مدل های پیاده سازی مدیریت دانش

دانلود پایان نامه

– مدیریت دانش اجرایی: دانش در تکنولوژی مجسم شده است.
– مدیریت دانش تحلیل: دانش از منابع داده های بیرونی کسب می شود و تمرکز آن بر روی اطلاعات درباره مشتریان است.
– مدیریت دانش مدیریت دارایی: مدیریت آشکار دارایی های دانش این امکان را فراهم می کند که بتوان دانش را به روش های مختلف مورد استفاده مجدد قرار داد.
– مدیریت دانش محور: شامل کدگذاری، تغییر و اصلاح عمل تجاری، سهیم و اشاعه فرآیندهای درون سازمان است.
– مدیریت دانش توسعه ای: عبارت است از توانمندسازی استعدادهای کارگران دانش سازمان از طریق مهارت آموزی و رشد کارکنان.
– مدیریت دانش نوآوری و خلاقیت: ایجاد محیطی که خلاقیت یا ایجاد دانش جدید را افزایش دهد. به عنوان مثال به وسیله پژوهش و توسعه، تشکیل تیم از رشته های مختلف.
به طورکلی سازمان باید جوی را به وجود آورد که تبادل آشکار دانش و نوآوری در آن مورد تأکید قرار گیرد به گونه ای که کارکنان تمایل بیشتری برای تبادل دانش نوین خود با یکدیگر و نیز کاربرد آن داشته باشند.
2-2- بخش دوم: متدولوژی ها، مقایسات، تجربیات
1-2-2- مقدمه
فناوریهای جدید به سازمانها این امکان را می دهند تا سیستم های مدیریت دانش را به منظور ذخیره و انتقال و اشاعه اطلاعات ساختار نیافته مورد استفاده قرار دهند امروزه علاقه مندی فزاینده ای به حوزه مدیریت و انتقال دانش در سازمانها و محافل علمی وجود دارد. به دلیل نوظهور بودن این مسأله، کمبود بسته بندی استاندارد و مشخص در رابطه با مدل های پیاده سازی مدیریت دانش در منابع پژوهشی و سازمانی احساس می شود. در همین راستا این رساله به توصیف، تحلیل و ارزیابی مدل های پیشنهادی مدیریت دانش که در سه حوزه اصلی یعنی مدلهای طبقه بندی دانش، مدل های سرمایه فکری و مدلهای ساختار اجتماعی دسته بندی شده اند، می پردازد. سپس چند نمونه از مدلهای پیاده سازی نظام مدیریت دانش در سازمانها که حاصل گزارشهای پژوهشی در این زمینه است مورد بررسی قرار گرفته است. دانش نخستین منبع راهبردی برای شرکت ها در قرن بیست و یکم است. پژوهشگران و متخصصان تلاش می کنند دریابند، چگونه منابع دانش به صورت موثری گردآوری و مدیریت شود تا بتوان به عنوان مزیتی رقابتی از آن استفاده کرد. بنابراین قبل از اقدام به مبادرت بر اجرای طرح های مدیریت و انتقال دانش، سازمان ها نیازمند ارزیابی زیر سیستم های سازمانی و منابع موجود خود هستند تا مهمترین و بهترین راهبرد پیاده سازی مدیریت دانش را برای خود شناسایی کنند.
مدیریت دانش امر جدیدی نیست، تمدن های بشری از نسلی به نسل دیگر اقدام به نگهداری و انتقال دانش، برای درک گذشته و پیش بینی آینده، می نمودند. در محیط های تجاری پیچیده و پویای امروزی تشنگی برای دانش، روز به روز دامنه و عمق گسترده تری می یابد. دانشی که به شدت در حال تغییر و در بیرون از سازمان ها در حال انتشار است. فناوری اطلاعات و اینترنت نیز چالش های جدیدی را در خلق، نگهداری و مدیریت دانش به وجود آورده است.
در دهه های 1980 و 1990 فلسفه ها، رویکردها و روش شناسیهای بهبود تجارت به طور مداوم توسعه یافت. این توسعه و پیشرفت ناشی از ترکیب فعالیتهای تجاری و نظریه های علمی در دهه های اخیر است. مباحثی از قبیل یادگیری سازمانی، سازمان های یادگیرنده، مدیریت کیفیت جامع، مهندسی مجدد، فرآیند تجارت و … مثالهایی از این رویکردهای جدید می باشد. بررسی نوشته ها نشان می دهد که مباحث مربوط به اقتصاد، سرمایه فکری، رویکردهای مهندسی (نظامهای تولید صنعتی انعطاف پذیر)، رسانه های دانش، رایانه، مطالعات سازمانی، مردم شناسی و جامعه شناسی (معرفت شناسی) شامل یادگیری، شناخت موقعیتی و روانشناسی شناختی، جنبه های مربوط به هوش مصنوعی، مباحث مربوط به منابع انسانی و … در این حوزه مطرح شده است.
2-2-2- مکاتب فکری مطرح در مدیریت دانش
بیان مفهوم هر موضوعی در روشن شدن دامنه و عمق آن موضوع می تواند مفید و موثر باشد. در برخی از موارد بیان مفهوم بسیار دشوار است. به ویژه در مباحث مربوط به حوزه مدیریت، به دلیل ماهیت و طبیعت رشته بیان برخی مفاهیم از پیچیدگی خاصی برخوردار است. براین اساس تعاریف زیادی از مدیریت دانش مطرح شده از جمله مدیریت خلق دانش، تفسیر، اشاعه و استفاده، حفاظت و نگهداری و پالایش دانش را در بر می گیرد.
پیچیدگی این بحث ارتباط دانش با اطلاعات و فناوری اطلاعات نیست بلکه قرابت این مفهوم با مباحثی نظیر روانشناسی و تجارت دانش است (مک آدام و مک کریدی، 1999، ص 95) .
مدیریت دانش فعالیتی است که تاکتیک ها و راهبردهای آن برای مدیریت سرمایه های انسان محور در نظر گرفته می شود. با نگاهی اجمالی به تعاریف مدیریت دانش می توان دریافت که مدیریت دانش با تئوری و عمل رابطه دارد (همان منبع، ص 98).
سوال اساسی در حوزه مدیریت راهبردی این است که سازمان چگونه به مزایای رقابتی دست یابد و آنها را تداوم بخشد. در رویکرد سنتی جذابیت صنعت انتخاب شده و استقرار آن در مقابل رقبا مهمترین مزیت رقابتی بود (پورتر، 1985).
با توجه به افزایش عدم قطعیت و پویایی در محیط های سازمانی تمرکز پژوهش های راهبردی جدید بر الگوی «ساختار- رفتار- اجرا» به عنوان کلید اصلی مزیت رقابتی می باشد. گرنت اضافه می کند که این تغییر، نارضایتی در رابطه با سکون و تعادل در رویکردهای سنتی را نشان می دهد و به چشم اندازی داخلی به نام «دیدگاه منبع- مداری سازمان» منجر می شود. این دیدگاه سبب می شود سرمایه ها و توانمندیهای سازمانی به عنوان منابع اصلی مزیتهای رقابتی تلقی شوند. در این دیدگاه باید بین منبع و توانایی تمایز قائل شد. منابع سازمانی شامل ابزارها و تجهیزات، مهارت ها، ثبت اختراعات و نقدینگی مهمترین دروندادهای رقابتی پایدار می باشند. توانایی سازمانی در به دست آوردن، انتقال و استفاده از این منابع در جهت اجرای کارها و فعالیت های رقابتی می باشد. براساس دیدگاه دانش مداری بسیاری از نظریه پردازان در رابطه با توانمندیهای سازمانی پیشنهاداتی داده اند .(گرانت، 1991، ص 114) . براساس متون فوق چنین استنباط می شود که سازمانها نیاز به کسب دانش از بیرون خواهند داشت. برهمین اساس کوهن و لونیتال برروی ویژگیهای توانایی جذب اطلاعات بیرونی به عنوان یک ارزش جدید تأکید کرده اند. گردآوری و انتقال دانش سازمانی می تواند از طریق فراهم آوردن دانش از منابع بیرونی و خلق درونی صورت گیرد. مهمترین فعالیتهای مدیریت یکپارچه سازی و ترکیب مجدد براساس تغییرات محیطی است.
مدلهای مدیریت و انتقال دانش طیف وسیعی از دیدگاههایی که در متون توصیف شده است را بیان می کند توصیف این مدلها می تواند در پروژه های ساختاری و کارکردهای سازمانی مدیریت دانش مورد استفاده قرار گیرد. مدلهای مدیریت و انتقال دانش بایستی با احتیاط مورد استفاده قرار گیرد.
در این تحقیق سعی شده جنبه ها و دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار گیرد. در اکثر منابع، مدیریت و انتقال دانش سازمانی به سه نوع مدل اشاره شده است: 1- مدلهای طبقه بندی دانش. 2- مدل های سرمایه فکری. 3- مدلهای ساختاری اجتماعی سازمانی.
3-2-2- متدهای طبقه بندی دانش
این مدل ها دانش را به عنوان عنصری مجزا می پندازند. برای مثال مدل نوناکا و تاکایوچی بازنمودن مفهومی سطح بالا از مدیریت دانش را نشان می دهد و مدیریت دانش را به عنوان فرآیند خلق دانش تلقی می کند. (شکل 6-2)

شکل 6-2- مدل نوناکا و تاکویوچی 1995 برگرفته از (هیکس 2004، ص 107)
براساس این مدل دانش از عناصر عینی و ضمنی تشکیل شده است. دانش ضمنی براساس تعریف پولانی نقل از هیسکوک 2004، دانشی غیرلفظی، ذاتی و بیان نشده است. دانش عینی دانش اظهار شده از طریق نوشته ها، طرح ها، نقاشیها، برنامه های کامپیوتری و… است. در این مدل فرض شده که دانش ضمنی می تواند از خلال فرآیند جامعه نگری به دانش ضمنی فرد دیگری منتقل شده و در فرآیند برونی سازی به دانش عینی تبدیل شود. همچنین براساس این مدل دانش عینی می تواند از طریق فرآیند درونی سازی به دانش ضمنی تبدیل شود و از طریق ترکیب شدن و انتشار می تواند دانش عینی دیگری تبدیل شود. البته انتقال دانش بسیار پیچیده تر از ماتریس ساده پیشنهادی نوناکا است و به راحتی قابل تفسیر در پارادایم جدید مدیریت دانش نمی باشد. نسخه نمایش داده شده نقل بهینه ای از این مدل در مدل نوناکا و هدلاند است. براساس این مدل چهار سطح مختلف از حاملین یا عاملین دانش در سازمان ها وجود دارد (محور هستی شناسی) که شامل افراد، گروه های کوچک درون سازمان یا بیرون سازمان مشتریان اصلی، تهیه کنندگان، رقبا و … می باشد.