مدل انتشار نظام مدیریت دانش

دانلود پایان نامه

این مدل نشان می دهد که چگونه دانش ضمنی عمیقاً بر فرآیندهای خلق دانش تأثیر می گذارد. این بازخوردها فقط از دانش حاصل نمی گردد بلکه با اطلاعات غیرکمی دیگر غنی می شود. اگر چه عوامل تأثیرگذار بر دانش ضمنی زیاد است، عمدتاً این مدل تنها روی چهار عامل غیر ملموس نوآوری، درک و فهم، قضاوت و تجربه تکیه دارد.
نوآوری: خلق دانش و نوآوری در ارتباطند، نوآوری نتیجه خلق مداوم دانش است و فرآیند بکار بردن دانش برای تولید یک محیط نو است. این دانش با محصولات، تکنولوژیها، و سیستم های جدید در ارتباط است.
درک و فهم: ارتباط بین تجربه، فهم و مفهوم سازی یا شناخت از هر مفهومی دقیق تر و غنی تر است. ایجاد ارتباط با دیگران امکان پذیر نخواهد بود مگر فکر بتواند از استعداد و درک و فهم خود استفاده کند و آن را بکار گیرد.
قضاوت: قضاوت در خلق دانش یک ورودی کیفی است. دانش در برگیرنده قضاوت به عنوان یک عامل مرتبط با آن است.
تجربه: تجربه از چرخه های چندگانه نتایج قبلی که بعنوان اطلاعات موجودند خلق می شود. وقتی این اطلاعات مورد آزمایش قرار می گیرد، تجربه نقش یک ابزار یادگیری را بازی می کند (لاهیجانیان، 1384، ص 23).
6-3-2- مارپیچ دانش
نوناکا وتاکه چی (1995) به اهمیت استحاله دانش اشاره کرده اند. آنها به چهار شیوه این استحاله پرداخته اند: «جامعه پذیری» که عبارت است از انتقال مستقیم دانش نهان از فرد به فرد به وسیله مشاهده، تقلید و تجربه عملی فردی، که در این صورت مدل ذهنی فردی شکل می گیرد. در این فرایند «نمودار سازی» دانش نهان بواسطه استفاده از اظهارات استعاری، قیاسی و مدل به مفاهیم آشکار مبدل می شود. دانش آشکار بواسطه مفاهیم «نظام دهنده» به مقولات و ترکیب مفاهیم مبدل می شود. این تبدیل بواسطه اسناد و مکالمات صورت می گیرد. دانش نهان از دانش آشکار بواسطه «درونی کردن» خلق می شود. این به مفهوم آموختن از طریق عمل کردن است. بدین ترتیب یک مدل ذهنی ساخته یا بسط داده می شود و استحاله در مارپیچ دانش تجسم می یابد.

شکل 11-2 مارپیچ دانش برگرفته از (دافنر، 2001،ص19)
برای شرکتها این مهم است که فرایند منضبط را پیش رو گیرند که امکان تبادل پویا میان دانش نهان و آشکار را فراهم سازد.
7-3-2- مدل فرایند دانش
داونپورت و پروساک با ارائه مدل اظهار داشتند فردی که اطلاعات را تولید می کند می تواند به داده ها معنا بخشد. آنها روی فرآیندهای پنجگانه زیر تأکید کردند:
به ساخت اطلاعات معنادار کمک کند.
تدوین اهداف براساس دانایی.
طبقه بندی، شناسایی بخشی از دانش مورد تحلیل.
پردازش.
بازبینی.
خلاصه کردن و جمع بندی داده ها (داونپورت و پروسک، 2000، ص 59) این مدل به واقعیتهای موجود در داده ها معنا می بخشد. این مدل همچنین قواعدی را که در کاربرد نرم افزارها یا پایگاه ها برای تبدیل داده ها به اطلاعات معنادار وجود دارد بیان می کند. فرآیند اطلاعات تحت تأثیر دو عامل قرار می گیرد: این دو عامل دانش صریح و دانش ضمنی هستند.
8-3-2- مدلهای شبکه ای و مخزنی
فناوریهای جدید به سازمان ها اجازه می دهند که نظام مدیریت دانش را اجرا کنند، نظامی که به کمک آن بتوانند اطلاعات ساختار نیافته را ذخیره و منتشر کنند. در این رابطه در برخی متون دو نوع مدل برای پیاده سازی نظام مدیریت دانش پیشنهاد شده است مدل شبکه ای که از راهنماها و فناوریهای ارتباطی استفاده می کند تا صاحبان دانش را با استفاده کنندگان دانش پیوند دهد. مخزن هایی که از فناوری اطلاعات جهت به دست آوردن، سازماندهی، ذخیره و توزیع دانش عینی سازمان استفاده کنند.
برای درک تمایز بین این دو رویکرد باید طبیعت دانش سازمانی را مورد توجه قرار داد. نظام های مدیریت دانش شبکه ای از انتقال هر دو نوع دانشی (عینی-ضمنی) حمایت می کنند، اما به نظر می رسد این مدل ها برای دانش ضمنی مناسب تر هستند. نظام مدیریت دانش شبکه ای قصد تدوین دانشی را که توسط خبرگان در یک سازمان به دست آمده ندارد، بلکه تلاش دارد راهنمایی هایی برای این دانش ایجاد کند. این امر سبب می شود دانش مرتبط با سازمان تعریف شود، دارندگان دانش در هر حوزه مشخص شوند و این امر منجر به ایجاد راهنمایی قابل جستجو برای کمک به دیگران در سازمان شود. اجزاء دیگر نظام مدیریت دانش شبکه ای مجموعه ای غنی از ابزارهای ارتباطی و همکاریهایی برای پشتیبانی، توزیع و به اشتراک گذاری دانش می شود در مدل مخزن، دانش به عنوان یک شیء تلقی می شود که می تواند گردآوری، ذخیره و منتشر شود. نظام مدیریت دانش مبتنی بر این مدل بر دانش عینی سازمانی تأکید دارد و دانش به شکل قابل مشاهده ای به تصرف درمی آید (علوی و لیدنیر، 2001، ص107) .
9-3-2- مدل انتشار نظام مدیریت دانش
این مدل، طرح جامعی از انتشار سیستم مدیریت دانش است که توسط (محمد قدوس، 2005، ص 110) پیشنهاد شده است. این مدل حاصل اطلاعات استخراج شده از شش شرکت بزرگ در استرالیا و امریکای شمالی می باشد، و براساس اظهار نظرهای افراد کلیدی که در اجرای نظام مدیریت دانش در این سازمانها مشارکت داشتند، ترسیم شده است. این مدل دارای شانزده فاکتور اصلی و فرعی و شصت و چهار متغییر است. براساس این مدل چهار متغیر برای انتشار نظام مدیریت دانش دارای اهمیت بیشتری هستند، و از جانب همه افراد شرکت کننده در پژوهش مورد توجه قرار گرفته بود.
این چهار متغیر عبارتند از فرهنگ سازمانی، پشتیبانی و حمایت مدیران عالی، سودمندی برای افراد و رویای نظام مدیریت دانش. اگر چه ممکن است آزمون و پیاده سازی کامل مدل، کار دشواری باشد اما می توان بخش هایی از مدل را به صورت مجزا مورد آزمون و پیاده سازی قرارداد. این مدل مراحل انتشار نظام مدیریت دانش را از آغاز تا استفاده پایدار همراه با جزئیات نشان می دهد.
10-3-2- مدل مفهومی مدیریت دانش