فرایندهای مدیریت دانش

دانلود پایان نامه

منابع درونی و بیرونی(اجتماعت کاربران)
فرصت ها
ابزار یا رسانه ذخیره سازی عقاید قابل استفاده یا غیر قابل استفاده
اکتساب
دانش
دستورات استراتژیک
سازماندهی دانش کارکردی یا دانش فرایندی
زیر سوال یردن عوامل های موجود
استفاده از چشم انداز ها با دیدگاه های مختلف سازماندهی
ارتباط بین آنهایی که می دانند با آنهایی که نیاز به دانستن دارند.
تشویق سهیم سازی عقاید
ایده ها رازنده نگه دارید،صرفا بایگانی نکنید،تا آنجا که ممکن است آنها را عینی کنید.
توزیع اطلاعات درباره آنها که می دانند یعنی متخصصان موضوعات مهم اشاعه
آزادی برای تجربه:نمونه اصلی،مدلها،راهنمایی
پذیر سازمان درباره نادیده گرفتن سودهای احتمالی کاربرد
جدول 5-2- ارتباط بین فرایندهای مدیریت دانش و مکانیزمهای نوآوری
همانطور که قبلاً اشاره شد، نوآوری عبارت است از کاربرد دانش جدید، برای ارائه کالا و خدمات جدیدی که مشتریان می خواهند. نوآوری دانش در عمل یا دانش فعال است و همان طور که از دانش زاده می شود، تمام ویژگی های آن را دارا است. در عین حال نوآوری از رکود دانش و راکد بودن آن جلوگیری می کند. همچنین حرکت دانش در مسیر عکس آن را به تعویق می اندازد. از منظر اقتصادی نیز نوآوری قابل توجه است زیرا نوآوری می تواند کارآفرینی را برای سازمان و جامعه به ارمغان آورد. به این ترتیب امروزه نوآوری برای حیات سازمان ها در فضای تکنولوژی غالب قرن 21 الزامی است و آن ها برای ادامه حیات خود باید به طور مستمر نوآور باشند. تحقق این هدف مجدداً استقرار مدیریت دانش را به عنوان قابلیت اصلی سازمان الزامی می کند. مدیریت دانش دو بخش را با خود دارد: اداره دانش و افزایش توانایی برای خلق دانش جدید. خلق دانش و یادگیری که بخش دوم تعریف مدیریت دانش را مورد تأکید قرار می دهد افزایش و تسهیل فرآیند نوآوری است. به این منظور سازمان ها از مکانیزم هایی که فرآیندهای خلق، سهیم سازی و تلفیق دانش را حمایت می کنند، استفاده می کنند. بنابراین نوآوری یک هدف مدیریت و انتقال دانش است و این دو چنان در هم تنیده اند که می توان مکانیزم های نوآوری و فرآیندی مدیریت دانش را با هم انطباق داد.
جدول قبل ارتباط بین فرایندهای مدیریت دانش و مکانیزم های نوآوری را که توسط آلبرز و بروور صورت گرفته است را نشان می دهد. در این مورد استراتژیها و مکانیزمهای متفاوت و متنوعی وجود دارد که در انتهای این بخش به مطرح نمودن چند نمونه از استراتژی هایی که ارتباط مستقیم تری با نوآوری دارند می پردازیم:
الف) استراتژی مکین سی و شرکت: دی و ندلر (1998) از مکین سی و شرکت، 5 استراتژی دانش را که به وسیله شرکت های بزرگ به کار رفته است را شناسایی کرده اند:
توسعه و انتقال بهترین عمل: این استراتژی بر شناسایی بهترین عمل درون سازمان و اشاعه آن در تمام شبکه های کاری و موقعیت ها تأکید دارد.
خلق مهارت جدید از دانش موجود در سازمان: این استراتژی به سازماندهی مجدد دانش اشاره دارد.
شکل دهی استراتژی گروهی دانش
ترویج و تجاری سازی نوآوری: این استراتژی بر ایجاد وضعیت رقابتی به وسیله افزایش نوآوری تکنولوژیکی و کاهش زمان ارائه به بازار متمرکز می باشد.
ایجاد استاندارد با واگذاری دانش انحصاری
ب)پیوستار مدیریت دانش «بین نی»: به اعتقاد بین نی (2001) استراتژی مدیریت دانش در شش گروه و بر روی یک پیوستار قراردارد. استراتژی پیوستار مدیریت دانش به سازمان ها در خلق معنای متنوع کمک می کند و تمرکز آن روی فرایندها و فعالیتهای مدیریت دانش است.