پاسخی به پرسش بزرگ: با زندگی ام چه کنم؟

وقتی جوانیم، جهان برامون مثل صدفیست و موقعیتا ناتموم به نظر می رسن؛ اما بازم خیلی از ما فشاری رو روی دوش خود احساس می کنیم، فشار انتخاب ممکن؛ اینکه در آخر باید به کدوم سو رفته و پیگیر کدوم علاقه خود شیم. باید بدونیم به کدوم طرف قدم ورداریم و چه آینده شغلی رو واسه خود متصور باشیم. سوالی که تو ذهن خیلی از نوجوانان و جوانان امروز موج می زنه، اینه که آینده رو چی می شه؟ موجای سرنوشت، ما رو به طرف کدوم آینده شغلی پیش خواهند راند؟

فرصت رو عنیمت رو شمرده و حالا که در تعطیلات سال نو هستیم، عزممونو جزم کردیم براتون کمی از آینده و چگونگی اراده کردن در مورد زندگی بگیم. به راستی باید با زندگی خود چه کنیم؟ کجای این کره خاکی وایس تاده ایم و چیجوری می تونیم بر این افکار که بعضی وقتا حالتی منفی به ذهنمون میدن، پیروز شیم؟ در ادامه می خوایم به بعضی از این سوالات جواب بدیم، با سایت ما همراه باشین.

انرژی خود رو واسه پیشبینی آینده تلف نکنین

بعضی وقتا خیلی از نوجوانان، واسه خود نقشه هایی میکشن که در آینده، دکتر، وکیل، دانشمند، خواننده و یا مهندس شن؛ حتی این دسته از افراد هم نمی دونن که در آینده واقعا چه اتفاقی روی میده. اگه اونا واقعا اینجور باوری دارن، باید بگیم زندگی کمی فریبشون داده؛ روزگار همیشه طبق برنامه ریزی به جلو پیش نمیره و تعداد خیلی از آدما که واسه خود برنامه ریزی می کنن تا در آینده بتونن با زندگی خود کار خاصی بکنن، در آخر نخوان تونست به هدفشون دست پیدا کنن.

بعضی وقتا اتفاقاتی در میونه راه میفته که شما رو عوض می کنه یا حتی موقعیتای موجود تغییر می کنن. مشاغلی مانند کار کردن در گوگل، آمازون و یا توئیتر، ۱۰ الی ۱۵ سال پیش وجود نداشتن و خیلی از آدمایی که روزی آرزوی دکتر و مهندس شدن رو تو ذهن خود می پروراندند، حال مشغول به کار در اینجور استارت آپایی هستن.

به این نقطه می رسیم که باید بدونیم وقتی نمی تونیم آینده رو پیشبینی کنیم، پس چه کاری از دستمون بر میاد؟ بهتره به جای دقیق شدن و فوکوس کردن بر آینده، روی کارایی که حالا توانایی انجامشون رو دارین تمرکز کنین و اونا رو هر چی بهتر، رشد بدین؛ در آینده همین استعدادا هستن که براتون کارگشا واقع می شن. دست به خلاقیت بزنین و تا می تونین، به سراغ یادگیری مهارتای جور واجور برید. ماجراجویی کنین و دوستان جدید واسه خود دست و پا کنین؛ این موارد، در هر نوع آینده ای به کارتون میان.

یاد بگیرین با نا آسودگی خیلی راحت کنار بیایید

یکی از مهم ترین مشخصاتی که می تونین به شخصیت خود اضافه کنین، اینه که به خود یاد بدین زندگی همیشه سخته و بتونین با شرایط سخت هم کنار بیایید. ارزشا به آسونی به دست و اگه تمایل دارین آینده ای روشن در انتظارتون باشه، بهتره از سختی نترسین؛ بهترینا در زندگی، معمولا با سختی به دست میان.

یادگیری، به آخرسر رسوندن ایده ها، نوشتن یه کتاب، دویدن تو یه ماراتون؛ همه سخت، اما با ارزش و تجربیاتی توصیف ناپذیر هستن. اگه بتونین خود رو انگار پرورش بدین تا با کمی سختی در زندگی هم خو بگیرین، قادر به انجام هر کاری هم میشین. می تونین تجارت خود رو شروع کنین، اما اگه از سختی بترسید، این کار ممکنه؟ شروع کردن کار و کاسبی شخصی، راحتی رو از شما گرفته و کاری بسیار مشکله، پس از قبلا باید خود رو آماده کرده باشین.

اما چیجوری بتونیم با سختی خو بگیریم؟ به قصد، شروع به انجام کارایی کنین که قبل از این براتون غیر قابل تحمل یا سخت بودن. با کارایی کوچیک شروع کنین، مثلا، ورزش کردن در اول واسه همه بسیار سخته. با ورزش شروع کنین. وقتی بتونین خود رو به مراحل اولیه نا آسودگی خو بدین، وقتشه تا کم کم به سراغ کارای بزرگتر برید.

یاد بگیرین با تردیدها کنار بیایید

یکی دیگه از مهارتایی که به اون نیاز دارین، رد شدن از دودلی و شک هاست. شروع یه کار و کاسبی شخصی، چیزی عالیست اما اگه در میونه راه یا حتی در اول اون با دودلی مواجه شید، نمی تونین اونو پیش ببرین. شک به شما اجازه نمیده پروژه، تجارت و موقعیتای عالی رو قبول کنین. اگه «ندونستن» براتون مشکلی نباشه، شک نداشته باشین موقعیتای بیشتری رو که بر سر راهتون قرار می گیرن رو قبول می کنین.

در آخر اگه بتونین راحت طلبی رو کنار گذاشته و با تردیدا هم بجنگین، دیگه هیچ کاری نشدنی به نظر نمی رسه؛ می تونین سفری ازران به دور دنیا رو تجربه کنین، یه کتاب بنویسین، کار و کاسبی شخصی خود رو شروع کنین، برنامه نویسی رو فراگرفته و اپلیکیشنای خود رو بسازین، تو یه استارت آپ مشغول به کار شید و … همه اینا ممکن می شن، وقتی که بتونین بر شک و تردیدا و از طرف دیگه غریزه راحت طلبانه پیروز شدین، اگه موقعیتی عالی بر سر راهتون قرار گیرد، شما از پیش واسه اون تمرین دیده و مهارتای خود رو افزایش دادین.

از حواس پرتی و اتلاف وقت جلوگیری کنین

تموم مواردی که تا به اینجای مقاله شمردیم، با وجود داشتن مشکل بسیار بزرگی مثل حواس پرتی یا وقت تلف کردن، بی ارزش می شن. فرض کنیم که شما موقعیتی عالی به دست میارید، چون قبلا تمرین دیدین که با راحت نبودن کنار اومده و با تردیدهایتان هم مقابله کنین؛ اما وقت تلف کردن در شبکه های اجتماعی و یا تماشای تلویزیون، به شما اجازه نمی ده جایگاه اصلی خود در اون سازمان، شرکت و یا استارت آپ رو پیدا کنین.

بیشتر در مورد ذهنتون بدونین

بیشتر مردم نمی دونن که ترس هاشون، اونا رو کنترل می کنن. نمی تونن بفهمن که چند ساعت از وقت خود رو چیجوری در شبکه های اجتماعی هدر دادن. و یا بعضی وقتا دست به انجام کارایی میزنن که قبلا از اون به خود گفتن هیچوقت اون کار رو نمی کنن. عادتای ذهنی رو سخت میشه عوض کرد؛ دلیل اینم به خاطر این موضوعه که آدم معمولا درون ذهن خود رو نمی بینه و درک نمی کنه چه اتفاقاتی در ذهنش در حال روی دادن هستن. روش کارکرد ذهن خود رو یاد بگیرین و بعد، زندگی بسیار آسون تر می شه.

کار کرده و پولتون رو پس انداز کنین

پول مهم نیس اما «پول ساز» بودن خیلی سخت و البته مهمه. باید به مرحله ای برسین که بتونین خود رو به یه شخص اثبات کنین تا ایشون هم شما رو استخدام کرده و یا محصول یا سرویستان رو بخره. باید «با ارزش» شید و این مهم فقط با یادگیری نوع دوستی با بقیه مردم و چگونگی رابطه با اونا، به دست میاد. مهم نیس که شما دست فروشی می کنین، اپلیکیشن خود رو در اپ استور قرار دادین و یا تو یه فروشگاه، صندوقدار هستین؛ در هر صورت باید «با ارزش» باشین. با تمرین، روز به روز در این مورد بهتر هم میشین.

اگه درآمدتون به قدر کافیه، پس انداز کردن رو شروع کنین و بعدا هم با این پول، به سرمایه گذاریای دیگه مشغول شده و در آخر هم تماشاگر رشدش تو زندگیتون باشین.

یه ایده رو عملی کنین؛ حتی اگه کوچیک باشه

بیشتر مردم وقتشون رو با کارایی هدر میدن که واقعا ارزش ندارن؛ انجام بازیای ویدئویی، تماشای تلویزیون، گشت و گذار در شبکه های اجتماعی و… . وقتی که پس از یه سال از این افراد سوال کنین چه اندوخته ان؛ پاسخی واسه سوال شما ندارن. اما بیایید فرض کنیم که شما، هر روز یه ایده داشتین و در آخر عزمتونو جزم کردین یکی از اونا رو به شکلی آروم پیش ببرین. مثلا نوشتن یه اپلیکیشن رو شروع کردین و یا سایتی رو شروع کردین؛ پس از یه سال، ایده تون به محصول، سرویس، اپلیکیشن و یا سایتی عالی بدل شده. در کنار اون، خیلی از مهارتای جدید رو هم اندوخته اید. از همه مهم تر این که می تونین به بقیه بگید: «من اون ایده رو عملی کرده و موفق شدم.» این جمله ایست که خیلی از افراد، از به زبون آوردنش عاجرند. با ایده های کوچیک شروع کنین اما به شکل پیوسته به اون پر و بال بدین.

تبدیل به فردی قابل اعتماد شده و واسه خود اعتبار دست و پا کنین

وقتی که یه کارفرما، شخصی جوون رو به استخدام خود در می آورد، بزرگترین ترسش اون هستش که اون فرد جوون، قابل اعتماد نباشه. اینکه دیر به سر کار اومده و در موردش هم دروغ بگه؛ واسه مهلتای تعیین شده واسه تحویل پروژه هم اهمیتی قائل نگردد. شخصی که در طول سالیان، اعتبارش رو پایه گذاری کرده و واسه داشتن اون تلاش کرده، حتما فردی قابل اعتماد تره که ساده تر هم استخدام می شه.

با سر وقت حاضر شدن، راستگو بودن، انجام وظایف به بهترین روش، اعتراف به اشتباهات و بعد تلاش در رفع اونا، تلاش واسه رد نشدن از مهلتای مشخص شده، تلاش واسه انسانی خوب بودن و… می تونین اعتبار خود رو پایه گذاری کنین. همه این کارا موجب می شه تا به وسیله اعتبارتان، به بقیه هم واسه کار، پیشنهاد شید. این روش، بهترین راه واسه شروع یه کار جدید یا جذب یه سرمایه گذاره.

همیشه واسه موقعیتا آماده باشین

اگه شما به تموم دستورالعملای یاد شده تا به اینجای مقاله عمل کنین، تبدیل به فردی عجیب میشین و مطمئن باشین که از خیلی از همسنای خود جلو خواهید افتاد. (مخصوصا اگه یه نوجوون هستین.)

اگه چشمون خود رو خوب باز کنین، موقعیتا رو می بینین که یکی پس از دیگری بر سر راهتون قرار می گیرن؛ موقعیتای شغلی، شانس ایجاد یه سرویس یا محصول با شراکت شخصی دیگه، ایده یه استارت آپ، یادگیری مهارت جدید و تبدیل اون به کار و کاسبی شخصی، شانس به اجرا در آوردن نمایش نامه ای که نوشته اید و… همه اینا جز موقعیتایی هستن که بر سر راهتون قرار دارن. باید واسه اونا آماده باشین تا بتونین تصاحبشان کنین.

خطر پذیر بودن، یکی از فواید جوون بودنه؛ پس اگه هیچ کدوم از موقعیتا بر سر راهتون قرار نگرفت، خودتون موقعیت بسازین.

در آخر، اگه شما در مقطعی هستین که نمی دونین با زندگی خود چه کنین، نمی دونین چه اتفاقاتی رخ میدن، شما چه میشین، به چه مواردی علاقه دارین، با چه کسائی آشنا میشین، چه موقعیتایی بر سر راهتون قرا می گیرن و نیاز جهان در آینده چه میشه، حالا یه اصل رو درک کردین؛ اونم اینکه اگه آماده باشین، قادر به انجام هر کاری هستین.

خود رو آماده کنین؛ ذهنتون رو بشناسین، قابل اعتماد شید، ایده هاتون رو پیگیری کنین، بر اتلاف وقت پیروز شده و یاد بگیرین با راحت نبودن و تردیدا کنار آیید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *