردی، اجتماعی و خانوادگی نتونن موقعیت درست رو تشخیص بدن، پیشنهاد می شه کودک با این پدر یا مادر در رابطه نباشه؛ چون حضور کودک در کنار یه مریض روانی اثر منفی برجای می گذارد و بهتره کودک در کنار پدر یا مادری باشه که سلامت روانی داره.

اعتیاد: دربارهٔ اعتیاد هم این طوره. اگه پدر یا مادری معتاد باشن و به خاطر همین طلاق صورت گرفته، بودن یه فرد معتاد در کنار بچه اثرات منفی به همراه داره و بهتره این رابطه هم در دست کم خودش نگه داشته شه.

بیکاری: به بیکاری هم باید توجه شه. پدر یا مادری که احساس مسئولیت نداشته باشه و واسه تأمین هزینه ها و مخارج زندگی تلاش نمی کنه و به گدایی رو می آورد به طور طبیعی فرزندان اون ها روندی رو در پیش می گیرند؛ در نتیجه، این رابطه هم مثبت نیس و بهتره به کمترین حد ممکن برسه.

سین جیم های همکلاسی ها از بچه های طلاق

ممکنه بچه های طلاق در محیط مدرسه یا جامعه و در رابطه با هم سن وسال های خودشون حرف وحدیث هایی رو بشنون یا با سؤالاتی بر بخورن که براشون ناراحت کننده باشه. شاید هم فرزندان نمی دانند باید دربارهٔ طلاق والدین با دوستان صمیمی یا بقیه همکلاسی های شون صحبت کنن یا خیر؟

در این وضعیت به والدین پیشنهاد می شه به فرزندشون بگن، وقتی که واسه دوستانت سؤالی پیش نیامده، ضرورتی نداره دربارهٔ طلاق ما صحبت کنی؛ مگه اینکه دوستان به روشی از این موضوع باخبر شن و سؤالاتی رو سوال کنن. البته بازم بستگی به سؤالاتی داره که پرسیده می شه. در این صورت بهتره در حد اطلاعاتی که لازمه، توضیحاتی مطرح شه؛ مانند اینکه به چه دلیل پدر و مادر طلاق گرفته ان و الان چیجوری زندگی می کنن.

بهتره کودک جنبه های مثبت رابطه رو واسه دوستانش مطرح کنه؛ یعنی به اون ها بگه در عین حالا که پدر و مادر من طلاق گرفته ان، در شرایط خیلی خوبی باهم زندگی کردن، اما تا اینجا بیشتر نتونستن به زندگی مشترک ادامه و در آخر تصمیم به جدایی گرفتن.

یعنی جنبه های مثبت پدر و مادر رو حتماً واسه دوستانش مطرح کنه تا این دوستان نسبت به والدین اون نگاه مثبتی داشته باشن و احساس نکنن، چون پدر و مادرش از هم جدا شده ان، این بچهٔ طلاق به سمت کارای خلافی مانند دزدی، دروغ گویی و… پیش می رود.

در واقع اینجور نگرشی اشتباهه و این برچسب ها درست نیستن. بعضی از بچه های طلاق بسیار خوب و مؤدب هستن. همونجوریکه تو یه بخش از جامعه می تونیم آدم های دزد، دروغ گو، بداخلاق و فریب کار داشته باشیم، به صورت میانگین شاید به همون اندازه، در میان بچه های طلاق هم آدم های مثبت و منفی وجود دارن.

پدر و مادر طلاق رو به صورت پدیده ای منفی تو ذهن بچه هاشون ایجاد نکنن تا در انتقال این پیام به دوستان هم به عنوان اتفاقی عادی تلقی شه.

در واقع دو نفر نتونسته ان با هم زندگی کنن، انتظارات و توقعاتشان از همدیگه متفاوت بوده. قادر به کامل کردن هم نبوده ان و به خاطر همین جدا شده ان.

وقتی بچه ها حسرت می خورند

پس از طلاق ممکنه واسه بعضی از بچه ها حسرت هایی پیش بیاد. شاید این بچه ها فکر کنن به چه دلیل کودکان دیگه پدر و مادر رو در کنارشون دارن، اما اون ها فقط با یه والد زندگی می کنن. در موقعیت های جور واجور، مهمانی ها، جشن تولدها و… یکی از والدین همراهشون نیس و افسوس بخورند به چه دلیل شرایط واسه اون ها این طور شده.

در اینجور شرایطی والدین باید به بچه بگن، ما در واقعیت های زندگی حرکت می کنیم. واقعیت اینه که پدرومادرهای بقیه دوستان تو تونسته ان باهم زندگی کنن؛ اما ما نتونستیم. من به عنوان پدر یا مادر احساس می کنم باید وظیفهٔ پدر یا مادر دیگه رو انجام دهم.

یعنی یه والد هم باید نقش پدر رو داشته باشه و هم نقش مادر. طوری باید این قضیه رو به بچه تفهیم کنن که اون احساس نکنه پدر یا مادر رو کم داره. پدر یا مادری که با اون زندگی می کنه، باید بتونه نیازهایش رو از والد دیگه هم تأمین کنه تا احساس حسرت و افسوس واسه فرزندان به وجود نیاد.

سربلندی به جای سرشکستگی

بعضی وقتا بچه های طلاق از جدایی والدینشون احساس سرشکستگی می کنن. تصورشون بر اینه که آبروی اون ها در بین دوستان و بقیه بچه های فامیل از بین رفته و نمی تونن خیلی راحت با قضیهٔ جدایی کنار بیان.

در این شرایط به والدین پیشنهاد می شه توانمندی ها و استعدادهای بچه ها رو شناسایی و زمینهٔ رشد بچه ها رو جفت و جور کنن. بعضی از بچه ها در یادگیری زبون استعداد دارن و یه گروه دیگه برنامه های کامپیوتری رو بهتر یاد می گیرند. عده ای دیگه ورزش رو دوست دارن، به کارای هنری علاقه مندند یا اینکه در مورد های تحصیلی موفق تر ظاهر می شن.

به طور مثال ممکنه در ریاضیات و زیست شناسی استعداد داشته باشن و با پرورش این استعداد بتونن تا سطح المپیاد پیش برن. پس والدین باید توانمندی و استعدادها رو طوری رشد بدن تا موضوع بچهٔ طلاق بودن واسه فرزندشون دیگه مطرح نباشه و اون ویژگی مثبت در بین دوستان، خونواده و فامیل بیشتر به چشم بیاد.

چیجوری با فرزندان خود رفتار کنیم؟

اشتباهات مالی خونواده های ایرونی

تربیت بچه سپیده دانایی طلاق چیجوری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *