مدلهای مدیریت دانش

دانلود پایان نامه

مدل دیگری که در این حوزه مطرح شده مدل بویسوت (1997) است که بر اساس این مدل وی دانش سازمانی را به دانش تدوین شده،تدوین نشده و منتشر شده، منتشر نشده تقسیم کرده است. دانش تدوین شده دانشی است که برای هدف انتقال ایجاد شده نظیر داده های مالی، و دانش تدوین نشده دانشی است که به راحتی قابل انتقال نیست نظیر تجربه، دانش منتشر شده دانشی است که آماده به اشتراک گذاری است. دانش منتشر نشده باشد تنها به عنوان دانش شخصی (ادراک، دیدگاه،تجربه) تلقی می شود.
دانش تدوین شده و منتشر نشده تنها براساس «نیاز به دانستن» در گروه های کوچک قابل انتقال است. تنها دانش تدوین شده و منتشر شده می تواند از طریق مجله ها، کتابها، کتابخانه ها قابل دسترس باشد. دانش منتشر نشده و تدوین نشده را عقل سلیم می داند این نوع دانش براساس نظر بویسرت در فرآیند کند و آهسته ی جامه پذیری، عادات و شهود ایجاد می شود. شباهت های زیادی بین مدل نوناکو و بویسرت وجود دارد (هیسکوک، 2004، ص 110).
شاید جدیدترین مدلی که در این راستا مطرح شده را مدل لاستری (2007) دانست. مدل ارائه شده توسط وی بیانگر این است که دانش فردی نقطه آغاز خلق دانش سازمانی است. اطلاعات ماده خام دانش فردی است که اساس دانش سازمانی را تشکیل می دهد.
همان گونه که داونپورت اظهار کرده دانش فردی از ترکیب اطلاعات، تفسیر، انعکاس و تجربه در یک موقعیت خاص ظهور می کند. برای خلق دانش سازمانی، دانش فردی (عینی و ضمنی) باید برونی شود. دانش سازمانی از ترکیب این دو بعد ایجاد می شود. دانش فردی باید به افراد و گروه های دیگر منتقل شود تا دانش سازمانی بهبود یابد. انتقال دانش فردی به دانش سازمانی با جامعه پذیری، برونی سازی، درونی سازی و ترکیب اتفاق می افتد. این فرآیند می تواند از فرد به فرد، از فرد به گروه و یا در درون گروه ها اتفاق افتد. دو مورد اخیر می تواند برای انتقال دانش موثرتر باشد.
این مدل مفهومی دارای 6 مرحله است:
خلق معنا یا دیدگاه مشترک در رابطه با هدف توسعه دانش
تهیه اطلاعات.
ایجاد فرایند درونی سازی برای خلق دانش فردی.
تبدیل دانش فردی به یادگیری گروهی.
اشاعه دانش به دیگر سطوح سازمانی.
جنبه های عملی دانش (همان منبع، ص 186) .
به طور خلاصه این مدل ها فرآیند تغییر شکل دانش را مورد بررسی قرار می دهند اگر چه برخی از فرآیندهای ذکر شده در آن بسیار مکانیکی و شکلی است.
4-2-2- متدهای سرمایه فکری
تعدادی از مدلهای مدیریت دانش در این مقوله دسته بندی می شوند. از معروف ترین این مدل ها مدل ارائه شده در شرکت اسکاندیا می باشد.

نمودار 7-2- مدل سرمایه فکری مدیریت دانش (اسکاندیا؛ چیس، 1997، ص 54)
این مدل پیش فرضی با رویکرد عملی در رابطه با دانش مطرح می کند که می تواند پیوندی بین سرمایه های سازمانی برقرار نماید. اسکاندیا نخستین شرکتی است که در گزارش سالانه خود فعالیت ها و فلسفه سرمایه فکری شرکت را مورد توجه قرار دارد. در این مدل جنبه های اجتماعی مدیریت دانش نادیده گرفته شده است. این مدل طبیعت مکانیکی دارد و چنین فرض شده که دانش می تواند همانند سایر دارائیها و در کنار آنها قرار گیرد (همان منبع، ص 62-54).
5-2-2- متدهای ساختار اجتماعی
ای مدلها دارای پیوند ذاتی با فرآیندهای اجتماعی و یادگیری در سازمان ها می باشند. این مدل ها با وجود شباهت های زیاد، از این نوع مدل ها می باشد که سعی در جستجوی بیان مفهوم سازمان یادگیرنده یا یادگیری سازمانی دارند (دمرست، 1997) .

نمودار 8-2- مدل مدیریت دانش (دمرست ، 1997، نقل از مک آدام و مک کریدی ، 1999، ص 95)
در این مدل بر چهار بعد کلیدی مدیریت دانش تأکید شده است:
ساختار دانش در سازمان، این ساختار تنها به اطلاعات علمی موجود در سازمان محدود نمی شود بلکه ساختار اجتماعی مدیریت دانش را نیز شامل می شود.
پیش فرض مدل این است که ساختار دانش موجود در سازمان تنها از خلال برنامه های عینی فراهم نمی آید بلکه می تواند حاصل فرایند تبادل اجتماعی نیز باشد.
فرآیند پشتیبانی کننده ای از اشاعه دانش در سازمان و محیط سازمانی وجود دارد.